پیش گویی عضو بنیاد میزس: تا اواخر دهه‌ی ۲۰۳۰ چین با خطر فروپاشی روبه‌رو است/ پکن بر جهان تسلّط نخواهد یافت

با وجود تمام تبلیغات حزب کمونیست چین، تکّه‌تکّه‌شدن به‌جای وحدت، معرّفه‌ی تاریخ چین است. در گستره‌ی دو هزاره، مرزهای امروزی تنها سیصد سال تحت سلطه‌ی اقتدار مرکزی دودمان هان بوده است. چین، با وضع کنونی که در دریای شرق و جنوب محاصره شده است، تا اواخر دهه‌ی ۲۰۳۰ با خطر فروپاشی و تکّه‌تکّه‌شدن جدّی روبه‌رو است.

گروه اندیشه: جوزف سولیس‌مولن فارغ‌التّحصیل دانشگاه اسپرینگ آربر، دانشجوی فارغ‌التّحصیل حاضر در دپارتمان علوم سیاسی دانشگاه ایلینوی و عضو بنیاد میزس است. «رسانه دورنمای اقتصاد» در کانال خود به معرفی مطلب او راجع به چین پرداخته است. او در این مقاله هشدار می‌دهد که چین با انباشت بدهی نجومی معادل سه برابر تولید سالانه، وام‌های معوقه هفت تریلیون دلاری و چرخه معیوب خلق پول، به خط پایان مدل رشد مبتنی بر صادرات و یارانه دولتی رسیده است. مولیس مولن تاکید می کند که ناکارآمدی طرح کمربند و جاده، افت بهره‌وری، بحران جمعیت‌شناختی و سرکوب بخش فناوری، اقتصاد این کشور را در آستانه فروپاشی قرار داده و رویای رقابت یوآن با دلار را نابود کرده است. پیش از او عجم اوغلو و رابینسون نیز در چرا ملت ها شکست می خورند گفته بودند که  «رشد مبتنی بر فرمان و دستور» (growth under command) چین به دلیل نداشتن «تخریب خلاق» (Creative Destruction) و حقوق مالکیت پایدار، در درازمدت قابلیت تداوم ندارد. آن‌ها رشد چین را به رشد اتحاد جماهیر شوروی در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ تشبیه کردند که روزی قدرتمند به نظر می‌رسید اما در نهایت متوقف شد و فروپاشید. اما در کتاب راه باریک آزادی آن‌ها اذعان می‌کنند که پیش‌بینیِ زمان دقیقِ توقف یا بحرانِ این‌گونه نظام‌ها بسیار دشوارتر از آن چیزی است که تصور می‌شد، زیرا چین توانسته با استفاده از فناوری‌های نوین نظارت اجتماعی (کنترل دیجیتال، هوش مصنوعی و داده‌های کلان)، ظرفیت کنترل خود بر جامعه را به شدت افزایش دهد.  حالا جوزف سولیس مولن از بنیاد میزس به نوعی پیش بینی های عجم اوغلو و رابینوس را تکرار می کند. باید منتظر ماند تا در عمل این پیش بینی محک بخورد. این مطلب کوتاه را در ادامه می خوانید. 

****

درباره‌ی فروپاشی اقتصادی آتی، حزب کمونیست چین، به‌دلیل موقعیّت منحصربه‌فرد خود در بیست سال گذشته به‌عنوان صادرکننده‌ی عمده‌ی جهانی، با استفاده از اعتبار نامحدود دولتی، یارانه‌های صنعتی، و دامپینگ، توانسته هرگونه کندی اقتصادی احتمالی را از بین ببرد و بنابراین، اشتغال تقریباً کامل را حفظ کند. با این حال، کاهش بازده بدهی اضافی و ادامه‌ی تولید بیش از حد، همراه با مصرف پایین‌تر از حد داخلی و رقابت نیروی کار ارزان در منطقه، به‌معنای آن است که این سررسید به پایان رسیده است. مجموع بدهی فعلی سه برابر تولید سالانه‌ی اقتصاد چین است، و بسط بدهی و اعتبار در سالیان اخیر شتاب گرفته است.

