خواننده لبِ کارون به روایت مادرش/ همسایه‌ها گفتند نعمت خروس بی‌محل است استشهاد جمع کردند

در شهریور ۱۳۵۰، مجله «سپید و سیاه» در روایتی شنیدنی از زبان مادر نعمت‌الله آغاسی، از مسیر پرفرازونشیب زندگی این هنرمند پرده برداشت. مادری که برای پیوستن به پسرش، با استخاره از باقی اعضای خانواده جدا شد و رنج‌های او را در مسیر شهرت از نزدیک لمس کرد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در شهریور ۱۳۵۰، جهانگیر پارساخو، خبرنگار مجله «سپید و سیاه»، طی گفت‌وگویی اختصاصی با مادر نعمت‌الله آغاسی، به بازخوانی ابعاد پررنج و پرفرازونشیب زندگی این خواننده مشهور پرداخت. این روایت، داستان مادری است که میان ماندن در کنار همسر و چهار فرزند دیگر و پیوستن به پسر جوانش، نعمت‌الله، بر سر دوراهی دشواری قرار گرفت. او سرانجام با توسل به قرآن و استخاره، تصمیم گرفت خانواده‌اش را ترک کند و راهی زندگی با پسرش شود؛ تصمیمی که با پذیرش و تمکین پدر خانواده به حکم قرآن همراه شد.

نعمت‌الله در تیر ۱۳۱۹ در اهواز و در روزگاری پر از سختی متولد شد. طبق روایت مادر، همزمان با تولد او، پدرش که دو سال از بینایی محروم بود، بینایی خود را بازیافت. با این حال، معلولیت حرکتی نعمت چالش‌های فراوانی برای خانواده ایجاد کرد؛ چنان‌که او در کودکی و نوجوانی ناچار به تجربه کارهای سخت مانند عملگی شد، اما به دلیل شرایط جسمانی نتوانست در آن موفق باشد. مدتی نیز به پینه‌دوزی و نفت‌فروشی روی آورد. علاقه‌اش به آوازه‌خوانی دردسرساز شد؛ «یک روز می‌بینیم اهل محل دارند استشهاد تهیه می‌کنند، جلو رفتم و علت را پرسیدم، گفتند: اهل محل از پسر تو شاکی هستند! … وقت و بی‌وقت آواز می‌خوند. این خروس بی‌محل خواب و آرام از همه گرفته!» و این امر خشم و تنبیه پدر را به دنبال داشت.

ورود اتفاقی نعمت به عرصه خوانندگی در مراسم عروسی یکی از همسایگان، نقطه عطفی در زندگی او بود. او پس از دوره‌ای کوتاه‌ از کهنه‌فروشی، با سرمایه‌ای اندک راهی تهران شد. ازدواج پنهانی او، شکاف میان او و خانواده‌اش را عمیق‌تر کرد و باعث طرد شدنش از سوی دیگر اعضای خانه شد. سال‌ها بعد، با تحقق آرزوی نعمت و فراهم شدن یک چهاردیواری مستقل، مادر به دیدار او رفت و در سالن اجرا، تنها تماشاچی گریانی بود که آرزوی گرد هم آمدن دوباره فرزندانش را داشت.

روایت کامل مادر آغاسی از زندگی پررنج او را در گزارش گفت‌وگو با مادر آغاسی در شهریور ۱۳۵۰/ با استخاره خانواده‌ام را رها کردم تا پیش نعمت بروم بخوانید.

۲۵۹

کد مطلب 2278285

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 5 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین