مانی و انقلاب در تاریخ تصویرگری؛ وقتی نقاشی به زبان بیان اندیشه تبدیل شد

در جهان‌بینی مانوی، نقاشی هرگز ابزاری تزیینی نبود، بلکه زبانی مستقل برای انتقال مفاهیم پیچیده کیهان‌شناختی به شمار می‌رفت؛ زبانی که مانی از آن برای گذر از مرز واژه‌ها و تبیین رسالت دینی خود بهره برد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا - علی نیکویی، پژوهشگر ایران باستان: چرا در تاریخ مانی، نقاشی در کنار پیامبری قرار گرفته است؟ چرا از میان وجوه گوناگون شخصیت و اندیشه او روایت‌های تاریخی همواره این دو عنوان را در کنار یکدیگر نشانده‌اند؟ این هم‌نشینی اتفاقی نیست؛ زیرا در جهان‌بینی مانوی تصویر صرفاً وسیله‌ای برای آراستن نوشته‌ها یا بازنمایی روایت‌های دینی نبود بلکه خود زبانی برای بیان حقیقت و انتقال اندیشه به شمار می‌رفت. مانی که رسالت خویش را در گستره‌ای از سرزمین‌ها و فرهنگ‌های گوناگون دنبال می‌کرد به ظرفیت تصویر برای عبور از مرزهای زبان و انتقال مفاهیم پیچیده دینی آگاه بود، از همین رو هنر تصویرگری در سنت مانوی جایگاهی فراتر از یک ابزار تزیینی یافت و به بخشی از سازوکار تبلیغ، آموزش و تبیین جهان‌بینی این آیین تبدیل شد؛ برای شناخت مانی باید از سیمای پیامبر فراتر رفت و نسبت اندیشه دینی او را با آفرینش هنری و زبان تصویر بازشناخت.

مانی و انقلاب در تاریخ تصویرگری
علی نیکویی

جهان‌بینی مانی و ضرورت تصویر

جهان‌بینی مانی بر پایه تقابل بنیادین دو قلمروی نور و تاریکی شکل‌گرفته است؛ دو اصلی که در اندیشه مانوی ازلی و متمایز از یکدیگرند و آمیختگی آن‌ها منشأ وضعیت کنونی جهان را پدید می‌آورد. در این نظام اعتقادی جهان صحنه کشمکش میان نیروهای نورانی و تاریک است و انسان نیز در میانه این آمیختگی حامل بخشی از گوهر نور به شمار می‌رود که باید از اسارت ماده و تاریکی رهایی یابد. روایت مانوی از آفرینش، پیدایش جهان، جایگاه انسان و سرانجام کیهانی او مجموعه‌ای پیچیده از موجودات مینوی، نیروهای آسمانی، مراتب هستی و رویدادهای اساطیری را در بر می‌گیرد. چنین دستگاه فکری گسترده‌ای برای انتقال به مخاطبانی با زبان‌ها و پیشینه‌های فرهنگی متفاوت به شیوه‌هایی فراتر از بیان نوشتاری و گفتار نیاز داشت. تصویر در این میان می‌توانست مفاهیم انتزاعی و دشوار کیهان‌شناختی را به صورت‌هایی دیدنی و قابل‌دریافت تبدیل کند؛ نمایش نیروهای نور و تاریکی، مراتب جهان مینوی و روایت رهایی نور از بند ماده هنگامی که در قالب ترکیب‌بندی‌های تصویری عرضه می‌شدند امکان فهم و به‌ خاطر سپردن آموزه‌های دینی را افزایش می‌دادند. ازاین‌رو تصویر در آیین مانوی صرفاً مکمل متن مقدس نبود بلکه در کنار گفتار و نوشتار، کارکردی آموزشی و تبلیغی داشت؛ پیوند تصویر با روایت‌های دینی به پیروان امکان می‌داد تا آموزه‌های بنیادین آیین را نه‌فقط بشنوند یا بخوانند بلکه آن‌ها را در قالب یک نظام بصری نیز تجربه کنند. بنابراین اهمیت تصویر در سنت مانوی را باید در نسبت مستقیم آن با ماهیت جهان‌بینی این آیین جست‌وجو کرد؛ جهانی که برای توضیح پیچیدگی‌های آن زبان تصویر ظرفیتی ویژه و گاه بی‌بدیل فراهم می‌آورد.

مانی و انقلاب در تاریخ تصویرگری

ارژنگ؛ کتابی که به نماد تصویرگری مانوی تبدیل شد

در میان آثار منسوب به مانی هیچ‌کدام به اندازه «ارژنگ» با شهرت او به‌ عنوان پیامبر و نقاش پیوند نخورده است. ارژنگ که در متون پهلوی و پارتی با صورت‌هایی چون «اردهنگ» نیز شناخته می‌شود عنوان کتابی مصور بود که آموزه‌های بنیادین آیین مانوی را از طریق مجموعه‌ای از نگاره‌ها بازنمایی می‌کرد. در منابع مانوی از این اثر با عنوان‌هایی به معنای تصویر یا کتاب تصاویر نیز یاد شده است. اهمیت آن چنان بود که در سنت‌های بعدی نام ارژنگ به‌تدریج به نمادی از هنر نقاشی و توانایی شگفت‌انگیز مانی در بازنمایی تصویری مفاهیم دینی تبدیل شد. روایت‌های تاریخی ارژنگ را اثری با ویژگی‌های هنری کم‌نظیر معرفی می‌کنند که برای توضیح آموزه‌های پیچیده مانوی به کار می‌رفت. در برخی گزارش‌ها نگاره‌های این کتاب به طور مستقیم به مانی نسبت داده شده‌اند و او را آفریننده مجموعه‌ای از تصاویر می‌دانند که در کنار تعالیم مکتوبش پیام دینی او را روشن‌تر می‌ساختند. در سنت مانوی نیز تصویرگری صرفاً فعالیتی هنری نبود بلکه بخشی از شیوه آموزش و انتقال معرفت دینی به شمار می‌رفت ازاین‌رو ارژنگ را می‌توان یکی از مهم‌ترین جلوه‌های پیوند میان هنر و آموزه‌های مذهبی در تاریخ ادیان دانست.

جایگاه ارژنگ در تاریخ هنر مانوی را نباید تنها به شخصیت مانی محدود کرد؛ این اثر الگویی برای شکل‌گیری سنتی گسترده از کتاب‌آرایی و تصویرگری در میان پیروان او شد؛ سنتی که در گذر زمان از بین‌النهرین ساسانی تا آسیای مرکزی و چین گسترش یافت. پژوهش‌های مربوط به هنر مانوی نشان می‌دهند که نسخه‌های تصویری و بازآفرینی‌های بعدی این سنت در آموزش شفاهی و انتقال آموزه‌های دینی نقش مهمی داشته‌اند؛ در این زمینه، بررسی ابوالقاسم اسماعیل‌پور در کتاب «اسطوره آفرینش در آیین مانی» نیز برای شناخت پیوند میان روایت‌های کیهان‌شناختی و بازنمایی تصویری آن‌ها اهمیت دارد. بااین‌همه باید میان شواهد تاریخی و روایت‌های متأخر تمایز گذاشت. اصل کتاب ارژنگ تاکنون به دست نیامده و از نگاره‌های آن نیز نمونه‌ای قطعی در اختیار نداریم، گزارش ابوالْمَعالی در سده پنجم هجری از وجود نسخه‌ای از این اثر در گنجینه غزنین از مهم‌ترین شواهد مربوط به تداوم شهرت آن در جهان اسلامی است. در مقابل بازتاب ارژنگ در آثاری چون «شاهنامه فردوسی» و «ویس و رامین» فخرالدین اسعد گرگانی بیش از آن‌که گزارش مستند از ساختار و محتوای کتاب باشد نشان‌دهنده جایگاه افسانه‌ای مانی به‌ عنوان نقاشی چیره‌دست در حافظه فرهنگی ایرانیان است؛ بنابراین ارژنگ را باید هم اثری تاریخی در سنت تصویرگری مانوی و هم نمادی فرهنگی دانست که شهرت هنری مانی را در حافظه تاریخی ایران ماندگار کرده است.

