۰ نفر
۲۲ اسفند ۱۳۹۱ - ۱۳:۴۷

صبحی غندور

جهان در حال حاضر شاهد فعالیتهای سیاسی گسترده ای پیرامون دو موضوع ایران وسوریه می باشد واین فعالیتها به جایی رسیده است که پیش بینی ها بیشتر درباره توافق دو ابر قدرت با ایران پیرامون موضوع هسته ای این کشور و نیز توافق امریکا ومسکو درباره ضرورت دستیابی به یک توافق سیاسی برای بحران خونین سوریه می باشد.
این وضعیت در ماههای اخیر و چند سال اخیر اینچنین نبود. اختلاف در موضعگیریها میان مسکو وپکن از یکسو و میان واشنگتن و اتحادیه اروپا از سوی دیگر بخصوص درباره سوریه بسیار بالا گرفته بود . " پیمان ناتو" اکنون از موضعگیری جدی روسیه و چین و خطوط قرمزی که مسکو درباره هرگونه اقدام نظامی بیگانگان علیه ایران و یا سوریه تعیین کرده ، اطمینان یافته است. 
ایالات متحده امریکا و بدنبال آن اتحادیه اروپا ، از خطر بحرانی شدن روابط با مسکو وپکن در این مرحله آگاهی یافته اند بخصوص که اقتصاد اروپا و امریکا بر لبه پرتگاه قرار گرفته است و نیاز شدید به برقراری روابط خوب با روسیه با هدف آسان سازی عقب نشینی نیروهای ناتو از افغانستان بحران زده به چشم می خورد.
واشنگتن همچنین اطمینان یافته است که ولادیمیر پوتین بر اساس سیاستها وعملکردهای خود که در سال 2007 در اجلاس مونیخ اعلام کرده بود ، بریاست اتحادیه روسیه بازگشته است . وی در آن هنگام مخالفت خود را با هرگونه تک قطبی جهان و یکه تازی امریکا در تعیین سرنوشت جهان مخالفت کرده بود ودر آن هنگام این دیدگاه وعملکرد پوتین بعنوان تحول مهم در سیاستهای مسکو پس از فروپاشی اتحاد شوروی شناخته شد.
از آن هنگام روسیه ، سیاستهای امریکا را منبع خطر مستقیم برای منافع روسیه دانست. همچنین مسکو درباره سیاست واشنگتن در پخش سیستم سپر موشکی در چند کشور هشدار داده و آنرا تهدیدی برای أمنیت ملی روسیه دانسته بود.
مسکو همچنین حضور نظامی امریکا در خلیج فارس و افغانستان و جمهوریهای آسیایی و مسلمان را نوعی به محاصره در آوردن امنیت روسیه دانسته شناخت و آنرا ادامه حضور پیمان ناتو در اروپای شرقی اعلام کرد.
اما این سیاست " پوتینیسم " روسیه که در عمل از سال 2007 به بعد ادامه یافت بمعنی بازگشت جنگ سرد و یا مسابقه تسلیحاتی و جنگهای غیر مستقیم میان مسکو و واشنگتن نبود ، بلکه هدف روسیه در سالهای اخیر که با گامهای استوار اما آرام عمل می کرد ، همانا دسترسی به بعضی از مواضع قدرت خود که پس از فروپاشی اتحاد شوروی از دست داده بود شناخته شد واکنون مسکو غیر کمونیست بعنوان یک ابر قدرت به گونه ای به خاورمیانه باز می گردد که می تواند همزمان نه وبله بگوید.     
پس از ناکامی سیاست جورج بوش پسر ، جهان شاهد فروپاشی تدریجی نقش امپراتوری امریکا در برابر افزایش نقش روسیه و چین گردید و تمامی تنشها و اختلافهای پیش آمده میان واشنگتن ومسکو همچنانکه بعضی گمان می کردند ، یک أبر زود گذر نبود که پس از آن روبط دو پایتخت پاک و آرام گردد . البته و در عین حال بحرانهای سیاسی میان دو کشور نیز بصورت جنگ سرد میان دو ابر قدرت ایدئولوژیک نیز، همانند قرن گذشته نبود . اولویتهای روسیه وامریکا در حال حاضر ، همان منافع مستقیم می باشد که بر اساس دوری از هرگونه تنش زیان آور دو جانبه استوار است. 
رفتار و برخورد مسکو با دولت اوباما در حال حاضر بر این اصل استوار است که واشنگتن مواضع روسیه را درک می کند و امید به آنست که اوباما سیاستهایی را که در سال 2009 بهنگام در دست گرفتن قدرت اعلام کرد ادامه دهد که مهمترین آن جلوگیری از تک روی امریکا در تصمیم گیریهای بین المللی واحترام به موضع سازمان ملل و شورای امنیت بود. در نتیجه هر دو طرف طی دوره گذشته کوشش کردند کشمکش میان خود را محدود نمایند و بر ادامه گفتگو ومشورت تأکید کنند و از وصول اختلاف نظرها به بن بست جلوگیری نمایند. 
موارد اختلاف نظرهای موجود میان مسکو از یکسو و  واشنگتن و " ناتو " از سوی دیگر بسیار است اما در عین حال روسیه از نیاز امریکا و" پیمان ناتو " برای دستیابی به هماهنگی درباره افغانستان و نیز موضوع ایران وهمچنین کره شمالی آگاهی دارد . از یکسو جنگ افغانستان در یک چهارچوب امریکائی و با مشارکت نیروهای اروپایی و کانادایی صورت گرفت که همگی اینان اکنون خواستار بیرون رفت از گرداب افغانستان هستند ، درحالیکه مسکو از نبرد ناتو با گروههای " طالبان " و " القاعده " در جمهوریهای مسلمان اتحادیه روسیه استفاده می کند . اما مسکو در عین حال ضرورتی نمی بیند که ناتو در گردابی فرو رود که در حقیقت علت اصلی فروپاشی اتحاد شوروی بود. 
روسیه صرفنظر از نظام حکومتی موجود در آن نمی تواند تنها وبدور از تحولات جهانی بماند . روسیه تزاری و روسیه کمونیستی نیز چنین بودند و اکنون روسیه " پوتینیسم " نیز اینچنین است. 
رویدادهای دهه نخست قرن کنونی نشان دهنده اختلافهای نمایان میان روسیه و امریکاست. درحالیکه روسیه شاهد رشد اقتصادی روز افزونی می باشد ، اقتصاد امریکا درحال روبرو شدن با رکود و ناتوانی مالی و سقوط ارزش دلاراست.
دولت پوتین پس از سال 1999 دستاوردهای بزرگی در دو جبهه داخلی و خارجی داشته است. آمارهای تورم بهنگام روی کار آمدن پوتین در حدود 37% و بدهی های خارجی روسیه بیش از 165 ملیار دلار بود وفساد وفقر و سوء مدیریت در تمامی زمینه های گسترش یافته بود اما پوتین توانست طی سالهای حکومت خود و در دوره نخست وزیری تورم را کاهش دهد و تمامی بدهی های خارجی بازپرداخت نماید و صدها ملیار طلا پشتوانه پولیبرای روسیه بیاندوزد.
در این میان اوضاع در ایالات متحده امریکا در دو دوره حکومت بوش پسر که همزمان با دوران حکومت پویتین بود، روند معکوس داشت . امریکا رنجهای اقتصادی واجتماعی فراوانی را در سیاستهای داخلی وخارجی بر اثر سیاستهای جمهوریخواهان و محافظه کاران نوین بخود دید. سیاست خارجی ناگوار دولت بوش تا اندازه بسیاری در فروپاشی اقتصاد امریکا و پدید آمدن دو دستگی سیاسی شدید در جامعه امریکا نقش داشت. در پایان دهه گذشته جهان شاهد فروپاشی تدریجی امپراتوری امریکا در برابر افزایش نقش جهانی روسیه پوتینیسم بود که هم اکنون نیز ادامه دارد .   
***
البته بسود تمامی کشورهای جهان است که این ناگواری بوجود آمده در روابط بین المللی را اصلاح نمایند و از تک تازی امریکا در رویاروئی با بحرانهای بین المللی موجود وبویژه از ادامه جنگهایی که بدون موافقت " شورای امنیت سازمان ملل " صورت گرفت، جلوگیری کنند. در این میان ابر قدرتها نیز اگربا خردمندی در این مرحله عمل نمایند نتیجه مثبتی بر تمامی بحرانهای بین المللی خواهد داشت که در مقدمه آن بحران خاورمیانه که شامل موضوع هسته ای ایران و بحران خونین سوریه و کشمکش اعراب با رژیم صهیونیستی است.  
در عین حال کشمکش سیاسی اخیر میان واشنگتن ومسکو یک نبر منافع بشمار می آید ونه اختلاف ایدئولوژیک همچنانکه در دوران جنگ سرد وجود داشت که بطور حتم می بایست یکی از دو طرف از میان برداشته می شد. بنابر این ما اعراب برای دستیابی به منافع خود نباید بطور صد در صد از یک طرف بیگانه ( چه منطقه ای و چه بین المللی ) هواداری کنیم . ما نخست باید بر توانمندیهای خود موضعگیری نمائیم و اوضاع جهان عرب را بهبود بخشیم که این وضعیت تاکنون صورت نگرفته است!. 

 مدیر مرکز گفتگوهای عربی در واشنگتن
ترجمه محمد ماجد نجار

منبع: خبرآنلاین عربی

49261

کد خبر 281665

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 5 =