جنگی که برای نخستین بار طی دو دهه اخیر قدرت نظامی عربستان را به محک گذاشت. اما عربستان در این جنگ با یک قدرت یا ارتش نظامی یک کشور مستقل روبهرو نیست که بخواهد در نهایت از آن استفاده تبلیغاتی کند. بلکه جنگی است که یک طرفش ارتش عربستان است و طرف دیگر آن یک گروه شبهنظامی موسوم به الحوثیها قرار دارد. جنگی که عربستان ناخواسته خود را وارد آن کرده و نمیتواند پیشبینیای برای آینده آن داشته باشد.
عربستان سعودی بسیار تلاش میکرد وارد این جنگ نشود چرا که چنین جنگهایی نه تنها قدرتنماییای برای عربستان ندارد بلکه صرفاً توان سیاسی و دیپلماتیک این کشور را تحلیل برده و سیاست خارجی ریاض را وارد فاز فرسایش خواهد کرد، چرا که در مقابل آن نه کشوری وجود دارد که بخواهد با آن وارد گفت و گو شود و نمیتواند این گروه را جریان شبهنظامی تروریستیای بنامد که بخواهد به واسطه جنگ با آنها افکار عمومی خود را مجاب کند.
عربستان سعودی پیش از این بارها به این متهم شده که از عقاید افراطگرایان حمایت کرده و با راه دادن وهابیون به هستههای مرکزی قدرت تلاش میکند، اندیشههای فرقهگرایانه را در خاورمیانه دامن بزند. اتهامی که بارها در عراق و لبنان بر سر آن مورد مؤاخذه غرب قرار گرفت. موضوعی که باعث حساسیت ایالات متحده امریکا در زمان ریاستجمهوری جورج بوش شد و روابط ریاض - واشنگتن را به شدت تیره کرد.
مخالفان جنگ در عربستان که شمارشان هم کم نیست و حتی به استعفا در عرصه سیاسی این کشور کشیده شد، دائماً به کادر رهبری ریاض دو نکته را گوشزد میکنند. نخست این که اگر عربستان طی سالهای اخیر توانسته به قدرتی منطقهای در میان اعراب و کشورهای خاورمیانه تبدیل شود به دلیل استقرار امنیت در کشور و اجتناب از جنگهای منطقهای بوده است. در دستگاه دیپلماسی به کشوری که درگیر جنگ باشد کمتر میتوان اعتماد کرد. علاوه بر آن کشوری که درگیر جنگ باشد ناخواسته موقعیتی را مهیا میکند تا دیگران از موقعیتش سوءاستفاده کرده و درصدد امتیازخواهی برآیند.
دیگر این که آنها تهران را متهم میکنند که به طور غیرمستقیم و غیرعلنی در حالی که هیچ موضعی در برابر حوثیها نمیگیرد و علناً حمایت خود را از آنها اعلام نمیکند، آنها را تحریک به جنگی در مرزهای کشور کرده و کاری کرده تا ارتش عربستان وارد عمل شود و با تداوم جنگ ریاض را تضعیف کند. از این رو اصرار دارند که عربستان وارد این جنگ نشود.
در این میان عربستانیها از دولت یمن نیز دل خوشی ندارند چرا که معتقدند، ناتوانی ارتش یمن در مبارزه با شبهنظامیان الحوثی که طی سالیان اخیر وارد فاز تازهای شده، باعث شده تا پای کشورهای رقیبی چون ایران، سوریه و قطر به این موضوع باز شود و آنها نیز به دلیل برخورداری از حس رقابت با متحدان یمن همچون عربستان درصدد امتیازگیری از این کشور برخواهند آمد. عربستانیها دولت یمن را متهم میکنند که جنگ با حوثیها را به موقع به پایان نرسانده و زمینهای مهیا کرده تا عربستان وارد جنگ شود.
با نگاهی به آنچه در مرزهای عربستان میگذرد، در مییابیم که اکنون بیشتر از آن که یمن درگیر جنگ با الحوثیها باشد، این ارتش عربستان است که وارد جنگ با این گروه شبهنظامی شده و دولت یمن بیشتر نظارهگر است و به عبارت بهتر میخواهد نفس تازهای بکشد؛ موضوعی که عربستانیها را به شدت عصبانی کرده است.
