به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، حجتالاسلاموالمسلمین سعید صلحمیرزایی با تبیین نسبت سیره حضرت زهرا(س) و مفهوم «جهاد تبیین»، سه رویکرد دفاعی، تهاجمی و پیشگیرانه را در این عرصه تشریح میکند. او خطبه فدکیه، روشنگری درباره مسئله ولایت و ایستادگی در برابر تحریف را از جلوههای مهم این الگو میداند؛ الگویی که به باور او، در تحولات اجتماعی و فرهنگی امروز نیز قابل بازخوانی است.
جهاد تبیین در منظومه فکری رهبر انقلاب، فراتر از پاسخگویی به شبهات و مقابله با روایتهای نادرست تعریف میشود؛ این مفهوم، از نگاه حجتالاسلاموالمسلمین سعید صلحمیرزایی، با سیره حضرت فاطمه زهرا(س) پیوندی عمیق دارد. این پژوهشگر معارف انقلاب اسلامی و عضو مجلس خبرگان رهبری در گفتوگو با افق حوزه، ضمن بررسی جایگاه حضرت زهرا(س)، از سه گونه جهاد تبیین سخن میگوید و به نقش روشنگری، تعمیق معارف و مقابله با تحریف در حفظ هویت دینی میپردازد.
حضرت زهرا(س)؛ الگویی در منظومه معرفتی شیعه
جایگاه حضرت زهرا(س) در معارف اسلامی و اندیشه رهبر انقلاب چگونه تبیین میشود؟
صلحمیرزایی با اشاره به جایگاه ویژه حضرت فاطمه زهرا(س) در قرآن، سنت نبوی و روایات اهلبیت(ع)، ایشان را شخصیتی ممتاز در معارف شیعی میداند. به گفته او، روایات متعددی بر منزلت معنوی و مقام والای آن حضرت تأکید دارند؛ از جمله روایتی که حضرت زهرا(س) را «سیده نساء العالمین» معرفی میکند.
او برای توضیح جایگاه الگویی حضرت زهرا(س)، به توقیعی منسوب به امام زمان(عج) استناد میکند که در آن آمده است: «وَفِی ابْنَةِ رَسُولِ اللّهِ لِی أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ»؛ یعنی دختر رسول خدا برای من الگویی نیکوست.
به برداشت این پژوهشگر، این عبارت نشان میدهد که سیره حضرت زهرا(س) تنها به دوره زندگی ایشان محدود نیست و میتواند برای شناخت مسئولیت دینی و نحوه مواجهه با قدرتهای ستمگر نیز مورد توجه قرار گیرد.
صلحمیرزایی در ادامه، به روایتی منسوب به امام مهدی(عج) درباره خودداری از بیعت با حاکمان ستمگر اشاره میکند و معتقد است که در نگاه شیعی، میان ایستادگی حضرت زهرا(س) در برابر حاکمیت مورد اعتراض ایشان و سازشناپذیری امام عصر(عج) با طاغوتهای زمان، پیوندی معنایی وجود دارد.
او همچنین به اهتمام امام خمینی(ره) و رهبر انقلاب به بزرگداشت حضرت زهرا(س) اشاره میکند و بر این باور است که توجه به شعائر فاطمی، در کنار تأکید بر وحدت اسلامی، به بازشناسی جایگاه آن حضرت در فرهنگ عمومی جامعه کمک کرده است.
این مصاحبهشونده در بخش دیگری از سخنان خود، به توضیحات امام خمینی(ره) درباره «مصحف فاطمه» و ارتباط حضرت زهرا(س) با جبرئیل پس از رحلت پیامبر(ص) میپردازد. او این موضوع را نشانهای از جایگاه معنوی ویژه حضرت زهرا(س) میداند و احتمال مطرحشده از سوی امام خمینی(ره) درباره ارتباط برخی بشارتها با آینده اسلام و شکلگیری جمهوری اسلامی را نیز یادآوری میکند.
چرا جهاد تبیین حضرت زهرا(س) اهمیت تاریخی دارد؟
با وجود کوتاهی عمر حضرت زهرا(س)، گستره فعالیتهای ایشان چگونه قابل توضیح است؟
صلحمیرزایی میگوید زندگی حضرت زهرا(س)، با وجود محدودیت زمانی، با عرصههای گوناگون همراه بود. به گفته او، روایتهای تاریخی از حضور و حمایت ایشان در موقعیتهای دشوار حکایت دارند؛ از جمله کمک به مداوای جراحات پیامبر(ص) پس از جنگ احد و تهیه غذا برای رزمندگان در جریان جنگ احزاب.
او با این حال، برجستهترین عرصه مجاهدت حضرت زهرا(س) را روشنگری و دفاع از حقیقت میداند. در تحلیل او، جهاد تبیین آن حضرت در دوره پس از رحلت پیامبر(ص)، نقشی اساسی در زنده نگهداشتن مسئله ولایت و جلوگیری از فراموشی بخشی از آموزههای دینی داشت.
این پژوهشگر معتقد است که روشنگریهای حضرت زهرا(س) را باید فراتر از واکنشی مقطعی به رخدادهای زمانه ایشان بررسی کرد؛ زیرا این اقدامات، از نگاه او، در تداوم یک مسیر تاریخی برای حفظ معارف دینی و مقابله با تحریف قرار میگیرد.
جهاد تبیین چگونه به یک فریضه عمومی تبدیل شد؟
مفهوم جهاد تبیین در بیانات رهبر انقلاب چه مسیری را طی کرده است؟
به گفته صلحمیرزایی، اصطلاح «جهاد تبیین» پیش از سال ۱۴۰۰ نیز در بیانات رهبر انقلاب به کار رفته بود؛ اما دیدار پنجم مهرماه ۱۴۰۰ با دانشجویان، نقطه عطفی در برجستهشدن این مفهوم به شمار میرود.
او توضیح میدهد که رهبر انقلاب در آن دیدار، با اشاره به نقش حضرت زینب(س) و امام سجاد(ع) در روشنگری پس از واقعه عاشورا، بر ضرورت تبیین حقایق تأکید کردند و از جوانان خواستند هرکدام در محیط پیرامون خود همچون چراغی روشنگر عمل کنند.
در این نگاه، تبیین دیگر صرفاً وظیفه عالمان، سخنرانان یا صاحبان قلم نیست؛ بلکه مسئولیتی عمومی است که هر فرد میتواند متناسب با توانایی و موقعیت خود آن را بر عهده بگیرد.
صلحمیرزایی برای توضیح روند گسترش این مفهوم، به چند نمونه از بیانات رهبر انقلاب در سالهای ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ اشاره میکند:
- ۲۱ آذر ۱۴۰۰، دیدار با پرستاران: تأکید بر اهمیت روایتکردن واقعیتهای جامعه، انقلاب و دفاع مقدس و جلوگیری از غلبه روایت رقیب.
- ۳ بهمن ۱۴۰۰، دیدار با مداحان:معرفی هیئت بهعنوان یکی از کانونهای جهاد تبیین و تأکید بر نقش آن در روشنگری.
- ۱۹ بهمن ۱۴۰۰، دیدار با همافران نیروی هوایی: توجه به ضرورت مقابله با تهاجم ترکیبی و پرهیز از باقیماندن در موضعی صرفاً دفاعی.
- ۱۹ اسفند ۱۴۰۰، دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری:تأکید بر تقویت زیرساختهای فکری جامعه و تعمیق معارف برای مواجهه با شبهات.
او میگوید در همین دوره، کتابی با عنوان «جهاد تبیین» آماده و منتشر کرد و برای برگزاری نشستها و دورههای آموزشی در دانشگاهها، حوزههای علمیه و هیئتها به شهرهای مختلف سفر کرد.
به روایت او، بخشی از این فعالیتها به تولید محتوا درباره تاریخ معاصر، غرب، دوره پهلوی، دستاوردهای انقلاب و مسائل زنان اختصاص داشت. صلحمیرزایی این اقدامات را بخشی از تلاشها برای افزایش آمادگی فکری جامعه در برابر بحرانهای رسانهای و سیاسی میداند.
او همچنین به سخنان رهبر انقلاب در دیدار ۲۲ دی ۱۴۰۱ با مداحان اشاره میکند که در آن، با وجود جامعبودن نقشه دشمن در حوادث آن سال، بر نادرستی محاسبات دشمن درباره همراهی مردم با پروژه براندازی تأکید شده بود.
جهاد چیست و چرا تبیین جایگاهی محوری دارد؟
چرا جهاد تبیین در میان عرصههای مختلف جهاد اهمیت ویژهای پیدا میکند؟
صلحمیرزایی جهاد را تلاشی سخت، مستمر و هوشمندانه برای مقابله با نقشه و جبهه دشمن تعریف میکند. بر این اساس، اگر رویارویی در عرصه نظامی باشد، جهاد نیز صورت نظامی پیدا میکند؛ اگر میدان تقابل اقتصادی باشد، تلاش برای خنثیکردن فشار اقتصادی در همان چارچوب قرار میگیرد و در مواجهه رسانهای نیز روشنگری و فعالیت رسانهای اهمیت مییابد.
او با استناد به بیانات رهبر انقلاب در سوم بهمن ۱۴۰۰ میگوید خدمات اقتصادی و اجتماعی به مردم نیز میتواند در شرایطی که دشمن از فشار معیشتی برای ایجاد فاصله میان مردم و نظام بهره میگیرد، مصداق جهاد باشد.
با این حال، به باور او، تبیین جایگاهی زیربنایی دارد؛ زیرا میتواند زمینه فکری و انگیزشی لازم را برای حضور افراد در عرصههای دیگر فراهم کند.
صلحمیرزایی برای توضیح این موضوع، به نمونههایی از فداکاری جوانان در حوزههای علمی و صنعتی و نیز تلاش فعالان اقتصادی برای حرکت از سوداگری به سمت تولید اشاره میکند. او عامل مؤثر در شکلگیری چنین انتخابهایی را باورها و شناختی میداند که در ذهن و روح افراد پدید میآید.
سه گونه جهاد تبیین در سیره حضرت زهرا(س)
صلحمیرزایی جهاد تبیین را در سه گونه دفاعی، تهاجمی و پیشگیرانه یا تعمیقی دستهبندی میکند و برای هرکدام، نمونههایی از سیره حضرت زهرا(س) برمیشمارد.
۱. جهاد تبیین دفاعی؛ پاسخ به شبهه و تحریف
در این رویکرد، هدف اصلی پاسخگویی به پرسشها، رفع ابهامها و مقابله با روایتهایی است که از نگاه تبیینکننده، حقیقت را تحریف میکنند.
صلحمیرزایی خطبه فدکیه را یکی از نمونههای این رویکرد میداند. در تحلیل او، حضرت زهرا(س) در ماجرای فدک، تنها درباره یک موضوع مالی سخن نگفتند، بلکه برای دفاع از برداشت خود از حق و نسبت آن با آموزههای قرآن، به استدلال دینی روی آوردند.
او یادآوری میکند که در روایتهای مربوط به این ماجرا، به حدیث «ما پیامبران ارث بر جای نمیگذاریم» استناد شده است. حضرت زهرا(س)، بنا بر گزارشهای مورد استناد این مصاحبهشونده، در خطبه فدکیه با اشاره به آیاتی درباره ارثبردن سلیمان از داوود و دعای زکریا برای داشتن وارث، این استدلال را به چالش کشیدند.
صلحمیرزایی معتقد است که اهمیت خطبه فدکیه را باید در استدلال قرآنی و تلاش برای روشنکردن مبانی اختلاف جستوجو کرد، نه صرفاً در نتیجه مالی مناقشه فدک.
او همچنین پاسخگویی حضرت زهرا(س) به پرسشهای دینی مردم را نمونهای از تبیین دفاعی میداند. در روایتی که وی به آن اشاره میکند، زنی چند بار درباره احکام نماز مادرش سؤال میکند و حضرت با حوصله به پرسشهای او پاسخ میدهند. پیام این روایت، از نگاه مصاحبهشونده، اهمیت آموزش و پاسخگویی به پرسشگران است.
۲. جهاد تبیین تهاجمی؛ به چالش کشیدن روایت مسلط
در رویکرد دوم، تبیین صرفاً به پاسخدادن پس از طرح شبهه محدود نمیشود؛ بلکه روشنگر میکوشد ابتکار عمل را به دست بگیرد، مبانی روایت رقیب را بررسی کند و پرسشهای اساسی را پیش روی افکار عمومی قرار دهد.
صلحمیرزایی با اشاره به بیانات رهبر انقلاب درباره ضرورت مقابله فعالانه با تهاجم ترکیبی میگوید در این نگاه، نباید همیشه منتظر ماند تا طرف مقابل مسئلهای مطرح کند و سپس به آن پاسخ داد.
او در تطبیق این رویکرد با سیره حضرت زهرا(س)، به اعتراضهای آن حضرت درباره مسئله ولایت و مشروعیت سیاسی پس از رحلت پیامبر(ص) اشاره میکند. از نگاه او، خطبهها و مواضع حضرت زهرا(س)، بیعتنکردن ایشان با حاکمیت مورد اعتراض و وصیت به دفن شبانه، همگی در چارچوبی قابل تحلیلاند که هدف آن، باقینگذاشتن پرسشهای تاریخی بدون پاسخ است.
صلحمیرزایی بر این باور است که این مواضع، مسئله مشروعیت را در حافظه تاریخی جامعه زنده نگه داشتند. او همچنین به روایتهایی درباره نارضایتی حضرت زهرا(س) از برخی چهرههای سیاسی آن دوره اشاره میکند و این گزارشها را بخشی از شواهد مورد استناد خود برای توضیح صراحت مواضع آن حضرت میداند.
۳. جهاد تبیین پیشگیرانه؛ تعمیق معارف و افزایش مصونیت فکری
سومین گونه جهاد تبیین، از نگاه صلحمیرزایی، بر آموزش عمیق و پیشگیرانه تأکید دارد؛ رویکردی که بهجای انتظار برای بروز شبهه، تلاش میکند زمینه شناخت و تحلیل را در مخاطب تقویت کند.
او خطبه فدکیه را نمونهای از این شیوه میداند؛ زیرا این خطبه، بنا بر تحلیل او، با مباحثی درباره توحید، آفرینش، فلسفه نبوت و حکمت احکام آغاز میشود و سپس به موضوعات اجتماعی و مسئله اطاعت و ولایت میرسد.
صلحمیرزایی برای توضیح اهمیت شناخت مبانی، به روایتی منسوب به امام صادق(ع) درباره آموزش ایمان و ناآشنا ماندن مردم با حقیقت شرک اشاره میکند. او از این روایت چنین برداشت میکند که آموزش گزینشی، بدون روشنکردن مرزهای اعتقادی و پیامدهای عملی باورها، ممکن است جامعه را در برابر انحراف آسیبپذیر کند.
در تفسیر او، تبیین پیشگیرانه به معنای آن است که مخاطب علاوه بر شناخت احکام و مناسک دینی، با مبانی اعتقادی و پیامدهای اجتماعی و سیاسی برداشتهای دینی نیز آشنا شود؛ در نتیجه، در مواجهه با روایتهای تازه، توان بیشتری برای تشخیص و ارزیابی خواهد داشت.
از نگاه صلحمیرزایی، کنارگذاشتن تبیین چه پیامدهایی دارد؟
این پژوهشگر در ادامه گفتوگو، پیامدهای تاریخی فاصلهگرفتن از تبیین را از منظر تفسیری خود شرح میدهد. او با استناد به خطبه ۱۶ نهجالبلاغه، به سخنی از امیرالمؤمنین(ع) اشاره میکند که در آن، وضعیت جامعه به روزگار آغاز بعثت پیامبر(ص) تشبیه شده است.
صلحمیرزایی با ارجاع به کتاب «دو امام مجاهد» از رهبر انقلاب، سه محور اصلی حرکت پیامبر(ص) را چنین توضیح میدهد:
۱. توحید و نفی طاغوت: توحید تنها اعتقادی ذهنی نیست، بلکه در این برداشت، با نفی سلطه خودکامگانی پیوند دارد که اراده خود را بر حکم الهی مقدم میکنند.
۲. عدالت و نفی نظام طبقاتی: برابری در حقوق و مقابله با امتیازهای ناعادلانه، از دیگر محورهای مورد اشاره اوست.
۳. تکریم انسان و نفی تفاخر قومی: در این نگاه، تعصبهای قبیلهای و نژادی جای خود را به معیارهای اخلاقی و تقوا میدهند.
او معتقد است که در دهههای پس از رحلت پیامبر(ص)، این اصول در بخشهایی از جامعه اسلامی با عقبگرد روبهرو شدند و صورتهای تازهای از تبعیض و اطاعت بیچونوچرا از حاکمان پدید آمد.
صلحمیرزایی برای توضیح پیامدهای این روند، به نمونههایی از منابع تاریخی درباره تحولات صدر اسلام، واقعه حَرّه و رفتار برخی عاملان واقعه عاشورا اشاره میکند. او این گزارشها را شاهدی بر خطر توجیه رفتارهای نادرست با استناد ظاهری به اطاعت دینی میداند.
در جمعبندی این بخش، او میگوید از نگاهش، اگر جامعه نسبت به مبانی و معیارهای دینی شناخت کافی نداشته باشد، ممکن است میان ظاهر مناسک و حقیقت عدالت و مسئولیت اخلاقی تفاوتی نگذارد. به باور او، یکی از پیامهای جهاد تبیین حضرت زهرا(س)، ضرورت روشنکردن همین تمایزهاست.
چهار درس از سیره حضرت زهرا(س) برای امروز
صلحمیرزایی با استخراج چهار محور از سیره حضرت زهرا(س)، به کاربردهای معاصر جهاد تبیین میپردازد.
۱. ناامید نشدن در شرایط دشوار
او با اشاره به غربت و دشواریهای زندگی حضرت زهرا(س) پس از رحلت پیامبر(ص)، میگوید در روایتهای تاریخی، آن حضرت با وجود اندوه و ناکامی در دستیابی به برخی اهداف، از بیان مواضع خود دست نکشیدند.
صلحمیرزایی این موضوع را درسی برای مواجهه با بحرانها میداند و معتقد است که ناامیدی میتواند توان کنشگری اجتماعی را کاهش دهد. او با استناد به آیه ۸۷ سوره یوسف ـ «از رحمت خدا جز گروه کافران ناامید نمیشوند» ـ بر اهمیت امید و پایداری در دشواریها تأکید میکند.
۲. شکستن مارپیچ سکوت
به گفته این مصاحبهشونده، یکی از چالشهای فضای رسانهای و اجتماعی، وضعیتی است که در آن افراد به دلیل نگرانی از واکنش دیگران یا هزینههای اظهار نظر، از بیان دیدگاه خودداری میکنند؛ وضعیتی که از آن با عنوان «مارپیچ سکوت» یاد میشود.
او سیره حضرت زهرا(س) را نمونهای از شکستن سکوت در موقعیتی دشوار میداند و معتقد است فعالان فرهنگی و اجتماعی نیز باید با مسئولیتپذیری، از خالیماندن میدان گفتوگو و روشنگری جلوگیری کنند.
۳. پایبندی به ولایت
صلحمیرزایی سومین درس را در پیوند با مسئله ولایت توضیح میدهد. در تحلیل او، مواضع حضرت زهرا(س) در دفاع از جایگاه امیرالمؤمنین(ع)، نمونهای از پایبندی به باورهای دینی و پذیرش مسئولیت در قبال آنهاست.
او بر این باور است که در بررسی این بخش از تاریخ، باید مواضع حضرت زهرا(س) و امیرالمؤمنین(ع) را در بستر شرایط سیاسی و اجتماعی آن دوره مطالعه کرد.
۴. عقلانیت و صبر در کنار اعتراض
به گفته صلحمیرزایی، پایداری بر موضع لزوماً به معنای اقدام شتابزده نیست و در برخی شرایط، صبر و سنجیدن پیامدها نیز بخشی از مسئولیت دینی به شمار میرود.
او با اشاره به روایتی درباره گفتوگوی حضرت زهرا(س) و امیرالمؤمنین(ع)، بر تفاوت میان سستی در دفاع از حقیقت و انتخاب آگاهانه یک شیوه مواجهه تأکید میکند. در برداشت او، این روایت نشان میدهد که اعتراض و روشنگری باید در کنار درک شرایط و مسئولیتهای گستردهتر قرار گیرد.
صلحمیرزایی سپس این بحث را به وضعیت امروز پیوند میزند و میگوید انتقاد از عملکرد مسئولان، در صورت برخورداری از انصاف و پرهیز از اتهامزنی، میتواند به اصلاح امور کمک کند؛ اما به باور او، نقد نباید به تشدید اختلافهای اجتماعی یا تضعیف انسجام عمومی منجر شود.
او برای تقویت این دیدگاه، به نمونههایی از سیره امیرالمؤمنین(ع)، امام صادق(ع) و امام سجاد(ع) اشاره میکند؛ از جمله حمایت از جامعه در شرایط دشوار اقتصادی و دعا برای مرزداران. به برداشت او، این نمونهها نشان میدهند که توجه به مسائل کلان جامعه و حفظ مسئولیت اجتماعی، در کنار نقد و روشنگری، اهمیت دارد.
جهاد تبیین فاطمی چگونه به عصر غیبت پیوند میخورد؟
از نگاه شما، اثر تاریخی جهاد تبیین حضرت زهرا(س) چه بود و چگونه ادامه پیدا کرد؟
صلحمیرزایی معتقد است که روشنگریهای حضرت زهرا(س) در دوره پس از رحلت پیامبر(ص)، در حفظ جریان ولایت و استمرار هویت شیعی نقش مهمی داشته است. او بر این باور است که این مسیر در دورههای بعد، از طریق فعالیتهای علمی، فرهنگی و تشکیلاتی ائمه(ع) ادامه پیدا کرد.
این پژوهشگر با اشاره به فعالیتهای امام جواد(ع)، امام هادی(ع) و امام عسکری(ع)، به شبکه ارتباطی وکالت در دوران امامت اشاره میکند و آن را یکی از زمینههای سازمانیافتگی جامعه شیعه در آستانه عصر غیبت میداند.
او در این زمینه به تحلیلهای رهبر انقلاب در کتاب «همرزمان حسین(ع)» درباره گسترش فعالیت تشکیلاتی شیعه در دوره امامان متأخر اشاره میکند. به گفته صلحمیرزایی، شبکه ارتباطی شیعیان در مناطق مختلف، در انتقال معارف و استمرار پیوند جامعه با امامان نقش داشته است.
در نگاه او، این روند را میتوان ادامه تاریخی تلاش برای حفظ معارف دینی و انتقال آن به نسلهای بعد دانست؛ تلاشی که به باور وی، ریشههای آن را باید در ایستادگی و روشنگری حضرت زهرا(س) نیز جستوجو کرد.
چرا جهاد تبیین به حضرت زهرا(س) محدود نمیماند؟
با توجه به جایگاه واقعه عاشورا در حفظ دین، نقش حضرت زهرا(س) در این مسیر چگونه ارزیابی میشود؟
صلحمیرزایی در پاسخ، به دیدگاه مرحوم علامه عسکری در کتاب «نقش ائمه در احیای دین» اشاره میکند و میگوید در این چارچوب، فعالیتهای ائمه(ع) را میتوان در امتداد تلاش برای حفظ و احیای معارف اصیل اسلامی بررسی کرد.
او واقعه عاشورا را نیز از این منظر، حرکتی برای آشکارکردن فاصله میان ظاهر حکومت و معیارهای دینی میداند. به گفته او، خطبهها و روشنگریهای امام حسین(ع)، حضرت زینب(س) و امام سجاد(ع)، در کنار خود واقعه کربلا، در انتقال پیام عاشورا نقش داشتهاند.
این مصاحبهشونده تأکید میکند که در این برداشت، جهاد تبیین یک اقدام منفرد یا محدود به یک دوره تاریخی نیست؛ بلکه مسیری پیوسته است که در دورههای مختلف، با توجه به شرایط زمانه و مسئولیتهای هر امام، صورتهای متفاوتی پیدا کرده است.
از این رو، صلحمیرزایی سیره حضرت زهرا(س) را یکی از سرچشمههای مهم این مسیر میداند؛ الگویی که در آن، دفاع از باورها، روشنگری در برابر تحریف، آموزش معارف و پایداری در شرایط دشوار، در کنار یکدیگر قرار میگیرند.






نظر شما