کریم‌خان به عنوان پادشاه همه ایران شناخته نمی‌شد/ کریم‌خان آدم خوبی بود و به مردم سخت نمی‌گرفت

پس از حاشیه‌های اخیر درباره شخص و زمانه کریم‌خان زند، رضا شعبانی، چهره ماندگار تاریخ، در گفت‌وگو با خبرآنلاین به زوایای پنهان حکومت بنیان‌گذار زندیان، از واقعیت‌های ساختار قدرت و دیوان شراب‌خانه تا دلیل نام‌گذاری او به «وکیل‌الرعایا» و ماندگاری نامش در تاریخ ایران پاسخ داده است.»

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا - طاهره مهری: کریم‌خان زند (۱۱۱۹ ه‍.ق ملایر – ۱۳ صفر ۱۱۹۳ شیراز) بنیان‌گذار دودمان زندیان بود که از ۱۷۵۱ تا ۱۷۷۹ میلادی بر اغلب نواحی ایران (به جز بخش‌هایی از خراسان و بلوچستان) و بر برخی از سرزمین‌های قفقاز نیز حکومت کرد و چند سال بصره را تحت سلطه داشت. او پیش از این، وکیل‌الدوله (نایب‌السلطنه) اسماعیل سوم، شاه اسمی دودمان سرنگون‌شده صفویان، بود. وی توانست بعد از مرگ نادرشاه و تکه‌تکه شدن ایران، دوباره حکومت مرکزی را تشکیل دهد و تمامی مناطق جدایی‌طلب را سرکوب کند. برخی از کریم‌خان زند به عنوان «خوش‌نام‌ترین» و «نیکوترین» پادشاه ایران پس از اسلام یاد می‌کنند.

با توجه به حاشیه‌هایی که به‌تازگی در مورد این شخصیت ایجاد شد، در مورد زندگی و زمانه کریم‌خان زند با رضا شعبانی، چهره ماندگار تاریخ به گفت‌وگو نشستیم که در ادامه می‌خوانید:

نکونامی کریم‌خان زند ریشه در مردم‌نوازی او دارد

 شرحی در مورد شخصیت کریم‌خان زند و زمانه او بفرمایید، به‌تازگی بیان شده که او شخصی بی‌سواد و دائم‌الخمر بوده است.

در تمام تاریخ ایران تا پایان سلسله پهلوی بدون استثنا همه خانواده‌های سلطنتی مشروب می‌خوردند، چه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام مشروب این‌قدر مشروعیت داشت که در تمام دودمان‌های سلطنتی بدون استثنا مشروب می‌خوردند و شیعه و سنی هم فرقی نمی‌کند. تمام سلسله‌ها دیوان شرابخانه داشتند که مانند یک وزارتخانه عمل می‌کرد، مثل دیوان عدالت، دیوان امور مالی، دیوانی هم به نام شرابخانه وجود داشت که این دیوان وزیر شرابخانه داشت و این وزیر انواع تدارکات را می‌چید تا صبح اعلی‌حضرت‌ها در ساعت‌های مختلف چه بخورند و چه بنوشند.

در این زمینه هیچ تفاوتی بین سلطان محمود غزنوی سنی متعصب با شاه اسماعیل شیعه متعصب وجود نداشت. اما آن‌چه که در مورد کریم‌خان بیان شد؛ بله، کریم‌خان هم مثل همه سلاطین دیگر مشروب می‌خورد اما این‌که چقدر مشروب می‌خورد، نمی‌دانیم، ولی می‌دانیم که می‌خورد، زیرا این تشکیلات وجود داشت، چون آن مدل سلطنت، این ساختار را می‌طلبید. آن‌چه که به کریم‌خان اهمیت داد و نام او را با وجود تمام پیشامدهای انقلاب اسلامی ایران به عنوان تنها شخص و تنها حکومت ایران بر روی یک خیابان باقی گذاشت، همین خوبی، انسانیت، اخلاق خوب و مردم‌نوازی او بود. یعنی کریم‌خان از نظر مردم‌داری آدم بسیار برجسته‌ای است. کریم‌خان عده‌ای را وادار کرده بود تا در خیابان برای مردم برنامه شاد اجرا کنند و موجبات شادی و اسباب طرب آن‌ها را فراهم کنند تا مردم خوشحال باشند.

نکونامی کریم‌خان زند ریشه در مردم‌نوازی او دارد
روی سکه نقره دوره کریم‌خان زند ضرب شده در گنجه

 در مورد عملکرد کریم‌خان در سیاست داخلی و خارجی برای ما بفرمایید؟

در دوره کریم‌خان دو قسمت از ایران زیر سلطه او نبود: یک قسمت بخش خراسان بزرگ که شامل آسیای مرکزی تا بلوچستان را دربرمی‌گرفت، این قسمت زیر سلطه کریم‌خان نبود و نوه نادر (شاهرخ) در این قسمت حاکمیت داشت و حتی سالیانی بعد از مرگ کریمخان نیز شاهرخ سلطه خود را بر این مناطق حفظ کرد. قسمت دیگر افغانستان بود که آن قسمت نیز برای اولین بار طعمی از استقلال را چشید. یعنی افغان‌ها متمرد بودند و سرکشی کردند که بعدها تا سال ۱۸۵۶ میلادی بر اثر تحریکات انگلیسی‌ها به افغانستان استقلال داده شد. این قسمت هم جزء ایران ولی به صورت مستقل از حکومت بود.

