امیرحسین مدرس: تصحیح نسخه‌های خطی «یک جنون معطر و مقدس» است / سیدمهدی شجاعی: باید برای کارهای فرهنگی عمیق، صبور بود

رونمایی از دو کتاب امیرحسین مدرس در فرهنگسرای رسانه، بهانه‌ای شد تا اهالی فرهنگ از دشواری کشف، تصحیح و احیای نسخه‌های خطی و میراث مکتوبی بگویند که هنوز بخش بزرگی از آن ناشناخته مانده است.

ریحانه اسکندری: فرهنگسرای رسانه روز گذشته، دوشنبه ۳۰ شهریور، میزبان مراسم تجلیل از امیرحسین مدرس، نویسنده، شاعر، بازیگر، خطاط، مجری و رونمایی از دو کتاب «سفر در حباب» و «قطره دریای همت» به نگارش او بود؛ مراسمی که به میزبانی سیدمهدی شجاعی، داستان‌نویس، نمایش‌نامه‌نویس و فیلم‌نامه نویس برگزار شد. دکتر زهیر طیب، رئیس انجمن علمی تحقیق و تصحیح نسخه های خطی ایران و جمعی از اهالی فرهنگ و ادب برگزار شد و خیلی زود از یک برنامه رونمایی فراتر رفت و به روایتی درباره سال‌ها جست‌وجو برای کشف و احیای متون و نسخه‌های خطی تبدیل شد.

فضای جلسه، حال‌وهوای یک دیدار فرهنگی داشت؛ دیداری که در آن از شاعرانی گفته شد که نامشان در تاریخ ادبیات کم‌رنگ مانده، از نسخه‌هایی که برای پیدا کردنشان باید راهی طولانی را طی کرد و از پژوهشگرانی که گاهی سال‌ها با یک دست‌نوشته زندگی می‌کنند تا بتوانند متن آن را به دست مخاطب امروز برسانند. سیدمهدی شجاعی نیز در ابتدای مراسم گفت این برنامه «بهانه‌ای است برای اینکه تجدید دیداری با عزیزان اهل فرهنگ و ادب داشته باشیم» و ابراز امیدواری کرد این آغاز، تداوم پیدا کند.

امیرحسین مدرس: تصحیح نسخه‌های خطی «یک جنون معطر و مقدس» است / سیدمهدی شجاعی: باید برای کارهای فرهنگی عمیق، صبور بود
سیدمهدی شجاعی

اما محور اصلی نشست، خود دشواری این مسیر بود؛ مسیری که امیرحسین مدرس آن را «یک نوع جنون معطر و مقدس» توصیف کرد. او از تجربه‌هایش در جست‌وجوی نسخه‌های خطی، بررسی ده‌ها تذکره برای پیدا کردن ردپای شاعران کمترشناخته‌شده و حتی مکاتبه با کتابخانه ملی فرانسه گفت؛ جایی که به گفته او برای اسکن هر صفحه از یک نسخه، هزینه ۹ یورو اعلام شده بود.

در ادامه نیز سیدعلی کاشفی خوانساری، نویسنده، شاعر و روزنامه‌نگار که اجرای مراسم را هم برعهده داشت، از گستردگی گنجینه نسخه‌های خطی و بخش بزرگی از میراث مکتوب فارسی گفت که هنوز خوانده و احیا نشده است و دکتر زهیر طیب، نسخه خطی را فرصتی برای «سفر در زمان» دانست. به این ترتیب، مراسم رونمایی از «سفر در حباب» و «قطره دریای همت» بهانه‌ای شد برای صحبت از میراثی که پشت هر صفحه آن، قصه‌ای از یک شاعر، یک دوره تاریخی و سال‌ها تلاش برای بازگرداندن یک متن به حافظه فرهنگی ایران پنهان شده است.

شجاعی، با اشاره به فعالیت‌های امیرحسین مدرس در حوزه تصحیح متون، این نوع فعالیت را از جمله کارهای بنیادی فرهنگی دانست که کمتر دیده می‌شوند. او گفت: «ما همه گنجینه‌هایی که در اختیارمان هست، از شعرای قدیم، مرهون زحماتی است که بزرگان در گذشته کشیدند، تصحیح کردند و در اختیار ما قرار دادند؛ نسخه‌شناسی کردند و واقعاً زحمت و رنج فراوانی می‌برند.»

او با اشاره به دقت به‌کاررفته در آثار مورد بحث ادامه داد: «اگر کتاب را مطالعه بفرمایید، می‌بینید که چه دقت و چه وسواسی در تک‌تک کلمات به کار رفته تا مجموعه‌ای در اختیار عزیزان قرار بگیرد.»

شجاعی سپس از اهمیت توجه به متون دوره‌های کمتر بررسی‌شده گفت و تأکید کرد که این کار، در شرایط امروز، دشواری بیشتری دارد. به گفته او، کار ادبی و فرهنگی در حوزه تشیع و مقدسات، در شرایطی که بخشی از جامعه از برخی مفاهیم دینی و فرهنگی فاصله گرفته، نیازمند «عمق و ژرف‌نگری» و «تحمل و صبوری» است.

او در پایان سخنانش از مدرس و همچنین نشر نیستان برای توجه به این حوزه تشکر کرد و گفت این ناشر، «این حیطه مغفول را شناسایی کرده» و به شکل تخصصی روی آن کار می‌کند.

گنجینه‌ای که هنوز بخش کوچکی از آن شناخته شده است

در ادامه، سیدعلی کاشفی خوانساری، با توضیح درباره روند تصحیح متون، تصویری از دشواری‌های این حوزه ارائه کرد. او گفت بخش بزرگی از میراث مکتوب فارسی هنوز شناسایی و احیا نشده و برآورد دقیق این گنجینه نیز آسان نیست.

او با اشاره به تجربه خود گفت: «خوش‌بینانه‌اش شاید یک‌دهم از متون ادبیات فارسی تا به حال خوانده شده، دیده شده و باز شده و صدها هزار، بلکه بسا چند میلیون نسخه فهرست‌نشده، شناخته‌نشده و احیانشده وجود دارد.»

به گفته او، همین گستردگی می‌تواند برای پژوهشگران جوان یک فرصت باشد و هر فرد می‌تواند متناسب با علاقه و تخصص خود به سراغ بخشی از این «دریای عظیم و بی‌انتها» برود.

کاشفی خوانساری همچنین توضیح داد که تصحیح نسخه تنها به پیدا کردن یک متن قدیمی محدود نمی‌شود؛ بلکه پژوهشگر باید نسخه‌های مختلف را شناسایی، مقایسه و ارزیابی کند و در کنار آن درباره پدیدآورنده، دوره تاریخی، زبان، اصطلاحات و اختلاف نسخه‌ها نیز پژوهش کند.

او سپس به یک خلأ مشخص در حوزه نسخه‌پژوهی اشاره کرد؛ توجه بیشتر پژوهشگران گذشته به متون بسیار قدیمی و کمتر دیده‌شدن آثاری که در فاصله میان رواج نسخه‌های خطی و گسترش صنعت چاپ پدید آمده‌اند.

به گفته او، همین دوره نزدیک به چاپ، از اواخر صفویه تا دوره قاجار، آثار فراوانی دارد که با وجود وجود صنعت چاپ، هرگز چاپ نشده‌اند.

امیرحسین مدرس: تصحیح نسخه‌های خطی «یک جنون معطر و مقدس» است / سیدمهدی شجاعی: باید برای کارهای فرهنگی عمیق، صبور بود
امیرحسین مدرس و سیدعلی کاشفی خوانساری

او تأکید کرد: «همزمان با وجود صنعت چاپ، یعنی فهرست شما کتابخانه، گنجینه سلطنتی یا کتابخانه کاخ گلستان را ملاحظه کنید؛ صدها کتاب قاجاری ما داریم که چاپ نشده‌اند.»

کاشفی خوانساری در ادامه گفت این آثار فقط از منظر ادبی اهمیت ندارند و می‌توانند برای مطالعه تاریخ، جامعه‌شناسی، مردم‌شناسی، تاریخ ادبیات و زبان‌شناسی نیز منابعی مهم باشند.

«تصحیح نسخه یک نوع جنون می‌خواهد»

پس از این مقدمه، امیرحسین مدرس به جایگاه خود در این مسیر پرداخت. او در ابتدای سخنانش از استادان و چهره‌هایی که در سال‌های گذشته از آنها آموخته بود یاد کرد و گفت نسل او «وامدار» بزرگانی مانند سیدمهدی شجاعی و  موسوی گرمارودی  است.

اما بخش اصلی سخنان مدرس به دشواری کار روی نسخه‌های خطی اختصاص داشت.

او با لحنی صمیمی گفت: «آنچه آموخته و تجربه کرده‌ام، به عنوان تجربه شخصی خودم، این است که کار روی نسخه‌های خطی، کار بسیار بسیار دشوار و سختی است.»

سپس  افزود: «بی‌تعارف خدمت شما عرض بکنم،کار تصحیح یک نوع جنون می‌خواهد؛ و من تعبیر می‌کنم به یک جنون معطر و مقدس.»

مدرس توضیح داد که دشواری کار حتی پیش از آغاز تصحیح شروع می‌شود؛ یعنی از لحظه‌ای که پژوهشگر می‌خواهد نسخه را به دست بیاورد.

او گفت: «بسیاری از گنجینه‌ها نسخه را به این راحتی‌ها در اختیار کسی قرار نمی‌دهند. باید نامه‌نگاری کنید، درخواست بدهید، منتظر بمانید و خلاصه، هفت‌خوانی است که باید از آن عبور کنید تا این نسخه به دست مصحح برسد.»

او درباره مرحله بعدی کار نیز گفت: «حالا این نسخه کیفیتش چگونه ممکن است باشد، خطش چگونه ممکن است باشد، خوش‌خط باشد، بدخط باشد، تاریخ داشته باشد، نداشته باشد، کاتبش معلوم باشد یا نباشد؛ این‌ها همه بحث است.»

مدرس توضیح داد که پس از دستیابی به نسخه باید بررسی شود که آیا نسخه دیگری از آن اثر وجود دارد یا خیر و هر نسخه چه نسبتی با نسخه‌های دیگر دارد.

برای توضیح این دشواری، او به «سفر در حباب» از یدالله شکری هندی اشاره کرد و گفت نسخه‌ای که در اختیار داشته، نسخه‌ای بوده که در جست‌وجوهای او نسخه دیگری از آن پیدا نشده و بنا بر نظر استاد علی صدرایی‌خویی، به خط خود شاعر نوشته شده است.

او گفت یکی از انگیزه‌هایش در این مسیر، پیدا کردن شاعرانی است که کمتر شناخته شده‌اند: «من دنبال کسانی هستم که تاکنون مطرح نشده‌اند، کسی سراغشان نرفته و گمنام مانده‌اند، اما آثارشان قابل ارائه است؛ حرفی برای گفتن دارند و شیرینی و حلاوتی در آثارشان هست که می‌توان از دل آن، پیام‌های دلنشین و جدیدی استخراج کرد.»

مدرس برای نمونه، از بررسی حدود ۱۴۹ تذکره برای پیدا کردن اطلاعات مربوط به شکری هندی گفت و توضیح داد که در نهایت، از خلال شعرهای او توانسته به نام، تخلص و بخشی از پیشینه زندگی‌اش پی ببرد.

او در توضیح این مسیر گفت پژوهشگر گاهی مجبور است برای شناخت یک شاعر، تنها به تذکره‌ها اکتفا نکند و از خود متن و قرائن موجود در شعرها کمک بگیرد.

امیرحسین مدرس: تصحیح نسخه‌های خطی «یک جنون معطر و مقدس» است / سیدمهدی شجاعی: باید برای کارهای فرهنگی عمیق، صبور بود
امیرحسین مدرس 

از خط‌شناسی تا طب و نجوم؛ مصحح باید چندین دانش را بشناسد

مدرس در ادامه توضیح داد که کار مصحح فقط خواندن یک دست‌خط قدیمی نیست. پژوهشگر باید خط و شیوه‌های خوشنویسی را بشناسد و در مواردی، برای فهم یک بیت یا اصطلاح، به دانش‌های مختلف مراجعه کند.

او گفت در شعر شاعران گذشته، اصطلاحاتی از «طب، نجوم، هندسه، ریاضیات، فلسفه، حکمت، تفسیر، حدیث و موسیقی» وجود دارد و حتی یک نام جغرافیایی ممکن است پژوهشگر را به منابع تاریخی مختلف بکشاند.

مدرس مثال زد که اگر شاعری از یک اصطلاح پزشکی استفاده کند، مصحح باید به سراغ منابعی مانند «مخزن‌الادویه» یا «ذخیره خوارزمشاهی» برود تا معنای دقیق آن را پیدا کند.

او توضیح داد: «مثلاً ممکن است یک جایی به رگ قیفال یا یک اصطلاح پزشکی اشاره شده باشد. شما باید بروید ببینید در آن زمان این اصطلاح دقیقاً به چه معنا بوده، در کدام کتاب‌های پزشکی آمده و شاعر با چه معنایی از آن استفاده کرده است.»

به گفته او، حتی پس از پیدا کردن معنای لغوی یک اصطلاح، باید مشخص شود شاعر چرا دقیقاً همان واژه را در آن بخش از شعر به کار برده و آیا اصطلاح مورد نظر معنای دوم یا ایهامی هم دارد یا خیر.

او در توضیح گستردگی این کار گفت: «آدم با دریایی از این مفاهیم و اصطلاحات مواجه می‌شود که هر کدام را باید ابتدا تحقیق کند.»

مدرس همچنین به اهمیت شناخت خط و خوشنویسی اشاره کرد و گفت مصحح باید بتواند اقلام مختلف خط را بشناسد و در صورت نیاز، ویژگی‌های خط کاتب را تشخیص دهد.

او یادآور شد که پژوهشگران بزرگی مانند سعید نفیسی، بدیع‌الزمان فروزانفر و محمد قزوینی با امکانات بسیار محدودتری نسبت به امروز، سال‌ها برای تصحیح متون وقت گذاشتند.

«من خودم را مقیم ولایت زبان و ادبیات فارسی می‌دانم»

مدرس در بخش دیگری از صحبت‌هایش به چرایی ادامه دادن این مسیر پرداخت؛ در حالی که می‌داند مخاطب آثار تخصصی تصحیحی محدود است و شرایط اقتصادی نشر نیز دشوار شده است.

او گفت: «من شخصاً خودم را مقیم اقلیم، سامان و ولایت زبان و ادبیات فارسی می‌دانم. اگر از من بپرسند "تو چه‌کاره‌ای؟" می‌گویم طلبه زبان و ادبیات فارسی هستم.»

مدرس فعالیت‌های دیگر خود در سینما، تلویزیون و رادیو را «سفر»هایی دانست که از متن اصلی زندگی‌اش جدا نیستند و افزود: «من کسی هستم که در این ولایت مقیم است و گاهی سفری به سینما، گاهی سفری به تلویزیون و گاهی سفری به رادیو دارد؛ سفرم را انجام می‌دهم و دوباره به  اصل خودم برمی‌گردم.»

او درباره دوستی خود با محمدرضا زائری گفت: «ما در مدرسه راه می‌رفتیم و گلستان می‌خواندیم و حفظ می‌کردیم.»

او همچنین از نقش خانواده و به‌ویژه همسرش در ادامه این مسیر گفت و تأکید کرد که چنین کاری بدون همراهی و حمایت او آسان نیست.

مدرس سپس درباره چرایی تصحیح متون، نگاهش را متوجه آینده کرد: «من برای امروز کار نمی‌کنم. می‌دانم امروز اوضاع نشر چگونه است و می‌دانم امروز کسی، به‌خصوص دانشجوها و اهل فرهنگ، قدرت خرید کتاب را ندارد. اما این کار پنجاه سال دیگر خودش را نشان می‌دهد.»

او ادامه داد: «این کارها برای نسل‌های بعد می‌ماند. ما اگر امروز این گنجینه را حفظ نکنیم، فردا دیگر چیزی برای آیندگان نداریم که به آنها بدهیم.»

ماجرای ۹ یورو برای هر صفحه

مدرس در بخش دیگری از سخنانش به تجربه خود در جست‌وجوی نسخه‌های فارسی در خارج از ایران اشاره کرد.

او گفت: «من برای یک نسخه‌ای با کتابخانه ملی فرانسه مکاتبه کردم. گفتند برای اسکن هر صفحه باید ۹ یورو بدهید. سوال اول این که برای هر صفحه ۹ یورو را از کجا بیاوریم. سوال بعد اینکه حالا در این شرایط جگونه پرداختش کنیم.»

او این خاطره را نمونه‌ای از دشواری دسترسی پژوهشگران ایرانی به بخشی از گنجینه نسخه‌های فارسی در خارج از کشور دانست.

مدرس همچنین از وجود نسخه‌های فارسی در مجموعه‌هایی مانند واتیکان و بیت‌المقدس سخن گفت و تأکید کرد که بخشی از این میراث همچنان نیازمند شناسایی و بررسی است.

نگرانی درباره فاصله نسل جوان با ادبیات فارسی

مدرس بخش دیگری از سخنانش را به وضعیت آموزش و ارتباط نسل جدید با ادبیات فارسی اختصاص داد.

او گفت بخشی از نسل نوجوان و جوان، متون کلاسیک را متعلق به گذشته و فاقد کاربرد امروزی می‌داند و همین نگاه باعث فاصله گرفتن آنها از ادبیات شده است.

مدرس با اشاره به کتاب‌های درسی گفت به باور او، محتوای ادبیات فارسی در کتاب‌های مدارس نسبت به ۲۵ سال محدودتر شده است.

او با ابراز نگرانی درباره این وضعیت گفت: «من وقتی کتاب‌های درسی امروز را با بیست، بیست‌وپنج سال پیش مقایسه می‌کنم، احساس می‌کنم حتی  از محتوا خالی‌تر شده‌اند.»

مدرس در ادامه، ادبیات را پایه بسیاری از دانش‌ها دانست و برای توضیح این دیدگاه گفت حتی یک متخصص علوم دقیق، برای انتقال مفاهیم تخصصی خود به دانشجو و مخاطب، به دایره واژگان گسترده نیاز دارد.

او تأکید کرد: «چون با کلمه سروکار دارید، وارد حوزه ادبیات می‌شوید. پس وامدار ادبیات هستید.»

«نسخه خطی فقط عکس گرفتن و تایپ کردن نیست»

در ادامه نشست، دکتر زهیر طیب با روایتی متفاوت از نسخه‌های خطی سخن گفت؛ روایتی که بیشتر بر تجربه مواجهه مستقیم با این آثار و امکان «سفر در زمان» از طریق آنها متمرکز بود.

او گفت: «نسخه‌های خطی برای هر آدمی که در این روزگار به دنبال آرامش می‌گردد، یک نسخه شافی هستند.»

امیرحسین مدرس: تصحیح نسخه‌های خطی «یک جنون معطر و مقدس» است / سیدمهدی شجاعی: باید برای کارهای فرهنگی عمیق، صبور بود
امیرحسن مدرس، زهیر طیب و سیدعلی کاشفی خوانساری

طیب معتقد بود نسخه‌های خطی امکان فاصله گرفتن از «حجاب معاصرت» را فراهم می‌کنند و پژوهشگر هنگام کار با آنها، به نوعی وارد فضای زمانی دیگری می‌شود.

او تأکید کرد تصحیح نسخه به معنای عکس گرفتن از یک نسخه و تبدیل کردن آن به متن تایپی نیست و گفت: «یک کلمه ممکن است فرق بکند و تمام برداشت شما از متن عوض بشود.»

طیب برای توضیح این موضوع به اختلاف نسخه‌های حافظ اشاره کرد و گفت حتی در متنی که برای قرن‌ها شناخته شده است، یک اختلاف واژگانی می‌تواند اهمیت داشته باشد.

او همچنین با اشاره به دخالت‌های احتمالی کاتبان در نسخه‌ها گفت گاهی تغییرات عمدی یا سهوی در مسیر انتقال متن ایجاد شده است و مصحح باید بتواند آنها را تشخیص دهد.

به گفته طیب، کاتب ممکن است بر اثر خستگی، خواب‌آلودگی یا حتی برداشت شخصی، بخشی از متن را به شکلی خاص بنویسد یا عبارتی را جا بیندازد.

او در ادامه تصحیح متون را به کار باستان‌شناس تشبیه کرد: «ما موظفیم مثل آن باستان‌شناس  با آن ابزارهای ریز  آرام‌آرام خاک‌ها را کنار بزنیم تا به اصل آن پدیده باستانی برسیم. ما همین کار را با متن انجام می‌دهیم.»

به گفته او، مصحح باید نسخه‌های مختلف را همچون اعضای یک خانواده شناسایی کند و بفهمد هر نسخه از روی کدام نسخه نوشته شده است؛ تا مشخص شود کدام نسخه به اصل نزدیک‌تر است.

اعتراض به جایگاه تصحیح متون در نظام دانشگاهی

طیب بخش دیگری از سخنانش را به وضعیت پژوهش در دانشگاه‌ها اختصاص داد و گفت ارزش علمی تصحیح نسخه‌ها در نظام ارزیابی دانشگاهی به اندازه دشواری این کار نیست.

او گفت در مواردی، پژوهشگری برای یک کتاب تصحیحی بسیار دشوار که سال‌ها برای آن وقت گذاشته، امتیاز محدودی دریافت کرده است.

طیب با اشاره به تجربه‌ای که از ارزیابی یک کار تصحیحی نقل کرد، گفت گاهی پژوهشی که سال‌ها زمان برده، در نظام امتیازدهی دانشگاهی امتیاز اندکی دریافت می‌کند.

