در روزهای اخیر باز هم خبری از یک مورد جدید کود‌ک‌آزاری در خبرها منتشر شده است.

 متاسفانه این خبرها به قدری زیاد شده که حتی دیگر مردم هم حساسیت چندانی از خود نشان نمی‌دهند و به نوعی این مسائل برایشان عادی شده است. مساله اینجاست که چرا هنوز که هنوز است و با وجود این که این همه تلاش برای آگاه‌سازی مردم صورت می‌گیرد، کودکان به این شکل قربانی تجاوزها و آزارهای روحی و جسمی بزرگترها قرار می‌گیرند؟ بدتر از آن این که چرا این موارد انقدر زیاد شده و در کوچه و خیابان به صورت مداوم اخبار اینچنینی به گوش میرسد؟
من پیش از این هم به این نکته اشاره کرده‌ام که درست است که آگاهی رسانی کار موثری است که باید انجام شود اما حتی اگر کسی آگاه باشد باز هم ممکن است در هنگام عصبانیت نتواند خودش را کنترل کند. مهم این است که به این فکر کنیم که چرا انقدر آستانه تحمل افراد پایین آمده و به شدت سر هر چیزی عصبانی می‌شوند و بعد بپردازیم به این که چرا عصبانیتشان را سر دیگران و مخصوصا سر فرزندانشان خالی می‌کنند.
همانطور که همه ما می‌‌دانیم، یکی از مهمترین مشکلاتی که امروزه مردم با آن دست به گریبانند مسائل اقتصادی است. شاید مسئولان کشور فکر کنند که مشکلات اقتصادی تنها مشکلی است که با مخارج مردم درگیر است و آنها صرفا نمی‌توانند چیزی را که مورد نیازشان است تهیه کنند و با صرفه‌جویی و کمتر مصرف کردن این مشکل حل می‌شود و چندان لاینحل نیست. اما آنچه کسانی که چنین تفکری دارند از آن غافلند این است که اصلا اینطور نیست. درست است که مشکلات اقتصادی با هزینه‌های مردم درگیر است اما به همان اندازه هم مسائل روحی و خانوادگی و شرایط زندگی آنها را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.
وقتی از طلاق عاطفی حرف زده می‌شود، وقتی راجع به همسرآزاری هشدار داده می‌شود، وقتی درباره کودک‌آزاری ابراز نگرانی می‌شود، هنگامی که از سالمندآزاری گفته می‌شود و آماری از پرخاشگری‌ها و قتل و خودکشی منتشر می‌شود، نباید به این مسائل به چشم سیاه‌نمایی نگاه شود بلکه باید آنها را به چشم دلسوزی عده‌ای از افراد کارشناس و متخصص نگاه کرد و برای حل آنها چاره‌ای اندیشید.
این که گفته می‌شود چرا باز هم کودک‌آزاری داریم، سوال درستی نیست چون جواب آن همان جوابی است که پیش از این برای این سوال داده شده است. این که مگر فرهنگ افراد ارتقا یافته که دیگر کودک‌آزاری نداشته باشیم؟ مگر مشکلات اقتصادی مردم حل شده؟ مگر با افرادی که قبلا فرزندشان را مورد انواع شکنجه‌ها و آزارهای روحی و جسمی قرار داده‌اند برخورد جدی شده و مجازات شده‌اند که حالا عده‌ای درس عبرت گرفته باشند؟ مگر برای آرامش فکری مردم اقدامی انجام شده؟ تا جواب این سوال‌ها منفی باشد، همچنان متاسفانه شاهد این موارد و موارد بدتر از این خواهیم بود.

کد خبر 303707

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 4 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • دخترگیلانی IR ۲۰:۰۶ - ۱۳۹۲/۰۴/۲۴
    3 0
    اینجا ایران است فقط همین...
    • پوریا IR ۰۹:۴۹ - ۱۳۹۲/۰۶/۱۳
      2 0
      عزیزم توایران فقط کودک آزاری میشه دیگه من که کمتر مطلب خوندم توجای دیگه کودک آزاری بشه روانشناس تو خارج از کشور میره خونه دیگران که فرزند پروری یاد بده یا فرزند دوتا خانواده روبه مدت چند روز تعویض می کنن خودخواهی توایران داره داد می زنه می دونم جملاتم یه کم اشکال داره نمی دونم تونستم حقیقت بگم جواب سوالم لطفاً در وبلاگم بنویسید 1-چرا روانشناسان در خانواده ها نمی فرستیم که مهارت فرزند پروری به پدر ومادر یاد دهند 2-چرا بچه های دوخانواده را باهم تعویض نمی کنید به مدت یک هفته؟