به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا، رمان «بازمانده روز» اثر کازوئو ایشیگورو و اقتباس سینمایی آن توسط جیمز آیوری، نمونهای برجسته از بازنمایی روانشناختی شخصیتها و تراژدی انسانی است. در این اثر، نگاه دقیق شخصیت استیونز، خدمتکار وفادار، سالها سرکوب احساسات و فرصتهای ازدسترفته را ثبت میکند و نشان میدهد چگونه وفاداری کور به حرفه و نقش اجتماعی میتواند زندگی واقعی و عشق را محدود کند.
فیلم آیوری بیش از روایت ساده داستان، ترجمهای بصری از ذهن و روان پیچیده شخصیت استیونز ارائه میدهد. قاببندی دقیق، نورپردازی استادانه و ریتم آهسته فیلم، سکوت، نگاه و حرکت شخصیت را به عنوان ابزار بازنمایی تراژدی انسانی به مخاطب منتقل میکنند. آنتونی هاپکینز در نقش استیونز با زبان بدن و سکوت هدفمند، سرکوب احساسات و حسرت فرصتهای ازدسترفته را نمایش میدهد و تامپسون در نقش خانم کنتن، با ظرافت و حساسیت، تضاد میان محدودیتهای اجتماعی و تمایلات انسانی را برجسته میکند.
یکی از سکانسهای درخشان، شام در عمارت دارلینگتون است؛ سکوت و فاصله عاطفی میان شخصیتها، سالها سرکوب احساسات و تعهد بیچونوچرای حرفهای را به تصویر میکشد. سکانس پایانی زیر باران نیز بازتاب تنهایی، حسرت و انتخابهای ازدسترفته است و تجربهای حسی و فلسفی از تراژدی شخصی استیونز ارائه میدهد.
رمان با روایت اول شخص محدود، خواننده را در ذهن استیونز محبوس میکند و هر سکوت، تصمیم و خاطره، بازتابی از تعارض میان وظیفه و تمایلات انسانی است. آیوری با استفاده از زبان تصویر، این پیچیدگی ذهنی و روانشناختی را به شکل بصری بازآفرینی کرده و فیلم را به تجربهای همسطح رمان تبدیل کرده است.
زمینه تاریخی داستان، انگلستان بین دو جنگ جهانی با سلسله مراتب طبقاتی و محدودیتهای اجتماعی، تراژدی شخصیت را ملموستر و جهانیتر میکند. «بازمانده روز» نشان میدهد که تراژدی واقعی انسان اغلب نه در وقایع بزرگ، بلکه در سکوتها، نگاهها و انتخابهای ازدسترفته نهفته است.
59243





نظر شما