سواد خانواده | وقتی دلسوزی والدین نتیجه معکوس می‌دهد؛ چرا نباید مدام سراغ بچه‌ها برویم؟

آیا ممکن است دلسوزی بیش از اندازه والدین، به‌جای تربیت کودک، او را به سمت پنهان‌کاری و تظاهر سوق دهد؟ مرحوم آیت‌الله حائری شیرازی با نقد تربیت مداخله‌گرانه، معتقد است شکوفایی واقعی کودک از مسیر تحمیل، نصیحت‌های مداوم و کنترل لحظه‌به‌لحظه نمی‌گذرد؛ بلکه باید موانع رشد طبیعی او را برداشت و اجازه داد فطرت کودک در فضایی امن و آزادانه مسیر خود را پیدا کند.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، مرحوم آیت‌الله حائری شیرازی با تأکید بر اینکه تربیت واقعی زمانی شکل می‌گیرد که موانع رشد کنار بروند و فطرت کودک فرصت شکوفایی طبیعی پیدا کند، نسبت به کنترل‌های آشکار، نصیحت‌های مداوم و حساسیت بیش از اندازه والدین برای اصلاح فوری رفتار فرزندان هشدار می‌دهد. به باور او، فشار و مداخله افراطی می‌تواند کودک را به سمت تظاهر، پنهان‌کاری و دروغ‌گویی سوق دهد.

بنابر روایت حوزه، بسیاری از ما درک درستی از مفهوم «تربیت» نداریم و گاهی آن را با «قالب‌سازی» و شکل دادن اجباری به شخصیت کودک یکی می‌دانیم.

گاهی فاصله میان دلسوزی والدین و سلطه‌گری در تربیت آن‌قدر کم می‌شود که نیت خیر پدر و مادر یا مربی، در عمل نتیجه‌ای برخلاف هدف اولیه به همراه می‌آورد. رویکردی که ممکن است در ظاهر با عنوان مراقبت، مسئولیت‌پذیری و دغدغه تربیتی توجیه شود، اگر از حد خود عبور کند، می‌تواند طراوت و آرامش روح کودک را تحت تأثیر قرار دهد.

یکی از مسائل مهم در نظام تعلیم و تربیت امروز، تشخیص درست مرز میان «هدایت» و «تحمیل» است؛ اینکه والدین تا کجا باید همراه و راهنمای کودک باشند و از چه نقطه‌ای به بعد، دخالت‌های مداوم می‌تواند مانع رشد طبیعی او شود. در همین زمینه، سخنان صریح مرحوم آیت‌الله حائری شیرازی درباره شیوه مواجهه با کودکان، قابل تأمل است.

 این‌قدر با بچه‌هایتان وَر نروید!

آیت‌الله حائری شیرازی درباره معنای واقعی تربیت می‌گوید: تربیت آن است که زمینه‌ای فراهم شود تا فطرت انسان آزاد شود. برای اینکه شخصیت انسان به شکل طبیعی رشد کند، ابتدا باید موانع را از سر راه او برداشت. اینکه مجموعه‌ای از مطالب را دائماً به کودک تلقین کنیم، چیزی را به او القا کنیم یا عقیده و رفتاری را بر او تحمیل کنیم، به معنای شکوفایی واقعی نیست.

او برای توضیح این موضوع از مثال گل استفاده می‌کند و می‌گوید اگر گلی را با زور و پیش از زمان طبیعی شکوفا کنیم، حتی خودمان نیز از نتیجه آن رضایت نخواهیم داشت و احساس می‌کنیم به گل آسیب زده‌ایم. باید باور کنیم کودک یا شاگرد ما از همان گل نیز لطیف‌تر و حساس‌تر است. با این حال، ما گاهی آن‌قدر در روند رشد کودکان دخالت می‌کنیم که نه‌تنها به شکوفایی آنها کمک نمی‌کنیم، بلکه ممکن است مسیر طبیعی رشدشان را نیز مختل کنیم.

همان‌طور که هر گلی زمان مشخصی برای باز شدن دارد، رشد شخصیت کودک نیز نیازمند فرصت، آرامش و فضای مناسب است. اگر کسی بارها تلاش کرده باشد گلی را پیش از موعد باز کند، به‌خوبی می‌داند که این دخالت چه آسیبی به گل وارد می‌کند.

به گفته آیت‌الله حائری شیرازی، بسیاری از آسیب‌هایی که در شخصیت برخی فرزندان شکل می‌گیرد، می‌تواند نتیجه مداخله بیش از اندازه والدین باشد. بنابراین، نباید دائماً با کودکان درگیر شد و در همه رفتارهای آنها دخالت کرد.

او توصیه می‌کند والدین فرزندان خود را بیش از اندازه نصیحت نکنند و با حساسیت و وسواس دائمی، تمام رفتارهای آنها را زیر نظر نگیرند. اگر هم لازم است مراقب رفتار کودک باشند، بهتر است این نظارت به شکلی غیرمستقیم و از فاصله انجام شود؛ به‌گونه‌ای که کودک احساس نکند دائماً تحت کنترل قرار دارد.

همچنین اگر کودک در رفتارش نقص یا عادتی نادرست دارد، نباید انتظار داشت که همان لحظه آن را کنار بگذارد و والدین نیز نباید برای اصلاح فوری آن بیش از اندازه فشار وارد کنند.

اصرار افراطی بر اینکه کودک همیشه و در همه شرایط کاملاً مؤدب، بی‌نقص و مطابق انتظار والدین رفتار کند، می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد. فشار بیش از اندازه ممکن است کودک را به سمت پنهان کردن رفتار واقعی خود، دروغ گفتن و تظاهر سوق دهد.

بنابراین، تربیت را نباید با کنترل دائمی، نصیحت‌های بی‌پایان و تلاش برای تغییر فوری همه رفتارهای کودک یکی دانست. گاهی مهم‌ترین کاری که والدین می‌توانند انجام دهند، ایجاد محیطی امن و مناسب و کنار زدن موانعی است که اجازه نمی‌دهد فطرت کودک مسیر طبیعی رشد خود را طی کند.

منبع: کتاب «راه رشد»، جلد چهارم، صفحه ۲۰۷.

کد مطلب 2276909

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 11 =

آخرین اخبار