گروه اندیشه: در مطلب منتشر شده در سایت روان شناسی اجتماعی، ستاره جعفری روان شناس و عضو انجمن روان شناسی اجتماعی ایران، به چرایی دلپذیری بیشتر برخی شوخی ها و طنزها می پردازد. این مطلب را در ادامه می خوانید:
****
چرا بعضی شوخیها بامزهترند؟ شاید چون ذهن آنها را راحتتر «می گیرد»! شوخی معمولاً از «ناهمخوانی» میآید، یعنی چیزی که با انتظارمان نمیخواند. اما غافلگیری کافی نیست: باید بتوانیم بفهمیم آن دو چیز ناهمخوان چگونه کنار هم معنا پیدا میکنند.
دو روانشناس، درو گورنز و نوربرت شوآرتز، پرسیدند: هرچه ذهن راحتتر شوخی را پردازش کند، آیا بامزهتر هم میشود؟برای پاسخ، ۴ آزمایش با ۹۹۹ شرکتکننده انجام دادند: میمهایک گروه تصویر اصلی را دید و گروه دیگر نسخهای کمنورتر و کمرنگتر را.
نسخهی «سختدیدنی» بهطور میانگین ۰٫۶۵ امتیاز (از ۶) کمتر خندهدار ارزیابی شد و این افت را سختیِ پردازش کاملاً توضیح میداد. جالب اینکه کسانی که بیشتر با میم سروکار داشتند، میمها را هم راحتتر پردازش میکردند و هم بامزهتر میدیدند.
پایان شوخی از میان دو پایان مشابه، حدود ۷۶٪ مواقع آن را که قافیه یا همآغازی داشت بامزهتر دانستند. لقبهایی که با حرف آغازین نام فرد هماهنگ بودند، روانتر پردازش شدند و بامزهتر به نظر آمدند (۲٫۲۲ در برابر ۱٫۹۰ از ۶). چرا؟
دو توضیح ممکن بود: یا پردازش روان، شوخی را منسجمتر میکند، یا شوخیهای تند را بیخطرتر نشان میدهد. یافتهها از توضیح اول حمایت کردند: همآغازی، لقبها را بیخطرتر جلوه نداد، اما فهمیدنشان را سادهتر کرد.
شاید شوخی خوب علاوه بر ایده، به «ارائهی روان» هم نیاز دارد: ریتم، قافیه و تصویری که چشم و ذهن را خسته نکند. البته شرکتکنندگان عمدتاً دانشجویان جوان آمریکایی بودند و فقط سه قالب میم، پایان شوخی و لقب بررسی شد؛ پس ممکن است نتایج به همهی انواع طنز تعمیم نیابد. آخرین باری که از شوخیای واقعاً خندهتان گرفت، چه چیزش بامزه بود: خودِ ایده یا نحوهی گفتنش؟
منبع: Gorenz و Schwarz (۲۰۲۶)، Journal of Experimental Social Psychology
۲۱۶۲۱۶





نظر شما