تصویر به‌مثابه زبان دین

در آیین مانوی تصویرگری را باید یکی از شیوه‌های بنیادین بیان و انتقال اندیشه دینی دانست. تصویر در این سنت وظیفه‌ای فراتر از بازنمایی شخصیت‌ها و رویدادهای اساطیری داشت؛ می‌توانست آموزه‌هایی را که در قالب واژگان و مفاهیم انتزاعی دشوار می‌نمودند به زبانی دیداری و قابل‌فهم تبدیل کند. ازاین‌رو نقاشی در کنار متن مقدس و روایت شفاهی جایگاهی ویژه در آموزش پیروان و گسترش تعالیم مانی پیدا کرد. یکی از ویژگی‌های مهم هنر مانوی پیوند میان متن، تصویر و روایت بود؛ در این شیوه نگاره‌ها می‌توانستند بخش‌هایی از داستان آفرینش، نبرد نیروهای نور و تاریکی و سرگذشت رهایی گوهر نور را بازنمایی کنند. متن، روایت و تصویر در کنار یکدیگر به درک بهتر آموزه‌ها کمک می‌کردند و مخاطب را با نظامی هماهنگ از نشانه‌ها و مفاهیم روبه‌رو می‌ساختند؛ به‌این‌ترتیب تصویر نه حاشیه‌ای بر متن بلکه بخشی از ساختار انتقال پیام دینی بود.

رنگ نیز در این نظام تصویری اهمیت داشت، تقابل روشنایی و تاریکی که اساس جهان‌بینی مانوی را تشکیل می‌داد ظرفیت فراوانی برای بیان بصری داشت. رنگ‌های روشن می‌توانستند با قلمروی نور و جهان مینوی پیوند یابند و رنگ‌های تیره فضای تاریکی و جهان مادی را تداعی کنند. البته نباید بدون بررسی هر اثر برای تمام‌ رنگ‌ها معنایی ثابت و یکسان در نظر گرفت؛ نمادها حالت پیکره‌ها و ترکیب‌بندی صحنه‌ها نیز در انتقال مفاهیم و هدایت نگاه مخاطب نقش داشتند. مخاطبان این هنر نیز به گروهی خاص از باسوادان یا نخبگان دینی محدود نمی‌شدند، تصویر می‌توانست برای کسانی که امکان دسترسی مستقیم به متون مقدس نداشتند راهی برای آشنایی با آموزه‌های مانوی فراهم کند. مبلغان با بهره‌گیری از نگاره‌ها و توضیح شفاهی آن‌ها مفاهیم دینی را برای گروه‌های مختلف اجتماعی بازگو می‌کردند. درواقع تصویرگری به گسترش دامنه ارتباط آیین مانوی با جوامع گوناگون کمک می‌کرد و در شکل‌گیری هویت مشترک پیروان آن نیز سهم داشت؛ از این منظر هنر مانوی را باید نه صرفاً جلوه‌ای از ذوق زیبایی‌شناختی بلکه بخشی از سازوکار فرهنگی و اجتماعی یک دین تبلیغی دانست؛ دینی که تصویر را به زبانی برای دیدن، فهمیدن و به‌خاطر سپردن حقیقت تبدیل کرده بود.

از تورفان تا گنجینه‌های هنر مانوی

اگرچه از آثار تصویری منسوب به مانی در سده سوم میلادی نمونه‌ای قطعی در دست نیست، کشفیات باستان‌شناختی آسیای میانه امکان شناخت عینی‌تری از سنت تصویرگری مانوی را فراهم کرده‌اند. در این میان واحه تورفان در ترکستان شرقی [سین‌کیانگ امروزی چین] جایگاهی ممتاز دارد. چهار هیأت باستان‌شناسی آلمانی که میان‌ سال‌های ۱۹۰۲ تا ۱۹۱۴ به این منطقه سفر کردند مجموعه بزرگی از دست‌نوشته‌ها، نقاشی‌ها و آثار هنری را گردآوری کردند که امروزه از مهم‌ترین منابع شناخت فرهنگ و هنر مانوی به شمار می‌روند. اهمیت این یافته‌ها تنها به شمار آثار محدود نمی‌شود بلکه تنوع زبانی آن‌ها نیز چشمگیر است؛ متون مانوی کشف‌شده در تورفان به زبان‌هایی چون فارسی میانه، پارتی، سغدی و اویغوری کهن نوشته شده‌اند. این تنوع نشان می‌دهد که آیین مانی چگونه در مسیر گسترش خود زبان‌ها و فرهنگ‌های گوناگون آسیای میانه را در برگرفت و سنت نوشتاری و تصویری آن در میان جوامع مختلف تداوم یافت. برخی از نسخه‌ها نیز ترکیبی از متن و نگاره‌اند و به‌روشنی نشان می‌دهند که تصویرگری در کتاب‌های مانوی بخشی از ساختار انتقال آموزه‌های دینی بوده است. نقاشی‌های به‌دست‌آمده از این مجموعه از نظر شیوه اجرا و کیفیت هنری ویژگی‌های قابل‌توجهی دارند؛ استفاده از رنگ‌های درخشان، زمینه‌های آبی، طلاکاری، طراحی دقیق پیکره‌ها و توجه به جزئیات پوشاک و اشیای آیینی ازجمله خصوصیات این آثار است. در برخی نسخه‌ها نگاره‌ها نسبت به جهت نوشتار متن چرخیده‌اند؛ ویژگی‌ای که در تصویرگری کتاب‌های مانوی تورفان به‌ صورت الگویی مشخص دیده می‌شود. این شیوه نشان‌دهنده وجود قواعد بصری خاص در تنظیم صفحه و پیوند میان نوشته و تصویر است. از شناخته‌شده‌ترین نمونه‌های این هنر، نگاره آیین "بِما[i]" است که در قطعه‌ای از یک نسخه خطی با شناسه MIK III ۴۹۷۹ محفوظ مانده است.

