ماجد غماس ملقب به ابوعارف، رئیس دفتر مجلس اعلای اسلامی عراق در تهران چندی پیش مهمان کافه خبر بود و به سوالات مختلف ما پیرامون اوضاع این کشور، کردستان عراق و جریان های شیعه و انتخابات شوراهای استانی عراق پاسخ داد

سیدعلی موسوی خلخالی:

اگر ممکن است یک بررسی اجمالی از اوضاع عراق به ما بدهید. از مواضع گروه های سیاسی مختلف از جمله مجلس اعلا، العراقیه و جریان صدر گرفته تا اتفاقات کردستان و اختلافات موجود میان بارزانی با مالکی، یک بررسی کلی به ما بدهید.
پس از سقوط رژیم سابق عراق اتفاقات بسیار عمیق و مهمی در کل منطقه رخ داد. این مساله موجب شد که آن چه در حال رخ دادن است یک اتفاق تاریخی و بی بدیل باشد. ایجاد حالت تعادل در حکومتو سلطه اتفاقی مهم برای عراق محسوب می شود. هیچ گاه نشده است که در عراق اکثریت شیعی حاکمیت را در اختیار داشته باشند. البته الآن، صحیح است که حاکمیت شیعه است اما بقیه مولفه ها نیز حضور دارند، کردها، سنی ها، ترکمن ها و دیگر اقلیت ها در حال حاضر در حکومت شریک هستند. اما مهمترین منصب، نخست وزیری، در اختیار شیعیان است. و این یک حق تاریخی است که عراقی ها در گذشته از آن محروم بودند. در معادله جدید مسائل بسیاری رخ داده است. یکی از این مسائل سقوط رژیم سابق عراق بود، این صحیح است که مردم عراق از سقوط رژیم صدام دفاع کردنداما حضور نیروهای امریکایی در عراق مشکل ساز شد. امریکا پس از سقوط صدام حسین تلاش کرد تا حرف اول را در حکومت جدید عراق بزند. این هدف برای امریکا محقق نشد. اما امریکا به زد و بندهای سیاسی خود برای حفظ تسلط خود در عراق ادامه داد. علاوه بر آن دخالت های برخی کشورهای هم جوار عراق نیز وجود داشت که تغییرات عراق را خوشایند خود نمی دانند. این کشورها که لازم نیست نامی از آنها برده شود، تلاش می کنند تا با هر وسیله ای نگاه طایفه گری را در عراق گسترش دهند تا وضعیت سابق را به عراق باز گردانند. نکته دیگر حضور گروه های سیاسی موثر در عرصه سیاسی عراق است. اینها جریان هایی هستند که عموما تجربه ای در حضور در حکومت ندارند. آنها نزدیک به 30 سال اپوزسیون بودند و تنها با حکومت مخالفت می کردند. تبدیل شدن مواضع از جریان اپوزسیون به یک جریان حکومتی زمان زیادی می طلبد. آنها نیاز به زمان دارند تا بتوانند با دیگر گروه ها به توافق برسند تا حکومتی ایجاد کنند که همه در آن مشارکت داشته باشند و مشکلی ایجاد نشود. گام های خوبی برداشته شده است از جمله نوشتن قانون اساسی، تشکیل دولت، توافق با طیف های مختلف که نماینده کل عراق باشند برای تشکیل حکومت که نتیجه آن شکل گیری حکومت فعلی عراق است. به طور کلی شکل گیری چنین حکومتی موفقیت آمیز بوده است. اما در این میان عده ای هستند که گمان می کنند که به حق خود نرسیده اند و گروهی نیز گمان می کنند که دیگران بیش از حقشان دریافت کرده اند. این کش مکش ها باعث شده است تا مشکلاتی برای ایجاد یک حکومت منسجم به وجود آید. مشکل بغداد با اربیل کردستان یا مشکلاتی که ارتباط برخی چهره های سیاسی با تروریسم یا بازماندگان نظام سابق یا القاعده مثل پرونده طارق الهاشمی یا رافع العیساوی، وزیر دارایی عراق از جمله این مشکلات است. در این میان دخالت هایی نیز از بیرون از عراق وجود دارد که تنش هایی به وجود بیاید. همه این مسائل باعث شده است تا در وضعیتی به سر ببریم که نیاز به بازنگری دارد. به خصوص درباره وحدت شیعه عراق که بدون آنها هیچ حکومتی تشکیل نخواهد شد. این وحدت مستلزم گذشت میان جریان های سیاسی است تا بتوانند راه اصلی خود را پیدا کرده و ادامه دهند.
