۰ نفر
۱۰ آذر ۱۳۹۳ - ۰۸:۰۱
علوم قلابی

بخش قابل توجهی از آنچه در جامعه به عنوان علم تولید می شود، در واقع چیزی جز علم قلابی نیست، شبه علمی که اساس آن برساخته های ماست و در منبع و روش و غایت گرایی دچار مشکل است. مقصودم سرقت علمی و کار ضعیف نیست که آنها فراوان است، بلکه مخصوص جعل و تقلب در علم سازی است که به تصور علم به جامعه عرضه می شود.

راستش این شبهه بیشتر، وقت هایی به ذهنم خطور می کند که برخی از دانشجویان تحت تأثیر فضاهای خاصی یا به توصیه شماری از استادان، موضوعات خیلی شگفت اما غیر منسجم و در واقع ناعالمانه را برای پایان نامه پیشنهاد می کنند. موضوعی که بیش از آن که ناشی از فربگی درونی یک علم روی یک میزان درست و پذیرفته شده باشد، متاثر از شرایط خاصی است که در جامعه پدید آمده و این افراد را وادار می کند تا این قبیل موضوعات را مطرح کنند.
حقیقت نمی دانم با چه زبانی بگویم، به علاوه، دلم نمی خواهد از برخی از این عناوین یاد کنم، اما در کل باید عرض کنم، رشد علم در هر رشته، یک مسیر طبیعی دارد. وقتی گرایشی در درون یک علم ایجاد می شود، دقیقا با این هدف است که مجهولاتی در زمینه ای خاص از حوزه تحت سلطه آن علم وجود دارد که می توان با روشن کردن آن، آن هم رفتن در یک مسیر پژوهشی درست، به توانایی آن علم و گستره آن افزود.
ما می توانیم در باره راه رفتن اسب هزار صفحه بنویسیم، اما در کتاب ما فقط تق تق صدای پای اسب باشد و حتی یک جمله معنادار در آن نباشد. هزار صفحه که سهل است، اگر صد هزار صفحه هم نوشته شود، مثل صفرهایی است که بدون عدد یک یا بیشتر، کنار هم چیده شود. افزون بر این که این قبیل کارها حتی ارزش صفر را هم ندارد.
در حال حاضر، برخی در حال تراشیدن گرایش و موضوع در علم (به خصوص علوم دینی و انسانی) هستند و می کوشند تا چیزی را که ربطی به علم ندارد، با جمع آوری عبارات و تحلیل های من درآوردی و گردآوری از اینجا و آنجا تبدیل به یک موضوع کنند. بعد که نوشتند و چند نفر هم تحت تاثیر آن نوشتند، خودشان جمع می شوند و برای همدیگر کف می زنند و به همدیگر جایزه هم می دهند و بعدهم شاهد می آورند که دهها کتاب در باره این موضوع نوشته شده است! اما ده سال بعد شاید هم زودتر تق این حرفها درآمده و معلوم می شود که نه بر اساس موازین علمی، بلکه روی حدس و گمان و فضاسازی تولید شده است.
این البته در حوزه علوم مرسوم نیست، بلکه حتی در زمینه هنر هم همین طور است. دهها فیلم با مضامین خاصی در مسیرهای بی ربط ساخته می شود، و بعد با اظهار این که اینها دهها فیلم است که ساخته شده، یک حیثیتی هم برای آن درست می شود و کم کم معلوم دیگران می کنند که یک عده ای یک کار مهمی کرده اند که گویی دیگران نکرده اند و به ذهن هیچ کس هم خطور نکرده است. اینها هیچ وقت در عالم هنر جایی نخواهد داشت، حتی اگر ما هزار بار فریاد آفرین برای آنها سر دهیم.
فراموش نکنیم که این شبه علم ها توسط توده های مردم، در بسیاری از اوقات تلقی علم می شود و برای همین است که حتی در روزگار ما هم طلسمات و کارهای عجیب و غریب نه فقط در میان عوام مردم، بلکه برخی از خواص هم دیده می شود. درست همین است که عده ای را به این توهم می اندازد که تولید علم کرده اند.