تا سال گذشته، نظام مالی چین پنج برابر حجم پول نظام فدرال‌رزرو در ماه پول خلق کرده. برای مثال، بنا به گزارش سیتی‌گروپ، نظام مالی چین تنها در سال ۲۰۱۸ هشتاد درصد تمام خلق اعتبار خصوصی جهان را به خود اختصص داده است. به‌دلیل سوءسرمایه‌گذاری هدایت‌شده از سوی دولت مرکزی، مجموع وام‌های ناکارآمد حدود ۷ تریلیون دلار برآورد شده است. از منظر برخی چشم‌اندازها، بحران غیرمنتظره‌ای که بازارهای مالی غرب را فلج کرد، کمتر از یک تریلیون دلار از این‌دست وام‌های بد را در بر داشت.

   علاوه‌براین، بیشتر بدهی‌ها کوتاه‌مدّت‌اند، این بدین معناست که این وام‌ها با تجدید بدهی جدید پرداخت می‌شوند. این شیوه‌ی در حال پیشرفت، به بازدهی کاهنده منجر می‌شود. به گزارش اکونومیست، سه‌چهارم وام‌های جدید در چین صرفاً به پرداخت بهره‌ی وام‌های موجود اختصاص یافته است. در همین حال، کلّ عوامل بهره‌وری، که طی دهه‌ی نخست قرن جدید رشد داشت، از آن پس تاکنون ثابت بوده است.

 ابتکار کمربند و جاده (BRI) تنها وضعیّت را بدتر می‌کند: خلق بیشتر یوآن، که برای پروژه‌هایِ با ارزشِ اقتصادیِ مشکوک و ابرازهای بازپرداخت به همان اندازه مشکوک، هزینه شده و وام داده می‌شود. با این‌همه، سیاست‌های حکومت چین که اشتغال و ثبات دولت را بر کارآیی و بهره‌وری ترجیح می‌دهد، به‌معنای آن است که تولید صنعتی مازاد چین باید به جایی گسیل یابد.

به‌طور خلاصه، BRI کار نمی‌کند. شی جین‌پینگ پیشتر مکرراً نشان داده است که اقتصاد به‌طور جدّی اصلاح‌پذیر نیست. بیشتر فنّاوری پیشرفته‌ی آن خریداری یا سرقت شده است، و چنانکه شواهد اخیر داده، حزب کمونیست چین مطلقاً نمی‌تواند بخش فنّاوری آزاد و پویای شانگهای را تحمّل کند. این کشور با انحطاط جمعیّتی روبه‌رو است، و با تکیه بر زنجیره‌ی تأمین جهانی و دسترسی آزاد به بازارهای مصرفی خارجی، یکی از کشورهای وابسته به نظم موجود است. 

کشوری غرقه در اقلیّت‌های ناآرام، نخبگان مقاوم، تریلیون‌ها دلار بدهی بد که در نظام مالی کثیف آن پنهان شده، و از این نقطه‌نظر، نمی‌توان یوآن را رقیبی برای هژمونی دلار ایالات متّحده دانست -که پیشتر امتحان شده و شکست خورده است.

با وجود تمام تبلیغات حزب کمونیست چین، تکّه‌تکّه‌شدن به‌جای وحدت، معرّفه‌ی تاریخ چین است. در گستره‌ی دو هزاره، مرزهای امروزی تنها سیصد سال تحت سلطه‌ی اقتدار مرکزی دودمان هان بوده است. چین، با وضع کنونی که در دریای شرق و جنوب محاصره شده است، تا اواخر دهه‌ی ۲۰۳۰ با خطر فروپاشی و تکّه‌تکّه‌شدن جدّی روبه‌رو است.

۲۱۶۲۱۶
 

کد مطلب 2293066

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 2 =