الآن به نظر شما شیعیان عراق متحد هستند؟
یعنی یک سایه ای به اسم پیمان ملی وجود دارد که مرجعیت سیاسی شیعیان محسوب می شود و همه به آن اعتقاد دارند اما در عمل به دلیل نبود یک اساسنامه کامل و احیانا استنکاف بعضی گروه‌ها در دولت برای تبعیت از این ائتلاف برای این که بتوانند خط مشی خود را دنبال بکنند، مشکلاتی به وجود آمده است. علاوه بر آن بعضی گروه‌ها از پختگی لازم سیاسی برخوردار نیستند و نمی‌توانند به سود منافع شیعیان عراق تصمیمی را بگیرند. ما در این مساله عملکرد ضعیفی داریم و نیاز است که به آن بیشتر توجه شود.
دلیل این مساله چیست؟ یعنی چرا بعضی گروه‌ها گمان می‌کنند که باید سهم بیشتری بخواهند؟
بعضی گروه‌ها از این که با دیگر گروه‌ها هم‌دل و هم پیمان باشند احساس بی نیازی می کنند. آنها می گویند که دولت دست ماست و کارهای خود را به همین ترتیب پیش ببریم. بعضی ها نیز همان طور که گفتم پختگی سیاسی لازم را ندارند. از این ناپخته ها همه جا هستند. چنین مساله‌ای را ما نزد جریان صدر یا حتی مثلا در ائتلاف دولت قانون شاهدیم که تحرکاتی صورت می‌گیرد که به نفع شیعه نیست. یعنی حزبی عمل کردن و عدم گرایش به آینده برای شرکت در انتخابات و تشکیل پیمان‌های جدید مشکل آنها است. آنها بعضی وقت‌ها گمان می‌کنند که می‌توانند به تنهایی کار خود را پیش ببرند.
عراق با وضعیتی که برای آقای طالبانی پیش آمده آیا به نظر شما دچار بحران شده است؟
اولا آقای جلال طالبانی یک شخصیت بین المللی است. او در محافل بین‌المللی چهره‌ای معروف است که به عنوان آدمی اهل مذاکره و گفت‌وگو مطرح است که می‌تواند مشکلات را حل و فصل بکند. او در طول این مدت توانسته است که به یک نکته اتکا برای حل بسیاری از مشکلات تبدیل شود. از این رو یک موقعیت بسیار خوبی پیدا کرده است. روابطش با همه از مرجعیت گرفته تا گروه‌های سیاسی بسیار خوب است. وجودش در ریاست جمهوری باعث شده است تا همه به ایشان اتکا بکنند و از او بخواهند که برای حل مشکلات اقدام کند. لذا فقدان ایشان در این مرحله حساس به خصوص که ایشان اعلام آمادگی کرد تا با جریان‌های سیاسی مختلف مذاکره کند تا بحران حل وفصل شود و حتی برای این کار سفری نیز به اربیل و بغداد داشت، برای ما سخت است. این عارضه ناگهانی وضعیت عراق را در حالت انتظار نگه داشت. از این رو به طور کلی بیماری ایشان به ضرر روند سیاسی عراق محسوب می شود.
اگر آقای طالبانی خدای ناکره فوت کند، داعیه‌داران جانشینی ایشان چه کسانی هستند؟ آیا ممکن است که با آقای مالکی دچار نوعی تنش سیاسی شوند؟
در حال حاضر مشخص نیست که جانشین آقای طالبانی چه کسی باشد. اولا در میان کردها این سوال مطرح است که اگر آقای طالبانی نباشد وضعیت حزب او به همین ترتیب می ماند یا تضعیف می شود؟ اگر تضعیف شود موضع گیری های آقای بارزانی چه خواهد بود؟ آیا سهم حزب اتحاد میهنی کردستان برای تصاحب کرسی ریاست جمهوری عراق محفوظ خواهد ماند؟ گروه گوران (تغییر) که از حزب آقای طالبانی جدا شده است به رهبری آقای نوشیروان مصطفی، دومین نفر از حزب اتحاد میهنی محسوب می‌شد. حتی حرف‌هایی شنیده شده است که ایشان به حزب اتحاد میهنی کردستان عراق بازگردد و زمام امور را به دست بگیرد و رئیس این حزب شود...
برای ریاست جمهوری چطور؟
در حال حاضر سه اسم برای جانشینی آقای طالبانی برای پست ریاست جمهوری مطرح است. یکی برهم صالح که از همه جوان تر است، دیگری آقای فواد معصوم که از اعضای قدیمی اتحاد میهنی کردستان عراق است و در حال حاضر ریاست فراکسیون پیمان کردستانی در پارلمان عراق را بر عهده دارد. او کسی است که اول انقلاب به نمایندگی از جلال طالبانی به ایران آمد و با حضرت امام دیدار کرد. او رابطه خوبی با ایران دارد...
یعنی ایشان نفر دوم حزب اتحاد میهنی کردستان محسوب می‌شود؟
نمی‌توان گفت که او نفر دوم است ولی از لحاظ قدمت سیاسی از پیشکسوتان حزب اتحاد میهنی محسوب می شود. ایشان در حال حاضر یکی از وزنه‌های مهم در میان کردها است.
نفر سوم چه کسی است؟
نفر سوم همسر آقای جلال طالبانی خانم هیرو ابراهیم احمد است. او دختر آقای ابراهیم احمد از مبارزان مشهور در تاریخ کردها است.
یعنی هم عصر ملا مصطفی بوده است؟
بله هم عصر او بوده است.البته شانس ایشان ضعیف است. چرا که اگر ایشان نامزد شود احتمالا بسیاری نخواهند پذیرفت.البته هنوز هیچ بحثی در زمینه جانشینی جلال طالبانی نشده است، او همچنان زنده است و بسیار ناپسند است که کسی که هنوز در قید حیات است نامی را برای جانشینی او مطرح بکنند.
مواضع آقای بارزانی چیست؟ او واقعا به دنبال چه هدفی است؟آیا واقعا می‌خواهد عراق را به سمتی ببرد که نفت و گازش را مستقل کند و با ترکیه وارد معامله شود؟
حقیقت این است که مساله‌ای که اکنون میان بغداد با دولت مرکزی وجود دارد شامل چند مشکل است. یکی مساله نفت و گاز است. دیگری مساله مناطق مورد منازعه دو طرف است که شامل کرکوک و دیالی و غیره می شود. مساله بودجه پیشمرگه مطرح است و خیلی مسائل دیگر. برای حل این مشکلات تا کنون راه حلی پیدا نشده است. نمی خواهیم کسی را مقصر این مشکلات بدانیم ولی دولت می توانست که برای حل این مشکلات وارد عمل شود. آقای بارزانی می‌گوید که هنوز به ماده 140 قانون اساسی در ارتباط با مسائل مورد نزاعپرداخته نشده و دولت به آن عمل نکرده است. در این ماده تصریح شده است که باید یک سری اقدامات از سوی دولت مرکزی برای حل مشکل مناطق مورد منازعه از جمله برگزاری رفراندوم انجام شود. بدین ترتیب که آیا ساکنین این مناطق باید تصمیم بگیرند که آیا می خواهند به کردستان بپیوندند یا خیر. کردها می گویند که این مناطق متعلق به ماست و باید به کردستان ملحق شوند. این مسائل باعث ایجاد تنش ایجاد شده است. متاسفانه در حال حاضر این تنش‌ها به یک مساله شخصی میان دو طرف تبدیل شده است. دو طرف هر روز لحن خصمانه را علیه یکدیگر تشدید می‌کنند و این به مصلحت عراق نیست. آقای بارزانی می‌گوید که ما خیلی صبر کردیم و منتظر ماندیم که این مسائل حل شود. اما هیچ گاه برای حل آنها اقدامی نشده است. برای همین بحث سلب اعتماد از دولت را مطرح کرد.
ترکیه چه نفعی از این آتش اختلاف‌ها می‌برد؟ آیا چشم طمعی به انرژی کردستان دارد؟
به اعتقاد بعضی از سیاستمداران ترکیه یک تاجر بزرگ است. آنکارا فقط به دنبال منافع اقتصادی است. آقای اردوغان حتی دو سال پیش برای جلب شیعیان شعار هیهات من الذله هم سر داد. بعد از آن هم اقدام به گشایش کنسولگری در بصره کرد. این تحرکات برای چیست؟ برای این است که ترکیه به فکر شکوفایی اقتصادی اش است. ترکیه می‌خواهد از طریق عراق به خلیج فارس دسترسی داشته باشد و تجارتش با عراق را افزایش دهد. نکته دوم، آقای اردوغان و اطرافیانش احساس می‌کنند که قدرتی دارند و می‌توانند بیشتر از وضعیت فعلی نقش خود را گسترش دهد. در عراق مساله ترکمن‌ها سوژه بسیار خوبی برای ترک‌ها است. سفر آقای احمد داوود اوغلو به کردستان و شهر کرکوک پیام‌های بسیار بدی را داشت. این نشان می‌دهد که ترکیه چه تلاش‌هایی را برای تاثیرگذاری بر مسائل عراق دنبال می‌کند. این مساله هم متاسفانه حالت شخصی پیدا کرده است. ما از آقایان ترک فهمیدیم که آنها به مسائل طایفه‌گری نمی‌خواهند بپردازند اما در مساله اخیر آقای العیساوی، وزیر دارایی عراق روشن شد که آنها اهداف طایفه‌گری را نیز دنبال می‌کنند. مواضع اخیر آقای اردوغان که آقای مالکی را متهم کرد که به سمت طایفه‌گری سوق می‌دهد، نشان می‌دهد که ترکیه چه سیاستی را دنبال می‌کند. ما نگرانیم که مسائل جدی‌تر شود که چنین وضعیتی فضا را ملتهب کرده و این مساله به نفع هیچ کس نیست. این در حالی است که ما نیاز به آرامش در عراق داریم.
عملیات دجله که آقای مالکی راه انداخت و اکنون متوقف شده است، چیست؟
آقای مالکی می‌گوید که این یک ستاد عملیاتی است. در ظاهر ایشان می‌خواهد هیبت دولت را در مناطق مختلف نشان بدهد که این از حق دولت است. او یک ستادی را در مناطق مورد اختلاف مثل کرکوک و دیالی تشکیل داد و سعی کرد این مناطق را تحت نظر ارتش و نیروهای امنیتی مرکزی عراق ببرد. این مساله با کردها تنش ایجاد کرد. آنها می گویند در حالی که هنوز اختلافات حل نشده است برای چه باید نیرو وارد مناطق مورد منازعه پیاده شود؟ از طرفی آقای مالکی می‌گوید که این حق دولت مرکزی است که چنین کاری را انجام دهد. البته درگیری‌ای به وجود نیامده است. در شهر طوزخورماتو یک درگیری ساختگی‌ای به وجود آمد که یک یاغی تلاش کرد بلوائی ایجاد کند ولی دو طرف علیه یکدیگر وارد عمل نشده‌اند. البته وضعیت خطرناکی است، یعنی خیلی شبیه بشکه باروتی است که منتظر یک جرقه است. نبود مام جلال نیز می‌تواند به این مساله دامن بزند. یعنی مطابق قانون اساسی باید ظرف 40 روز برای کشور رئیس جمهور تعیین شود. در قانون اساسی این مساله تاکید شده است اما در طول این مدت اگر اتفاقاتی رخ دهد، امکان افنجار بحران سیاسی کشور وجود دارد به خصوص این که همه ابزارهای لازم برای چنین اتفاقی نیز در دسترس است.
چقدر ممکن است شاهد حوادثیاز قبیل آن چه زمان صدام اتفاق افتاد، باشیم؟ یعنی کار به جنگ داخلی میان کردها با دولت مرکزی کشیده شود؟
حقیقتش نمی‌توان درصدی در نظر گرفت. ولی این امکان وجود دارد چرا که ظرفیت‌های آن کاملا وجود دارد.
مواضع امریکا در قبال این وضعیت چیست؟
امریکا به دنبال فرصتی است تا دوباره در عراق اعمال قدرت کند. شاید این بار از پنجره کردها وارد شود به این بهانه که برای حفظ آرامش مثلا نیرو بفرستد یا دیپلماسی خود را مجددا فعال کند. الآن ما فکر می‌کنیم دور جدید دیپلماسی امریکا در این رابطه آغاز شود که بخواهد میانجیگری کند و تلاش کند همه چیز را دست خودش نگه دارد. البته با این هدف که روند سیاسی عراق را به نتیجه برساند. چرا که برای امریکا بسیار مهم است که روند سیاسی عراق بسیار مثبت پیش رود. این به نفع امریکا است، چرا که در آن صورت می‌تواند بگوید که من از عراق خارج شدم و یک دولت دموکراتیک ایجاد کردم. امریکا نمی‌خواهد برای وجهه بین المللی اش در عراق مشکل ایجاد شود. به خصوص این که در افغانستان نیز تا کنون نتوانسته کاری از پیش ببرد و در جاهای دیگر نیز مشکل دارد.