مانی و انقلاب در تاریخ تصویرگری

[ii]

این تصویر مراسمی آیینی را نشان می‌دهد که به یاد درگذشت مانی و عروج معنوی او برگزار می‌شد؛ پیکره‌های روحانیان مانوی، پوشاک سفید آیینی، جایگاه ویژه پیشوای دینی و سکوی مرکزی مراسم ترکیبی منظم و معنادار پدید آورده‌اند. نمونه دیگر قطعه MIK III ۸۲۵۹ است که صحنه‌ای از موعظه را در خود جای‌ داده و به مجموعه‌ای از متون دینی به زبان‌های فارسی میانه و پارتی تعلق داشته است؛ این آثار اکنون در مجموعه‌های موزه هنرهای آسیایی برلین نگهداری می‌شوند. افزون بر برلین نمونه‌هایی از هنر مانوی در مجموعه‌های سن‌پترزبورگ، لندن و کیوتو نیز وجود دارد.

مانی و انقلاب در تاریخ تصویرگری

[iii]

اهمیت این گنجینه‌ها برای تاریخ هنر ایران و آسیای میانه از آن‌ جهت است که امکان بررسی پیوندهای هنری میان سرزمین‌های ایرانی و فرهنگ‌های شرقی را فراهم می‌کنند؛ نقاشی‌های مانوی تورفان در کنار برخورداری از ریشه‌ها و ویژگی‌های هنر غرب آسیا از محیط فرهنگی آسیای میانه نیز تأثیر پذیرفته‌اند ازاین‌رو نمی‌توان آن‌ها را صرفاً آثاری متعلق به یک سنت دینی محدود دانست؛ این نگاره‌ها اسنادی ارزشمند از رفت‌وآمد اندیشه‌ها، فنون هنری و شیوه‌های بازنمایی در امتداد جاده ابریشم هستند. میراث تصویری تورفان نشان می‌دهد که هنر ایرانی در دوره باستان و سده‌های میانه برخلاف تصور محدودکننده‌ای که آن را به مرزهای سیاسی ایران فرومی‌کاهد در گستره‌ای وسیع‌تر از مبادلات فرهنگی حضور داشته است، هنر مانوی یکی از روشن‌ترین گواه‌های این پیوند تاریخی است.

جایگاه مانویت در تاریخ هنر

هنر مانوی را باید در پیوند با سنت‌های هنری ایران و گستره فرهنگی پیرامون آن بررسی کرد. این هنر در بستر جهان ساسانی شکل گرفت و از ظرفیت‌های تصویری و آرایه‌ای رایج در سرزمین‌های ایرانی بهره برد؛ اما به‌تدریج با گسترش آیین مانی به‌ سوی شرق ویژگی‌هایی متناسب با محیط‌های فرهنگی تازه نیز پیدا کرد. تصویرگری مانوی نه پدیده‌ای منزوی بلکه بخشی از تاریخ پویای هنر در جهان باستان و سده‌های میانه است. گسترش مانویت در آسیای میانه و سپس چین زمینه برخورد سنت‌های تصویری گوناگون را فراهم آورد؛ نقاشی‌های کشف‌شده در تورفان نشان می‌دهند که هنرمندان مانوی در کنار حفظ برخی ویژگی‌های مشترک از شیوه‌های بازنمایی، پوشاک، آرایش پیکره‌ها و عناصر تزیینی رایج در محیط‌های سغدی و اویغوری نیز تأثیر پذیرفته‌اند. در چین نیز آثار مانوی در کنار سنت‌های بودایی و دیگر جریان‌های دینی و هنری حضور یافتند و در فضای چندفرهنگی آن سرزمین شکل‌های تازه‌ای پیدا کردند؛ بااین‌حال بررسی تأثیر هنر مانوی بر جریان‌های هنری بعدی نیازمند احتیاط تاریخی است، شباهت در ترکیب‌بندی، رنگ‌آمیزی یا شیوه ترسیم پیکره‌ها به‌تنهایی اثبات‌کننده انتقال مستقیم یک الگو از هنر مانوی به سنتی دیگر نیست، برای اثبات چنین ارتباطی باید به شواهد تاریخی، مسیرهای انتقال، ویژگی‌های فنی و استمرار عناصر تصویری توجه کرد. بنابراین نه می‌توان هنر مانوی را سرچشمه همه سنت‌های نقاشی شرق دانست و نه نقش آن را در مبادلات هنری میان ایران، آسیای میانه و چین نادیده گرفت. اهمیت تاریخی این هنر بیش از هر چیز در جایگاه میانجی‌گرانه آن و مشارکتش در شکل‌گیری فضای مشترک هنری در پهنه جاده ابریشم نهفته است.

فرجام سُخُن؛ وقتی تصویر از مرز زبان گذشت

مانی را نمی‌توان تنها در جایگاه پیامبری با آموزه‌هایی دینی و فلسفی به یاد آورد؛ او در تاریخ فرهنگ و هنر نیز شخصیتی متمایز است که تصویر را به یکی از ابزارهای بیان اندیشه تبدیل کرد. در جهان‌بینی مانوی نقاشی نه آرایه‌ای برای زیباسازی متون و نه سرگرمی هنری بلکه زبانی برای بازنمایی حقیقتی بود که فهم آن به‌ واسطه مفاهیم انتزاعی و روایت‌های پیچیده کیهان‌شناختی دشوار می‌نمود. ارژنگ فارغ از آن‌چه درباره جزئیات و سرنوشت آن در روایت‌های تاریخی آمده است نماد پیوندی ماندگار میان پیام دینی و آفرینش هنری شد.

کشف نگاره‌ها و دست‌نوشته‌های مانوی در تورفان نشان داد که این پیوند از مرزهای نخستین جامعه مانوی فراتر رفت و در گستره‌ای وسیع از ایران و آسیای میانه تا چین تداوم یافت، این آثار امروز نه‌تنها برای شناخت تاریخ مانویت بلکه برای بازخوانی مناسبات فرهنگی و هنری ملت‌های این حوزه اهمیت دارند. شاید مهم‌ترین میراث هنری مانی همین باشد «اندیشه‌ای که در واژه‌ها بیان می‌شد در تصویر نیز جان گرفت و توانست از مرز زبان‌ها و سرزمین‌ها عبور کند» آری، مانی تنها پیامبری نقاش نبود او از پیش‌گامان پیوند میان هنر و اندیشه دینی در تاریخ فرهنگ ایران و جهان باستان بود.


[i] آیین «بِما» (Bema) مهم‌ترین مراسم سالانه مانویان بود که در بزرگداشت درگذشت مانی برگزار می‌شد. این آیین در ماه پایانی سال مانوی، با روزه‌داری، نیایش و گردهمایی پیروان همراه بود. در این مراسم، تختی نمادین به یاد مانی برپا می‌کردند که یادآور جایگاه روحانی و حضور معنوی او در میان پیروانش بود.

[ii] قطعه‌ای از یک نسخه خطی مصور مانوی متعلق به تورفان، با نگاره‌ای از مراسم دینی مانوی؛ مجموعه موزه‌های دولتی برلین، موزه هنر هند، شناسه MIK III ۴۹۷۹، روی برگ (Recto).

[iii] قطعه‌ای از یک نسخه خطی مصور مانوی اویغوری متعلق به قوچو (تورفان)، با نگاره‌ای از صحنه موعظه؛ مجموعه موزه‌های دولتی برلین، موزه هنرهای آسیایی، شناسه MIK III ۸۲۵۹، برگ نخست، روی برگ (Recto).

۲۵۹

کد مطلب 2298280

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 17 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین