از بهشت تا خانه حضرت زهرا(س)؛ راز دعایی که بانوی دو عالم به سلمان فارسی آموختند

روایتی از سلمان فارسی، پرده از ماجرای دعایی برمی‌دارد که حضرت فاطمه زهرا(س) آن را از پدر بزرگوارشان آموخته و پس از رحلت پیامبر اکرم(ص)، به سلمان تعلیم دادند؛ دعایی که در این روایت با هدیه‌ای از بهشت پیوند خورده و حضرت زهرا(س) آن را حرزی برای در امان ماندن از تب معرفی کردند. «دعای نور» امروز نیز از جمله ادعیه منسوب به حضرت زهرا(س) است که متن آن همراه با ترجمه در ادامه آمده است.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، دعای نور از جمله اذکاری است که در روایتی از حضرت فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) نقل شده و ایشان آن را به سلمان فارسی تعلیم داده‌اند. در این روایت آمده است که حضرت زهرا(س) این دعا را حرزی برای در امان ماندن از تب معرفی کردند و بر مداومت بر آن تأکید داشتند.

بنابر روایت الشیعه، سید بن طاووس در کتاب «مهج الدعوات» روایتی از سلمان فارسی نقل کرده است که در آن، ماجرای آشنایی او با این دعا و چگونگی تعلیم آن از سوی حضرت فاطمه زهرا(س) بیان شده است.

روایت سلمان فارسی از دیدار با حضرت زهرا(س)
سلمان فارسی می‌گوید: ده روز پس از رحلت رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) از خانه بیرون آمدم و به خدمت امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه‌السلام)، پسرعموی رسول خدا(ص)، رسیدم.

حضرت علی(ع) به من فرمودند: «ای سلمان، چرا از ما دوری کرده‌ای و نزد ما نمی‌آیی؟»

گفتم: «ای حبیب من، یا اباالحسن! چگونه ممکن است از شخصی مانند شما دوری کنم؟ اندوه و حزن ناشی از رحلت رسول خدا(ص) مانع من شده بود و به همین دلیل در این چند روز نتوانستم خدمت برسم.»

امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: «ای سلمان، به خانه فاطمه(س) برو؛ او بسیار مشتاق دیدار توست و می‌خواهد هدیه‌ای را که از بهشت برایش آمده، به تو عطا کند.»

سلمان می‌گوید از این سخن شگفت‌زده شدم و پرسیدم: «یا علی، آیا پس از رحلت رسول خدا(ص) نیز برای فاطمه(س) از بهشت هدیه می‌آید؟»

حضرت فرمودند: «آری، دیروز هدیه‌ای برای او آمده است.»

سلمان می‌گوید با شتاب خود را به خانه حضرت فاطمه زهرا(س) رساندم. آن حضرت را دیدم که نشسته بودند و عبایی بر خود پیچیده بودند؛ به گونه‌ای که اگر سر مبارکشان را می‌پوشاندند، پاهایشان نمایان می‌شد و اگر پاهایشان را می‌پوشاندند، سر و صورتشان آشکار می‌ماند.

هنگامی که نگاه حضرت فاطمه(س) به من افتاد، سر و روی خود را پوشاندند و فرمودند: «ای سلمان، پس از وفات پدرم رسول خدا(ص) از ما دوری اختیار کرده‌ای؟»

عرض کردم: «هرگز! ای حبیبه من، چگونه ممکن است از شما دوری کنم؟»

حضرت فاطمه(س) فرمودند: «آرام بنشین و با دقت به سخنی که برایت می‌گویم گوش فرا ده.»

هدیه‌ای از بهشت برای حضرت فاطمه(س)
حضرت فاطمه زهرا(س) در ادامه فرمودند: «دیروز در همین مکان نشسته بودم و درِ خانه را بسته بودم. با خود می‌اندیشیدم که پس از رحلت رسول خدا(ص)، وحی الهی از ما قطع شده و فرشتگان نیز از خانه ما دور شده‌اند.

در همین حال بودم که ناگهان دیدم در خانه بدون آنکه کسی آن را باز کند، گشوده شد و سه دختر وارد خانه شدند؛ دخترانی که از نظر زیبایی، لطافت اندام، طراوت چهره و عطر خوش، هیچ‌کس مانند آنان را ندیده بود.»

حضرت فاطمه(س) ادامه دادند: «وقتی آنان را دیدم، با مهربانی به استقبالشان رفتم و گفتم: شما را به پدرم سوگند می‌دهم، آیا از اهل مدینه هستید یا از اهل مکه؟»

آنان پاسخ دادند: «ای دختر محمد، رسول خدا(ص)! ما نه از اهل مدینه هستیم و نه از اهل مکه و نه از اهل زمین؛ بلکه از کنیزان بهشتی و از حورالعینِ دارالسلام هستیم. پروردگار جهانیان ما را نزد تو فرستاده است و ما بسیار مشتاق دیدار تو بودیم.»

سپس حضرت فاطمه(س) از یکی از آنان که به نظر بزرگ‌تر می‌رسید، پرسیدند: «نام تو چیست؟»

گفت: «مقدوده.»

پرسیدند: «چرا تو را مقدوده نامیده‌اند؟»

پاسخ داد: «زیرا برای مقداد بن اسود کندی، از یاران رسول خدا(ص)، آفریده شده‌ام.»

