مصطفی عالی نسب در 30 سالگی به یکی از مشهورترین تاجران کشور در زمینه چینی و بلور تبدیل شد و با مطالعاتی که پشت سر گذاشته بود از نظر دانایی و تمکن مالی در سطح بالایی قرار داشت.

محمد عدلي: تازه وارد دبستان شده بود كه اولين كارخانه كبريت‌سازي ايران به عنوان نمادي از توليد ملي راه‌اندازي شد. اهميت احداث اين كارخانه در تبريز، پس از لغو عهدنامه تركمنچاي و فضايي كه توسط روسيه در منطقه قفقاز ايجاد شده بود به حدي بود كه مادر خانواده يك كبريت و يك تابلو به دست فرزندانش مي‌داد تا در مسير مدرسه آن را به دست بگيرند و بيرق توليد ملي را برافراشته سازند. روي تابلو نوشته شده بود: «حب الوطن من الایمان».

ميرمصطفي عالي نسب هر روز اين تابلو را به دست مي‌گرفت و با غرور مسير خانه تا مدرسه را طي مي‌كرد. آن روزها هيچ كس نمي‌دانست اين كودك تبريزي سال‌ها بعد لقب «پرچمدار اقتصاد ملي» را به دست مي‌آورد و آنچنان در فضاي اقتصادي دوران دشوار جنگ تحميلي اثرگذار مي‌شود كه نامش براي هميشه با توليد ملي پيوند مي‌خورد. شايد تنها عاليه خانم، مادر ميهن‌دوست او در روياهايش مي‌پروراند كه روزي فرزندش با توليد سماور به ملي شدن صنعت نفت، مفهوم مي‌بخشد و آن را به نمادي از توليد ملي تبديل مي‌كند. در دوره‌اي ديگر عالي نسب كارخانه كارتن‌سازي تاسيس مي‌كند تا صنعت بسته‌بندي ايران براي صادرات كالا را متحول ساخته باشد. ميرمصطفي عالي‌نسب در چند مطقع حساس سياسي و اقتصادي ايران، يادگارهاي بزرگي از خود به جا گذاشت تا واژه اقتصاد ملي مديون او باشد.

تولد در عراق؛ كودكي در تبريز

مصطفي كه پيش‌وند مير را به واسطه سيادت خانواده در نام خود داشت در سال 1298 در خانواده‌اي اصالتا تبريزي در شهر كاظمين به دنيا آمد. پدرش كربلايي سيد حسين و مادرش عاليه خانم پنج دختر و دو پسر ديگر به نام‌هاي مرتضي و مجتبي داشتند. كربلايي سيد حسين پس از بازگشت از عراق به ايران، در تبريز به فروش چاي مشغول شد. خانه‌اش در محله شتريان تبريز قرار داشت. او تازه 50 ساله شده بود كه در سال 1309 از دنيا رفت. پس از فوت او، همسرش عاليه خانم امور خانواده را به دست گرفت. روايت‌ها از او به عنوان زني مدير، پرهيزكار و صاحب كمالات ياد كرده‌اند. مصطفي عالي نسب بارها از تعليمات مادرش به عنوان تاثيرگذارترين عامل در مسير زندگي‌اش ياد كرده است. اين مادر فرهيخته در سال 1342 در تهران، دنيا را ترك كرد. مصطفي دومين پسر خانواده، حدودا 13 ساله بود كه پدرش را از دست داد و 44 ساله بود كه مادرش از دنيا رفت. او تا مقطع ابتدايي را در تبريز گذراند. پس از آن به علت مشكلات مالي خانواده، به شاگردي در مغازه‌هاي مختلف مشغول شد. در همين دوره به امور حسابداري براي كسبه مي‌پرداخت. آن زمان امور حسابداري با روش‌هاي سنتي انجام مي‌شد اما مصطفي تصميم گرفت آموزش‌هاي پيشرفته‌تري در اين زمينه ببيند.

عزيمت به تهران در 18 سالگي

در سال 1316 ميرمصطفي به تنهايي راهي تهران شد و در دوره‌هاي آموزشي حسابداري شركت كرد. او دوره‌هاي آموزش زبان انگليسي و فرانسه را نيز پشت سر گذاشت در حالي كه به طور همزمان در بخش حسابداري شركت تجاري اتفاق، فعاليت مي‌كرد. پس از مدت كوتاهي با پيشرفت در امور شغلي موفق شد رياست حسابداري شركت را برعهده گرفت. شركت اتفاق وارد كننده لوازم چيني و بلور بود. عالي نسب همچنين يك دوره عالي حسابداري موسوم به Cost Accounting را نيز پشت سر گذاشت و در مرکز وابسته بازرگانی آلمان در زمینه اقتصاد، حسابداری و بازرگانی نيز دوره‌اي را پشت سر گذاشت كه ديدگاه‌هاي اقتصادي او را تقويت ساخت. هرچند او مطالعه در مورد اقتصاد و بررسي شرايط اقتصادي كشورهاي مختلف را به اين دوره‌هاي آموزشي محدود نكرد و مطالعات خود را تا سال‌هاي پاياني عمر ادامه داد.

 از افلاطون تا مكتب اقتصادي آلمان

عالي نسب جوان مطالعات خود را دائما در زمینه‌هاي اقتصادي، اسلامي و ساير بخش‌ها تعميم داد. اين مطالعات هم جنبه نظري داشت و هم براي فهم هرچه بهتر مشكلات و نيازها و مسائل اقتصاد ايران هدف‌گذاري شده بود. خودش مي‌گفت كه مطالعه مكتب‌هاي اقتصادي را از نظريه‌ افلاطون آغاز كرد و هنگامي كه به مكتب تاريخي آلمان رسيد، مجذوب استحكام نظري و راه‌گشايي‌هاي عملي آن شد. او به مدت دو سال مستمرا مطالعات اقتصادي خود را بر روي مكتب تاريخي آلمان متمركز كرد. در كنار اين مطالعات او در مورد مناطق مختلف ايران نيز به تحقيق پرداخت. آنچنان در مطالعه خصوصيت‌ها و ويژگي هاي مناطق مختلف ايران پيش رفت كه خودش مي‌گفت طي چند سال موفق شده براي نوزده هزار روستاي ايران فايل ويژه ايجاد كند. بعدها از اين اطلاعات در تصميم‌گيري‌هاي خرد و كلان بهره برد تا خيلي‌ها ريشه موفقيت‌هايش را در اين مطالعات بدانند. در كتابخانه او كتاب‌هاي تخصصي اقتصاد و مديريت كه به زبان‌هاي انگليسي و فرانسه و فارسي بود، ديده مي‌شد. مطالعه روزنامه‌ها و مجلات مطرح آن دوران هم در برنامه‌هايش قرار داشت تا جايي كه نزديكانش جمله مشهوري از او به ياد مي‌آورند كه مي‌گفت: «پس از سال‌ها استمرار در مطالعه پير شدم اما از دانستن سير نشدم.»

ارتباط با مراجع ديني

ريشه پرقدرت مذهب در خانوده عالي‌نسب، او را به غير از مسائل روز اقتصادي به سمت مطالعات اسلامي كشاند. در آن سال‌ها كه مرجعيت ديني نزد مردم مسلمان ايران جايگاه ويژه‌اي داشت و البته نسبت آن‌ها با حكومت با دوران پس از انقلاب متفاوت بود، ميرمصطفي عالي نسب توانست ارتباط خوبي با بزرگان حوزه برقرار سازد. او جلسات منظمي با برخي مراجع تقليد همچون آيت‌ا... بروجردي، آيت‌ا... حجت، آيت‌ا... ميلاني برخي ديگر مراجع بزرگ آن دوران داشت و حتي جايگاه مشاور را براي برخي علما پيدا كرده بود. فرشاد مومني از اساتيد اقتصاد، نقل مي كند كه آيت‌الله بروجردي و آيت‌الله ميلاني هیچگاه در مسائل اقتصادی بدون مشورت با عالی‌نسب تصمیم‌گیری نمی‌کردند و حتی یک بار آیت‌الله میلانی فتوای خود در مورد سرقفلی و سفته را پس از مخالفت عالی‌نسب تغییر داده بود. عالي نسب همچنين با استاد مرتضي مطهري و سيد محمد حسيني بهشتي نيز جلسات و مباحث مستمري را دنبال مي كرد. در آن دوران دوستي او با علامه محمد تقي جعفري نيز مشهور بود به طوري كه قرار مشتركي در ميان اين دو گذاشته شده بود تا ميرمصطفي عالي‌نسب از علامه جعفري در علوم اسلامي بياموزد و در مقابل به ايشان اقتصاد آموزش دهد. عالي نسب بعدها در فعاليت‌هاي انقلابي با آيت‌الله طالقاني هم ارتباط خوبي پيدا كرد.

كسب و كار در تبريز و تهران

عالي نسب كه از شاگردي مغازه در تبريز كار را آغاز كرده بود و به گفته خودش با تشويق مادر از همان سال‌هاي نوجواني به كار كردن پرداخت، در سال 1320 پس از گذراندن چند دوره آموزشي و كار در شركت اتفاق بر اثر اشغال ايران توسط متفقين به تبريز بازگشت و كسب و كار مستقلي به راه انداخت. پس از تسلط حزب دموكرات در شهریور 1324 بر تبریز، میرمصطفی عالی‌نسب بار دیگر به تهران آمد و تا سال 1328 به تجارت ظروف چینی و بلور پرداخت. او در تهران آنچنان پيشرفت داشت كه در بازار تهران حجره بزرگ او در تيمچه حاجب‌الدوله يكي از پر رفت و آمدترين حجره‌ها و قدرت فعاليت اقتصادي او شهرت ويژه‌اي پيدا كرده بود. هنوز 30 سال را تمام نكرده بود كه تجربه‌هاي متنوعي در فعاليت‌هاي اقتصادي از مديريت حسابداري شركت اتفاق در تهران، فروش سهام، كار در شركت‌ها تا فعاليت مستقل تجارت ظروف چيني در تبريز و تهران را از سر گذراند.

خرید و فروش سهام

عالی نسب به واسطه قدرت تحليل و پيش‌بيني در امور اقتصادي به خريد و فروش سهام كارخانه‌ها نيز مشغول شد. زماني كه بورس در ايران تاسيس نشده بود براي خريد و فروش سهام در شهرهايي كه واحدهاي صنعتي تأسيس شده بود بازارهاي محدودي شكل می گرفت. محدوديت واردات بر اثر جنگ جهاني، باعث رونق كاذب سهام واحدهای صنعتي شد و در حالي كه جايگاه اقتصادي شركت‌ها ارتقاء نيافته يا تغيير كيفيتي در محصول شركت‌ها رخ نداده بود، بازار سهام به شدت افزايش قيمت پيدا كرد. عالي‌نسب به عنوان كارگزار، خريدار و فروشنده سهام در اين دوران استعداد خود را نشان داد به طوري كه در منطقه فردی شناخته شده محسوب می‌شد. براساس تحلیلی كه از شرایط اقتصادی منطقه داشت تصور وی این بود كه وضعیت رونق بازار سهام پس از جنگ، ادامه پیدا نمی‌كند این پیش‌بینی هم بعدها اثبات شد و بسیاری از سهامداران، با واردات آزاد كالا متضرر شده یا سرمایه‌های خود را از دست دادند و اعتماد فعالان اقتصادی به تحلیل‌های او افزایش چشمگیری پیدا کرد.

عبور از تجارت و رسیدن به تولید

مصطفی عالی نسب در 30 سالگی به یكی از مشهورترین تاجران كشور در زمینه چینی و بلور تبدیل شد و با مطالعاتی كه پشت سر گذاشته بود از نظر دانایی و تمكن مالی در سطح بالایی قرار داشت. او پس از مطالعات دینی و بررسی های اقتصادی به دلیل اعتقادات و رویکردهای ملی تصمیم گرفت مسیر فعالیت های اقتصادی اش را تغییر دهد. به این نتیجه رسیده بود که كمك به استمرار یك رابطه یك سویه با كشورهای پیشرفته و تبدیل شدن به یك واردكننده صرف با اصول اقتصاد اسلامی و اقتضائات تاریخی اقتصاد ایران سازگاری ندارد. با این حساب گام برداشتن در مسیر تولید ملی را به هدف اصلی خود تبدیل کرد. عالی نسب از سال 1328 دیگر كارت بازرگانی اش را تمدید نكرد.

سماور عالي نسب برندي اقتصادي و سياسي

تصميم عالي نسب براي تغيير رويه در فعاليت‌هاي اقتصادي مصادف شد با مبارزات مردم برای ملی كردن صنعت نفت. رهبری این مبارزات و ریاست دولت ملی با محمد مصدق بود. با آغاز به كار دولت ملی میرمصطفی عالی‌نسب فعالیت‌های عادی خود را متوقف كرد به عضويت شورای 25 نفره مشاوران اقتصادی دولت مصدق درآمد. پس از ملي شدن صنعت نفت تحريم‌ها عليه ايران آغاز شد تا نفت ايران توان عرضه در بازارهاي جهاني را نداشته باشد. در اين شرايط مرحوم مصدق به دنبال راهي براي ايجاد تقاضاي داخلي براي فروشن نفت بود تا در راه عبور از اين مرحله مهم، از بسته شدن لوله‌هاي نفت جلوگيري شود. شورای مشاوران اقتصادی مصدق مسئول پیدا كردن صنعتگرانی شدند كه بتوانند محصولاتی نفت سوز تولید كنند. چراغ‌هاي نفتي كه آن زمان توسط كمپاني والور انگلستان به ايران مي‌آمد با تحريم اين كشور دچار مشكل شده بود.

عالي نسب در اين زمينه گفته است: «وقتی به مهم‌ترین بنگاه‌‌های تولیدی كشور مراجعه كردیم، مشخص شد كه پیشرفته‌ترین دستگاه‌های پرس موجود در كشور دستگاه‌‌هایی بود كه قادر به تولید محصولاتی در حد قوطی و اكس شفق بود و این به معنای آن بود كه نه سطح دانش فنی موجود در ایران و نه سطح ماشین‌آلات موجود در كشورمان امكان تولید داخلی سماور و اجاق نفتی را فراهم نمی‌كرد ضمن آن كه ریسك سرمایه‌گذاری در این زمینه هم به اندازه‌ای بالا بود كه نمی‌شد از كسی توقع ورود به چنین صحنه‌ای را داشت.»

در اين شرايط حساس ميرمصطفي عالي نسب تصميم مي‌گيرد با سرمايه شخصي خود وارد ميدان توليد سماور و اجاق خوراك‌پزي نفتي شود. برند «عالي‌نسب» كه بر روي اولين سماورهاي نفتي ايران حك شده است و قديمي‌ترها آن را به ياد مي آورند اينگونه خلق شد و تاثير شگفت‌آوري در بقاي صنعت ملي نفت در آن روزها داشت. مردمي كه آن روزها اغلب برای پخت و پز از منقل، اجاق‌های گلی و هیزمی استفاده می‌كردند و تعداد محدودي از چراغ‌هاي والور انكلستان بهره مي‌برند، با توليد سماور و چراغ عالي نسب شرايط جديدي را تجربه كردند و دولت نيز توانست تحريم انگلستان پس از ملي شدن نفت را پشت سر بگذارد. نكته جالب كه نشان‌دهنده عمق مطالعات آن روز عالي نسب بود، اينجاست كه وقتي او عنوان «صنایع نفت سوز و گاز سوز عالی‌نسب» را براي كارخانه خود ثبت كرد چراكه مي‌گفت چشم‌انداز آينده را در تبديل شدن اين چراغ‌ها از نفت سوز به گازسوز، مي‌بيند. اين كارخانه كه توليداتش مردم شهر و روستا را با امكانات جديدي مواجه ساخت، پايه‌گذار توليد ملي پس از ملي شدن صنعت نفت بود و نماد همدلي دولت و ملت نام گرفت. به واسطه اين كار بزرگ، مرحوم محمد مصدق دستور داده بود كه دو عدد از سمارهای عالی‌نسب به صورت نمادین و شبانه‌روزی در مدخل كاخ نخست‌وزیری (كاخ گلستان فعلي) نصب شود. روايت شده است كه مصدق يك نمونه از اين سماور در دفتر كار خود قرار داده بود و براي مهمانانش از آن چاي مي‌ريخت.

توقف فعاليت كارخانه عالي نسب

شكل‌گيري كودتا مسير عالي نسب را در كسب و كار تغيير داد تا او فعاليت‌هاي اقتصادي‌اش را همگام با آرمان‌هايش پيش ببرد و تنها به فكر كسب درآمد نباشد. عالي نسب نقل كرده است: «به محض پیروزی كودتاچیان در سال 1332، واكنش شخصی من متوقف ساختن فعالیت تولیدی صنایع عالی‌نسب در اعتراض به كودتا و كودتاچیان بود.» اين تصميم كه مشروعیت كوتاچیان را به چالش می‌كشید،‌موجب شد تا نخست وزیر دولت كودتا كه فردی نظامی به نام سرلشگر  زاهدی بود، عالي نسب را اظهار كرد و با تهديد و توهين اورا مورد بازجويي قرار داد. عالي نسب چنين روايت كرده است: «مضمون محوری با زجویی‌های زاهدی اعتراض به این مسئله بود كه تو در دولت مصدق دست به چنین كار بزرگی زده‌ای و حال كه سلطنت اعلیحضرت تثبیت شده است. آن را متوقف كرده‌ای؟ وقتی من در واكنش به پرخاش‌ها و توهین‌های او بانهایت خونسردی پاسخ دادم كه آری چراكه آ‌ن زمان من به آینده ایران خوشبین بودم و اكنون دیگر نیستم، نعره‌های تهدید بار و توهین‌آمیز سرلشگر كودتاچی به اوج رسید.»