روزگاری، هزاران صفحه در باره قرانات موجود در ستارگان و سیارات نوشته می شد و برای تمام زندگی مردم خط و ربط ترسیم می شد، در حالی که کلمه ای از آن ها واقعیت نداشت و بی خود و بی جهت، کاغذ و قلم ومرکب از بین رفته بود. هزاران کتاب در این علم که به آن احکام نجوم می گفتند نوشته شد، که حتی به اندازه یک سر سوزن علم در آنها نبود و اساس آن تأثیر کواکب در زندگی بشر، چیزی که امروز با شناخته شدن وضعیت نجوم تماما بی اعتبار شناخته شده، نوشته شده و در گوشه های کتابخانه های ما نگهداری می شود.
گاهی برای اشخاصی، هزاران داستان از کرامات و شگفتی ها نقل می کنند و در کتابهایی گردآوری می کنند که نه تنها تنه  به معجزات عیسی مسیح (ع) می زند بلکه بالاتر، اما اساسا هیچ نوع روشنگری عارفانه و معنوی و واقعی ندارد و عبارت از مشتی داستان است که راویان آن اغلب مجهول هستند یا اگر معلومند وقتی مراجعه می شود، آن را به گونه ای دیگر نقل می کنند یا اساسا منکر نقل آنها هستند. داستانهایی که در هیچ رساله عملیه توصیه نشده است که کسی مطابق آنها دین خود را درست کند.
در اینجا مقصودم کتابهای ضعیف علمی نیست که آنها اغلب در میان کارهای خود ما هم به دلیل ضعف هایی که به لحاظ روش تحقیق و توانایی ها و ضعف های پژوهش داریم دیده می شود. مقصودم بزرگ کردن برخی از موضوعات عجیب به دلایل مشکوک و غیر علمی است که دریایی از مطلب را به ظاهر به شما عرضه می کند اما یک کلمه حرف حساب پشت سر آنها نیست. این بحث من شامل کتاب سازی در موضوع مرسوم و معمول هم نیست که اگر آنها ایرادی دارد از زاویه ای دیگر است. دقیقا تکیه من در اینجا روی علوم قلابی است.
همیشه فکر می کنم آن آدم نادانی که این سوال را در اواخر قرن دوم هجری مطرح کرد که قرآن کریم، قدیم است یا حادث، چطور این همه آدم را بر سر یک پرسش هیچ و پوچ به جان هم انداخت و کلی کتاب و رساله نوشته شده، کسانی شلاق خوردند و زندان رفتند بعد هم آن مسأله از اساس در کلام فراموش شد و دیگر در قرون بعد اثری از آثار آن پیدا نشد.
البته که این روال فقط در کتاب نیست، بلکه سخنرانی ها هم ممکن است همین طور باشد. خطیبی را می بینیم که یک ساعت تا دو ساعت حرف می زند، اما وقتی در موضوعی که برای بحث انتخاب کرده تامل می کنیم، در واقع شاهدیم که نه تولید علم بلکه تراشیدن مطلب است، مطالبی که هیچ معنای محصلی ندارد.
متاسفانه در باره بسیاری از مباحثی که بعضا در سخنرانی های مذهبی به خصوص در سیما شاهد آن هستیم، حرفها و برداشت هایی مطرح می شود که هیچ اساس استدلالی ندارد و هیچ فقیه و فیلسوف و مفسری هم پیش از اینها به آن زبان باز نکرده ولی آن قدر در باره اش توضیح می دهند که آدمی فکر می کند این همه علم کجا بود که تاکنون کسی به آن نرسیده بود.

 

کد خبر 387904

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 5 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 26
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • عادل CA ۰۱:۰۶ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۱
    7 1
    مشکل اینجاست که ما حتی با خودمون صادق نیستیم. علم رابه عنوان میانبری برای رسیدن به خواسته های نفسانی خویش میبینیم. کنجکاوی وتفکرعمیق در ملت ما هیچوقت وجود نداشته است. به همین خاطربرای ایرانیان علم جلوه دیگری از جادو میباشد. تاریخ علم گواه است که تمامی اکتشافات بزرگ توسط کسانی صورت گرفته که شیفته دانستن هرچه عمیقتر به معنی واقعی آن بوده اند وبرایشان جوایز و تقدیر دیگران وپول مهم نبوده. تاریخ ماپراست از دنبال این و آن رفتن بدون کوچکترین تفکری چه در زمان اسکندر /چه درزمان چنگیز و چه حالا در زمان اروپاییان. ما باید از اساس و بنیاد شروع کنیم ببینیم این فقدان تفکر/پرسیدن/کنجکاوی/پشتکار وعقلانیت ریشه در چه دارد؟ آیا فرهنگ ما ظرفیت نوآوری و جدا اندیشیدن دارد؟ آیا زبان فارسی مفاهیم را میرساند؟
  • رقیه IR ۰۳:۵۳ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۱
    12 0
    استاد مثالی از این موضوع سازی ها برنامه بسوی ظهور سیما بود با مهمانان زیاد و گاهی بظاهر وزین که من هفته ها پشتش نشستم ببینم میتواند به سوالات انبوه من پاسخ گوید دریغ از یک نکته راستش چون شما مثال نیاوردید فقط باید به قرینه منظورتان را حدس زد هرچند خواص می دانند منظورتان چیست
  • رضا IR ۰۴:۳۴ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۱
    24 0
    آقای جعفریان تحلیل خوبی کرده بودید، اما چون شما مورخ هستید همانطور که از شاگردانتان نیز می خواهید موضوع را مشخص کنید. مبهم گویی دوره اش گذشته است. مصادیق را بیان کنید تا مشخص باشد درباره چه چیزی و چه موضوعی و چه کسی و در چه زمانی صحبت می کنید. تفاوت گزاره های ماندگار تاریخی و حرف های پوپولیستی و عوامانه به رعایت همین امور است.
  • محسن IR ۰۵:۲۴ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۱
    9 0
    با سلام و تشکر از مطلب خوب آقای جعفریان که شما در خبرگزاریتون قرارش دادید. روشنگری واقعی و زندگی آزادانه عنایتی هست که نصیب هرکسی نمیشه. انشاءالله خداو.ند به همه ما عنایت بفرماید.
  • ناشناس IR ۰۵:۴۰ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۱
    20 0
    از آقای جعفریان بخاطر مطالب خوب و آسیب شناسانه ای که ارائه می دهند ممنونم. اما ایکاش با ذکر برخی مصادیق و مثال ها در خصوص موضوع بحث، ذهن مخاطب را یاری نمایند.
  • بی نام A1 ۰۶:۰۹ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۱
    17 0
    جناب آقای جعفریان با تشکر، باید عرض کنم که موضوع مهمی را به شکل خیلی کلی و مبهم بیان فرمودید. شما که بی حوصله نیستید. کاش بحث را باز می کردید، مثالهای امروزی می زدید و راه تشخیص ارایه می کردید.
  • بهمن A1 ۰۷:۰۷ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۱
    7 3
    فکر کنم از مصاديق اشاره شده، خطابه هاي ...پور ... و پ .... باشد. ارائه نکردن مصاديق از طرف آقاي جعفريان عمدي بوده است. در واقع هدف ايشان از ارائه اين مقاله دادن معيار به مخاطبان بوده است تا آنها خود مصاديقش را پيدا کنند.
    • بی نام IR ۱۰:۳۷ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۱
      2 4
      با مورد پ ... موافقم ولی آقای .... پور ..... انصافا نکته های علمی فراوانی دارد
    • امان از طاغوت A1 ۱۶:۱۴ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۱
      2 2
      آقای پ که خوب احساسی حرف می زنه و ادعایی نداره ولی دومی خیلی ادعای تسلط بر شرق و غرب داره ولی دقیقا همین طوری رفتار می کنه که جناب جعفریان میگه.
  • بی نام A1 ۰۷:۱۰ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۱
    8 0
    کلاشهرعلم شلوغه
  • مهدی IR ۰۷:۲۸ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۱
    7 0
    جناب جعفریان در علوم ملموس نظیر علوم مهندسی نیز این مساله بسیار به چشم می خورد. بهر دلیلی ما خواسته ایم دانشگاه درست کنیم و در این راه سیستم ایالات متحده را برگزیده ایم، اما ناقص. اصلی ترین معیار برای ارتقا اساتید تعداد و صرفاً تعداد مقالات است. از این رو بسیاری هر چیزی را به هم می بافند تا در یک مجله داخلی یا خارجی مقاله چاپ کنند و اعتبار مجله نیز هیچ امتیازی ندارد. با اندکی تلاش و پس از چند سال، استادیار به دانش یار و دانش یار به استاد تمام تبدیل می شود. قریب به اتفاق اساتید مهندسی کار تئوریک انجام می دهند دریغ از یک تست عملی و دریغ از به محک گذاشتن بافته های تئوریک. عقل معاش البته همین را اقتضا می کند چرا که سیستم دانشگاهی از استاد صرفا توقع مقاله دارد و بس.
  • بی نام IR ۰۷:۳۳ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۱
    7 0
    بیشتر این علوم قلابی که مد نظر شما ست و مردم هم متوجه امور هستند در زمینه ی علوم دینی مصداق پیدا می کنند یک تحقیقی در کتابهای منتشره در حوزه دین بیاندازید .... چند روز پیش برنامه ای را از تلوزیون میدیدم و به این نکته اشاره می کرد که عالمی که دکترای خود را از دانشگاه مشکوکی در هلند دریافت کرده و اهل قزوین هم میباشد، در حال تالیف همزمان 25 کتاب در حوزه ی دین می باشد ...........جل الخالق1
  • امیر IR ۰۸:۱۸ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۱
    9 1
    من معمولا بیانات و نوشته های استاد جعفریان را میشنوم و یا میخوانم انصافا قابل استفاده و تامل است و میفهم که چقدر حرفهای درستی است.استاد به نکات خوبی اشاره میکنند که دیگران نسبت به آن یا جاهلند یا غافل.
  • عبدالله A1 ۰۸:۲۶ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۱
    8 1
    سلام استاد بزگوار جناب آقای جعفریان بنده از مطالعه کنندگان پر و پا قرص آثار حضرت عالی هستم خواهش می‌کنم کمی واضحتر مطلب را تبیین کنیید همه چیز به اجمال گفته لطفا روشنگری بیشتر بفرمایید
  • دانش آموز IR ۱۰:۳۹ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۱
    5 0
    استاد ارجمند من همیشه با دقت مطالب منتشره شما را پیگیری میکنم و از شما تشکر میکنم ولی انتظار از شما اینست که خود سانسوری و مبهم گوئی در مصادیق را کنار بگذارید. خیلی از مطالب مطروحه شما را بسیاری میدانند ولی شما بحمدالله هم تریبون دارید و هم وجاهت علمی و دینی بنابراین وظیفه شما در این دوران بسیار سنگین است
  • علی اشرفی IR ۱۱:۳۴ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۱
    2 1
    در سخنرانی‌های یکی از مصادیق واضح این نوشته، به وفور این عبارات استفاده می‌شود: امروزه بسیاری از دانشمندان . . . غالب متفکران امروز جهان . . . در حال حاضر خود دنیای غرب . . . سردمداران امروز دموکراسی اعتراف کرده‌اند که . . . بسیاری از علمای شیعه و سنی . . . مدام صحبت از بسیاری . . . تمامی . . . دانشمندان . . . متفکران . . . هر از گاهی هم یک کتاب یا یک مقاله از یک روزنامه‌نویس غربی پیدا می‌کنند و تمام سخنرانیشان را لابه‌لای حرف‌های او نقل می‌کنند. متاسفانه بعد از ظهر جمعه هم که پربیننده‌ترین ساعت تلویزیون می‌تواند باشد، سخرانی همین آقا است.
