گروه اندیشه: مقاله «عصر جدید سخنوری» در تاریخ ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۶ در بخش فرهنگ نشریه اکونومیست منتشر شد. این مطلب بررسی میکند که چگونه اقبال عمومی به پادکستها و محتوای صوتی باعث بازگشت انتقال اطلاعات از متن مکتوب به کلام شفاهی شده است. از نظر نویسنده این مطلب، با افول فرهنگ مطالعه و جایگزینی شبکه های اجتماعی، پادکست ها، و ویدئوهای کوتاه، به جای روزنامه و کتاب، جهان وارد «عصر جدید سخنوری» شده است. این معکوسشدن روند پانصدسالهٔ غلبهٔ متن—که هشدار اصلی جیمز ماریوت در کتاب عصر تاریک جدید است—تنها شیوهٔ ارتباطی ما را دگرگون نمیکند، بلکه ساختار تفکر را تغییر میدهد؛ چراکه استدلالهای منطقی، مفاهیم انتزاعی و افکار پیچیده عمدتاً حاصل اندیشهٔ متنمحور هستند. بازگشت به رسانههای شفاهی زمینهساز رواج دوبارهٔ ویژگیهای دوران پیش از سواد و موفقیت سیاستمدارانی شده است که بهجای استدلالهای گامبهگام، بر گزارههای تکرارشونده و هیجانی تکیه میکنند.
کانال ترجمان با ترجمه بخش هایی از این مطلب می نویسد: « جهان دوباره به سوی فرهنگ شفاهی میرود رواج پادکستها و ویدئوهای کوتاه، شیوۀ فکرکردن و انتقال ایدهها را تغییر میدهد
حالا که مردم کمکم کتابها و روزنامهها را کنار میگذارند و به کلیپها و فیدهای شبکههای اجتماعی روی میآورند، جهان وارد عصر تازهای از سخنوری میشود. ایدههایی که زمانی از طریق تیترها و ستونهای روزنامه منتشر میشدند، حالا در تیکتاک و پادکست دستبهدست میشوند. هرچه مردم زمان بیشتری را خیره به صفحههای نمایش و با ایرپاد در گوش میگذرانند، «صدای انسان» اهمیت بیشتری پیدا میکند. این تحول نهفقط شیوۀ ارتباط ما با یکدیگر را تغییر میدهد، بلکه شاید بر نوع ایدههایی هم اثر بگذارد که امکان گسترش و فراگیرشدن پیدا میکنند.
در روزگاری که نسخههای خطی با هزینۀ زیاد به دست کاتبان تکثیر میشدند و تنها اقلیتی کوچک میتوانستند آنها را بخوانند، کسانی که میخواستند خبر یا ایدهای را با دیگران در میان بگذارند، ناچار بودند این کار را شفاهی انجام دهند. با اختراع چاپ و گسترش سواد، متن کمکم به یکی از اصلیترین راههای انتقال اطلاعات تبدیل شد. اکنون نشانههایی دیده میشود که این روند پانصدساله در حال معکوسشدن است و در همهجا هشدارهایی دربارۀ کاهش مطالعه به گوش میرسد.
والدین تقلا میکنند فرزندانشان را به کتابخواندن ترغیب کنند؛ استادان دانشگاه هم از اینکه دانشجویان از پس خواندن مطالب درسیشان برنمیآیند، ناامیدند. بسیاری از مردم نیز وقتی بزرگسال میشوند و دیگر معلم یا والدی بالای سرشان نیست که آنها را به مطالعه وادارد، کتابخواندن را تقریباً کنار میگذارند و بهجای آنکه با خواندن یک کتاب استراحت کنند، در فید ویدئوهای کوتاه و عمودی غرق میشوند. این نگرانی در کتاب «عصر تاریک جدید»، نوشتۀ جیمز ماریوت، روزنامهنگار تایمز، بهخوبی جمعبندی شده است.
ماریوت ۳۳ ساله است، تلفن هوشمند ندارد و پیشنویسهایش را با یک ماشین تحریر الکترونیکی مینویسد. او شواهد مربوط به کاهش مطالعه را گردآوری کرده و بیشترِ تقصیر را گردن تلفنهای هوشمند میاندازد؛ «شکارچیان توجه ما». ماریوت مینویسد: «دیکنز با این تصور معقول مینوشت که شاید [اثر او] جذابترین سرگرمی موجود در خانۀ شما باشد؛ از همین روست که متوسط حجم رمانهای دیکنز حدود ۸۰۰ صفحه است».
ماریوت با تکیه بر آثار والتر اونگ، مورخ فرهنگی، توضیح میدهد که نوشتار چگونه به فرهنگها امکان داد افکار خود را «بیرونیسازی» کنند؛ اتفاقی که راه را برای شکلگیری ایدههای پیچیدهتر باز کرد و امکان بررسی و کالبدشکافی دقیق آنها را فراهم آورد. اونگ نوشته بود که فرایندهای ذهنی پیچیده، مانند استدلال منطقی و مقولهبندی انتزاعی، «صرفاً از خود اندیشه سرچشمه نمیگیرند، بلکه حاصل اندیشهای هستند که بهواسطۀ متن شکل گرفته است».
اکنون که مخاطبان دوباره به سوی رسانههای شفاهی بازمیگردند، برخی از ویژگیهای دوران پیش از سواد نوشتاری نیز دوباره رواج یافتهاند. این چرخش به سوی شفاهیت همچنین به توضیح موفقیت سیاستمدارانی مانند دونالد ترامپ کمک میکند؛ سیاستمداری که با معیارهای متعارف، در برقراری ارتباط چندان ماهر نیست. ترامپ بهجای آنکه استدلالی را قدمبهقدم پیش ببرد، معمولاً مجموعهای از گزارهها را پشت سر هم ردیف میکند: «ما بیش از هر دولت دیگری در تاریخ کشورمان دستاورد داشتهایم... هیچ کشوری در تاریخ حتی به ما نزدیک هم نشده است... هرگز چیزی شبیه آنچه اکنون در کشور ما اتفاق میافتد وجود نداشته است.»
بخشی از نگرانیها دربارۀ کاهش مطالعه اغراقآمیز است. بااینحال، خودِ کاهش مطالعه واقعاً نگرانکننده است. هرچه افراد کمتری حوصله و شکیبایی نشستن و خواندن یک متن طولانی را داشته باشند، افراد کمتری هم با ایدههایی مواجه خواهند شد که نوشتار بهترین وسیله برای انتقال آنهاست.»
۲۱۶۲۱۶





نظر شما