خواستم بخشی از مقاله دکتر جعفریان در مورد سیره نبوی تحت عنوان "محمد (صلى الله علیه وآله) از چشم خداوند" را بازنشر کنم ، به نظرم آمد که دیباچه کتاب " آیه نمای پیامبراعظم صلی الله علیه و آله و سلم در قرآن عظیم" که به توفیق خداوند تبارک وتعالی فراهم آمد و در سال پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم منتشر شد را تقدیم کنم که همه مطالب و فصول کتاب در آن به ایجاز ذکر شده است.برای آنان که عاشق پیامبر اعظم (ص) هستند شگفت‌آور است که بدانند در این کتاب بزرگ و سترگ- قرآن- 1470 آیه (در بیش از2800 موضع) به نحوی با پیامبر اعظم (ص) مرتبط است یعنی بیش از ربع قرآن؛ و چه رازی در این گفت‌وگوی عاشق و معشوق یا حبیب و محبوب بوده است که فرمود: لَعَمْرُکَ إِنَّهُمْ لَفِی سَکْرَتِهِمْ یَعْمَهُونَ (الحجر:72)...... بَلَغَ العُلی بکماله کَشَفَ الدُّجی بجماله/ حَسُنَت جمیعُ خصاله صلّوا علیه وآله

نمی‌توانم در مورد پیامبر عزیزم که بهترین درودهای خدا بر او .حاندانش باد بی‌طرفانه بنویسم چرا که او را بسان دیگر انسان‌های بزرگ یا بزرگوار تاریخ نمی‌پندارم. او محبوب قلب من است ولا حبیب الا هو و اهله؛ او نبی خاتم و واصل به سدرةالمنتهی و فائز به مقام اوادنی است . رحمتی برای عالمیان و دارنده شفاعت کبری و صاحب حوض کوثر و لواء حمد و مبعوث مقام محمود و جالس بر عرش و جلوه به اسم رب بر ناظران « إِلى‏ رَبِّها ناظِرَةٌ »... چگونه می‌توان با بی‌طرفی و کفّ نفس و پنهان کردن عمق احساس از پیامبر(ص) سخن گفت؟... آیا می‌توان عواطف را حبس و تمایلات قلبی را مقید ساخت و از محبوب‌ترین انسان‌ها بل خلایق سخن گفت و نوشت؟ چگونه می‌توان اشک‌ها را مهار کرد و به نگارش سیره او و تاریخ زندگیش پرداخت؟ چگونه می‌توان شعله‌های سرکش شوق روح را سرپوش گذاشت و چهره منور و دلربای او را تصویرکرد؟ و چگونه می‌توان دل آرام داشت در ذکر آن دلارام؟ هرگز... هرگز چنین کاری از من ساخته نیست.

    من هماره به یاد اویم که ذکرش عبادت است و اسوه منحصر در اوست. لأن الله یقول: « لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌٌ حَسَنَةٌ» (الأحزاب:21) و زندگی را با او تنظیم می‌کنم که لسان‌المیزان زندگی هموست و اگر قصد با او بودن داریم باید بر سنتش عمل کنیم که فرمود: « مَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِی فَلَیْسَ مِنِّی» (الکافی ، 5/496 ، بحارالأنوار 31/35 نیز : البخاری، 5063 و مسلم، 1401)

    پس بهترین راه ، استعانتِ از خدای محمد(ص) و استمدادِ از او برای شناسایی و شناساندن پیامبر اعظم(ص) است، چون نوشتن از مرد مردان ، جان جانان ، قبله جان و جهان، اشرف انبیاء و سرورآفریدگان و برترین مردم و گرانمایه‌ترین افراد و پاک‌ترین موجودات آسان نیست. او گوهر یگانه و بی‌همتای فرزندان آدم(ع) است. دفتر عشق او در قلب ما محفوظ است و دیوان شگفتی‌های وجود مقدسش عالمیان را - از کروبیان و فرشتگان مقرب تا برترین انسان‌ها و خلایق - به اعجاب انداخته است و چگونه ذکر او را بتوان گفت که رگ و پی وجودم و همه دل و روان و جانم درکارند تا با اشک و شوق و عشق و شور قلم رقم بر زند و سوادی بر بیاض آید تا نور آن صاحب راز بازگوید.

سخن از بهانه خلقت ( لَوْلَاکَ لَمَا خَلَقْتُ الْأَفْلَاکَ- بحارالأنوار ج15ص27) و نزدیکترین فرد به ذات اقدس الهی و حائز مقام  دَنا فَتَدَلَّى فَکانَ قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنى‏ (النجم :8-9) که خدا و فرشتگانش بر او درود می فرستند (الأحزاب :56) و اسوه حسنه جامع و بی بدیل بشریت (الأحزاب :21) است و وجودش رحمتی سترگ برای جهانیان (الأنبیاء: 107) و منت و نعمتی بزرگ  براهل ایمان (آل عمران :164) می باشد آسان نیست . اما این امر برای قرآن که نسخه مکتوب عالم تکوین است و همه عوالم غیب و شهود در آن منعکس و متجلی شده شدنی است. پیامبر اعظم (ص) قرآنِ مُجسّم بود. این کلام را شیعه و سنی از همسر حضرتش، نقل کرده اند: کانَ خُلُقُهُ القُرآن (شرح ابن ابی الحدید : ج 6  ص 340) . اگر در تعبیر رفیع  و ممتازی که به نقلی برادر و وصی برحقش فرموده است تأمل کنیم که « أللهم إن هذا أول العدد وصاحب الأبـد نورک الذی قهرت به غواسق الظلم و بواسق العدم و جعلته بک و منک و الیک دالا دلیلا  روحه نسخة الأحدیة فی اللاهوت و جسده صورة  معانی الملک و الملکوت و قلبه خزانة الحی الذی لایموت  طاووس الکبریاء و حمام الجبروت»( الذریعه ) ؛ می‌توان قرآن را هم نسخه تدوینی وجود اقدس رسول اعظم (ص) به‌شمار آورد. چرا که اصل همه حسنات و معدن همه خیرات و برکات و منبع همه محاسن و مکارم و ریشه همه فضیلت‌ها و عظمت‌ها و زیبایی‌ها و خوبی‌ها هموست ( إِنْ ذُکِرَ الْخَیْرُ کُنْتُمْ أَوَّلَهُ وَ أَصْلَهُ وَ فَرْعَهُ وَ مَعْدِنَهُ وَ مَأْوَاهُ وَ مُنْتَهَاه - من لایحضره الفقیه ج2 ص615 ) که گوهر فرزندان آدم (ع) ( لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ جَوْهَراً وَ جَوْهَرُ وُلْدِ آدَمَ مُحَمَّدٌ ص - الکافی ج8 ص 214)  و سَیِّدَ مَنْ خَلَقَ اللَّه ( همان ج1 ص 440 بجای سَیِّدَ وُلْدِ آدَمَ ) است .

به بیان قرآن ، محمد رسول خداست (آل عمران: 144؛ الأحزاب: 40؛ محمد (ص): 2؛ الفتح: 29) همان احمد (ص) مورد بشارت عیسی (ع) (الصف: 6) و رسول نبی امّی که نام و نشانش در تورات و انجیل مکتوب است (الأعراف: 157). امّیی که علمش را نه از بشر که از شدیدالقوی فراگرفته ( النجم :6) خاتم النبیین (الأحزاب: 40) و رحمة للعالمین (الانبیاء: 107) و شاهد بر تمام انبیاء (النساء: 41) است. او که هم برای همه بشریت فرستاده شده (سبأ: 28) و هم مبعوث بر پریان است (الأحقاف : 29-32 ؛ الجن: 1) و هدایت و دین حق او بر همه ادیان با وجود کراهت مشرکان پیروز خواهد شد (التوبه: 33؛ الفتح: 28؛ الصف: 9) پیامبری عزیز(المنافقون :8) رئوف ورحیم (التوبه :128) داعی الهی ( الأحقاف : 31-32) و دعوت کننده بسوی او ( الأحزاب:46) که اجابت دعوتش مایه حیات است ( الأنفال: 24). خلق بزرگ (القلم: 4) و وجود نرم او (آل عمران: 159) برخاسته از شرح صدر (الشرح: 1) و فضل عظیم و کبیرخدا بر او بود ( النساء : 113 و الإسراء : 87) و چون رفعت ذکر او موهبتی الهی است (الشرح: 4) نتایج عظیم آن در دنیا و آخرت مجلای رحمت بی بدیل الهی در حق بندگان است، چرا که امیدوار کننده ترین آیه قرآن که عبارت است از:  وَ لَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضی (الضحی: 5 ؛ نک :  بحار الأنوار ج8 ص 57 به نقل از تفسیر الفرات ص 570) شفاعت کبری و بی نظیری را وعده می دهد و این درکنار اعطای کوثر(الکوثر: 1) و ملک عظیم در دنیای پس از ظهور مهدی آل محمد (عج) ( النساء :54 ) و ملک کبیر بهشت ( الإنسان :20) (که اولی تجلی فضل عظیم و دومی ظهور فضل کبیر است ) صحنه زیبایی را رقم می زند که زبان از توصیف آن قاصر و جان در اندیشه آن مبتهج و روح سرمست از شراب روحانی و عطر روح و ریحان آن است. من چه گویم اندر آن رشک مَلَک صاحب مُلک مَلِک و مبعوث مقام محمود وجالس برعرش رب ودود؟