پس با این تحلیل سوای از این که می‌تواند از این قضیه نفع ببرد، اگر میان دولت مرکزی با کردستان جنگ درگیر بگیرد این مساله زیاد به نفع امریکا نخواهد بود؟
خیر نیست. البته امریکا صد در صد با کردها نیست. حتی با برخی ادعاهای کردها بر سر کرکوک و مناطق مورد منازعه نیز همراهی نمی کند. آقای مالکی هم زیاد رابطه نزدیکی با امریکایی‌ها ندارد. روابط دولت عراق با ایران رابطه بسیار خوبی است، این باب میل امریکایی‌ها نیست برای این که نشان می‌دهد دیپلماسی ایران از دیپلماسی امریکا موفق‌تر است. اما امریکا می‌خواهد که این تجربه را به نام خود ثبت کند و این روند سیاسی را پیش ببرد. لذا سعی می‌کند هر طوری شده دخالت کند و اوضاع را به نفع خودش به پایان برساند.
ترکیه ولی چندان بی میل نیست که جنگی در بگیرد؟
یعنی با توجه به نیات ترکیه که می‌خواهد در عراق جای پایی داشته باشد، این طور به نظر می‌رسد. ترکیه در آینده نمی‌تواند با کردها ارتباطات استراتژیک داشته باشد. چرا که ترکیه 18 میلیون کرد دارد و تحکیم روابط به طور استراتژیک با کردها امکان‌پذیر نیست. رابطه با کردها در حال حاضر فقط به صورت مرحله‌ای است و الآن وقت آن است که با کردها روابط صمیمی داشته باشد و از لحاظ اقتصادی با کردها روابط نزدیکی داشته باشد. ترکیه می‌خواهد از لحاظ اقتصادی شریان اقتصاد کردها را در اختیار داشته باشد تا بدین ترتیب در آینده بتواند به کردها بیشتر فشار بیاورد. اما به غیر از این ترکیه به هیچ وجه نفع خود نمی‌بیند که کردها به استقلال برسند.
ایران برای حل مشکل بغداد – اربیل چه کاری می‌تواند انجام دهد؟
ایران در این مدت بی‌کار ننشسته و سعی کرده است که به نحوی مشکل را حل کند و با توجه با روابط بسیار خوبی که ایران با دولت عراق و اقلیم کردستان چه در سلیمانیه و چه در اربیل دارد، تلاش کرده است که در این رابطه جلساتی را برگزار کند و کمک بسیار زیادی برای حل این موضوع کند.
برنامه مجلس اعلا برای انتخابات چیست؟ انتخابات پیش رو تا چه اندازه مهم است؟
انتخابات استانداری‌ها قرار است در ماه آوریل سال آینده برگزار شود. این انتخابات تاثیر بسیار مهمی بر مسائل داخلی عراق دارد. هم از لحاظ درون شهرها و استان‌هایی که در آنها انتخابات برگزار می‌شود و هم از لحاظ آینده کشور عراق. چرا که نتیجه این انتخابات پیش‌بینی می‌شود که تمرکززدایی را بیشتر کند. یعنی شورای استان‌ها اختیارات بیشتری خواهند داشت. نکته دیگر این است که انتخابات استانداری‌ها یک سنجشی برای کل نیروهای سیاسی عراق محسوب می شود. یعنی یک وزن کشی تمام عیار محسوب می‌شود. جریان ها تلاش می‌کنند تا بیشترین آرا را به دست آورند تا ببینند وضعیتشان در عرصه سیاسی و اجتماعی عراق چگونه است. مجلس اعلای اسلامی عراق با توجه به تجربیاتش به رغم ناکامی‌ها نزدیک به دو سال پیش یک کمیته انتخاباتی تشکیل داد. مجلس اعلا به کمک این کمیته تلاش کرد تا مسائل مرتبط به چگونگی اخذ رای و حتی شخصیت سیاسی در عراق فعالیت داشته باشد. حتی برای این کار و برای دوره دیدن کادرهایش گروه‌هایی را به خارج از عراق فرستاد تا بر روی این مساله تمرکز شود. یعنی تلاش بسیاری کرد که این مسائل را به صورت علمی و سنجیده دنبال بکند و برای انتخابات آینده سرمایه‌گذاری اساسی انجام دهد تا موقعیت خودش ر در عرصه سیاسی عراق را مشخص بکند.
