آیت‌الله گلپایگانی و تجربه‌ای عرفانی؛ چرا کشف و کرامت معیار حقانیت نیست؟

در آموزه‌های عرفانی و دینی، تجربه‌های باطنی و کرامات به‌تنهایی نمی‌توانند ملاک تشخیص حقیقت باشند. خاطره‌ای از آیت‌الله‌العظمی سید جمال‌الدین گلپایگانی درباره تجربه‌ای دشوار در مسیر سلوک و توسل به امام موسی کاظم(ع)، بر این نکته تأکید دارد که سرچشمه حقیقی علم، قدرت، حیات و روزی، ذات اقدس الهی است.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، کشف و شهودهای عرفانی، هرچند ممکن است برای فرد تجربه‌کننده شگفت‌انگیز و اثرگذار باشند، به‌خودی‌خود حجیت ندارند و نمی‌توان آن‌ها را معیار قطعی صحت عقاید یا رفتارهای دینی قرار داد. در نگاه عالمان دینی، تجربه‌های باطنی باید با مبانی اعتقادی و آموزه‌های صحیح دینی سنجیده شوند؛ زیرا هر شهودی که با توحید و انحصار افاضه حقیقی در ذات خداوند ناسازگار باشد، نمی‌تواند دلیلی بر کشف حقیقت تلقی شود.

مرحوم آیت‌الله‌العظمی سید جمال‌الدین گلپایگانی در نقل خاطره‌ای از دوران سیر و سلوک خود، از حالتی سخن گفته است که برای مدتی او را با تجربه‌ای غیرعادی روبه‌رو کرد؛ حالتی که در نهایت، با توسل به امام موسی کاظم(ع) و درخواست شفاعت، پایان یافت.

وی در شرح این ماجرا نقل می‌کند که در یکی از مراحل سلوک، حالتی بر او عارض شد که در آن، نفس خویش را افاضه‌کننده علم، قدرت، رزق و حیات به همه موجودات می‌دید؛ گویی تمامی موجودات از او مدد می‌گرفتند و او سرچشمه افاضه وجود به ماهیات و موجودات امکانی بود.

با وجود این تجربه، او در همان حال به‌صورت اجمالی می‌دانست که چنین برداشتی صحیح نیست؛ چراکه خداوند متعال سرچشمه همه خیرات و افاضه‌کننده رحمت و وجود به تمام موجودات است.

به گفته آیت‌الله گلپایگانی، این وضعیت چند شبانه‌روز ادامه یافت. او بارها به حرم مطهر امیرالمؤمنین(ع) مشرف شد و در باطن، از خداوند گشایش و رهایی از آن حالت را درخواست کرد، اما نتیجه‌ای حاصل نشد. سرانجام تصمیم گرفت به کاظمین سفر کند و با توسل به امام موسی کاظم(ع)، از آن حضرت بخواهد برای رهایی او از این وضعیت شفاعت کند.

او در ادامه خاطره خود می‌گوید که در هوای سرد راهی کاظمین شد و پس از ورود، بی‌درنگ به حرم مطهر امام کاظم(ع) رفت. در آن زمان، فرش‌های مقابل ضریح را جمع کرده بودند. وی سر بر سنگ‌های مرمر مقابل ضریح گذاشت و چنان گریست که اشک‌هایش بر سطح سنگ‌ها جاری شد.

آیت‌الله گلپایگانی نقل می‌کند که پیش از آنکه سر از زمین بردارد، شفاعت امام(ع) شامل حالش شد و وضعیت درونی او تغییر کرد. در پی این تحول، به حقیقت جایگاه خویش پی برد و دریافت که انسان در برابر قدرت مطلق الهی، از خود استقلالی ندارد و علم، قدرت و حیات، همگی از خداوند سرچشمه می‌گیرند.

او در توصیف این دریافت می‌گوید که حتی به‌اندازه ذره‌ای نیز از خود استقلال و قدرت ندارد و همه امور به خداوند بازمی‌گردد؛ چراکه تنها او فیض‌بخش مطلق، زنده و حیات‌بخش، دانا و علم‌بخش، توانا و قدرت‌دهنده، و روزی‌رسان حقیقی است.

این عارف و عالم دینی در پایان نقل می‌کند که پس از دگرگونی حال خود، از جای برخاست، زیارت و نماز را به‌جا آورد و به نجف اشرف بازگشت.

این روایت، بر اساس برداشتی که در آغاز آن مطرح شده است، بر ضرورت تمایز میان تجربه‌های شخصی و معیارهای معتبر اعتقادی تأکید می‌کند؛ تجربه‌هایی که هرچند ممکن است برای فرد از اهمیت معنوی برخوردار باشند، به‌تنهایی مبنای اثبات حقانیت یک عقیده نیستند.

منبع:معادشناسی، جلد ۹، صفحه ۱۱۹.

کد مطلب 2290184

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 12 =

آخرین اخبار