هنوز خاطره سکوت دستگاه دیپلماسی در ماجرای کشتار مسلمانان سین کیانگ چین تمام نشده است که کشتار شیعیان یمن توسط ارتش یمن با همکاری ارتش عربستان سعودی در صدر اخبار منطقهای قرار گرفت. حداقل 9 سال است که در درگیریهای میان نیروهای شمال یمن و دولت مرکزی این کشور نام دولت سعودی بهعنوان «عامل خارجی تحریککننده» بر سر زبانها است و البته همیشه علی عبدالله صالح و پادشاه عربستان این گزارشها را تکذیب کردهاند.
ارتش یمن سال ۲۰۰۴ پس از به قتل رساندن رهبر شیعیان، زیدى حسین الحوثى، مقابله گستردهاى را با شیعیان زیدى در پیش گرفت. پس از آن هم ورود مستقیم دولت سعودی به بحران حوثیها در یمن و بمباران مواضع این گروه در استان صعده از سوی کشورهای عربی به صورتی بیسابقه مورد حمایت واقع شد. ایالات متحده هم به طور ضمنی با دفاع از مواضع عربستان یک توافقنامه امنیتی را با دولت صنعا به امضا رساند.
آشنایی با شیعیان یمن
طایفه الحوثی جمعی از شیعیان زیدی یمن هستند که سابقه شیعه شدن آنان به دوران حکومت حضرت علی (ع) بازمیگردد. الحوثیها از نظر مذهبی به مذهب شافعیهای نزدیک هستند. زید از نوادگان حضرت علی است. طایفه الحوثیها در شمال یمن و نزدیکی مرز عربستان قرار دارد. دلیل حساسیت دولت سعودی هم «شیعه بودن» این گروه است.
رهبر این گروه حسن الحوثی در سالهای اول انقلاب به دیدار امام میآید و تحت تأثیر منش اخلاقی امام خمینی در بازگشت به یمن ابراز ارادت جدی نسبت به امام خمینی (ره) نشان میدهد و حتی عدهای میگویند که او ایشان را به عنوان امام خود برمیگزیند. شاید بتوان شیعیان الحوثی را گروهی شبیه حزبالله لبنان دانست و به همین دلیل دولت عربستان اصلاً علاقه ندارد گروهی شیعی هر روز در نزدیکی مرزش رشد کند. عمق تأثیرایران را میتوان در ترجمه و تدریس کتاب چهل حدیث امام در میان این گروه دید.
علی عبدالله صالح رئیسجمهور یمن که خود را از شاگردان صدام میداند و به این شاگردی افتخار میکند جنگ ششم خود با طایفه الحوثی را از سه ماه قبل آغاز کرده است آن هم با حمایتهای مالی عربستان. نزدیکی فکری این گروه موجب شد رسانههای عربی موضوع کمک نظامی جمهوری اسلامی به این گروه را در محافل رسانهای مطرح کنند. موضوعی که بارها از سوی مقامات ایران رد شده و وزیر امور خارجه هم در این زمینه تأکید کرد: «مواضع ما در بحث تمامیت ارضی یمن و یکپارچگی و وحدت ملی و مخالفت با اقدامات افراطگرایانه تروریستی بسیار روشن و صریح است.»
دیپلماسی نرمش
بعد از آغاز حملات بود که در روزهای اول پائیز حسن قشقاوی سخنگوی آن زمان وزارت خارجه در نشست هفتگی خود با خبرنگاران درباره حوادث یمن، گفت: موضوع صعده موضوع داخلی یمن است و راهحل سیاسی دارد و خونریزی نمیتواند حلال مشکلات باشد. چندی بعد هم وزیر امور خارجه در مراسم تودیع و معارفه سخنگوی وزارت خارجه در پاسخ به خبرنگاری درباره دلیل عدم واکنش مناسب ایران به کشتار شیعیان یمن توسط عربستان و ارتباط آن با لغو سفر وی به یمن تصریح کرد: بحث لغو سفر به یمن مطرح نیست، ضمن اینکه ما نگرانیمان را نسبت به وقایع جاری در یمن به دوستان یمنی گفتهایم و موضعگیریهایی صورت گرفته است، اما سعی کردیم نظرمان را کاملاً مسئولانه بیان کنیم.»






نظر شما