به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، بعید است کسی تا به حال تصویر آن زن را ندیده باشد که با سربندی خالخالی بر سر، بازوانش را نشان میدهد و به بیننده مینگرد. این تصویر در دوران جنگ جهانی دوم به نماد و الهامبخشی برای میلیونها زن بدل شد و آنان را بر آن داشت تا به هر نحو ممکن، در پیشبرد این آرمان یاری رسانند. زنان به صورت گروهی به بازار کار پیوستند و در سطحی بیسابقه به میهن خود خدمت کردند. این نوشتار، روایتگر داستانی است که چگونه «رزی پرچکار» مشوق این جریان بود.
منبع: کتابخانه کنگره.
رزی پرچکارِ اصلی
در سال ۱۹۴۲، شرکت تولیدی «وستینگهاوس پاور» از هنرمندی به نام «جی. هاوارد میلر» دعوت به همکاری کرد تا کمپینی برای تشویق کارکنان خود، فارغ از جنسیت، تدارک ببیند. مشهورترین اثر او، پوستری بود که زنی را با لباس کار آبی و سربندی خالخالیِ قرمز، در زیر عبارتِ «ما میتوانیم انجامش دهیم!» به تصویر میکشید. این پوستر تنها حدود دو هفته در محیط شرکت وستینگهاوس نصب شد و پس از آن، برای چندین دهه به بایگانی سپرده شد.
درواقع، تصویری که امروزه اغلب مردم آن را با نام «رزی پرچکار» میشناسند، ابداً با چنین هدفی طراحی نشده بود. این طرح نه یک کمپین استخدامی برای جذب نیروی کار زن در دوران جنگ، که صرفاً پیامی تشویقی برای بانوانی بود که از پیش در شرکت وستینگهاوس مشغول به کار بودند.
در دهه ۱۹۸۰، پوستر میلر مورد توجه و اقتباس جنبش فمینیسم قرار گرفت و از آن پس به نماد زیباییشناختیِ سبک «رزی پرچکار» بدل شد. شعار «ما میتوانیم انجامش دهیم!» تصویرگر زنی کارگر، سرسخت و مستقل است که بازنمایی کاملی از این جنبش به شمار میرود. با این حال، پیش از دهه ۱۹۸۰، «رزی پرچکار» نماد جنبش متفاوتی بود؛ جنبشی که درحقیقت، آغازگر نقشآفرینی جدی زنان در بازار کار محسوب میشد.
منبع: بنیاد آیزنهاور.
حال اگر رزی پرچکارِ اصلی نه از آن پوستر نمادین وستینگهاوس، بلکه از جای دیگری برخاسته است، آن خاستگاه کجاست؟ پاسخ در ترانهای نهفته است که «رِد ایوانز» و «جان جیکوب لوب» آن را نوشتند و با اجرای «کی کایزر»، رهبر ارکسترِ بزرگ (Big Band)، به شهرت رسید.
ضبط این ترانه با نام «رزی پرچکار» توسط کایزر و ارکستر او، به موفقیتی ملی بدل گشت. این ترانه روایتگر داستان کارگرِ سختکوشِ خطِ تولیدی به نام رزی است که به پاس تلاشهایش در طول جنگ جهانی دوم، موفق به دریافت جایزه «تولید ای» (Production E) شد. نیروی دریایی ایالات متحده، جایزه «تولید ای» را به شرکتها و کارگرانی اهدا میکرد که در تولید تجهیزات جنگی، وسایل نقلیه و تسلیحات نظامی کوشش میکردند.
منبع: موزه نورمن راکول
رزیِ نورمن راکول
نورمن راکول، محبوبترین هنرمند عامهپسند آن دورانِ آمریکا، با الهام از این ترانه، نقاشیای پدید آورد که در شماره ویژه «روز یادبود» نشریه «ساندی ایونینگ پست» در تاریخ ۲۹ مه ۱۹۴۳ [۷ خرداد ۱۳۲۲] به چاپ رسید.
این اثرِ راکول که همنام با آن ترانه بود، یکشبه به اثری نمادین بدل شد. این نقاشی، زنی را با موهای حنایی و لباس کارِ جین به تصویر میکشد. او در دست چپ خود یک ساندویچ ژامبون دارد و تفنگ پرچزنیاش، در کنار ظرف غذایش که نام «رزی» بر روی آن حک شده، بر روی پاهایش قرار گرفته است.
این نقاشی سرشار از جزئیات است. بر روی لباس کارِ رزی، سنجاقها و نشانهای متعددی از دوران جنگ به چشم میخورد؛ ازجمله نشان «V» سفید به نماد پیروزی (Victory)، نشان «مادران ستاره آبی»، جایزه «تولید ای» و نشانهای خدمات غیرنظامی. او در حالی نشسته است که پایش را بر روی نسخهای فرسوده از کتاب «نبرد من» اثر آدولف هیتلر قرار داده است. راکول برای ترسیم وضعیت بدنی رزی، از پیکره «پیامبر اشعیا» اثر میکلآنژ در سال ۱۵۰۹ میلادی، واقع در کلیسای سیستین، الهام گرفته بود.
شخصیت «رزی» در نقاشی راکول، با الهام از «مری لوئیز دویل» (که بعدها نام خانوادگی «کیف» را گرفت)، اپراتور نوزدهساله تلفن، خلق شد. دویل برای این مدلسازی ۱۰ دلار دریافت کرد، اما هرگز تصور نمیکرد که تصویرش تا به این اندازه ماندگار شود. در سال ۲۰۰۲، زمانی که نسخه اصلی این نقاشی در حراجی «ساتبیز» به مبلغ ۵ میلیون دلار به فروش رسید، از خانم «کیف» و همسرش برای حضور در مراسم دعوت به عمل آمد. اکنون، این اثر که چهره خانم کیف در آن ثبت شده، در «موزه هنر آمریکایی کریستال بریجز» در شهر بنتونویلِ آرکانزاس نگهداری میشود.
که تصویر وی بر روی آن نقش بسته است، ۲۰۰۸.
منبع: کتابخانه کنگره.
«رزیِ» راکول نیز مانند آن ترانه، تأثیری ماندگار بر تلاشهای جنگی گذاشت. بیش از شش میلیون زن تحت تأثیر چنین آثار نقاشی و موسیقیای الهام گرفتند. آنها در صنایعی مشغول به کار شدند که پیشتر هرگز ورود زنان به آنها مجاز نبود، و بدینترتیب عصری از حضور زنان مستقل در محیط کار آغاز شد که نقش خود را در جبهه داخلی ایفا میکردند.
زنان به صورت گروهی سرازیر شدند و در تقریباً تمام مشاغل، حتی کارهای طاقتفرسایی چون تولید هواپیماهای نظامی، به فعالیت پرداختند. در حالی که مردان به خط مقدم اعزام میشدند، میلیونها «رزی» پشتیبان آنان بودند و به سهم خود، تلاشهای جنگی ایالات متحده را شتاب میبخشیدند.
منبع: کتابخانه کنگره.
نقش زنان در جبهه داخلی
صنعتی که در طول جنگ جهانی دوم بیشترین تأثیر را از ورود نیروی کار زنان پذیرفت، صنعت هوانوردی بود. در سال ۱۹۴۳، حدود ۳۱۰ هزار زن در صنعت هوانوردی مشغول به کار بودند که ۶۵ درصد از کل نیروی کارِ این حوزه را تشکیل میدادند.
از آنجا که جنگ جهانی دوم یک «جنگ تمامعیار» بود، مردان به خدمت فراخوانده شده و در جبههها حضور داشتند، اما همچنان نیاز به تدارکات جنگی احساس میشد. در این میان، زنان پا به عرصههایی گذاشتند که به طور سنتی مردانه تلقی میشد و به فعالیت در بخشهای کار سنگین، ساختوساز، تولید، و همچنین کارخانههای فولاد و چوببری پرداختند.
یکی دیگر از صنایعی که در دوران جنگ به جذب گسترده زنان پرداخت، صنایع مهماتسازی بود. زنان انواع کالاها را تولید میکردند که سپس به نیروهای نظامی در خط مقدم ارسال میشد. مهمات، هواپیما، هلیکوپتر، تانک و اقلام بسیار دیگری ساخته شده و به جبهههای نبرد در اروپا و اقیانوس آرام گسیل میشدند.
شرکت هواپیماسازی کانسالیدیتد، فورت ورث، تگزاس.
اثر هاوارد آر. هالم، ۱۹۴۲.
منبع: کتابخانه کنگره.
همین رونق حضور زنان در عرصه تولید، دلیل اصلی این است که در تصویرِ شناختهشده «رزی پرچکار»، سوژه اصلی در مقام یک پرچکار به تصویر کشیده شده است. «رزی» نمادی بود برای صدها هزار زنی که در آن زمان به ساخت ماشینآلات سنگین مشغول بودند؛ مشاغلی که پیش و پس از جنگ، به طور سنتی در انحصار مردان قرار داشت.
زنی به نام «وای کریستین ورومن» در کتابی تحت عنوان «یک دهان پرچ»، تجربه خود از کار در دوران جنگ جهانی دوم را به رشته تحریر درآورد. ورومن در خط مونتاژی کار میکرد که به ساخت بمبافکنهای «بی-۱۷» اختصاص داشت. او درباره این تجربه چنین نوشته است: «بزرگترین هیجان - که وصفناپذیر است - زمانی بود که بمبافکنهای بی-۱۷ از خط مونتاژ خارج میشدند. نمیتوانید احساسی را که داشتیم باور کنید. ما موفق شدیم!»
«پایگاه هوایی اوگدن» در دوران جنگ جهانی دوم.
منبع: پایگاه نیروی هوایی هیل.
با این حال، بسیاری از زنان مجبور بودند همزمان با انتخاب شغل، تمامی ابعاد زندگی خود را مدیریت کنند. بسیاری از آنان مادر بودند و با دیگر مادران شاغل همکاری میکردند تا از فرزندان مراقبت کرده و اطمینان حاصل کنند که کارهای روزمره مانند نظافت و آشپزی همچنان انجام میشود. بسیاری از زنان حتی با دیگر مادران شاغل همخانه شدند و شیفتهای کاری خود را به گونهای تنظیم میکردند که همیشه یکی از آنان مراقب کودکان باشد، در حالی که دیگری در محل کار حضور داشت.
زنان طعم استقلالی را چشیدند که پیش از آن هرگز دیده نشده بود، بهویژه برای زنانی که به طبقات متوسط و متوسطِ رو به بالا تعلق داشتند. شغلها، استقلالِ مالی و شخصی و حس موفقیت را برای آنان به ارمغان میآورد. تمایل فزاینده به استقلال و نقشآفرینی فعال در نیروی کار، خیلی زود به چالشی برای دولت ایالات متحده بدل شد، بهویژه هنگامی که مردان شروع به بازگشت از جنگ کردند.
در سال ۱۹۴۴، مشخص شد که متفقین در حال پیروزی هستند و مردان شروع به بازگشت از خطوط مقدم به خانه کردند. در این شرایط، دولت ایالات متحده ناچار شد به طور ناگهانی تغییر تاکتیک داده و زنان را ترغیب کند که به «شرایط عادی» بازگردند. بسیاری از زنان مجبور شدند به مشاغل دفتری و اداری بازگردند که این امر به معنای کاهش دستمزد آنان بود. نرخ حضور زنان در نیروی کار در سال ۱۹۴۷، از ۳۶ درصد به ۲۸ درصد کاهش یافت.
با این حال، کمپین تبلیغاتی «رزی پرچکار» همچنان یکی از موفقترین کمپینهای تبلیغاتی دولتی در تاریخ ایالات متحده باقی ماند. این کمپین به زنان طعم رهایی از نقشهای جنسیتی سنتی را چشاند که در سالهای آتی، تأثیر شگرفی بر پیشبرد مبارزه برای برابری جنسیتی داشت.
هزاران موقعیت شغلی در ارتش نیازمند نیرو است!» اثر کراندل و بردشاو، ۱۹۴۳.
منبع: کتابخانه کنگره.
زنان در ارتش
اگرچه در جریان جنگ جهانی دوم برای پر کردن مشاغل و مسئولیتهای خالی در جبهه داخلی به حضور زنان نیاز بود، زنان همچنین به طور فعال برای خدمت نظامی داوطلب شدند. حدود ۳۵۰ هزار زن برای خدمت در سمتهای غیررزمی داوطلب شدند. ایده استفاده از زنان در نیروهای نظامی مورد حمایت النور روزولت، بانوی اول وقت آمریکا، قرار گرفت و در ادامه ژنرال جورج سی. مارشال نیز از آن پشتیبانی کرد. مارشال از تجربه ارتش بریتانیا در بهکارگیری زنان در نیروهای مسلح الهام گرفته بود.
در ماه مه ۱۹۴۲، سپاه کمکی زنان ارتش آمریکا (Women’s Auxiliary Army Corps) تشکیل شد و بعدها جایگاهی رسمی و کامل در ساختار ارتش پیدا کرد و با نام سپاه زنان ارتش (WAC) شناخته شد. زنانی که در این نیرو خدمت میکردند، اغلب با عنوان WAC شناخته میشدند و در طیف گستردهای از مشاغل غیررزمی، هم در داخل ایالات متحده و هم در تمامی جبهههای جنگ، فعالیت میکردند. در سال ۱۹۴۵، بیش از ۶ هزار افسر زن در ارتش آمریکا حضور داشتند که فرماندهی بیش از ۱۰۰ هزار عضو WAC را برعهده داشتند.
دیگر شاخههای نیروهای مسلح آمریکا نیز در جریان جنگ جهانی دوم زنان را پذیرفتند. در نیروی دریایی آمریکا، زنان عضو سازمان WAVES (زنان پذیرفتهشده برای خدمت داوطلبانه اضطراری) از جایگاهی مشابه نیروهای ذخیره نیروی دریایی برخوردار بودند؛ زنان همچنین در تفنگداران دریایی و گارد ساحلی نیز پذیرفته شدند. با این حال، این زنان فعالیتهای پشتیبانی و کمکرسانی به جنگ را از داخل ایالات متحده انجام میدادند.
منبع: کتابخانه کنگره آمریکا
۲۵۹





نظر شما