شگفتا! که دراین کتاب عظیم همه گونه از وجود باعظمت پیامبر اعظم (ص) یاد شده است . گاه به تصریح و گاه به تلویح ، گاه به اشاره وگاه به اماره ، گاه سربسته و به راز وگاه آشکار وسرباز ، گاه به انفراد وگاه به اجتماع و.... از او درعوالم مختلف یاد شده است از عالم ذرّ و میثاق پیامبران تا نوید پیشینیان به او درحیات ماقبل الدنیا و پیش از زاده شدنش تا جنت ذات؛ و از حیاتِ دنیاییِ وجودِ مقدسش گاه ظرایف شخصی و شخصیتی هم یاد شده است از یتیمی که به قرب الهی رسید و ذامَقرَبَه شد تا عرف شکنی - که سنت رسولان است - در ازدواج با عروس خوانده و نکاح بغیر صداق (هبه) و حکم خاص تعداد همسران تا تحریم آنها و رازگویی و... تا مباهله و اهل بیت و خمس و فیء و انفال و اسراء و معراج و تدنی و تدلی و قاب قوسین و صلوات خدا وملائک براو و ملک عظیم مابعدالظهور، همه وهمه در قرآن مذکور است و از این بالاتر که گشودن پر جلیل احمدی است عوالم بعد از ارتحال آن وجود شریف و عنصرعفیف است که اعمال ما در محضر اوست (وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَیَرَى اللّهُ عَمَلَکُمْ وَرَسُولُهُ - التوبه :105)  و او شهید الشهداء (النساء : 41) تا ورود به عرصه قیامت و حوض کوثر و حسابرسی اعمال و مبعوث شدن به مقام محمود و جلوس برعرش و پس ازآن ورود به بهشت و رؤیت نعیم و ملک کبیرمحمدی  ... همه و همه از فرشی ترین مطالب تا عرشی ترین معارف  درقرآن مسطور است .اگر می خواهید از خصوصیات و شخصیت آن انسان برتر و فخر عالم امکان و شمع جمع آفرینش و طاووس حریم کبریا و کبوتر حرم جبروت و نسخه جامع ملک و ملکوت و خزانه دار لاهوت و داننده اسرار هاهوت - سرورآفریدگان- آگاه شوید به قرآن که آینه تجلی وجود لایوصف اوست ( إِنَّ النَّبِیَّ ص لَایُوصَف : الکافی ج2 ص 182 ) بنگرید . 

مأموریت های پیامبر اعظم اسلام (ص) ازنگاه قرآن

پیامبر اعظم (ص) در نظام عالم بعنوان خلیفه الهی و مظهر اسم اعظم و مشیت مطلقه و هدف خلقت مطرح است . درنظام بشر اوست که عالم وآدم یعنی همه هستی و عوالم و نشئات را رو به کمال می برد ، این امر عظیم قابل درک ما نیست و اوحدیّ از افراد معنای حقیقت محمدیه و آثار آن را درمی یابند. اما درجنبه ظاهری دعوت مردم به توحید از طریق حکمت و موعظه حسنه (النحل: 125) ، بیرون آوردن مردم از ظلمات جهل، شرک و تفرقه به نور ایمان (ابراهیم : 1) ، امر به معروف و نهی از منکر (الأعراف : 157) ، اقامه قسط و عدل (المائده : 42) درکنار تصدیق  رسولان پیش از خود (البقره : 101) و کتاب های پیامبران پیشین (الصافات : 37) اساس مأموریت دنیایی آن حضرت است. دعوت به همگرایی مؤمنان به آیین و میراث ابراهیم (ع) بر اساس کلمه توحید (آل عمران: 63) وتلاوت آیات بر مردم و تزکیه آنان و تعلیم کتاب و حکمت (الجمعه: 2) و حلال کردن طیبات و تحریم خبائث و پلیدی ها (الأعراف: 157) درهمین راستاست . و چون جامعه نیازمند همدلی وهمبستگی است احکامی ارائه می شود که با اخذ مالیات (زکات) برای تطهیر و تزکیه مال داران (التوبه : 103) و تأمین زندگی نیازمندان از زکات (التوبه :60) هر دوجنبه مادی ومعنوی جامعه لحاظ گردد و با توجه به نیاز جامعه به معنویت ، صلوات بر امت -که مایه آرامش آنهاست (التوبه : 103) - و استغفار برای آنان (آل عمران : 159) را فرمان می یابد و تواضع نسبت به مؤمنان (الحجر: 88) برای تکریم ایشان و مشورت با مردم (آل عمران: 159) برای رشد آنان نیز مطرح می شود تا انسانهایی قوی و توانمند ساخته شوند و درصحنه جهاد پایدار هنرنمایی کنند . اما جهاد با کفار و منافقین و سختگیری بر آنها (التوبه: 73؛ التحریم: 9) در کنار صلح گرایی (الانفال: 61) مطرح است.

بخش دیگر آیات جامعه ، توجه به واحد بنیادی  آن یعنی خانواده است ، برای همین انذار خویشاوندان نزدیک (الشعراء: 214) و ارشاد خانواده از طریق فرمان به نماز و شکیبایی بر آن (طه: 132) مطرح می شود و درکنار آن انذار ام القری و حوالی آن ( الأنعام : 92) که به گستره جهانی ( سبأ :28) می انجامد ، طرح می گردد.

درجنبه شخصی آیات ، خداوند از حضرتش انجام عبادت خالصانه (الزمر: 14) ، استقامت وفق فرمان الهی (هود: 112) ، صبری چون صبر پیامبران اولوا العزم (الأحقاف: 35) ، صبر بر سخنان دشمنان (ق: 39) و وا نهادن آزارها (الأحزاب: 48) را می طلبد گرچه گاه سینه اش از گفته ها تنگ شود (الحجر:97) . چون همه عوالم تسلیم حق هستند از او خواسته می شود تسبیح خداوند گوید و ساجد (الحجر: 98)  وتسلیم فرمان الهی (الأنعام: 14) باشد . توکل بر خدا (الأحزاب: 48) کند و یاد خدا با تضرع و خوف (الأعراف: 205) را پیشه سازد که أَصْلَ کُلِّ خَیْرٍ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ شَیْ‏ءٌ وَاحِدٌ وَ هُوَ الْخَوْفُ مِنَ اللَّهِ تَعَالَى (مستدرک ‏الوسائل ج1 ص235 به نقل از مَعْدِنِ الْجَوَاهِرِ أَبُوالْفَتْحِ الْکَرَاجُکِی ) و با تطهیرثیاب و پلشتی گریزی (المدثر:4 -5 ) به قیام و انذار وتکبیر رب ( المدثر : 2-3) پردازد و بر او قیام لیل ( المزمل : 2-3) و تهجد شایسته مقام محمود ( الإسراء : 79 ) را واجب می فرماید ، چرا ؟ تا با رشد وکمال ظاهری دنیایی جوهر والای این گوهرفرزندان آدم (ع) خویش را بازنمایاند و در پرتو کمال او عوالم استکمال یابند و به کمال رسند.

اما دربخشی خاص و محدودتر آیات قرآن درمورد پیامبراعظم (ص) چه می گویند؟

درمیان موضوعات مهمی که به آن پرداخته شده ، موضوع مهم نبوت و رسالت و وحی به آن وجود اقدس ، حجم گسترده ای از آیات را دربخشهای متعدد به خود اختصاص داده ( بخشهای 1، 15 ،20 ، 25 - 29 ،  33 - 34 فهرست موضوعی) و موضوع میثاق پیامبران (ع) در ایمان به پیامبر اعظم (ص) و یاری ایشان ( بخش 13) و بشارت و دعای برای بعثت حضرتش ( بخش 14) و صفات حضرتش درکتب پیشین ( بخش 35) و شناسایی اهل کتاب ( بخش 12) نیز مورد توجه قرآن است .

شخصیت شریف آن عزیز ( بخش 30) ، اخلاق و صفات ( بخش 2) ، نام و نشانهای حضرتش ( بخش 7) و خصائصی چون  امّی بودن ( بخش 10) فروتنی ( بخش 22) و خوی خوش بس بزرگ و سترگ او ( بخش 23) و خداترسی ( بخش 24) در مصحف شریف مد نظر بوده است . برای شخصیتی که  به رحمت الهی همه وجودش نرم و لیّن شده بود ( آل عمران :159) کاربرد " نرمخویی " واژه ای کوچک برای توصیف آن است و لزوم سرمشق قراردادن ایشان ( بخش 17) که پاره ای از کارهای وخصائص حضرتش (ص) درقرآن آمده است ( بخش 16) و ظرایفی چون استعاذه ( بخش 5) و اختصاصاتی چون اسوه حسنه بودن ( بخش 8) ، عصمت وحمایت الهی ( بخش 36) ، فضل خدا بر او ( بخش 38) ، مقام محمود ( بخش 43) ، گواه بودن پیامبراعظم (ص) و امت حضرتش ( بخش 32) درکنارستودن امت محمدی ( بخش 19)  که امت مرحومه است و وعده خدا به او ( بخش 47) و نیز آنچه بدان خطاب ( بخش 39) یا عتاب شده است ( بخش 40) و آنچه مناسب شأن یا شایسته انتساب به ایشان نیست ( بخش 49) وتنزیه حضرتش از شعر و شاعری ( بخش 21) در مصحف مسطور است .

موضوعات تاریخی مهمی  چون مباهله ( بخش 41 ) معراج و اسراء ( بخش 42 ) هجرت ( بخش 45) و هجرت بسوی حضرتش ( بخش 46 ) ونیز برخورد های مشرکان وکافران و آزارهای  آنان  ( بخش 9 ) وتهدید آنان توسط خدا ( بخش 11 ) و ذکر مخالفت با رسول خدا (ص) ( بخش 31) وتوطئه علیه حضرتش ( بخش 18) در کنار موضوع برخورد با اسیران وبردگان ( بخش 6) و نگاه حضرتش به بی چیزان و توانگران ( بخش 44) در قرآن و بالمآل در فهرست موضوعی کتاب حاضرهم هست . حتی اگر از جنگهای حضرتش سراغ بگیرید از غزوات احد ، بدر ، بنی نخله ، بنی النضیر ، تبوک ، حدیبیه و بیعت رضوان ، حمراء الاسد ، حنین ، خندق ، خیبر ، ذات السلاسل و فتح مکه در قرآن یاد شده ( بخش 37) و از دختر و زنان و خاندان پاکش ( بخش 4 و نیز بخش 50 - أجره المودة فی القربی ) و از نسبت  حضرتش با ابراهیم (ع) و جبرئیل (ع) و زید  و برخورد با اهل کتاب و فقیران و کافران و حتی پریان ( بخشهای 45 و 49) و ادب مؤمنان  نسبت به او ( بخش 3) وسایرنکاتی متفاوت و جالبی که  به ایشان مرتبط است ( بخش 50) در ثقل اکبر مطلب هست .

این گوشه ای است از آنچه در قرآن و درکتاب حاضر به تبع آن گرد آمده است . اما وجود نامتناهی پیامبراعظم (ص) فراتر از کلام ماست و تأمل کنید دراین دو حدیث عظیم القدر که اثر خداپرستی براساس شرط آن یعنی نبوت وامامت چه ثمره ای دارد که چون خدا ، هم رسول و امام و هم شیعه آنان لایوصف می گردند و همگی به اکسیر العبودیة جوهرة کنهها الربوبیة گوهر فرزندان آدم (ع) می شوند :

عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَا یُوصَفُ وَ کَیْفَ یُوصَفُ وَ قَالَ فِی کِتَابِهِ وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ فَلَا یُوصَفُ بِقَدَرٍ إِلَّا کَانَ أَعْظَمَ مِنْ ذَلِکَ وَ إِنَّ النَّبِیَّ ص لَا یُوصَفُ وَ کَیْفَ یُوصَفُ عَبْدٌ احْتَجَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِسَبْعٍ وَ جَعَلَ طَاعَتَهُ فِی الْأَرْضِ کَطَاعَتِهِ فِی السَّمَاءِ فَقَالَ وَ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ مَنْ أَطَاعَ هَذَا فَقَدْ أَطَاعَنِی وَ مَنْ عَصَاهُ فَقَدْ عَصَانِی وَ فَوَّضَ إِلَیْهِ وَ إِنَّا لَا نُوصَفُ وَ کَیْفَ یُوصَفُ قَوْمٌ رَفَعَ اللَّهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ هُوَ الشَّکُّ وَ الْمُؤْمِنُ لَا یُوصَفُ ( الکافی  ج2 ص 182)   

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ جَوْهَراً وَ جَوْهَرَ وُلْدِ آدَمَ مُحَمَّدٌ ص وَ نَحْنُ وَ شِیعَتُنَا ( بحارالأنوار  ج 65 ص 28 )  

اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیَایَ مَحْیَا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَمَاتِی مَمَاتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد

   

فهرست مراجع

  

1.   فرهنگ موضوعی قرآن مجید (الفهرست الموضوعی للقرآن الکریم)، کامران فانی و بهاء‌الدین خرمشاهی، تهران، انتشارت الهدی، چ2، 1369.

2.   فهارس القرآن (فهرستنامه قرآن کریم) ، دکتر محمود رامیار، تهران، نشر صابرین، چاپ دوم، 1380.

3.   الفهرس الموضوعی لآیات القرآن الکریم ، محمد مصطفی محمد، عمان، دارعمار،1396 /1976.

4.   المعجم المفصل لمواضیع القرآن المنزل ، محمد خلیل عیتانی، بیروت، دارالمعرفة، 1421/2000.

5.   المعجم الموضوعی لآیات القرآن الکریم ، حسان عبدالمنان، بیت الأفکار الدولیة، أردن، 1420/2000.

6.   المعجم المفهرس لمعانی القرآن العظیم ، محمد بسام رشدی الزین، دمشق، دارالفکر، 1416/1995.

7.  ذکر القرآن الکریم للرسول صلى الله علیه وآله وسلم ، محمد زکی خضر موجود در سایت   http://www.al-mishkat.com/khedher

نیز:

نرم افزار جامع الاحادیث نور 5/2 که از مراجع آن درمتن یاد شده است.

  


***************************************************

محمد (صلى الله علیه وآله) از چشم خداوند، بخشی از مقاله پر مطلب و بلند دکتر جعفریان در بخش وبلاگ خبرآنلاین (اینجا) است:

خداوند در جاى جاى کتابش از محمد (صلى الله علیه وآله) حمایت کرده و او را بسیار ستوده است، درست همان طور که نامش محمّد است. این ستایشها، به خصوص در زمینه اخلاق رسول و تعاملش با مردم، با تعابیر زیبایى بیان شده است.

نمونه صریح آن، آیه معروف «وَإِنَّکَ لَعَلى خُلُق عَظِیم» (قلم/ 4) است. و جاى دیگر که او را با آیه «وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعَالَمِین» (انبیاء/ 107) ستوده است. محمد براى همه عالمیان رحمت بود، و اما به طور خاص براى مؤمنان هم رحمت: «وَرَحْمَةٌ لِلَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُم» (توبه/ 61). و در باره اخلاقش در جاى دیگرى با آیه «وَلَوْ کُنْتَ فَظّاً غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ» (آل عمران/ 151) از او ستایش کرده مى گوید، اگر تو فردى سختگیر و تند بودى مردمان از اطرافت پراکنده مى گشتند.

خداوند در قرآن کریم رسول خود را «اسوه» خوانده است: «لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کَانَ یَرْجُو اللهَ وَالْیَوْمَ الاْخِرَ وَذَکَرَ اللهَ کَثِیراً» (احزاب/ 21). همین طور بارها و بارها از مردمان خواسته است تا همان گونه که خداى را اطاعت مى کنند رسول را هم اطاعت کنند. هر کسى که امید به خداى مى برد و دل در گرو آخرت دارد و فراوان یاد خداوند مى کند، بداند که راه چاره اش پیروى از رسول و اسوه قرار دادن اوست.

اما همین رسول، تنها یک بشر است و بارها خداوند به او دستور داده است تا به مردم این نکته را یادآور شود و بگوید: «قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُم» (کهف/ 110). چنان که از مردم خواسته شده است در حق او غلوّ نکنند. این نکته اى است که به صراحت از اهل کتاب خواسته شده تا در حق مسیح، غلو نکنند (نساء/ 171) و طبیعى است که درسى بس مهم براى مسلمانان است که اعتدال در دینشان را حفظ کرده و در باره رسول (صلى الله علیه وآله)ادعاى گزاف نداشته باشند و تنها و تنها او را بشر بدانند.

خداوند در قرآن، از احساس عمیق رسولش براى جذب کافران به دین اسلام یاد مى کند و این که چه اندازه در این کار حریص بود و نزدیک بود جانش را بر سر این کار بگذارد: «لَقَدْ جَاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنِینَ رَءُوفٌ رَحِیم» (توبه/ 128). خداوند هر بار ضمن بیان کشش و کوشش رسولش براى هدایت مردم، تأکید مى کند که هدایت و ضلالت دست خداوند است و از رسولش مى خواهد که خود را به سختى نیندازد که «و ما علیک الا البلاغ».

از دید خداوند، محمد (صلى الله علیه وآله) هم رسولى مانند رسولان پیشین است، با این تفاوت که نه تنها رسول الله، بلکه خاتَم رسولان است و این افتخارى بس عظیم براى اوست: «وَلَکِنْ رَسُولَ اللهِ وَخَاتَمَ النَّبِیِّین» (احزاب/ 40). شاید محمد(صلى الله علیه وآله)تنها رسولى است که براى تمامى بشر آمده است «وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلاَّ کَافَّةً لِلنَّاسِ بَشِیراً وَنَذِیراً» (سبأ/ 28). این شاید از آن روست که گو این که انبیاء اولوالعزم پنج نفرند، اما شواهدى هم وجود دارد که حتى رسولان اولو العزمى چون موسى و عیسى(علیهما السلام)، تنها براى بنى اسرائیل بودند و بس.

خداوند براى رسولش، اعتبار فراوانى قائل است و نشان به نشان آن که به جان رسولش سوگند مى خورد: «لَعَمْرُکَ إِنَّهُمْ لَفِی سَکْرَتِهِمْ یَعْمَهُونَ» (حجر/ 72).

آیا اعتبار بالاتر از این که او را تا سدرة المنتهى مى برد: «عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى» (نجم/ 14) و در معراج ملکوت آسمان و زمین را به وى مى نمایاند.

و اما در همین قرآن، رسول از زبان خدایش، چنان و چندان متواضع است که هیچ ادعایى ندارد و تنها خود را بشرى مى داند که مقرّر گشته است تا رسالت الهى را بر دوش بکشد و بدون تحریف براى مردم بیان کند.

گفته اند اگر رسول مى خواست چیزى را پنهان کند، آیه سى و هفتم احزاب را چنین مى کرد. اما رسول با امانت تمام، هرآنچه را به او وحى شده بود، بیان کرد و واقعا در حفظ آنچه به او وحى مى شد، و در بیانش براى مردم، وسواسى تمام داشت و هیچ چیز را از قلم نمى انداخت. در این باره، خداوند هم که او را به رسالت بر گزیده بود، سخت مراقبت داشت و خود، پاسدارى از قرآنش را بر عهده گرفته بود.

خداوند بارها و بارها در قرآنش از محمد (صلى الله علیه وآله) خواست تا آیات را بدون کم و کاست براى مردم بازگو کند و او را تهدید کرد، در صورتى که از این امر تخطى کند، یعنى چیزى بر آن بیفزاید، به شدت گرفتار عذاب دنیا و آخرت خواهد کرد (حاقه/ 44ـ46).

خداوند بارها تصریح مى کند که رسول را براى ابلاغ رسالت فرستاده است و به همین دلیل، اگر آن چیزى را که خداوند بر او مقرر کرده است تا به مردم بگوید، به هر دلیلى نگوید، گویى هیچ چیزى براى مردم بیان نکرده است (مائده/ 67). در این کار، کمال جدیت از طرف خدا و رسول به کار گرفته شد.

و رسول (صلى الله علیه وآله) تمام آنچه را که باید بگوید، گفت، اما بى گمان در آخرین لحظات نگران آن بود که امت او، بى توجه به آنچه او بیان کرده است، مسیر دیگرى را در پیش گیرند.


************************************************************************

پیامبر اسلام گوهر یگانه آفرینش


نویسنده: حسین ابراهیم نژاد

پیرامون ابعاد شخصیتی برترین موجود عالم پیامبر اسلام (ص) کتاب ها و مقالات فراوانی به رشته تحریر درآمده است که هدف آن شناساندن مقام والاوپرارزش آن حضرت می باشد. نوشتار حاضر به دنبال همین هدف بوده و در آن سعی شده است تا با نگاهی متفاوت به آیات قرآن کریم و مقایسه نوع خطابه های خداوند متعال نسبت به پیامبران دیگر و پیامبر اعظم(ص)، به بخشی از امتیازات و ویژگی های متمایز پیامبر اعظم(ص) اشاره کند. اینک مطلب را با هم ازنظر می گذرانیم:
1-حضرت آدم(ع) از خداوند متعال مغفرت را طلب می کند؛ (وان لم تغفرلنا و ترحمنا لنکونن من الخاسرین: اگر ما را نبخشی و بر ما رحم نکنی، از زیان کاران خواهیم بود. اعراف/23)
ولی خدا به پیامبر اعظم(ص) مژده مغفرت می دهد! (لیغفرلک الله ما تقدم من ذنبک و ما تاخر- تا خداوند گناهان گذشته و آینده ای را که به تو نسبت می دادند ببخشد. فتح/2).
2-حضرت نوح(ع) از خداوند درخواست نابودی دشمنانش را می کند؛ (رب لاتذر فی الارض من الکافرین دیارا: پروردگارا هیچ یک از کافران را بر روی زمین باقی مگذار- نوح/26) اما به پیامبر اعظم پیشاپیش مژده مصونیت از شر دشمنان داده می شود؛ (انا کفیناک المستهزئین: ما شر استهزاء کنندگان را از تو دفع خواهیم کرد. حجر/95).
3-یکی از پیامبرانی که نامش در قرآن آمده ابراهیم(ع) است. در آیات مختلف قرآن با عبارات کم نظیری از وی تجلیل شده است. با این حال مقایسه برخی از آیات درمورد ایشان و آیاتی که در مورد مشابه درباره پیامبراعظم(ص) آمده است نشان دهنده توجه ویژه خداوند متعال به حضرت رسول اکرم(ص) است که ذیلاً به برخی از موارد یافت شده اشاره می گردد:
الف: ابراهیم(ع) از خداوند درخواست می کند تا در روز قیامت خوار و رسوا نگردد! (ولاتخزنی یوم یبعثون- و در آن روز که مردم برانگیخته می شوند، مرا شرمنده و رسوا مکن! شعراء 87) اما به پیامبر اعظم(ص) وعده عدم خزی در روز قیامت داده می شود؛ (یوم لایخزی الله النبی: روزی که خداوند پیامبر را خوار ورسوا نمی کند! تحریم/8)
ب: حضرت ابراهیم(ع) از خداوند متعال طهارت ذریه خود را طلب می کند (و اجنبنی و نبی- ان نعبد الاصنام: پروردگارا! من و فرزندانم را از پرستش بت ها دور نگاه دار! ابراهیم/35) ولی به پیامبر اعظم(ص) گفته می شود: خداوند اراده کرده است تا ذریه ات را طاهر و پاک گرداند! (انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراً- احزاب/33)
ج: حضرت ابراهیم(ع) از خدای متعال درخواست می کند که وارث بهشت شود؛ (واجعلنی من ورثه جنه النعیم: مرا از وارثان بهشت پرنعمت قرار بده! شعراء/58) اما به پیامبر اعظم(ص) وعده بهشت داده می شود!! (والاخره خیرلک- ضحی/4)
4-یکی از پیامبران ذکر شده در قرآن کریم حضرت لوط(ع) است او از خداوند طلب یاری کرده و می فرماید: (قال رب انصرنی علی القوم المفسدین: لوط عرض کرد: پروردگارا مرا در برابر این قوم فاسد یاری فرما! عنکبوت/03) ولی به پیامبر اعظم(ص) وعده یاری و مژده نصرت داده می شود! (وینصرک الله نصراً عزیزاً: و پیروزی شکست ناپذیری نصیب تو کند. فتح/ 3)
5- حضرت شعیب از خداوند فتح و پیروزی بر دشمنانش را طلب می کند (ربنا افتح بیننا و بین قومنا بالحق وانت خیرالفاتحین: پروردگارا میان ما و قوم ما به حق داوری کن که تو بهترین داورانی. اعراف/98)
ولی در مقابل به پیامبر اعظم(ص) وعده و مژده پیروزی داده می شود (انا فتحنالک فتحاً مبیناً- ما برای تو پیروزی آشکاری فراهم ساختیم. فتح/1)
6-یکی از پیامبرانی که بارها نامش در قرآن ذکر شده است موسی(ع) است. تا آنجا که بخش زیادی از آیات قرآن کریم پیرامون شخصیت او قوم و قبیله بنی اسرائیل، فرعون و... می باشد. با اینهمه با مقایسه آیات پیرامون حضرت موسی(ع) و پیامبر گرامی اسلام نکاتی به دست می آید که نشانگر عطایای خاص خداوند متعال به پیامبر اعظم(ص) است. که ذیلابه برخی موارد یافت شده اشاره می گردد:
الف: حضرت موسی(ع) از خداوند درخواست می کند که کارها را بر او آسان کند (ویسر لی امری: و کارم را برایم آسان گردان- طه/62) ولی به پیامبر اعظم(ص) مژده آسان شدن کارهایش داده می شود! (فسنیسره للیسری: ما او را در مسیر آسانی قرار می دهیم! لیل/7)
ب: حضرت موسی از خداوند متعال «شرح صدر» را درخواست می کند (رب الشرح لی صدری: پروردگارا! سینه ام را گشاده کن. طه/52) در مقابل به پیامبر اعظم(ص) پیشاپیش «شرح صدر» عنایت می شود! (الم نشرح لک صدرک: آیا ما سینه تو را گشاده نساختیم؟! الشرح/1)
ج: حضرت موسی وقتی از خداوند علم را درخواست نمود به حضرت خضر حواله داده شد (هل اتبعک علی ان تعلمن مما علمت رشداً: موسی به خضر گفت: آیا از تو پیروی کنم تا از آنچه به تو تعلیم داده شده و مایه رشد و صلاح است به من بیاموزی؟! کهف/ 66) در مقابل وقتی به پیامبر اعظم(ص) می رسد می فرماید: از خداوند علم را درخواست کن!!! (قل رب زدنی علماً: بگو: پروردگارا! علم مرا افزون کن) طه/411
د: خداوند در مورد موسی(ع) می فرماید: (ولما جاء موسی لمیقاتنا: هنگامی که موسی به میعادگاه ما آمد. اعراف/ 341)
ولی به پیامبر اعظم(ص) می فرماید: (سبحان الذی اسری بعبده لیلا... پاک و منزه است خدایی که بنده اش را در یک شب از مسجد الحرام به مسجد الاقصی سیر داد. اسراء/1) تفاوت: موسی به میقات ما آمد- خداوند پیامبر اعظم(ص) را به میقات برد!!
هـ: خداوند به موسی(ع) گفت: (اخرج قومک من الظلمات الی النور: قومت را از ظلمات به سوی نور بیرون آور- ابراهیم/5) ولی به پیامبر اعظم(ص) فرمود: (لتخرج الناس من الظلمات الی النور تا مردم را از تاریکیها به سوی روشنایی آوری- ابراهیم/ 1) به موسی می فرماید: قوم خودت را از ظلمات خارج کن نه باقی مردم را، ولی به پیامبر اعظم(ص) می فرماید: باید کل بشر را در تمام طول تاریخ از ظلمات نجات دهی!! و فرق است بین «قوم» - گروهی خاص در یک زمان - و «ناس» - که همه مردم در طول تاریخ هستند.
7- در قرآن «یا موسی»، «یا ابراهیم» و «یا نوح» هست ولی «یا احمد» و «یا محمد» نیست! بلکه در جای جای قرآنش هر وقتی می خواهد پیامبر اعظم(ص) را خطاب کند می فرماید: «یا ایها النبی» و «یا ایها الرسول» و این نشانه کمال محبت و نهایت احترام به جایگاه و مقام پیامبر اعظم(ص) در میان پیامبران الهی است!!
8- خداوند در دو جا فرمود که: این دو کار را انجام می دهم فقط به این خاطر که تو راضی شوی!!
الف: «فلنولینک قبله ترضها؛ قبله را تغییر می دهیم تا راضی شوی! بقره/441)
ب: (ولسوف یعطیک ربک فترضی؛ و به زودی پروردگارت آن قدر به تو عطا کند که خشنود شوی! ضحی/5)
یعنی: آنقدر در روز قیامت شفاعت کن تا خودت راضی شوی!!! و این فقط مختص پیامبر اعظم(ص) است و لاغیر.
9- تنها پیامبری است که خداوند، دو تا از نامهایش را در قرآن کریم برای حضرتش بکار برد!!!
(حریص علیکم بالمومنین رووف الرحیم؛ پیامبر اصرار بر هدایت شما دارد و نسبت به مومنان، رئوف و مهربان است. توبه / 821) رووف و رحیم دو اسم از اسماءالهی هستند که در این آیه آن را در وصف رسول خویش بکار برد و در غیر شخص او، چنین چیزی در قرآن کریم وجود ندارد!
01- در میان تمام انسانها و مخلوقات و پیامبران الهی حضرت محمد(ص) تنها پیامبری است که به اندازه ای به خدا نزدیک شد که نه قبل از او و نه بعد از او هیچکس به چنین قرب و نزدیکی نائل نشده و نمی شود!! (قاب قوسین او ادنی؛ تا آنکه فاصله میان او (با پیامبر) به اندازه فاصله دو کمان یا کمتر بود. نجم/9)
11- تنها پیامبری است که ریز ریز زندگی اش، حتی تک تک اعضای بدن او در قرآن ذکر شده است! (جمالت وجهک بقره/441)، (زبانت! لسانک قیامت/61)، (چشمانت! عینیک حجر/88)، (دستانت! یدک اسراء/92)، (سینه ات، صدرک شرح/1)، (پیراهنت! ثیابک مدثر /4) (نسائک، بناتک، قریتک، و...)
هیچ پیغمبری اینقدر ریز ریز جزئیات زندگی اش در قرآن نیامده است و فقط اختصاص به پیامبر اعظم(ص) دارد!
21- فقط در مورد پیامبر اعظم(ص) در قرآن آمده است که: تو برای همه هستی رحمت هستی! و در مورد هیچ پیغمبری، چنین تعبیری نیامده است!! (و ما ارسلناک الارحمه للعالمین. انبیاء/701)
دقت بفرمائید! خداوند نفرمود؛ رحمه للناس بلکه فرمود: رحمه للعالمین. تو برای یک زمان خاص رحمت نیستی بلکه برای تمام طول اعصار و برای تمام تاریخ بشریت رحمت هستی!!!
31- پیامبر اسلام(ص) پیامبری است که خداوند در مورد او می فرماید: (ان الله و ملائکته یصلون علی النبی یا ایها الذین امنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما: خدا و فرشته گان بر پیامبر(ص) درود می فرستند ای کسانی که ایمان آورده اید، بر او درود فرستید و سلام گویید و کاملاً تسلیم (فرمان او) باشید احزاب/ 65)
«یصلون» فعل مضارع است و برای استمرار است یعنی خداوند و ملائکه دائما و پیوسته بر پیغمبر اعظم(ص) صلوات می فرستند.
این مسئله فقط اختصاص به پیامبر اعظم داشته و در مورد هیچیک از پیامبران الهی نیامده است!
¤ بی شک موارد ذکر شده در این مقاله ناقص، فقط اندکی بود از هزاران نکته نابی که در مورد پیامبراعظم(ص)، در جای جای قرآن کریم آمده است.

روزنامه کیهان، شماره 19639 به تاریخ 18/2/89، صفحه 6 (معارف) (اینجا)


کد مطلب 333398

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 11 =