1) مثل خیلی چیزهای دیگر ممکن است سخنگویی هم مشمول تب شود، در حالی که فقط دستگاه های مهم و شخصیت های طراز اول یا خبرساز می توانند سخنگو داشته باشند. نباید ظاهر پر طمطراق این عنوان سبب شود هر سازمان و وزارتخانه ای به فکر ایجاد چنین جایگاهی بیفتد؛ به عبارت بهتر نباید دم دستی شود. در بسیاری موارد ، «روابط عمومی» کفایت می کند.
2) برداشتی اشتباه از پاسخگویی و سخنگویی وجود دارد. بعضی روزنامه نگاران ما با استناد به مفاهیمی چون تعامل و رابطه دوسویه، گمان می کنند وظیفه سخنگو آن است که همیشه در دسترس آنان باشد. این وظیفه - که از قضا بسیار مهم نیز هست - به عهده روابط عمومی است ، نه سخنگو یا مشاور رسانه ای یا سمت هایی از این دست.[ یادداشت «یک سوء تفاهم درباره پاسخگویی» را ملاحظه فرمایید]
3) دستیار مطبوعاتی ، مشاور رسانه ای، مدیر روابط عمومی و منشی ویژه ممکن است اشتراکاتی با یکدیگر و با سخنگو داشته باشند و هر یک کمک حال دیگری باشند ولی هر کدام کار ویژه خود را دارند. خلط اینها با یکدیگر مشکل آفرین است . [به یادداشت «مشاور رسانه ای» مراجعه فرمایید]
4) اظهار نظر سخنگو ، رسمیت اظهارنظر بالاترین مقام دستگاه و بیانیه روابط عمومی را دارد . در واقع سخنگو، بیانیه مطبوعاتی (press release) است اما از نوع شفاهی و البته با درجه اهمیت و پروتکل بالاتر . همین تقارن سبب می شود دم دستی نباشد و اظهارات او را از بام تا شام، بر سر کوی و برزن نشنویم.
5) سخنگو کسی است که اطلاعات کامل از رویدادهای مرتبط با دستگاه / فرد متبوع خود دارد . با گفتمان ، سیاست ها و ادبیات او آشناست و این اختیار را دارد که به نیابت از او حرف بزند. سخنگو می داند کدام موضع یا اظهار نظر را باید بالاترین فرد دستگاه ، کدام را مدیری میانی ، کدام را بیانیه رسمی و کدام را سخنگو بگوید و کدام را به مقامی مطلع ولی بی نام منتسب کرد!
6) سخنگو اگرچه مختار و وکیل کامل است اما «آتش به اختیار» به مفهوم مصطلح نیست.
7) سامانه ای که سخنگو یکی از عناصر آن است به قدری هوشمندانه طراحی شده که اگر سخنگـو به هر دلیلی- که بسیار هم پیش می آید- اطلاعات کافی و به روز نداشته باشد ، اطلاعات و سیاستها به سرعت و با حفظ طبقه بندی های حفاظتی لازم در اختیار او قرار گیرد. لذا اگر گردش هدفمند اطلاعات در سازمان یا حلقهای که او سخنگویی اش را به عهده دارد وجود نداشته باشد، سخنگو و به تبع او، سازمان یا آن مقام ، بی آبرو و اسباب مضحکه می شوند.
8) سخنگو نباید شهوت حرف زدن داشته باشد . نباید عشق دوربین باشد. لذا تا حدی «مردم گریز» بودن هم توصیه می شود ! زیرا قرار نیست مرتبا جار بزند.
9) او «اقتصاد حرف» را می داند و اختصار را به کار می بندد. می داند کجا مبهم و گِرد سخن بگوید و کجا شفاف و صریح. گفتار دیپلماتیک را نیز می شناسد.
10) او بار معنایی واژگان و تفاوت کلمات مترادف را بخوبی می شناسد. تاکنون افراد متعددی در کسوت سخنگویی ظاهر شده اند. در بین آنان دکتر آصفی تسلط و مهارت ویژه ای دارد، علاوه بر این که عمر سخنگویی او از دیگران نیز طولانی تر بوده است. دکتر آصفی از انجا که یک دیپلمات کار کشته بود عبارات ظاهرا مترادف را در جای خود استفاده می کرد و می کند . مثلا به قول او «اظهار امیدواری کردن» با «اظهار خوشبینی» متفاوت است.
11) با رسانه ها و خبرنگاران باید دوستی و مهربانی کند تا اعتمادش را پاسخ گویند. منطق «داد و ستد» چنین می گوید. در مجالست های غیر رسمی(Out of record ) به خبرنگاران اطلاعات بیشتری می دهد و آنان نیز متقابلا باید اعتماد او را پاسخ دهند وگرنه تعاملی ناقص شکل می گیرد که نتیجه طبیعی اش مسدود شدن کانال ارتباط و مفاهمه است.
12) او بخوبی اُوردوز کردن رسانه و مخاطرات مترتب بر آن را می داند . یعنی اِشکالی که امروزه در یک رفتار هم افزا بین چهره ها ، دستگاه ها، رسانه ها و خبرنگاران به وجود آمده که با برداشتی نادرست از اطلاع رسانی یا پاسخگویی، موج رایج اما غلط را پدید آورده است. [مقالات «شطرنج به سبک برره» ، و «خبرنگار، پاپاراتزی نیست» و «یک سوء تفاهم درباره پاسخگویی» در این باره اند]
13) اظهارات سخنگو هیچگاه نباید تکذیب شود زیرا همان طور که گفته شد کلام او رسمیت بیانیه مطبوعاتی را دارد . به همین دلیل باید حساب شده حرف بزند. مصاحبه کردن در حال راه رفتن یا رانندگی یا حین احوالپرسی با رفیقی قدیمی، ممکن است تمرکز او را تحت الشعاع قرار دهد و حرفهای بی حساب و سبک بر زبانش جاری سازد .
14) او مثل مشاور رسانه ای باید با نظریه های ارتباطی، عملیات روانی و کارکرد هر یک از رسانه ها آشنا باشد. مثل دیپلمات، نتیجه عمل و گفتار خود را بداند. مثل ادیب، از گنجینه ادبیات بهره برده باشد و البته کاربردهای زبانی را بشناسد و مثل یک جامعه شناس یا مردم شناس، توانایی تحلیل هر گفتار یا کردار را در بافتار آن داشته باشد.
15) ذوق زدگی و اصولا هر نوع هیجان زدگی (مثبت و منفی) از سخنگو بعید است.
16) و بالاخر کیست که انکار کند نحوه سلوک، لحن، زبان بدن و حتی تیپ و نوع پوشش سخنگو ، مهم ، تاثیر گذار و بلکه از لوازم و شاخص های این کار است؟
.
کد مطلب 318631
نظر شما