راهروهای شلوغ، رفتارغیرمسئولانه، اطاله دادرسی، عدم اجرای درست قوانین و ضعفِ تضمین های حقوقی و قانونی، نارضایتی مردم و شهروندان در دادگستری ؛ از ویژگی های مشهود و غیرقابل انکار در بسیاری از محاکم قضایی و دادسراها بوده که مردم، وکلاء و مراجعه کنندگان به آن، با آن بیگانه نیستند! ابتکار عمل و نوآوری های مغایر باقانون برخی از قضات و مقامات قضایی، خود حکایت دیگری است .....!

در روز گذشته،یکی از حقوقدانان و وکلای دادگستری برای ثبت شکایت تقدیمی به یکی از دادسراهای عمومی و انقلاب تهران مراجعه کرد و به مانند سایر مردم از صبح زود تا ساعت 13 آن روز به مانند دیگر مراجعه کنندگان، برای اخذ ارجاع و امضای معاونت ارجاع دادسرای مزبور معطل بود و هیچ پاسخ مسئولانه ای از مسئولان اداری یا قضایی آن مرکز داده نمی شد!. هوای سنگین حاکم بر دادسرا، نبود صندلی یا جای نشستن لازم، حضور گسترده مردم در پله ها و راهروها و معطل ماندنِ بلاوجه و مغایر با قانون و شرع آنها در عدم ارجاع سریع مراتب مطروحه در یک شکایت کیفری، عدم رسیدگی فوری بدانها، همه و همه، نارضایتی گسترده آنان را با خود به همراه داشت و مفهوم و شعار " منشور حقوق شهروندی، تکریم ارباب رجوع و مانند آنها" در این ارتباط، بسیار بیگانه و بی معنا به نظر می رسید!


بسیاری از وکلای دادگستری در کمال ناباوری و تعجب، ، رنگ پریده و بهم ریخته در حال پائین آمدن از پله ها و خروج از طبقۀ مُشرف به معاونت ارجاع آن دادسرا دیده می شدند که متاسف و متاثر از موضوعی تامل برانگیز به نظر می رسیدند! در همین اثنا، ناگهان نام این حقوقدان و وکیل دادگستری توسط سرباز مستقر در محل به گوش رسید و وی نیز به مانند وکلای مزبور به اتاق معاونت ارجاع هدایت شد.! معاونت ارجاع ضمن مطالبۀ دفترچه وکالت وی، در مقام احراز مراتب تمدید آن و حوزه قضایی وی(در تهران) و نیز تاکید بر لزوم درج میزان حق الوکاله در وکالتنامه به تجویز ماده 103 قانون مالیاتهای مستقیم برآمد و ظاهراً، از پذیرش شکایت وکلای خارج از حوزه قضایی تهران در آن دادسرا، برخلاف قانون استنکاف می نمود.!


مقام قضایی مزبور،ضمن استرداد متن شکایت و مستندات پیوست آن، از جمله وکالتنامه وکیل مزبور به وی، تاکید بر تکمیل مراتب و درج میزان حق الوکاله وی در وکالتنامه برابر آن ماده نمود. متعاقباً، وکیل مزبور نیز با صداقت و صراحت، میزان حق الوکاله را در ستون مربوطه در وکالتنامه درج و به معاونت ارجاع آن دادسرا ارائه کرد، لکن معاونت مزبور نیز به فوریت و بدون توجه به مسئولیت قانونی خویش در لزوم ارجاع شکایت تقدیمی آن وکیل به شعب ذیربط، در کمال تعجب؛ در مقام اعلام جرم علیه آن وکیل و درج مراتب در فرم صورتجلسه دادگستری، مبنی بر " الحاق و جعل در وکالتنامه" و ارجاع مراتب به شعبه بازپرسی مستقر در آن دادسرا نمود و تامل و تاسف فراوان این وکیل دادگستری و سایر وکلای دادگستری مستقر در محل را برانگیخت.!
بدین ترتیب، درج میزان حق الوکاله در وکالتنامه، بنا به توصیه آن مقام قضایی و در راستای تجویز ماده مزبور، به ناروا و برخلاف قانون، محمول به " الحاق و جعل در وکالتنامه" گردید و معاونت ارجاع آن دادسرا به جای توجه به شکایت تقدیمی و ارجاع آن به شعب موجود در آن و عنایت به لزوم فوریت در تعقیب کیفری موضوع، با پرداختن به مسائل شکلی خارج از صلاحیت قانونی خود و اعلام جرم مغایر با قانون نسبت به وکیل و مخدوش ساختنِ شکایت مطروحه، موجبات انحراف از تعقیب کیفری مراتب، اطاله آن و عدم ارجاع نهایی شکایت مزبور را در عمل، فراهم آورد و افتخاری دیگر بر افتخارات زرین دادگستری و دستگاه قضایی افزود و یاد آور این عبارت گردید: " گُل کم بود، به سبزه نیز آراسته شد..."؟!


برابر ماده 523 قانون مجازات اسلامی، " جعل و تزویر عبارتند از؛ ساختن نوشته یا سند .....بدون اجازه صاحب آن و نظایر اینها، به قصد تقلب". به راستی، تنظیم و تکمیل مفاد مندرج در فرم وکالتنامه از حیث شکلی که برابر قانون و اصول حرفه ای وکالت برعهدۀ وکیل بوده و توسط وی تنظیم می گردد، از مصادیق " جعل و قصد تقلب" محسوب می گردد؟، که اگر چنین باشد، سنگ روی سنگ بند نخواهد شد...! تضمین عدم رعایت مفاد مقرر در ماده 103 قانون مزبور برابر تبصره 1 آن ماده، دائر بر "عدم پذیرش وکالت آن وکیل" در محاکم قضایی مقرر شده و ملازمه ای با وقوع جرم یا مجرمانه بودن عمل وی، به ترتیب مقرر در تصمیم غیرقانونی و تاسف بار آن مقام قضایی ندارد.!
مقام قضایی مزبور، گویا توجه ننموده که وکیل به وکالت از موکل خویش و به تجویز نمایندگی قانونی ماخوذه و در چهارچوب قوانین و قواعد مربوط به وکالت و عمومات حقوقی و شرعی، در مقام طرح شکایت و تنظیم وکالت نامه و تعقیب مراتب برآمده و کاری مغایر با قانون و زیان موکل خویش ننموده و تکمیل وکالتنامه( درج مبلغ حق الوکاله، به ترتیب مزبور)، از حیث شکلی نباید و نمی تواند از مصادیق جعل و الحاق محسوب گردد و موجبی برای اعلام جرم علیه وکیل شاکی که در مقام انجام وظیفه حرفه ای خویش و در راستای استیفای حقوق موکل خود است، محسوب گردد؟!


آن مقام قضایی، ظاهراً فراموش کرده اند، برابر ماده واحده مربوط به انتخاب وکیل، مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام، شان وکیل درحین انجام وظیفه، هم شان قاضی بوده و از مصونیت های قضایی به هنگام انجام وظیفه برخوردار است؟
معاونت ارجاع آن دادسرا به جای توجه به مسئولیت ذاتی و قانونی خویش در ارجاع درست، سریع و قانونمند شکایات مطروحه و تقدیمی و پرهیز از اطالۀ بلاوجه در تعقیب و ارجاع و رسیدگی و جلوگیری از معطل ساختنِ مردم برخلاف شرع، اخلاق و قانون و تکالیف انتظامی و قانونی مربوطه و نیز برخلاف الزامات قانونی مندرج در قانون نظارت بر رفتار قضات و آئین نامه اجرائی آن و کوشش در پیشگیری از عدم رضایت مندی گسترده مردم و شهروندان در مراجعه به آن دادسرا و دادگستری و تکریم ارباب رجوع، با اجتهاد به رای مغایر با قانون و تحمیل سلیقۀ شخصی و مسئولیت زای خود ار حیث قانونی، موجبات وَهن نظام قضایی و بی اعتمادی مردم و نیز تاسف و تاثر وکلای دادگستری را در عمل، فراهم خواهد ساخت که نه تنها شایسته یک دستگاه قضایی و دادگستری نبوده، بلکه با اصول اساسی مندرج در قانون اساسی و نظام دادرسی عادلانه نیز مغایرت داشته و مستوجب مسئولیت قانونی و انتظامی وی نیز خواهد بود.

وکلای دادگستری با بازداشت، توقیف، شکایت و اعلام جرم علیه آنها بیگانه نبوده و ترسی از آن ندارند و با باور با " قانونمندی، عدالت خواهی و ظلم ستیزی"، در مقام تحقق مستمرِ سوگند اتیانی خویش بوده و روی خوش نسبت به ناملایمات و رفتارهای مغایر با قانون نسبت به اشخاص حقیقی و حقوقی نشان نخواهند داد و توهین یا تهدیدی از این دست، برای آنها بی اثر و فرصت ساز نیز هست...!!!

علاوه براین،به کاربردن ادبیات موهِن و مغایر با قانون نسبت به وکلای دادگستری و منتسب کردن اعمال غیرقانونی و مجرمانه به آنها و انعکاس گستردۀ مراتب در رسانه ها، قبل از احراز و اثبات مجرمیت احتمالی آنها، برخلاف قانون و علی رغم ممنوعیت انتشار محتویات پرونده های قضایی، قبل از قطعیت آنها از سوی برخی از مسئولان قضایی، تاسف قابل ذکر دیگری که بر پرهیز از آن، قویاً توصیه می گردد. مسئولان محترم قضایی یقیناً، به نیکی می دانند؛ " احترام به وکیل، احترام به قانون و رعایت قانونمندی هرچه بیشتر نسبت به این صنف جویای عدالت و مجری قانون بوده و بی احترامی بدان ها، بی احترامی نسبت به ساحت قانون و عدالت می باشد" که بایستۀ یک نظام قضایی اسلامی نخواهد بود.


در همین ارتباط
، اساساً این سوال مطرح است؛ چرا و با چه هدفی،باید، سرپرست یکی از دادسراهای تهران، وکلای دادگستری را هم ردیف مجرمین و جاعلین به اسناد رسمی قرار دهد و در مقام صدور دستور سازمانی و مدیریتی در این ارتباط و ابلاغ مراتب به دوائر ثبتی مربوطه برآید؟( http://khabaronline.ir/detail/273731/weblog/zamanidarmazari)؟. چرا باید با وجود ارجاع مراتب شکایت در پرونده ای به شعبه بازپرسی و مرجوع الیه و تعقیب متهم از سوی بازپرس مزبور و انجام تحقیقات مقدماتی در طی چند ماه، سرپرست وقت دادسرای مربوطه، برخلاف قانون و الزامات حقوقی مربوطه، در جهت حمایت از متهم پرونده، نسبت به ارجاع غیرقانونی پرونده قبلی مرجوعه به شورای حل اختلاف برآید و موجبات طرح شکایت انتظامی شاکی پرونده را در دادسرای کارکنان دولت و معاونت نظارت و بازرسی دادستانهای تهران و دستور آن مرجع نظارتی به دادستان متخلف مزبور را مبنی بر " لزوم ارجاع مراتب از شورای حل اختلاف به شعبه بازپرسی مرجوع الیه و لزوم ارائه گزارش علت ارجاع غیر قانونی مزبور به شورای حل اختلاف و...." را فراهم آورد؟


چرا بازپرس پرونده در شکایت کیفری مرجوعه به شعبه متبوعۀ وی، با گذشت بیش از 4 ماه از تاریخ ارجاع شکایت مطروحه علیه برخی از مسئولان مربوطه،به شعبه مزبور، از انجام هرگونه تحقیق از شاکی یا مطالبۀ اسنادِ مویّدِ شکایت یا استماع شهادت شهود و انجام تحقیقات مقدماتی و قانونی خودداری کرده و در مقام صدور قرار منع تعقیب آنها بر می آید؟! و چرا باید با وجود ابلاغ وقت دادرسی بسیاری از دادگاه به طرفین پرونده و حضور آنها در وقت مقرر، قضات محترم از حضور در دادگاه به بهانه های مختلف خودداری کرده و حتی، مجتمع های قضائی مربوطه از تخصیص دادرس علی البدل برای رسیدگی به پرونده های مزبور در بسیاری از موارد، محروم بوده و با تجدید اوقات رسیدگی و معطل کردن طرفین پرونده و اطالۀ ناروا در آن، موجبات تاسف و نارضایتی مکرر آنها را فراهم می آورند؟


چرا باید در بسیاری از پرونده ها، با وجود " اقاریر صریح متهم، شهادت مکرر شهود، اسناد مویّدِ توجه اتهام به وی، گزارش مرجع انتظامی، سابقه کیفری قبلی نامبرده و ..."، دادگاه صادر کنندۀ رای، با عدم توجه به مستنداتِ متعدد توجه اتهام و رفتار مجرمانۀ وی، با انکار سابقۀ کیفری قطعی نامبرده در رای صادره، با وجود ابراز مستندات محکومیت مزبور،حکم بر بی حقی شاکی و برائت ناروای متهم داده و موجبات تجرّی هرچه بیشتر وی را در عمل فراهم آورد؟! و چرا با وجود انتشار قانون آئین دادرسی مدنی و وجود جنبه های متعدد حقوق شهروندی و حقوق بشری در آن و تاکید موکد بر آزادی های قانونی و حقوق شهروندی مردم در مقام دفاع و استفاده از وکیل مدافع و بسیاری از دستاوردهای قانونی جدید در آن (http://www.scoda.ir/?p=4504- http://www.scoda.ir/?p=4623- http://www.scoda.ir/?p=4647- http://www.scoda.ir/?p=4696- و...)، دستگاه قضایی موافق اجرای آن نبوده و خواهان به تعویق انداختن آن، درعمل برآمده است؟! و دهها چرائی و سئوال دیگر...!!!


ادامۀ این روند، این ابهام جدی را برای شهروندان و مراجعه کنندگان به دادگاهها و مراجع قضایی مطرح خواهد ساخت که در " دادگستری چه خبر است...؟؟؟ و اینگونه، قوه قضائیه می خواهد در مقام تظلم خواهی و تحقق عدالت و دادرسی عادلانه برآید...؟!
".گویی، که " عدالت، پرستوی مهاجر بوده و باید، با امید و آه، چشم براه آن بود و آنرا یافت..."!  کلیه مراتب مطروحه مستند به دلائل قابل ابراز می باشد و در مقام طرح ادعا نبوده و لزومی هم بدان نمی باشد و در راستای تکلیف قانونی مقرر در اصل هشتم قانون اساسی، از حیث امر به معروف و نهی از منکر، مطرح گردیده است تا بلکه، موثر گردد...


محمد رضا زمانی درمزاری( فرهنگ)،حقوقدان و وکیل پایه یک دادگستری
Email : zamani.i.l.inst@gmail.com

 

کد مطلب 374048

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 5 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 16
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • علي A1 ۲۰:۴۵ - ۱۳۹۳/۰۶/۱۵
    9 5
    با سلام بنده دقيقا مورد اقاریر صریح متهم، شهادت مکرر شهود، اسناد مویّدِ توجه اتهام به وی، گزارش مرجع انتظامی، سابقه کیفری قبلی نامبرده و ..."، دادگاه صادر کنندۀ رای، با عدم توجه به مستنداتِ متعدد توجه اتهام و رفتار مجرمانۀ وی، با انکار سابقۀ کیفری قطعی نامبرده در رای صادره، با وجود ابراز مستندات محکومیت مزبور،حکم بر بی حقی شاکی و برائت ناروای متهم داده و من و تعداد ي را بيجاره نمود
  • کارخانه داری که با جعل کارخانه اش را فروختند IR ۲۰:۴۹ - ۱۳۹۳/۰۶/۱۵
    15 1
    ممنون از گزارشتون که در دل خیلی ها است... با جعل امضای من کل کارخانه ام را فروختن بعد خیلی جالب هست که حکم کسی که این کار را کرده و صورتجلسه های شرکت را جعل کرده 1.200.000 تومان جریمه است.... حال من مانده ام روزی 5 ساعت بالا رفتن از پله های دادگستری و دادگاهها ... این هم نتیجه سرمایه گذاری در تولید.... در ضمن همین اشخاص چک سفید امضاء من را نیز دزدیدند و یک حکم جلب غیرقانونی نیز بعد از واخواهی من از دادیار گرفتن .... و همچنان اگر بخواهم بگم چندین جلد کتاب میشود... خدایا خودت بفریاد مظلوم برس..
    • شهروند A1 ۱۵:۵۵ - ۱۳۹۳/۰۶/۱۶
      10 2
      این یادداشت را می توان به فال نیک گرفت. در همین رابطه پیشنهاد می کنم، خبرآنلاین با راه اندازی بخشی بعنوان " صدای مشاور"، ضمن جلب و دریافت سئوالات و مشکلات حقوقی و قضایی مردم در ایران و خارج از کشور، در مقام پاسخگویی تدریجی آنها از سوی حقوقدانان و وکلای دادگستری همکار خویش برآمده و در بخش ویژه ای در قسمت قضایی صفحه جامعه یا مانند آنها، مشکلات مطرح شده نیز منعکس و مورد توجه و پاسخگویی قرار گیرد. با این کار، تعامل سودمندی بین مردم و کاربران با خبرآنلاین نیز برقرار خواهد شد و مسئولان نیز خود را مقیّد به پاسخگویی خواهند دانست.....البته، این فقط یک یپشنهاد است. با سپاس از شما و خبرآنلاین و دغدغه های مستمر آن نسبت به حقوق شهروندی مردم.
  • رضا IR ۲۱:۲۴ - ۱۳۹۳/۰۶/۱۵
    8 3
    دوست من 7 سال پیش از یک ساختمان در حال ساخت سقوط کرد و قطع نخاع شد . این در حالی بود که او در حال کارگری در ساختمان بود که دادگاه ملارد با عنوان اینکه وی در ساختمان نیمه کاره مهمان بوده حق وی را پایمال کرد . و هیچکس نتوانست به وی کمکی کند که وی الان با زن و فرزند با حقوق ماهی 30هزار تومان بهزیستی زندگی می کند . اگر خواستید توضیحات بیشتر ارسال می کنم .
  • بی نام IR ۲۲:۲۴ - ۱۳۹۳/۰۶/۱۵
    10 4
    کاش یک روز صدای ما هم شنیده می شد کاش یک روز فریادرسی ظهور می کرد ..مهم حرین عامل افسردگی جامعه امروز ما دادگاه ها و دوم دکترها و بیمارستان ها هستند ....
  • قول سدید A1 ۰۴:۳۸ - ۱۳۹۳/۰۶/۱۶
    4 22
    این همه داستان نوشتی بهتره می رفتی سراغ اصل مطلب خوب معلومه که جرمه به چه حقی وکیل بعد از تنظیم وکالت نامه میاد خودش تو اعداد و ارقامش دست می بره مقام قضایی طبق عمومات قانون مجازات این کاررو کرد و ماده 103 قانون مالیات ها هم در مقام تخصیص حکم قانون مجازات نیست و همچنین یکی از عمومات قانونی اینه که اگر مقام قضایی با جرم مشهودی مواجه شد مکلف است تاکید می کنم مکلف است که اعلام جرم کند لطفا حاشیه نروید
    • وکیل پایه یک دادگستری IR ۱۳:۱۵ - ۱۳۹۳/۰۶/۱۶
      10 6
      کاملا درسته. مشابه مشکل این آقا برای یکی از همکاران من هم پیش آمد و متاسفانه پروانه کارشو لغو کردند.
    • پاسخ به قو ل سدید A1 ۱۵:۴۰ - ۱۳۹۳/۰۶/۱۶
      14 2
      دوست محترمی که حتی جسارت معرفی خود را ندارید و در مقام اظهار فضل بلاوجه و مغایر با قانون برمی آئید، بسیار متاسفم.بهتر است با مطالعه قانون اساسی و قوانین،قدری به اطلاعات عمومی حقوقی خود بیافزائید. زیرا جرم انگاری در قانون برابر ماده 2 قانون مجازت اسلامی و اصل169 قانون اساسی مقرر شده نه بر مبنای احساسات شما یا تشخیص غیر قضایی آن مقام قضائی. تکلیف موضوع، به ترتیب مقرر در این یادداشت و مفاد مندرج در ماده 103 و تبصره 1ذیل آن نیز از حیث عدم رعایت تشریفات شکلی مربوطه نیز مشخص شده و فاقد وصف مجرمانه است.اختتیار مقام قضائی در اعلام جرم در جرم مشهود در چهارچوب قانون بوده نه طبق احساس شما یا تشخیض مغایر با قانون ایشاننسبت به موضوعی که فاقد وصف مجرمانه بوده ، اعلام جرم، خود مجرمانه بوده و مسولیت زاست
    • پاسخ به قو ل سدید2 A1 ۱۵:۴۹ - ۱۳۹۳/۰۶/۱۶
      12 3
      برخلاف برداشت شتابزده و نادرست شما، " در اعداد و ارقام دست نبرده"، بلکه به توصیه آن مقام قضایی و تجویز ماده 103 مزبور، میزان حق الوکاله تصریح شده است. جعل؛ قلب واقعیت و حقیقت بوده با تقلب و به زیان طرف مقابل،این مهم نه تنها در موضوع مطروحه مطرح نبوده،بلکه اساساً، تنظیم وکالت نامه و تکمیل آن از اختیارات قانونی وکیل و به تجوزیز نمایندگی حقوقی و قانونی حاصله بوده و تلاش بلاوجه برای منتسب نمودن مراتب بعنوان " جعل" تاسف بار و مغایر با قانون است.بهتر است با احترام به قانون و در چهارچوب قانون بعنوان یک شهروند قانونمند عمل کرده و اینقدر با احساس و هیجان غیر حقوقی نسبت به موضوعی حقوقی و تخصصی اعلام نظر نفرمائیدبسیاری از نابه هنجاری ها ریشه در افراط و تفریط درجامعه دارد که مردم به خوبی شاهدآنند:فرهنگ
    • وکیل پایه یک دادگستری در پاسخ به قول سدید IR ۰۶:۴۹ - ۱۳۹۳/۰۶/۱۹
      6 15
      دوست عزیز اتفاقا من در تایید نظرات جنابعالی اون متن رو نوشتم. اما فکر کنم اشتباه برداشت شد. بنده هم اعتقاد دارم که این آقای وکیل، مترکب تخلف شده است و اعلام جرم برای ایشان کار درستی بوده که آن مقام قضایی انجام داده است.
    • m.j IR ۱۱:۵۷ - ۱۳۹۴/۰۶/۱۵
      1 2
      برادر من بهتره دقيق بخوني مطلبو و كمي مطالعه كني بعد اظهارنظر حقوقي كني.
  • بی نام IR ۱۷:۰۶ - ۱۳۹۳/۰۶/۱۶
    7 5
    ممنونم همکار گرامی دستتان درد نکند
  • کاربر اسخ به سدید A1 ۰۶:۴۹ - ۱۳۹۳/۰۶/۲۵
    0 7
    دوست عزیز جناب سدید با توجه به ماده523 قانون مجازات اسلامی، " جعل و تزویر عبارتند از؛ ساختن نوشته یا سند .....بدون اجازه صاحب آن و نظایر اینها، به قصد تقلب" می باشد مقام قضایی از کجا متوجه عدم رضایت موکل از درج مبلغ حق الوکاله در وکالتنامه شده است و این عمل را به عنوان جرم آشکار تلقی کرده است در حالی که ممکن بوده محل مبلغ مذکور به علت نسیان طرفین خالی بوده که توسط وکیل به عنوان امین موکل در جهت ایفای حقوق وی پر شده باشد لذا با توجه به اصل برائت مقام قضایینمی توانست نسبت به مسائل مرتبط به طرفین قرارداد تشکیک نماید در صورت تشکیک به جای پیگرد قانونی و اعلام جرم می توانست نظر ذینفع را دریافت دارد یا موضوع را به عنوان تخلف انتظامی به دادگاه انتظامی وکلا ارجاع دهد.
  • وکیل RO ۲۰:۰۷ - ۱۳۹۳/۰۷/۲۳
    14 4
    متأسفانه اکثرقضات دادسراخارج از چارچوب آیین دادرسی کیفری عمل می کنندواقعا"جای بسی تأسف برای جنین افرادی است چرا وقتی بازادشت موقت استثنااست بازاصرار برصدور چنین قراری دارند من خودم وکیل ودارای 10سال تجربه کاری هستم وتاحال به خودم اجازه کوچکترین نقض قانون نداد ه ام متاسفانه یکی ازبازپرسان با مدرک دانشجوی دکترابه موکلم گفته بودشما وکیل نیاز نداریدوکیل کارتان خراب می کندومطالبی که به وی ربطی نداشته ونداردالبته وکیل شاکی که شرکت بودبودم وقتی موکل که شخص شریفی بودوامکان دروغگویی وی بعید بودمطالب بازپرس را به من گفت واقعا"شوکه شدم نزدبازپرس رفتم وبه وی گفتم در اوایل انکار می کردولی کاملاازرنگش معلوم بودکه چنین گفته بود.
  • بی نام A1 ۰۷:۵۹ - ۱۳۹۴/۰۵/۰۷
    4 20
    درود برشرق چنین قضاتی مطابق قانون یکصد و سه مالیاتها وکلای دادگستری مکلفند میلغ حق الوکاله را در وکالتنامه قید نموده و معادل پنچ درصد آنرا تمبر باطل نمایند . مشاهده میگردد وکلای محترم بر خلاف قانون فوق مبلغ حق الوکاله را کمتر از مبلغ دریافتی اعلام نموده و نتیجتا تمبر کمنری را باطل نموده عملا موجبات ضایع شدن حق الناس و در آمد بیشتر برای خودشان را فراهم میاورند. سوال : کسب در آمد از این طریق آیا از موارد تحصیل نا مشروع محسوب میگردد یا نه از راهنمایی حضرتعالی کمال تشکر را دارم بسمه تعالی آری از موارد نامشروع است. بخش استفتاء – دفتر آیت الله العظمی شاهرودی دام ظله
  • حقوقخوان IR ۰۵:۴۶ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۸
    1 15
    وکیل محترم طبق مواردی که شما در متن درمورد وکلا اظهار نمودید علی الظاهر وکلا از پیامبرانی هستند که شناخته نشده اند.چرا واسه پول هرکاری میکنند؟ غیر اینه تعدادی از وکلا نوشتم تعدادی تا تهمت نزده باشم وگرنه خود وکلا میدونن چه خبره. حق الوکاله را برای کمتر مالیات دادن کم مینویسند..؟همین بس نیست برای بیانات بلاوجه شما در متن بالا؟