۰ نفر
۱۵ مهر ۱۴۰۵ - ۱۷:۴۲
فرمول خطرناک خارجی ها علیه همبستگی ایرانیان چیست؟

شاید مهم‌ترین اصل همین باشد:> برای نجات ایران، باید ایران را بر همه جناح‌ها، ایدئولوژی‌ها و صاحبان قدرت مقدم دانست.ایران قدرتمند با موشک تنها ساخته نمی‌شود؛با اقتصاد قدرتمند، مردم امیدوار، حکومت پاسخگو، جامعه متحد، دیپلماسی هوشمند و اعتماد عمومی ساخته می‌شود.تمامیت ارضی ایران خط قرمز است؛اما اصلاح حکمرانی، آزادی نقد و حقوق شهروندی دشمن تمامیت ارضی نیست—بلکه می‌تواند یکی از مهم‌ترین سپرهای آن باشد.

گروه اندیشه: دکتر علی هاشمی در یادداشتی که برای انتشار در خبرگزاری خبرآنلاین نوشته، به تبیین مسئله ایران می پردازد. او فرمولی خطرناک که اگر برایش چاره ای نشود به آسیب پذیری ملی می انجامد، را تدوین کرده و توضیح می دهد. این یادداشت را در ادامه می خوانید:

به نظرم فرمول خطرناک این است: فشار خارجی + نارضایتی داخلی + اقتصاد فرسوده + بی‌اعتمادی + حکمرانی کم‌پاسخگو = آسیب‌پذیری ملی. و دقیقاً همین‌جاست که باید پیشگیری کرد. حتی در تجربه کشورهای مختلف، اعتماد عمومی فقط یک موضوع اخلاقی نیست؛ یک مؤلفه امنیت ملی و ظرفیت حکمرانی در بحران است. پژوهش ۲۰۲۶ OECD نیز نشان می‌دهد اعتماد به حکومت با احساس شنیده‌شدن، انصاف، شفافیت، پاسخگویی و کیفیت تصمیم‌گیری پیوند جدی دارد.

راهبرد برای «ایران قدرتمند و پایدار»

۱. ایران بزرگ را از وضعیت موجود تفکیک کنیم. بزرگ‌ترین اشتباه راهبردی این است که گفته شود:هرکس با وضعیت موجود مخالف است، با ایران دشمن است.نه؛ ممکن است کسی منتقد، مخالف، اصلاح‌طلب، جمهوری‌خواه، یا حتی معترض باشد، اما ایران‌دوست باشد. خط قرمز واقعی باید این باشد:تجزیه ایران، خشونت علیه مردم، وابستگی به قدرت خارجی و نابودی تمامیت ارضی ایران.نه نقد حکومت.

۲. دشمن خارجی را از «نارضایتی داخلی» تغذیه نکنیم. اگر شهروندی به دلیل تورم، فساد، تبعیض، بیکاری یا بی‌عدالتی ناراضی است، پاسخ درست امنیتی نیست؛ پاسخ درست حکمرانی است.هر مطالبه‌ای که با اصلاح واقعی پاسخ داده نشود، تبدیل به خوراک تبلیغاتی برای دشمن می‌شود.

۳. یک «پیمان ملی برای تمامیت ارضی ایران» ایجاد شودنه صرف پیمان جناح‌ها؛ بلکه پیمان ایران‌دوستان.اصول آن:- ایران یکپارچه و تجزیه‌ناپذیر- تمامیت ارضی غیرقابل معامله- حقوق برابر شهروندان- نفی خشونت سیاسی- نفی دخالت خارجی- پذیرش تکثر سیاسی و فرهنگی- انتخابات و نهادهای پاسخگو- آزادی نقد و رسانه مسئول- عدالت میان اقوام، مذاهب و مناطقاین پیمان می‌تواند مرز میان «تغییر سیاسی» و «فروپاشی ملی» را روشن کند.

۴. اعتماد عمومی را به «پروژه امنیت ملی» تبدیل کنیم. اعتماد با شعار برنمی‌گردد.با سه چیز برمی‌گردد:نان + عدالت + صداقت. مردم باید احساس کنند قانون برای همه یکی است، فساد هزینه دارد، مسئول پاسخگوست و آینده فرزندانشان در ایران ممکن است.

۵. اقتصاد را از حالت «مسئله اقتصادی» خارج و «مسئله امنیت ملی مردم محور » بدانیم. تورم، کاهش قدرت خرید، بیکاری، مهاجرت نخبگان و ناامیدی فقط شاخص اقتصادی نیستند؛ ظرفیت مقاومت اجتماعی کشور را کاهش می‌دهند.بنابراین:مهار تورم، ثبات پول ملی، سرمایه‌گذاری، رفع موانع تولید، مبارزه واقعی با فساد و عادی‌سازی روابط اقتصادی جهان باید در ردیف اول امنیت ملی قرار گیرد.

۶. جنگ روانی را با «اعتماد به حقیقت» شکست دهیم. مقابله با عملیات رسانه‌ای خارجی با شفافیت داخلی ممکن میشود .راه‌حل:اطلاع‌رسانی سریع، شفاف، مستند و قابل راستی‌آزمایی.اگر حادثه‌ای رخ داده، مردم باید قبل از شبکه‌های خارجی روایت رسمی و معتبر را بشنوند.خلأ اطلاعاتی، بهترین زمین برای عملیات روانی دشمنان است.

۷. قومیت‌ها را «تهدید» نبینیم؛ سرمایه ملی بدانیم. کرد، بلوچ، عرب، ترک، ترکمن، لر، گیلک، مازندرانی، فارس و همه اقوام ایران، اجزای ایران‌اند نه حاشیه ایران.هرجا احساس تبعیض، محرومیت و بی‌عدالتی ایجاد شود، زمینه سوءاستفاده خارجی هم افزایش می‌یابد.پس:عدالت منطقه‌ای = امنیت ملی.

۸. اصلاحات واقعی را قبل از بحران انجام دهیم. هیچ کشوری با بستن همه راه‌های اصلاح، پایدار نمی‌شود.نهادهای انتخابی، مجلس، رسانه، دانشگاه، احزاب، جامعه مدنی و نهادهای نظارتی باید واقعاً کار کنند و پاسخگویی به موقع.حکومت قدرتمند حکومتی نیست که منتقد نداشته باشد؛حکومت قدرتمند حکومتی است که بتواند منتقد را تحمل کند و از نقد، خطای خود را اصلاح کند.

۹. سیاست خارجی: نه تسلیم، نه ماجراجویی. ایران قدرتمند باید بتواند همزمان:از جنگ جلوگیری کند، مذاکره کند، بازدارندگی داشته باشد و منافع ملی خود را معامله نکند.صلح ضعف نیست؛جنگ هم لزوماً قدرت نیست.قدرت واقعی آن است که دشمن نتواند ایران را وارد جنگی کند که زمان و مکان و هزینه آن را خودش تعیین کرده است.

۱۰. یک «اتاق فکر ملی برای بقای ایران». یک «اتاق فکر ملی برای بقای ایران» لازم است متشکل از اقتصاددانان، دیپلمات‌ها، نظامیان، جامعه‌شناسان، متخصصان فناوری و امنیت سایبری، دانشگاهیان و مدیران باتجربه؛ فارغ از جناح‌بندی سیاسی.وظیفه‌اش:پیش‌بینی سناریوهای جنگ، تحریم، شورش اجتماعی، حمله سایبری، بحران انرژی و آب، مهاجرت نخبگان، عملیات روانی و خطرات تجزیه‌طلبانه و ارائه راهکار پیشگیرانه.

جمع‌بندی:

به نظرم خطر اصلی برای ایران این نیست که چه کسی حکومت را دوست دارد یا ندارد.خطر اصلی آنجاست که ایران ضعیف، جامعه بی‌اعتماد، اقتصاد فرسوده و سیاست خارجی پرهزینه شود و سپس دشمن خارجی بتواند از این شکاف‌ها استفاده کند.پس پاسخ ایران‌دوستانه این نیست که:«همه مخالفان را دشمن بدانیم.»پاسخ این است:ایران را آن‌قدر عادلانه، قدرتمند، ثروتمند، آزاد، متحد و حکمرانی‌پذیر کنیم که هیچ قدرت خارجی و هیچ جریان داخلی نتواند مردم را ازسطح دسترسی ایران جدا کند.

و شاید مهم‌ترین اصل همین باشد: برای نجات ایران، باید ایران را بر همه جناح‌ها، ایدئولوژی‌ها و صاحبان قدرت مقدم دانست. ایران قدرتمند با موشک تنها ساخته نمی‌شود؛با اقتصاد قدرتمند، مردم امیدوار، حکومت پاسخگو، جامعه متحد، دیپلماسی هوشمند و اعتماد عمومی ساخته می‌شود.تمامیت ارضی ایران خط قرمز است؛اما اصلاح حکمرانی، آزادی نقد و حقوق شهروندی دشمن تمامیت ارضی نیست—بلکه می‌تواند یکی از مهم‌ترین سپرهای آن باشد.

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2285155

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 3 =

آخرین اخبار