حکم کریم‌خان فقط در مناطق مرکزی و غربی ایران اجرا می‌شد و ایشان به عنوان پادشاه همه ایران شناخته نمی‌شد.

بنابراین حکم کریم‌خان فقط در مناطق مرکزی و غربی ایران اجرا می‌شد و ایشان به عنوان پادشاه همه ایران شناخته نمی‌شد. کریم‌خان یک بار به منطقه قفقازیه هم لشکرکشی کرد، مدت یک سال در قفقازیه حضور داشت، در مدت این یک سال منطقه قفقازیه از حکومت کریم‌خان اطاعت کرد، ولی به محض این‌که کریمخان به شیراز برگشت، این ناحیه هم از حکومت داخلی ایران جدا و مستقل شد. معاهده گلستان و ترکمانچای و... نیز متاسفانه باعث جداشدن این مناطق از ایران نیز شد.

حکومت کریم‌خان در مناطق دیگر هم حکومت معتدلی بود. مثلا در مناطقی که گردو داشتند، در سال مقداری گردو برای کریم‌خان می‌آوردند. منطقه‌ای دیگر انگور داشت، انگور می‌آورد. کریم‌خان سختگیر نبود و به مردم سخت نمی‌گرفت. ولی بهترین منطقه‌ای که حکومت کریم‌خان در آن درخشش داشت، شیراز و استان فارس بود. کریم‌خان در این مناطق خیلی خوب عمل می‌کرد و یک رأفت، عدالت، انسانیت و اخلاق خوب خودش را نشان می‌داد و مردم هم راضی بودند.

این نکته اهمیت دارد که کریم‌خان پادشاه ایران بود و حکم او در قسمت زیادی از ایران جاری بود، مردم در دوره او از آسایش برخوردار بودند، این‌ها همه امتیازاتی است که متعلق به کریم‌خان است و متاسفانه بلافاصله در سال ۱۱۹۳ که کریم‌خان از دنیا رفت، شیرازه حکومتش از هم پاشید. مدت پادشاهی پسرش بیشتر از سه ماه طول نکشید و برادرزاده او و دیگران هم نتوانستند مملکت را اداره کنند.

کریم‌خان آدم خوبی بود و به مردم سخت نمی‌گرفت. شادی مردم را می‌خواست و به همین دلیل این شعر ظهیر فاریابی در مورد او صدق می‌کند: «جزای حسن عمل بین که روزگار/ خراب می نکند بارگاه کسری را». این‌گونه است که نام همه پادشاهان و سلاطین از خیابان‌های ایران حذف شده است الا کریم‌خان زند که نامش بر یکی از مهم‌ترین خیابان‌های تهران باقی مانده است. این ماندگاری به همین دلیل رأفت، انسانیت، بزرگواری، مردم‌خواهی و شفقت کریم‌خانی است.

نکونامی کریم‌خان زند ریشه در مردم‌نوازی او دارد
تاریخ مختصر ایران در دوره زندیه و افشاریه

آیا کریم‌خان به همین دلیل حسن رفتار با مردم خود را وکیل‌الرعایا نامید؟

خیر، زمانی که دودمان افشاریه برچیده شد، کریم‌خان زند با همراهی زکی‌خان و محمدحسن خان ائتلافی تشکیل دادند که خیلی زود به هم خورد، زیرا همگی دست به شمشیر آبدار داشتند. کریم‌خان مسئول امور لشکری شد و زمانی که دو نفر دیگر از مدار قدرت خارج شدند؛ به کریم‌خان گفتند شاه، کریم‌خان گفت؛ من شاه نیستم. من وکیل پادشاه هستم. منظور از پادشاه در این‌جا شاهرخ افشار بود که در خراسان حکومت می‌کرد. کریم‌خان می‌گفت که من از طرف شاهرخ افشار حکومت می‌کنم و واقعا نیز چنین کاری را انجام داد. به این معنا که هیچ زمانی به شاهرخ تعرض نکرد و سالانه مقداری مواد غذایی برای شاهرخ می‌فرستاد. البته شاهرخ هم قدرت و نفوذی نداشت و کریم‌خان از این‌که بگوید من وکیل پادشاه هستم، اشکالی نمی‌دید.

از سوی دیگر لغت مردم در آن دوره هنوز افاده معنا نمی‌کرد، لذا کریم‌خان می‌گفت من وکیل رعایا در دستگاه پادشاهی هستم. در دوره مشروطیت بود که برای نخستین بار انسان ایرانی و رعیت‌ وارد تاریخ شد و اسم و رسم پیدا کرد.

وکیل‌الرعایا، این‌که باید می‌گفت من وکیل‌الدوله یا وکیل‌السلطنه هستم نه وکیل‌الرعایا، چون رعایا هنوز شناخته نشده بود. به یک معنا از طرف شاهرخ افشار که هیچ اختیار و اقتداری بر روی حوزه حکمرانی نداشت، از طرف او خودش را وکیل بداند یا وکیل‌السلطنه و وکیل‌الدوله باشد.

۲۵۹

کد مطلب 2292232

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 6 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین