۰ نفر
۲۶ خرداد ۱۳۹۳ - ۰۳:۳۱
چند توصیه راهبردی درباره داعش

عراق جدید و تحولات آن را می بایست در قالب فرایندی منظومه ای بررسی و با تحلیل و کالبد شکافی سیستمی پدیده یا پدیدارشناسی بازیگران صحنه عراق از جمله داعش را مورد مداقه قرارداد.

علی ثابت: 

عراق جدید و تحولات آن را می بایست در قالب فرایندی منظومه ای بررسی و با تحلیل و کالبد شکافی سیستمی پدیده یا پدیدارشناسی بازیگران صحنه عراق از جمله داعش را مورد مداقه قرارداد.
پدیدار شناسی تحولات عراق را درنگاه سیستمی تنها نبایستی بر منطق فراروایتها و فرا گفتمانها بازخوانی کرد زیرا تضاد و دیالکتیک گفتمانی از طریق بروز و ظهور و بروندادهای عملیاتی و تاکتیکی و تکنیکی استراتژیهای عملیاتی پنهان قابل رویت است و داعش در روند و فرایندی نیابتی از طریق نظریه ساختار کارگزار قابل رویت و خوانش و مطالعه می باشد.
در واقع محیط بازیگری و عملیاتی « داعش » باخوانش دقیق ساختار و تبیین آن نشان می دهد. فضا و محیط حیاتی داعش چگونه فراهم شده است.

به نظر می رسد برخی از دلایل زیر می تواند فرم و قالب ساختار و فضای حیاتی داعش را فراهم کرده باشد.

1- عراق جدید و پسا صدام و حزب بعث
2- نحوه و شکل گیری فرایند دولت ملت سازی
3- تحولات و شکل گیری کانونهای پر شدت ایدئولوژیک اسلام سیاسی با فرایند های مختلف در جهان اسلام
(از شرق اسلامی تا غرب اسلامی )
4- رقابت ها و تضاد بازیگران محیطی منطقه ای و بین المللی در موضوع عراق
5- ناکارآمدی عملیاتی کارکردهای حقوقی نظام بین المللی ( عمدی یا غیر عمدی)
6- زایش مصنوعی و غیر طبیعی دمکراسی از طریق صادرات و تحمیل آن
7- قاعده شدن تفکر القاعده ای در کانونهای ملتهب درجهان اسلام خاصه در عراق
8- ایران و قضیه ایران در عمق بخشی اندیشه انقلاب اسلامی

هر کدام از این مولفه ها می تواند با تبین آن موضوع تحولات عراق و پدیده های ساختار شکن آن را مورد کنکاش قرار داد.
دولت عراق و شاید هر دولتی دیگر رفتار و سلوک غیر خود را در صحنه بازیگری از منطق قدرت - امنیت مورد بررسی قرار می دهد. زیرا بافتار و ساخت و شکل گیری امر سیاسی در عراق منطق خاص خود را دنبال می کند.
عراق جدید از 1921 تا 2003 تحولات و رخدادهای بسیار عمیق و پیچیده ای را پشت سر گذاشته است. که در جای خود قابل بررسی جدی است.

مبانی و سلوک سیاسی و اجتماعی و فرهنگی در مهندسی نظم و قاعده درعراق را می توان در چارچوب اضطرار در عملیات دمکراسی توافقی تحلیل کرد.

جامعه عراق و بازیگران آن بخوبی واقف هستند که بین دولت موسساتی مبتنی بر نظام کارگزای در قالب تفکیک قوا و رفتار و سلوک و نقش آفرینی سیاسی احزاب و گروه ها تفاوت جدی وجود دارد. یعنی رفتار ساختاری در نظام کارگزاری مبتنی بر قانون اساسی « شکل نظام سیاسی است» لیکن در صحنه میدان عمل، عمل و کنش های مبتنی بر قطب و بلوک بندی محیطی چیز دیگری است. روح حاکم به عنوان منشوری نانوشته باید در قالب عملیات دمکراسی توافقی دنبال و به آن بسنده شود ( آنچه که تاکنون اتفاق افتاده است) دمکراسی توافقی در داخل عراق عملا( می بایست ) قانون اساسی عراق تلقی شود و البته این قانون نانوشته سلبیات و ایجابیات خاص خود را نیز دارد:
1- بحث هویت ملی و شهروندی در فرآیند ملت سازی در پرتو قانون اساسی قابل سنجش است تضاد نظام شهروندی بر اساس مبداء قانون و دولت مداری ملی با رعایت مبانی طائفه ای و مذهبی خود چالش جدی است.
2- سیاست گذاری و مسئله تقنین آن در پارلمان و روح حاکم نظام معرفتی طائفه ای و مذهبی، تجارب اخیر عراق نشان دا ده است که برخی از این قوانین و سیاست گذاریها در گرو این خوانش و قرائت ها قرار گرفته است و نظام پارلمانی عراق را دچار چالش جدی ساخته است.

از طرفی ادبیات رسانه ای و تعابیری که از متون رسانه ای و پژوهش های مراکز مطالعاتی نشان میدهد که توافق و اجماع ملی درخصوص تشکیل حکومت و ساختار های آن بویژه، شخص و سلوک آقای نوری مالکی دچار چالش جدی است.
این مراکز علیرغم اینکه خود عراقی هستند و در فضای عراق زیست می کنند در حوزه نقد تئوریک و تبین معرفت شناسانه از متن و حاشیه عراق با ادبیات و زبان تئوریک اعترافات جالبی را بیان می دارند این موارد را چالش و جزء مشکلات عراق می دانند از جمله می توان به برخی در زیر اشاره کرد:

1- تنوع و تشتت و کثرت گروههای سیاسی داخل پارلمان عراق و برآیند عملیاتی آن در فرآیندهای تقنینی و سیاست گذاری ملی
2- وجود گروههای سوداگر و حریص به مال و جاه و مقام
3- وجود جریانات مافیایی اقتصادی و سیاسی
4- عدم قوام نیافتگی جامعه مدنی و ابزارهای آن از جمله رسانه و نحوه سلوک رسانه ای در عراق
5- سقوط اخلاق در جامعه
6- ترانزیت وبارانداز گروه های زیر زمینی تروریستی و مافیایی
7- تاثیر رقابت های منطقه ای وفرا منطقه ای حاکم بر بازیگران عراق
در چنین فضایی، محیط ملتهب و بر شدت محیط رشد اسلام سیاسی در جهان اسلامی بویژه خاورمیانه نشان می دهد که محیط ذهنی و عقلانیت بازیگران خارج از قاعده با تفکر القاعده ای (باتوجه به تاثیرگذاری اثر بال پروانه ای) خود را در نقد و تفسیر و قرائت تحولات خواهد گذاشت. روانشناسی ناکامی در سرزمینهای بهار عربی یا بیداری اسلامی و تضادهای پر شدت مهلک آن با پیوند به رقابت های بازیگران و واحدهای سیاسی قدیمی و تاریخی می تواند آنارشیسم فعلی را تبیین کند آنارشیسم بالغ ( مدیریت نا امنی برای ایجاد امنیت و چانه زنی ) در حال حاضر چنانچه موضوعیت داشته باشد با شناختی که از عقلانیت دولتها و بازیگران منطقه ای ( عربستان ، قطر، امارات، اردن) سراغ داریم نمی تواند برای حوزه چانه زنی در دراز مدت حاصلی برای آنها داشته باشد.
تجربه جریان اسامه بن لادن و سازمان القاعده در تحولات اشغال افغانستان جریان طالبان و تاسیس دولت اسلامی در افغانستان ، تقویت اندیشه های سلفی، تکفیری و نوع اشاعره گونه حوزه های علمی در شرق اسلامی توسط عربستان، تحولات مصر و لیبی و کشورهای شمال افریقا و حتی لبنان و سوریه نشان داده است که مدیریت ستادی و صحنه ای این کارزار تفاوت جدی دارد. و این آنارشیسم ادعایی بالغ به آنارشیسم خود سرو روان نژند تبدیل شده است.(NEUROSIS)
داعش و گروههای مشابه مصداق جماعت روان نژند ایدئولوژیک هستند که دولتهای حامی مجال تخلیه انرژی این جماعت را در کانونهای بحران جستجو می کنند که از طریق ابزار و رسانه در میز چانه زنی مناطق رقابتی اهداف خود را دنبال نمایند.

خلاصه:
در مجموع می توان تحولات داخلی عراق متاثر از ساختار آنومی ، آشفته و درفرایند مرحله گذار پیچیده عراق جدید دانست و بخش مهمی از ساختار بی نظم و قاعده را در سیر رقابت ها و تضاد گفتمانی و دیالتیک استراتژیهای بازیگران صحنه عراق دانست.
این وضعیت نشان می دهد:
1- مسئله استقرار و آرامش درعراق در گرو آرامش وحل مسئله بحرانهای منطقه مسئله سوریه ، لبنان مرتبط است.
2- تفاهم و تعاملات غربی ها با برخی بازیگران از جمله عربستان، و دولتهای همسو در یک مسیر واحد و استراتژی عملیاتی که ابعاد و لایه های بحران را تبین کرده باشد نیست بلکه در درون این بظاهر همگرایی خطی تحلیل عملیاتی اعلانی و اعمالی تفاوت جدی دارد.
3- اتحادیه اروپا فاقد توانایی مدیریت بحران در سطح خاورمیانه عراق و سوریه و خاصه مبارزه با تروریسم می باشد لذا بیشتر در پیاده روی تحولات قراردارد.
4- امریکا و نقش آن بنا به دلایل متعددی افول جدی و عملیاتی داشته و دارد. و بدلیل تحولات درون متنی جامعه نخبگانی و مردمی و بوروکراتیک آن سطح اثر گذاری عملیاتی آن کار آمدی لازم را ندارد یا حداقل در اولویتهای جدی آمریکا که خطر وجود و کیانی برای مدل و سبک زندگی آمریکا در متن هستی شناسانه مقوله و مفهوم امنیت ملی امریکا باشد نمی باشد.لازم به ذکر است این امر حتی در محافل آکادمیک و ادبیات رسانه ای رژیم صهیونیستی قابل رویت است و از آن به شدت نگران و یکی از چالشهای جدی در راستای تقویت تهدیدات امنیت ملی خود تلقی می کند.
5- دولتهای منطقه و تاثیر گذار فی حد ذاته قدرت بسیج تمامی امکانات حل مساله را به صورت بومی و منطقه ای ندارند و از طریق سایش منافع یکدیگر فضای حیاتی برای خود ایجاد می نمایند.
6- دولت و سامانه برآمده آن ( پس از سقوط صدام) فاقد کارکردهای ملی و هویت بخش می باشد و دولت مرکزی بدلیل تشخص تبعی آن به طائفه شیعی در مظان اتهام جدی برای بی سامانی داخل عراق می باشد ( از سوی رقیب).
7- جامعه اهل تسنن بدلیل عقبه و امتداد مذهبی از یک سو و فقدان رهبر یا رهبران کاریزماتیک هوشمند به صورت پاندولی موقعیت خود را سامان دهی می نمایند.
8- ج.ا.ا به عنوان بازیگر خردمند که با تاسی به تفکر وفقه تمدنی مورد اعتقادش از همه بازیگران دیگر وظیفه سنگینی به عهده دارد که بایستی با نگاهی ابر گفتمانی و تمدنی صحنه منطقه و عراق را مداخله کند.

چند توصیه راهبردی
1- تقویت حرفه ای بنیان و سامانه های نظام کارگزاری ج.ا.ا در مسئولیت پذیری در تحولات خاورمیانه بویژه عراق
2- بکارگیری همه ظرفیتها و سامانه های سیاسی و بازیگران غیر دولتی در راستای ایجاد صلح و آرامش در محیط ملی ج.ا.ا و عراق و منطقه و بین المللی.
3- جدا سازی و تفکیک بازیگران و تعامل دینامیک با آنها بر اساس مشترکات ( از حداقل مشترکات تا حداکثر آنها)
4- پذیرش و اقدام عملیات مشترک نرم افزاری با عنایت به توزیع نقش و بازیگری سایر بازیگران
5- بهره برداری و آگاه سازی و افشاگری در افکار عمومی جهانی و منطقه ای با توجه به اسناد مدارک مکتسبه از تحولات و اقدامات گروه های تروریستی
6- رفتار و فعالیت های حرفه ای دانش بنیان مبتنی بر مدیریت دانش در مدیریت تحولات و رخدادهای محیط ملی و منطقه ای.

4949

کد خبر 360452

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 4 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 4
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • ایراندوست IR ۰۵:۴۴ - ۱۳۹۳/۰۳/۲۶
    7 0
    تفاوت اقوام وقبایل ومذهب ونزاد در عراق بسیار زیاد است شکافهای متقاطع زیاد تاریخ این کشور را هم باید در نظر گرفت گذشته از این رشد زیاد جمعیت در عراق که در 2 دهه گذشته بیشترین رشد در جهان داشته است ونرخ ز یاد بیکاری و34 سال است که مردم عراق درگیر جنگ و خشونت هستند واز همه زرفتر رقابت های ایدیولوزیک وتحریک بیگانگان همه عراق در گردابی هولناک قرار داده است که پایانش قابل تصور نیست
  • بی نام IR ۰۶:۰۲ - ۱۳۹۳/۰۳/۲۶
    10 0
    اسلام سياسي، دقيقا درسته
  • ابوذر RO ۰۶:۲۸ - ۱۳۹۳/۰۳/۲۶
    15 0
    درکل خدا لعنتشون کنه
  • سعید IR ۱۴:۰۷ - ۱۳۹۳/۰۳/۲۷
    0 1
    الان کشور عراق باید اختلافات قبایل و طایقه‌ای را کنار بگذارند و دست در دست هم دهند و یکپارچه و متحد در مقابل داعش مبارزه کنند در غیر این صورت زمانی از خواب بیدار می‌شوند که حکومت صدام دوباره در عراق حاکم شده است. و دیگر نه شیعه و سنی و کرد و غیره مثل زمان صدام شاید هم بدتر از آن زمان هیچ کاری نمی‌توانند بکنند. هشدار هشدار هشدار باز هم هشدار به مردم عراق از تجربه تلخ گذشته عبرت بگیرید.