  • بی نام IR ۱۱:۵۲ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۱
    2 2
    خود آقای جعفریان هم بعللله؟
  • حسین IR ۱۱:۵۴ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۱
    2 0
    وقتی معیار دعوت به سیما جهت گیری های فکری و سیاسی باشد این میشود که کارشناسی را که برای برنامه خانواده دعوت میکنند ؛درباره بیش از بیست حوزه علمی اظهار نظر میکند. با احترام به استاد عزیز جعفریان میخواهم عرض کنم نه تنها علوم قلابی ترویج میکنند بلکه پا را فراتر گذاشته و در اکثر موارد ضد علم هم عمل میکنند.
  • بی نام IR ۱۱:۵۹ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۱
    2 2
    وقتی فلسفه ظهور کرد سفسطه هم جلویش ظاهر شد و این دو موازی هم تا قیامت خواهند رفت
  • عبدالله IR ۱۲:۰۷ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۱
    5 2
    این متن کاملا خود شمول بود
  • سولارا A1 ۱۳:۰۵ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۱
    2 0
    العلم نقطة كثرها الجاهلون ... والي اللئالي ، ابن أبي جهمور احسائي ، ج4 ، ص129
  • بابا A1 ۱۵:۳۳ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۱
    0 0
    ببینید استاد موضوعی که مطرح کردید که اگر اشتباه نکنم در حوضه فلسفه علم قابل طرحه دغدغه بسیاری از مرتبطین با دانشه.در این شکی نیست. پس لطفا یک مقدار از احتیاطتون بکاهیدو موضوع رو باز کنید.واقعیت من هم بعداز مطالعه مطلب اخیر چیزی دستگیرم نشد.اگر مانع ترس از حاشیه است میشه به روش مناسب تری ازش فرار کرد. مثل همین مثالی که زدید. یک ماجرای علمی ممکنه از تب و تاب و حساسیت افتاده باشه ولی میشه معیارها و ملاکها رو ازش استخراج کرد و بسط اون به شرایط روز رو به خواننده واگذاشت.ولی بدون ارائه معیار این حرفها چه دردی رو دوا میکنه؟
  • جعفر IR ۱۶:۴۵ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۱
    0 1
    بخوان بنام گل سرخ در صحاری شب که باغ ها همه بدار و بارور گردند بخوان دوباره بخوان تا کبوترhن سفید به اشیانه خونین دوباره برگردند بخوان.................................................الخ تقدیم به حضرت جعفریان به خاطر این روشنگری های عالمانه شان.
  • محمد A1 ۱۷:۵۱ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۱
    0 1
    خوب راه حل این حرفا زیاده و همه می گن گوش ما هم پره
  • خندان IR ۱۱:۳۷ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۲
    1 1
    فکر میکنم نقدی ک استاد در مورد پایان نامه ها دارند در همان هیات علمی دانشگاه شان و وزارت علوم پیگری بفرمایند و در مورد ضعف مضمون کتاب ها هم چون ممکن است هر کسی برداشت به مطلوب نمایند و ایشان هم اشاره مشخص و مبینی ندارند در همان سطح وزارت علوم , وزارت ارشاد و جامعه مدرسین حوزه باید مطرح شود. در مورد سخنرانی ها هم در همین نظرات توجه بفرمائید میبینید برداشت ها متفاوت است و هر کسی برداشت به مطلوب کرده لذا شاید مشکل در تبئین باشد.
  • بی نام A1 ۰۸:۰۰ - ۱۳۹۳/۰۹/۲۲
    0 0
    استاد كتابخانه مجلس را دريابيد