به گزارش خبرآنلاین از اصفهان، نفیسه صالحی در دومین نشست از سلسلهنشستهای تخصصی بررسی فیلمهای مستند سیوهشتمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان که با بررسی دو مستند «کوه راستین» و «برای کیان»، برگزار شد، اظهار کرد: این نشستها از برنامههای جنبی جشنواره فیلم کودکان و نوجوانان است که در طول برگزاری جشنواره، هر روز با تمرکز بر بررسی و تحلیل آثار مستند برگزار میشود و حضور متخصصان حوزه کودک در این نشستها میتواند به فهم دقیقتر نسبت میان سینما، تجربه زیسته کودکان و مسائل روانشناختی آنان کمک کند.
وی با اشاره به مستند کوه راستین افزود: در این مستند، بخش مهمی از تجربه روانی کودکانی که در معرض مستقیم جنگ قرار گرفتهاند، از طریق رفتار، بازی، گفتوگو و نحوه مواجهه آنان با اتفاقات پیرامون بازنمایی شده است. این کودکان الزاماً شاهد مستقیم مرگ نبودهاند، اما در معرض صداهای انفجار، مشاهده آسمان و تغییرات ناشی از جنگ قرار گرفتهاند و همین مواجهه میتواند امنیت بنیادین آنان را تحت تأثیر قرار دهد.
این روانشناس حوزه کودک و نوجوان ادامه داد: صداهای بلند و اتفاقات غیرمنتظره میتوانند حتی بدون وجود خاطرهای مستقیم از یک حادثه، سطح اضطراب را در انسان افزایش دهند و کودکی که در محیطی مانند فضای نمایشدادهشده در کوه راستین زندگی کرده است، نمیتواند مانند کودکی که در محیطی دورتر از این تجربه قرار داشته، با جنگ مواجه شود.
کودکان در مستند کوه راستین بخشی از اضطراب خود را از طریق بازی و نمایش بروز میدهند
صالحی با بیان اینکه کودکان در مستند کوه راستین بخشی از اضطراب خود را از طریق بازی و نمایش بروز میدهند، تصریح کرد: برونریزی اضطراب در کودکان شکلهای متفاوتی دارد و این کودکان با بازی، صحبت کردن، نمایش دادن و بازگویی اتفاقاتی که دیدهاند، هیجان ناشی از ترس، وحشت و استرس را تخلیه میکنند.
وی با اشاره به نشانههای استرس پس از سانحه در چنین شرایطی گفت: تجربه جنگ تنها به سوگ ناشی از از دست دادن عزیزان محدود نمیشود و ممکن است کودک بدون اینکه مستقیماً شاهد مرگ باشد، با استرس پس از سانحه مواجه شود؛ تجربهای که میتواند مدتها پس از پایان حادثه ادامه داشته باشد و با محرکهایی مانند صداهای بلند یا موقعیتهای یادآور حادثه دوباره فعال شود.
این متخصص حوزه کودک و نوجوان درباره مستند برای کیان نیز اظهار کرد: در این اثر، با تجربه پیچیده سوگ در یک کودک مواجه هستیم و شناخت مرحله رشدی کودک برای نحوه بازنمایی و مواجهه با چنین موضوعی اهمیت اساسی دارد.
صالحی افزود: کودکان زیر شش سال هنوز در مرحلهای از رشد شناختی قرار دارند که مفهوم مرگ را مانند بزرگسالان درک نمیکنند و ممکن است انتظار بازگشت فرد ازدسترفته را داشته باشند؛ بنابراین لازم است مفهوم مرگ با زبانی ساده، روشن و متناسب با سن کودک برای وی توضیح داده شود.
وی ادامه داد: یکی از اشتباهات رایج این است که برای توضیح مرگ به کودک گفته شود فرد ازدسترفته به جایی مانند پیش خدا رفته است؛ زیرا کودک ممکن است این مفهوم را به معنای رفتن به مکانی مشخص و امکان بازگشت برداشت کند. در مقابل، باید با زبانی شفاف و متناسب با سطح درک کودک توضیح داده شود که فرد ازدسترفته دیگر بازنمیگردد.
این روانشناس با اشاره به رفتارهای تکرارشونده کودکان پس از فقدان گفت: کودک ممکن است بارها درباره حضور فرد ازدسترفته در موقعیتهای روزمره سؤال کند؛ اینکه آیا او در جشن تولد حضور خواهد داشت، هنگام رفتن به پارک برمیگردد یا هنگام انجام فعالیتهای خانوادگی دوباره در کنار آنها خواهد بود. تکرار این پرسشها نشانه لجبازی نیست، بلکه بخشی از تلاش کودک برای درک و پذیرش واقعیت فقدان است.
صالحی با بیان اینکه واکنش کودکان به سوگ با واکنش بزرگسالان متفاوت است، خاطرنشان کرد: کودکان ممکن است در فرایند سوگ، احساس گناه را تجربه کنند و با خود بیندیشند که اگر رفتار متفاوتی انجام میدادند، شاید حادثه رخ نمیداد؛ بنابراین توجه به این لایههای پنهان سوگ در تولید آثار سینمایی و مستندهایی که مخاطب کودک دارند، اهمیت زیادی دارد.
وی تأکید کرد: فیلمسازان حوزه کودک و نوجوان اگر در فرایند تولید چنین آثاری از دانش تخصصی روانشناسان و متخصصان رشد کودک استفاده کنند، میتوانند آثاری تولید کنند که علاوه بر روایت یک تجربه انسانی، به کودک و خانواده نیز برای فهم و مواجهه صحیح با آن تجربه کمک کند.
این روانشناس ادامه داد: فیلم فقط یک روایت نیست؛ یک اثر سینمایی میتواند به والد کمک کند تا بداند قرار نیست غم و سوگ را به طور کامل از کودک بگیرد، بلکه باید یاد بگیرد چگونه در کنار کودک بماند تا وی بتواند این تجربه را بپذیرد و مسیر رشد خود را ادامه دهد.
اهمیت مستندهایی مانند برای کیان در عادیسازی تجربه سوگ برای کودکان
صالحی با اشاره به اهمیت مستندهایی مانند برای کیان در عادیسازی تجربه سوگ برای کودکان گفت: چنین آثاری میتوانند به کودک نشان دهند که تجربه او غیرعادی نیست و افراد دیگری نیز ممکن است چنین فقدانی را تجربه کرده باشند یا با آن مواجه شوند؛ بنابراین میتوان در کنار این درد به زندگی ادامه داد.
وی با تأکید بر اینکه فرایند سوگ خطی نیست، اظهار کرد: نمیتوان انتظار داشت کودک یا حتی بزرگسال مراحل سوگ را به ترتیب و بدون بازگشت طی کند. ممکن است فرد از انکار به افسردگی برسد و دوباره به مرحله انکار بازگردد یا میان مراحل مختلف جابهجا شود؛ همانطور که در مستند برای کیان نیز میتوان تغییر وضعیت کودک میان سکوت، بازی، هیجان و بازگشت به حالت سوگ را مشاهده کرد.
صالحی افزود: پذیرش در فرایند سوگ به معنای پایان یافتن درد نیست، بلکه به معنای توانایی ادامه دادن زندگی در کنار این درد است؛ کودک باید بتواند در کنار فقدان، به مدرسه برود، با دوستانش ارتباط برقرار کند، بازی کند و از لحظات شادی لذت ببرد.
وی با اشاره به احساس گناه ناشی از شادی پس از فقدان گفت: لازم است به کودک توضیح داده شود که رفتن به مدرسه به معنای فراموش کردن عزیز ازدسترفته نیست و خندیدن، غذا خوردن یا درخواست یک فعالیت شادیبخش نیز نباید موجب احساس گناه او شود؛ هدف، بازگشت کودک به یک رشد متعادل در کنار تجربه فقدان است.
بازنمایی روانی کودکان در شرایط جنگ
این روانشناس حوزه کودک و نوجوان در ادامه به اهمیت کوه راستین از منظر بازنمایی روانی کودکان در شرایط جنگ اشاره کرد و گفت: این مستند بهدرستی نشان میدهد کودکانی که در معرض جنگ قرار گرفتهاند، چگونه با از دست دادن امنیت بنیادین مواجه میشوند؛ تجربهای که ممکن است در ظاهر با سوگ همراه نباشد، اما از منظر روانشناختی میتواند آثار جدی بر کودک داشته باشد.
صالحی تصریح کرد: حتی کودکانی که به شکل آشکار درگیر سوگ نشدهاند، ممکن است با استرس پس از سانحه مواجه باشند و به همین دلیل لازم است برای کودکانی که در معرض مستقیم جنگ قرار گرفتهاند، شرایطی برای شناسایی و تخلیه اضطراب فراهم شود.
وی افزود: توجه به این مسئله تنها برای روانشناسان اهمیت ندارد و فیلمسازان، جامعهشناسان و متخصصان حوزه تروما نیز میتوانند با همکاری یکدیگر به تولید آثاری کمک کنند که علاوه بر بازنمایی واقعبینانه تجربه کودکان، زمینه شناخت و کاهش آسیبهای روانشناختی ناشی از جنگ را فراهم کند.
48






نظر شما