در این انتخابات آیا مجلس اعلا در کنار آقای مالکی خواهد ماند یا مستقل شرکت خواهد کرد؟
ببینید ما دو بخش از استان ها در عراق داریم. یک بخش که شیعیان بیش از 90 درصد استان را شامل می‌شوند و بخشی دیگر مناطق مختلط هستند که طوایف گوناگون را در خود جای داده‌اند مثل کرکوک، دیالی، موصل و صلاح‌الدین که شیعیان در آن شهرها نصف یا در اقلیت هستند. در این مناطق مختلط توافق شد که کل گروه‌های شیعه یک فهرست واحدی ارائه دهند. اما در مناطق شیعه نشین با توجه به این که مجلس اعلا می‌بیند که می‌تواند درصد مناسبی را به دست آورد پیشنهاد کرد که به طور مستقل ارائه دهد. البته با دولت قانون برای ارائه یک فهرست واحد مذاکراتی انجام شد ولی توافقی حاصل نشد. آنها فعلا به این نتیجه رسیده‌اند که دو یا سه گروه بشوند بهتر می‌توانند آرای شیعیان را کسب بکنند. آقای مالکی نزدیک به چهار ماه پیش نزد آقای سید عمار حکیم اعلام آمادگی کرده بود اما توافقی صورت نگرفت. در این میان جریان صدر نیز تصمیم نهایی خود را گرفت و گفت که به طور مستقل در انتخابات شرکت می کند.
وضعیت العراقیه را چگونه ارزیابی می کنید؟
وضعیت العراقیه زیاد خوب نیست. آنها در وضعیتی نیستند که اکنون بتوانند یک فهرست بزرگ و قدرتمند ارائه دهند. در میان آنها انشعاب ایجاد شده است مثلا العراقیه سفید به رهبری حسن العلوی ایجاد شد و خیلی های دیگر نیز از جمع آن خارج شده اند. شاید دوباره اینها کنار هم جمع شوند اما به صلابت و استحکام گذشته باز نخواهند گشت. مخصوصا تلاش هایی در درون العراقیه وجود دارد که آقای ایاد علاوی را از ریاست فهرست کنار گذاشته و چهره ای سنی مورد قبول همگان به جای او بگذارند. آقای ایاد علاوی خود شیعه است ولی فهرست العراقیه ذاتا فهرستی سنی است. تنها 17 شیعه در آن حضور دارند و مابقی همه سنی هستند. خود آقای ایاد علاوی هم ضعیف شده است. او در ساقط کردن دولت آقای مالکی با مسعود بارزانی تلاش های بسیاری کرد ولی موفق نشد و همین مساله بر تضعیف بیشتر او افزود. حتی در خود الوفاق، حزب ایشان نیز خبرهایی مبنی بر تجزیه آن به گوش می رسد.
چقدر ممکن است که کردها طارق الهاشمی را برای جانشینی طالبانی مطرح کنند و جنجالی در این زمینه ایجاد کنند؟
چنین احتمالی بسیار کم است. این درست است که کردها به دنبال مصالح کردستان هستند اما خودشان نیز این حساب را می کنند که مساله مطرح کردن اشخاصی که متهم به جنایت های انسانی هستند عواقب بسیار سختی برای خودشان خواهد داشت. آنها می دانند اگر چنین چیزی را مطرح کنند یعنی علیه شیعیان اعلام جنگ داده اند. آنها خودشان یعنی هم آقای بارزانی و هم آقای طالبانی خوب می دانند که حکومت عراق جز با پیمان کردها و شیعیان تشکیل نشده است. همان ائتلافی که شهید محراب با آقای مسعود بارزانی و جلال طالبانی ایجاد کرد که امضاهایش هنوز وجود دارد. یعنی اگر این دولت شیعی سقوط کند و دولت سنی بر سر کار آید کردها به شدت ضرر خواهند کرد.

 4949

کد خبر 268732

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 1 =