او هشدار داد که چنین رویکردی می‌تواند انگیزه پژوهشگران برای ورود به حوزه تصحیح متون را کاهش دهد و گفت: «چند سال است به شورای عالی انقلاب فرهنگی می‌گویم که بابا، نکنید این کار را. انگیزه‌های دانشوران ایران برای تصحیح را از بین نبرید.»

چهار سال و نیم برای یک شاعر کمترشناخته‌شده

در بخش پایانی نشست، مدرس درباره یکی دیگر از پروژه‌های پژوهشی خود، یعنی دیوان میرزا محمد زکی مشهدی، متخلص به «ندیم»، صحبت کرد؛ اثری که به گفته او، در جست‌وجوهایش تنها یک نسخه ناقص از آن در کتابخانه مجلس شناسایی شده است.

او گفت: «چهار سال و نیم است که من با این نسخه زندگی می‌کنم.»

مدرس توضیح داد برای یافتن نسخه‌های دیگر، حدود یک سال و نیم تا دو سال به همراه دکتر طیب و دیگر پژوهشگران جست‌وجو کرده‌اند، اما نسخه دیگری به دست نیامده است.

او گفت: «ما هر جا احتمال می‌دادیم نسخه‌ای از این اثر باشد، دنبال کردیم. با آقای دکتر طیب و دوستان دیگر صحبت کردیم، جست‌وجو کردیم، اما نسخه دیگری پیدا نشد.»

مدرس توضیح داد که ندیم مشهدی در دوره سقوط صفویه و حمله محمود و اشرف افغان زندگی می‌کرده و بعدها در دوره نادرشاه نیز فعالیت داشته است.

او برای تکمیل پژوهش خود درباره این دوره، حتی به اسناد آستان قدس رضوی مراجعه کرده و به فرمانی درباره انتصاب ندیم مشهدی به عنوان نایب‌التولیه آستان دست یافته است.

مدرس درباره اهمیت این شاعر و اثرش گفت شعرهای او می‌تواند تصویری از شرایط اجتماعی و تاریخی دوره سقوط صفویه ارائه کند؛ دوره‌ای که به گفته مدرس، از نظر تاریخی و اجتماعی اهمیت فراوانی دارد.

او همچنین از آماده بودن پژوهشی مفصل درباره ندیم مشهدی خبر داد و گفت این متن علاوه بر متن، مقدمه و توضیحات پژوهشی گسترده‌ای دارد.

مدرس در پایان، با اشاره به شباهت‌هایی که میان برخی مسائل تاریخی آن دوره و زمانه امروز دیده است، گفت: «اوضاع آن زمان را بخوانید؛ گویی آینه‌ای در برابر امروز ما گرفته شده است.»

او از مسئولان فرهنگی خواست چنین آثاری را نادیده نگیرند و برای انتشار پژوهش‌هایی که حاصل سال‌ها کار روی نسخه‌های خطی هستند، حمایت بیشتری صورت بگیرد.

امیرحسین مدرس: تصحیح نسخه‌های خطی «یک جنون معطر و مقدس» است / سیدمهدی شجاعی: باید برای کارهای فرهنگی عمیق، صبور بود
سیدمهدی شجاعی،امیرحسین مدرس و زهیر طیب

در بخش پایانی مراسم، امیرحسین مدرس چند قطعه از اشعار خود را برای حاضران خواند؛ بخشی که حال‌وهوای جلسه را از بحث‌های پژوهشی و نسخه‌شناسی به فضای شعر و ادبیات نزدیک‌تر کرد.

در ادامه، مراسم با رونمایی رسمی از دو کتاب «سفر در حباب» و «قطره دریای همت» به پایان رسید. امیرحسین مدرس پس از رونمایی نیز در جایگاه امضای کتاب حضور پیدا کرد و نسخه‌های ز این دو اثر را برای مخاطبان و علاقه‌مندان امضا کرد.

به این ترتیب، نشست فقط به معرفی دو کتاب محدود نماند؛ بلکه از دل آن تصویری از دشواری پنهانِ کاری بیرون آمد که بخش بزرگی از میراث ادبی ایران به آن وابسته است؛ کاری که گاهی برای پیدا کردن یک واژه، یک شاعر گمنام یا یک نسخه منحصربه‌فرد، پژوهشگر را ماه‌ها و حتی سال‌ها در میان کتابخانه‌ها، تذکره‌ها، دست‌خط‌ها و اسناد تاریخی به جست‌وجو وامی‌دارد.

۵۹۲۴۴

کد مطلب 2277880

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 4 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین