به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در اوایل دهه چهل خورشیدی، چارلی چاپلین که سالها بود از هیاهوی سینما فاصله گرفته و در آرامش کوههای آلپ سوئیس سکنی گزیده بود، تصمیم گرفت داستان زندگیاش را روایت کند. روزنامه کیهان در شهریور ۱۳۴۳ بخشهایی از این خودزندگینامهنوشت را منتشر کرد؛ متنی که پنجرهای به کودکیِ غریب و سرشار از تضاد مردی گشود که بعدها جهان را با کمدیِ تلخوشیرین خود مسحور کرد.
چارلی در ۱۶ آوریل ۱۸۸۹ [۲۷ فروردین ۱۲۶۸] در منطقه «والورث» لندن متولد شد. او دوران کودکی را سرشار از عشق مادری میداند که اگرچه هنرمندی متوسط بود، اما برای چارلی و برادرش سیدنی، فرشتهای مقدس به شمار میرفت. پدر، مردی با چشمان سیاه و صدای گرم که به ناپلئون تشبیه میشد، به دلیل اعتیاد به الکل از خانواده جدا شد؛ تقدیری که چارلی را از تجربه یک زندگی پدرانه محروم کرد.
نقطه عطف زندگی چاپلین، سقوط تدریجی مادر بود. صدایی که روزی در تئاتر طنینانداز بود، بر اثر بیماری و فشار روانی از دست رفت. در یک شب سرنوشتساز، وقتی مادر در میان تمسخر تماشاگران مجبور شد صحنه را ترک کند، چارلیِ پنجساله برای نجات نمایش به میدان فراخوانده شد. او در برابر چشمان حیرتزده تماشاگران، آواز خواند، رقصید و حتی با تقلیدِ هنرمندانه از صدای مادر، چنان محبوبیتی یافت که بارانی از سکه بر صحنه بارید.
اما این موفقیت کودکانه، سرآغاز یک دوره فقر مطلق بود. در حالی که مادر برای بازگشت صدایش در کلیسا اشک میریخت، خانواده به ورطه درماندگی سقوط میکرد. با این حال، حتی در آن روزهای تیره و در میان فقر، مادرِ چاپلین همچنان به تربیت اخلاقی و رفتاری فرزندانش پایبند بود. این دوران، سنگبنای شخصیتی را بنا نهاد که بعدها در قالب «ولگرد کوچولو»، رنج و شادی بشریت را به جهانیان نشان داد.
روایت چارلی را درباره نخستین تجربهاش در صحنه تئاتر در گزارش چارلی چاپلین: مجبور شدم در سن پنجسالگی در صحنه تئاتر ظاهر شوم بخوانید.
۲۵۹





نظر شما