ماجراي راه‌اندازي مجدد

كارخانه سماور و چراغ عالي نسب در شرايطي كه تقاضاي زيادي براي خريد آن وجود داشت تعطيل شده بود و عالي نسب در حال برآورد شرايط و مشورت با اطرافيان براي راه‌اندازي كسب و كار جديد بود كه پيغامي از سوي از سوی مرحوم آیت‌ا... سید رضا زنجانی و مرحوم آیت ا... سید محمود طالقانی براي شركت در جلسه مخفی نهضت مقاومت ملی، دريافت مي‌كند. عالي نسب اين جلسه را اينگونه روايت كرده است: «در آن جلسه مرحوم آقای طالقانی به نمایندگی از اعضای نهضت مقاومت سخن می‌گفت و خطاب به من فرمودند كه از شجاعت و غیرت شما در تعطیل كردن كارخانه در اعتراض به كودتا سپاسگزاریم اما بررسی‌های چند ماهه ما نشان می‌دهد كه دولت كودتا حال كه از این سطح از حمایت‌های بین‌المللی هم برخوردار است به این زودی‌ها ساقط نخواهد شد و بنابراین مبارزات ملت ایران در دور جدید براساس پیش‌بینی و تحلیل‌ها، مبارزاتی درازمدت خواهد بود. این مبارزه درازمدت به ابزارهایی نیاز دارد كه یكی از آنها حمایت‌های مالی و دیگری برخوردار بودن از یك محمل خوب برای حمایت از مبارزان و نیز احیاناً تشكیل برخی از جلسات در پوشش كارخانه است. شخصاً به نمایندگی از همه آقایان و به نام نهضت مقاومت از شما می‌خواهم كه مجدداً كارخانه را راه‌اندازی كنید و ارتباط خود را با ما حفظ كنید.» در واكنش به این تقاضا، مجدداً كارخانه سماورسازی توسط عالي نسب راه‌اندازی شد. با آزادسازي قابل توجه واردات پس از كودتا، تلاش جديدي براي رقابت با كمپاني هاي بين‌المللي توسط كارخانه عالي نسب آغاز شد. دستاورد فنی این دوران برای میرمصطفی عالی‌نسب ثبت 5 اختراع به نام خود براي كارخانه بود. او در این مدت چند مشاور سوئیسی را نیز به خدمت گرفت و با انجام مطالعات دقيق دستاوردهای مهمي در مدیریت صنعتی مدرن از خود به جا گذاشت. عالي نسب گفته بود: «وقتی سوئیسی‌ها كیفیت كارخانه را ديدند، تقاضای مشاركت و سرمایه‌گذاری مشترك داشتند اما من می‌خواستم این صنعت به معنای دقیق كلمه «ملی» باقی بماند. بنابراین، به استخدام آنها و اخذ دانش و مهارت‌هایشان بسنده كردم.» در اين دوران ارتباط عالي نسب با آیت‌ا... بروجردی و نهضت مقاومت ملی ادامه داشت. كمك به مهندس بازرگان و مهندس سحابی برای راه‌اندازی مدرسه كمال، ‌تأمین مالی هزینه‌های پژوهشی علامه امينی برای تدوین مجموعه بی‌‌نظير الغدير، كمك به راه‌اندازي مجله مكتب اسلام و ... توسط عالي نسب انجام شد.

راه‌اندازي كارتن‌سازي

او در حال طراحي برنامه توسعه صنايع نفت سوز به گازسوز بود كه در جلسات نهضت مقاومت اعلام شد، صنعت كارتن‌سازي در كشور به طور كامل در انحصار فردي است كه مستقيماً با اسرائيل ارتباط تنگاتنگ دارد و نهضت مقاومت ملي به اين جمع‌بندي رسيده است كه بايد يك مسلمان انقلابي خود را درگير اين رشته از صنعت كند. از عالي نسب خواسته شد تا وارد اين كار شود. مرحوم عالي‌نسب مي گفت كه من در پاسخ به اين مطلب به شكل‌هاي مختلف استدلال‌هايي را مطرح كردم كه مضمون محوري آنها مخالفت با اين تصميم بود. به آنها توضيح دادم كه در اين چند ساله به يك مدير صنعتي تمام عيار تبديل شده‌ام كه 5 اختراع به نام خود ثبت كرده و كاملاً بر مسائل فني و مديريتي رشته خود احاطه دارد و حداقل 3 اختراع جديد را نيز در دستور كار دارد. بنابراين، وارد شدن در يك رشته فعاليت جديد به معناي توقف آن تلاش‌ ها آغاز تلاش براي كسب مهارت و تخصص در يك رشته فعاليت به كلي متفاوت است كه موجب مي‌شود من مزيت خود را در صنايع نفت سوز و تكامل آن در صنايع گازسوز از دست بدهم بدون آنكه بتوانم به چنين جايگاهي در صنعت جديد دست پيدا كنم. بر اين اساس، پيشنهادهاي جايگزيني را با جلسه در ميان گذاشتم كه هيچ كدام از آنها پذيرفته نشد.

در اين شرايط عالي نسب تصميم گرفت وارد اين صنعت شود. كارخانه كارتن‌سازي ميهن توسط عالي نسب راه‌انداز شد. اين كارخانه امكان بسته‌بندي محصولات را فراهم مي كرد. از سال 1345 بخشي از سهام كارخانه كارتن‌سازي ميهن خريداري و در سال 1349 اكثر سهام آن، از خانواده ميشل جمايل لبناني و مير حمزه قاسمي خريداري شد. عالي‌نسب در سال 1349 به افزايش سرمايه شركت پرداخت و تا آبان 1351 سرمايه آن به 80 ميليون ريال افزايش يافت. براثر سقوط يك هواپيماي جنگي بر روي كارخانه، در آبان‌ماه سال 1351 دچار آتش‌سوزي و تعطيل شد.

 ماجراي غرامت از ارتش

عالي نسب براي دريافت خسارت شكايتي را ترتيب داد اما آن زمان ارتش و دولت وقت زير بار اين غرامت نرفت. عالي نسب گفته است: «وقتي مطمئن شدم كه پرداخت غرامت از سوي ارتش صورت نمي گيرد، چندين هزار متر از زمين‌هايي را كه براي طرح توسعه سماورسازي خريداري كرده بودم، فروختم و براي تأمين مالي بقيه هزينه‌هاي مورد نياز براي بازسازي و راه‌اندازي كارخانه كارتن‌سازي نيز راه پيدا كردن شركايي از بخش خصوصي را انتخاب كردم. پس از آغاز دوران تزلزل حكومت پهلوي و در دوره شريف امامي، مجدداً در دادگستري طرح دعوا كردم. اين بار كار بسيار خوب پيش رفت و در آستانه پيروزي انقلاب اسلامي دادگاه، رأي به نفع ما صادر و ارتش را ملزم به پرداخت غرامت كرد. اما هنگامي كه به فاصله اندكي پس از اين ابلاغ رأي انقلاب اسلامي در به پيروزي رسيد، با مراجعه به د ادگاه اعلام صرف‌نظر از شكايت خود كردم و از دريافت غرامت به كلي چشم پوشيدم.»

پس از انقلاب

5 روز از پيروزي انقلاب اسلامي گذشته بود كه امام خميني (ره) به توصيه آيت‌الله بهشتي در حكمي 8 نفر را براي تصرف اتاق بازرگاني ماموير كردند كه نام ميرمصطفي عالي نسب نيز در ميان آن‌ها بود. عالي نسب به واسطه رابطه خوبي كه با انقلابيون داشت بلافاصله به عنوان مشاور اقتصادي دولت موقت به كار گرفته شد و سمت‌هايي را در شوراهاي اقتصادي پذيرفت. يكي از مهمترين كارهايي كه او برعهده گرفت و به سرانجام رساند، مديريت ايران‌خودرو بود. او اولين مدير ايران خودرو پس از انقلاب بود. عالي نسب مانع تعطيلي اين كارخانه شد و آن را به گونه‌اي پيش برد كه وضعيت مناسبي در توليد خودرو رقم خورد. عالي نسب پس از انقلاب مشاور اقتصادی رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر در دولت‌های رجایی، مهدوی کنی، باهنر و آيت‌الله خامنه‌اي را بر عهده داشت. همچنين عضو شورای اقتصاد، شورای پول و اعتبار، اولین رئیس شورای عالی صادرات غیر نفتی، عضویت در هیأت مؤسس سازمان صنایع ملی، مسئول راه‌اندازی مجتمع مس سرچشمه و مجتمع فولاد اهواز، از جمله مسووليت‌هاي مهمي بود كه بر عهده گرفت اما شايد نقش او در دوران جنگ تحميلي به عنوان مشاور دولت برجسته‌تر از ساير مسووليت‌ها باشد چراكه در اين دوران، اقتصاد تحريم‌شده ايران با تمام دشواري‌هاي زمان جنگ به گونه‌اي مديريت شد كه مايحتاج اساسي مردم تامين شد و حتي برخي اقدامات توسعه‌اي نظير ساخت فولاد مباركه، مس سرچشمه و توليد خودرو پيش رفت.

از جنگ جهانی تا جنگ 8 ساله

قدرت تحلیل و پیش‌بینی مسائل اقتصادی امتیاز برجسته و مهمی بود كه میرمصطفی عالی‌نسب با مطالعات بین رشته‌ای خود به دست آورده بود. بارها در مقاطع زمانی مختلف این ویژگی موجب شگفتی اطرافیان می شد. تحلیل شرایط اقتصادی در زمان جنگ جهانی دوم و سال های پس از آن هنگام رخدادهای مهم سیاسی و اقتصادی در ایران نظیر کودتای 28 مرداد و وقایع پس از آن، انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی، این موضوع را به خوبی اثبات کرد.

خودش گفته است که تحلیلگری در زمان جنگ جهانی دوم موجب شد تا انگیزه بیشتری در مطالعات اقتصادی پیدا کند تا امکان درک بهتری در مسائل اقتصادی ایران برایش فراهم شود: «هنگامی كه جنگ دوم شروع شد به روشنی ملاحظه می‌كردم كه چگونه به قاعده منطق‌های رفتاری تبیین شده در قلمرو علم اقتصاد شرایط جنگی به صورت سلسله مراتب، منشا جهش‌هایی در قیمت همه انواع كالاها و خدمات می‌شد و هرچه ضریب اهمیت و درجه حساسیت آن كالا بیشتر بود شتاب افزایش قیمت‌ها نیز به صورت بزرگتری خود را نمایان می‌كرد.» نتیجه این تحلیل ها بود که او را به مشاوری کاردان برای دولت در زمان جنگ تحمیلی تبدیل کرد. در زمان جنگ 8 ساله با عراق هیچ کس در ایران به واسطه قحطی جان خود را از دست نداد و کمتر به این شگفتی اشاره شد. نقش عالی نسب در راهبردهای اقتصادی دولت وقت به عنوان اصلی ترین دلیل توفیق آن روزها یاد می‌شود. نرخ تورم 7 درصدي در سال 64 كه همچنان ركوردي دست نيافتني براي دولت‌هاي پس از انقلاب محسوب مي‌شود، نشانه ويژه‌اي از مديريت اقتصادي در آن روزهاي دشوار جنگ است كه نقش عالي نسب در آن غيرقابل انكار است.

ستاد بسيج اقتصادي

ميرمصطفي عالي نسب در مطالعات خود بر روي جنگ جهاني دوم به نكاتي پي برد كه خودش اينگونه آن را وصف كرده است:‌ از نزدیك مشاهده كردم كه چگونه در یك دوره زمانی نه چندان طولانی قیمت نان تا 40 برابر قیمت قبل از جنگ افزایش می‌یافت و به این ترتیب هر روز بیش از روز قبل دسترسی به نان برای فقرا ناممكن‌تر می‌شد. آثار این محرومیت بلافاصله بر روی سلامت جسمی و فكری فقرا انعكاس می‌یافت و به موازات گسترش و تعمیق این مسئله همه شرایط برای بروز انواع بیماری‌ها و شیوع انواع اپیدمی‌ها مهیا می‌گشت. این چنین بود كه به محض شروع جنگ تحمیلی خدمت آیت‌ا... شهید دكتر بهشتی رسیدم و منطق رفتاری و مبانی نظری و نیز شواهد مورد مشاهده خود را درباره آثار اقتصادی جنگ با ایشان در میان گذاشتم. برای ایشان توضیح دادم كه چگونه در شرایط جنگی از یك سو عرضه كل اقتصاد به دلایل متعدد با شوك منفی روبه‌رو می‌شود و از طرف دیگر قسمت تقاضای كل اقتصاد به طرز غیرمتعارفی متورم می‌شود و این شكاف فزاینده میان عرضه كل و تقاضای كل در صورت عدم مداخله دولت كار را تا آ‌ن جا جلو می‌برد كه دسترسی به نیازهای اولیه تضمین‌كننده تداوم حیات برای بخش قابل توجهی از جمعیت ناممكن می‌شود و فاجعه‌های انسانی بزرگ به بار مي‌آورد.»