حضرت سپس از دختر دوم نامش را پرسیدند. او پاسخ داد: «ذرّه.»

حضرت فرمودند: «چرا تو را ذرّه نامیده‌اند، در حالی که از نظر من بزرگ و ارزشمندی؟»

گفت: «زیرا برای ابوذر غفاری، از یاران رسول خدا(ص)، آفریده شده‌ام.»

حضرت از سومین دختر نیز نامش را پرسیدند. او گفت: «سلمی.»

حضرت فاطمه(س) علت این نام‌گذاری را پرسیدند و او پاسخ داد: «من برای سلمان فارسی، خادم پدر تو رسول خدا(ص)، آفریده شده‌ام.»

رطب بهشتی و راز دعایی که پیامبر(ص) تعلیم داده بود
حضرت فاطمه(س) در ادامه این روایت فرمودند که آن سه نفر مقداری رطب برای ایشان آوردند؛ رطب‌هایی که به اندازه یک دانه خشکبار بزرگ بودند، از برف سفیدتر و از مشک خوش‌بوتر.

سپس حضرت فاطمه(س) یکی از آن رطب‌ها را به سلمان دادند و فرمودند: «امشب با این رطب افطار کن و فردا استخوان آن را برای من بیاور.»

سلمان می‌گوید آن رطب را گرفتم و از خانه حضرت بیرون آمدم. در مسیر، هر یک از اصحاب رسول خدا(ص) که مرا می‌دیدند، می‌پرسیدند: «ای سلمان، آیا مشک همراه داری؟»

من پاسخ می‌دادم: «آری.»

هنگام افطار، با همان رطب افطار کردم؛ اما وقتی آن را خوردم، متوجه شدم هیچ هسته و استخوانی در آن وجود ندارد.

روز بعد به خدمت حضرت فاطمه(س) رسیدم و عرض کردم: «دیشب آن رطب را خوردم، اما در آن هیچ استخوان یا هسته‌ای وجود نداشت.»

حضرت فرمودند: «چگونه ممکن است آن رطب استخوان داشته باشد، در حالی که از درختی در دارالسلام بهشت است؛ درختی که خداوند آن را به سبب دعایی که پدر بزرگوارم به من تعلیم داده، در بهشت رویانده است. من نیز هر صبح و شام بر خواندن آن کلمات مداومت می‌کنم.»

سلمان عرض کرد: «ای بانوی من، آن کلمات را به من نیز تعلیم دهید.»

حضرت فاطمه(س) فرمودند: «اگر بر خواندن این کلمات مداومت کنی، خداوند تو را تا زمانی که در دنیا هستی، از تب محفوظ نگاه خواهد داشت.»

سپس حضرت فاطمه زهرا(س) این حرز را به سلمان تعلیم دادند.

متن دعای نور حضرت فاطمه زهرا(س) با ترجمه

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده و مهربان.

بِسْمِ اللَّهِ النُّورِ، بِسْمِ اللَّهِ نُورِ النُّورِ، بِسْمِ اللَّهِ نُورٌ عَلَی نُورٍ

به نام خداوند نور؛ به نام خداوندی که نورِ نور است؛ به نام خداوندی که نوری بر فراز نور است.

بِسْمِ اللَّهِ الَّذِی هُوَ مُدَبِّرُ الْأُمُورِ، بِسْمِ اللَّهِ الَّذِی خَلَقَ النُّورَ مِنَ النُّورِ، الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی خَلَقَ النُّورَ مِنَ النُّورِ، وَ أَنْزَلَ النُّورَ عَلَی الطُّورِ فِی کِتابٍ مَسْطُورٍ فِی رَقٍّ مَنْشُورٍ بِقَدَرٍ مَقْدُورٍ عَلَی نَبِیٍّ مَحْبُورٍ

به نام خداوندی که تدبیرکننده امور است؛ به نام خداوندی که نور را از نور آفرید. ستایش مخصوص خداوندی است که نور را از نور آفرید و آن را بر کوه طور نازل کرد؛ در کتابی نوشته‌شده، در صحیفه‌هایی گسترده، به اندازه‌ای مقدر و تعیین‌شده، بر پیامبری که مورد لطف و عنایت قرار گرفته است.

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی هُوَ بِالْعِزِّ مَذْکُورٌ وَ بِالْفَخْرِ مَشْهُورٌ وَ عَلَی السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ مَشْکُورٌ، وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِین

ستایش مخصوص خداوندی است که به عزت یاد می‌شود، به بزرگی و افتخار مشهور است و در خوشی و سختی مورد سپاس قرار می‌گیرد. و درود خداوند بر سرور ما حضرت محمد(ص) و خاندان پاک و مطهر او باد.

نقل سلمان از اثر این حرز
در ادامه روایت، سلمان فارسی می‌گوید که این حرز را فراگرفت و آن را به بیش از هزار نفر از مردم مدینه و مکه که به تب مبتلا بودند، تعلیم داد و بنا بر این روایت، آنان با خواندن این دعا و به اذن خداوند شفا یافتند.

این روایت در کتاب «مهج الدعوات» اثر سید بن طاووس نقل شده است.

منابع:

[۱] ابن طاووس، «مهج الدعوات»، ص ۷.

[۲] طبسی، ترجمه «مهج الدعوات»، صص ۱۷ـ۱۹.

کد مطلب 2278431

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 12 =

آخرین اخبار