اينچنين بود كه عالي نسب با دولت ارتباط بهتري پيدا كرد: شهید بهشتی پس از آنكه سخنان مرا شنیدند و چندین سؤال درباره وجوه مختلف مسئله مطرح كردند بلافاصله با شهید رجایی كه آن موقع در مقام نخست‌وزیری مشغول فعالیت بودند تماس گرفتند و جلسه‌ای طولانی در حضور شهید بهشتی و شهید رجایی در این زمینه داشتیم كه نتیجه آن شكل‌گیری ستاد بسیج اقتصادی از همان اولین روزهای آغاز جنگ بود.

سازندگي پس از جنگ

عالي نسب با آغاز دولت هاشمي رفسنجاني ارتباط كمتري با تصميم‌گيري‌هاي اقتصادي كشور پيدا كرد و رفته رفته از صحنه كنار رفت. از سال 1368 به بعد تا پايان عمر به همراه چند نفر ازهمفكران خود نهضت مدرسه‌سازي روستايي در ايران را به راه انداخت و حاصل آن بالغ بر ساخت صد مدرسه روستايي بود كه آن را بي‌نام و نشان به آموزش و پرورش تقديم كرد. فعاليت‌هاي خيريه او از مدرسه‌سازي فراتر رفته بود به طوري كه چند بیمارستان تامین اجتماعی به نام او بنا شده است که یکی از آنها بیمارستان عالی نسب در تبریز است.

پايان عمر ماندگار

ميرمصطفي عالي نسب پرچمدار اقتصاد ملي ايران سال 84 پس از 86 سال زندگي در دوران‌هاي سرنوشت‌ساز ايران از ملي شدن صنعت نفت تا انقلاب اسلامي ايران و جنگ تحميلي، از دنيا رفت اما بررسي فعاليت‌هاي او در زمينه توليد و اقتصاد ملي نشان از ماندگاري مردي از جنس بخش‌خصوصي با آرمان‌هاي ملي دارد. فعال اقتصادي و كارآفريني كه جهت‌گيري‌هاي اقتصادي‌اش را در تمام دوره‌هاي حساس سياسي با انتخاب‌هاي ملي و مردمي، پيوند داد، هفتم تيرماه سال 84 و فقط 4 روز پس از انتخاب محمود احمدي‌نژاد به رياست جمهوري ايران از دنيا رفت. او 9 سال است كه دنيا را ترك كرده تا دوراني خاص از فضاي سياسي و اقتصادي ايران را تجربه نكرده باشد.

3535

 

کد خبر 387171

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 2 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 5
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • صابر A1 ۰۸:۲۳ - ۱۳۹۳/۰۹/۰۵
    23 0
    میخواستم بگم هزاران آفرین و احترام به این مرد،ولی باید چندین برابر برای "مادر" این بزرگوار درود فرستاد، روحشان قرین رحمت باد عزیزان سرزمین من.
  • بی نام IR ۰۸:۳۹ - ۱۳۹۳/۰۹/۰۵
    25 0
    خدا همه کسانی که به فکر این مملکت بوده اند بیامرزد
  • بی نام A1 ۱۵:۴۵ - ۱۳۹۳/۰۹/۰۶
    6 0
    قدروقیمت این مرد بی نهایت است وتعظیم در برابر روح او واجب است اما می خواستم بدانم چرا برند عالی نسب امروز یک برند بزرگ نیست؟
  • سيد محممد A1 ۲۱:۳۷ - ۱۳۹۳/۰۹/۰۶
    9 0
    وقتي خوندم تمام چشمام پر از اشك شد درود خدا بر چنين مرداني ،سعي ميكنم الگو برداري مناسبي بكنم خدا اين بزرگوار و مادرشان را غريق رحمت بفرمايند
  • دانلود آهنگ جدید A1 ۲۰:۴۵ - ۱۳۹۶/۰۷/۱۹
    1 0
    ممنون لطفا توضیحات کامل تری قرار دهید