۰ نفر
۱۱ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۹:۵۱

تقدیم به شهرام شکیبا که حضورش در نشست رسانه‌ای فیلم زم‌هریر، نوازش دل‌هایی شکسته بود...

اینجا میلاد است
جشنواره خوب است
فیلم هست؛ نشست هست
نه نشست هست
اینترنت هست
جواد هم هست؛ زیاد، هر روز
چای هست
کیک هست
نسکافه هست
گشت ارشاد هم هست
ناهار توپ از خیابان دولت هست
شام هم از جیب دولت هست
تیزر جشنواره هم در راه هست
روابط عمومی هم
هست؛ بعد از سه روز
راستی یک خانم انگلیسی‌بلد هم هست
بعد از 5 روز
حال همه ما خوب است
باور کن!
 
جلسه اول
جلسه شب شعر فیلم "زم‌هریر" اثر علی روئین‌تن در لحظات ابتدایی صبح جمعه گذشته برگزار شد و بسیاری از اهالی رسانه پس از خواندن نماز صبح برج میلاد را ترک کردند.
در جریان پخش فیلم فوق حرفه‌ای مذکور مشخص شد که اگر ابراهیم ملاقلی‌پور و مرحوم رسول حاتمی‌کیا با خود استاد علی حاتمی جمع می‌شدند نمی‌توانستند حتی یک سکانس از این سینمای ناب را بسازند...به اعتقاد بسیاری این فیلم در حد آواتار فروش خواهد داشت؛ فیلمی که توانست به تنهایی معضلی را که ماه‌هاست در کشور وجود دارد، برطرف کند و آن هم اتحاد ملی و وفاق فراملی بود. این فیلم توانست در 2 ساعت تلاش 8 ماهه عقلای سیاسی و استوانه‌های نظام را به سرانجام برساند و جناح‌های مختلف سیاسی را بر سر "داغون بودن" این فیلم به اتحاد برساند.
بخش‌های برگزیده ای از نشست رسانه‌ای زم‌هریر را با هم می خوانیم:
مجری: آقای کارگردان بفرمایید بالا وقت کم است.
کارگردان: من که اومدم کنارت نشستم؛ بقیه نیومدن! آقای بازیگر...خانم بازیگر...آقای دستار بازیگر...خانم خیلی بازیگر...آهان! آقای طراح صحنه...بفرمایید...خجالت نکشید، جشنواره‌اس دیگه! طوری نیست.
مجری: سوال‌ها خیلی زیاده؛ من سریع می‌پرسم. سوال شده که به نظر شما سینما یعنی چی؟
کارگردان: من عمرا به این سوال جواب بدم. یعنی چی آخه. ولی به جاش یه بیت شعر می‌خونم:
تا می‌کشی خطوطِ مرا پاک می‌شوم
دارم کمی فراتر از احساس می‌شوم
مجری: مرسی. پرسیدن انگیزه شما از ساخت این فیلم چی بوده؟
کارگردان: بالاخره من نسبت به شهدا یک نگاهی دارم که آن را در فیلم لحاظ کردم ولی بهتره به جای جواب باز هم شعر بخونم...
مجری: ممنون. سوال شده که شما چرا به جای فیلم ساختن، شعر گفتین؟
کارگردان: خب سینما هم نوعی شعر گفتن است اما شعری تصویری اتفاقا من یک شعری دارم که الان می‌خونم براتون...
مجری: لطف می‌کنین اگه شعر نخونین و به جاش جواب سوال‌ها رو بدین. سوال شده که ژانر موزیکال دفاع مقدس نداشتیم؛ شما چطوری این ژانر رو برای نخستین بار روی پرده بردین؟
کارگردان: این سوال سیاسیه و من ترجیح می دم سکوت کنم. می‌تونم به جاش یه بیت شعر بخونم؟
مجری: نخیر نمی‌شه! گفتن در ساخت این فیلم چقدر از اخرجی‌ها الهام گرفتین؟
کاگردان: من یک بیت شعر همین الان به ذهنم رسید که اگه اجازه بدین...
مجری: گفتن "می شه دیگه فیلم نسازین؟"
کارگردان: اصولا ساخت یک فیلم به نگاه افراد به حوزه سینما بر می‌گرده من تا زنده‌ام فیلم خواهم ساخت همونطوری که سعدی می‌گه...
مجری: سوال شده که خجالت نکشیدین از ساخت چنین فیلمی؟
کارگردان: خیلی بی‌تربیتین...شاعر می‌گه...
مجری: پرسیدن در کدام خط جبهه، رزمنده‌ها "لب کارون" می‌خوندن؟
کارگردان: خب بالاخره بعضی چیزها هست که در تاریخ ذکر نشده ولی باید بگم که شاعر عزیزی معتقد است که در لب کارون چه گل‌ها که بارون شد؛ شما به این وجه داستان نگاه کنید...
مجری: گویا انتهای سالن دعوا شده و نمی‌شه جلسه رو ادامه داد...
کارگردان: من از همه عوامل فیلم تشکر می‌کنم و معتقدم که باید با فرهنگ با فرهنگ برخورد کرد و نه بی‌فرهنگ با فرهنگ برخورد کرد...
مجری: بله هم اکنون برگه‌ای رو در اختیار من قرار دادن که ...بله. فیلم زم‌هریر؛ اثر بلند آقای علی روئین‌تن، نامزد دریافت سیمرغ بلورین از جشنواره شعر فجر شده است. اطلاعات تکمیلی در اختتامیه در اختیار رسانه‌ها قرار خواهد گرفت.
 
جلسه دوم
نشست پرسش و پاسخ فیلم "تسویه حساب" ساخته تهمینه میلانی.
 
مجری: خیلی خوشحالم که بالاخره این گروه برای نشست رسانه‌ای حاضر شد و خیلی خوشحال ترم که خانم میلانی با برخی عوامل فیلم اینجا تشریف دارند. اگر حرفی دارین بگین تا سوال ها رو بپرسم.
خانم کارگردان: من هم خیلی خوشحالم که اینجا هستم و فیلمم بعد از دو سال توقیف پخش شد.
مجری: من هم خوشحالم که فیلم شما بعد از دو سال توقیف پخش شد. من افراد حاضر در جلسه را معرفی می کنم. خانم بازیگر، آقای گریمور، خانم بازیگر 2 و آقای تهیه کننده. خانم صدابردار و خانم عکاس، آقای دوربینی و خانم ...ببخشید این خانم کیه فیلم هستن؟
خانم کارگردان: ایشون عزیز دل من هستن.
مجری: بله. خیلی خوش آمدید به هر حال عزیز دل شما، عزیز دل همه ماست.(صدای تشویق حضار و سوت برخی حضار دیگر)
خانم بازیگر: می شه من یه نکته ای بگم قبل از اینکه شما سوال ها رو بخونین.
مجری: خیلی خوشحالم که می‌خواین یه نکته‌ای بگین. اصلا تقصیر من بود که نپرسیدم شما نکته ای دارین یا نه.
خانم بازیگر: من سلام عرض می کنم و خیلی خوشحالم که با خانم میلانی کار کردم. خیلی فیلم خوبی بود و برای من بهترین تجربه عمرم محسوب می شه اگرچه کار اولم هم هست و سرجمع حضورم به 74 ثانیه می رسه ولی واقعا کار کردن با خانم کارگردان برای من یک معجزه بود چون ایشان سینما رو می‌شناسن و متعلق به جامعه هستن و خودشون را سانسور نمی کنن. من کلا الان خوشحالم و خیلی خوشحالم که در این فیلم بازی کردم.
مجری: اولین سوال از خانم بازیگر شده. سوال کردن شما چطور شد که به این درک از نقش رسیدین و اینقدر خوب بازی کردین.
صدای یک نفر از میان جمع که کمی شبیه فریاد است: من اینو نپرسیدم!
مجری: خانم بازیگر بفرمایید.
صدای درون سالن بلند تر از قبل؛ چیزی شبیه وقتی که دست شما لای یک در آهنی گیر کرده و صدایتان کمی از حد معمول بلندتر می شود: من گفتم این چه بازی بود که داشتی؟ چرا اینقدر ضعیف بازی کردی؟ پرسیدم که فامیل کارگردانی یا نه؟ (...صدا ناگهان قطع می شود گویا طرف کلا لای در گیر می کند و در کاملا بسته می شود.)
خانم بازیگر: بله سوال کتبی خیلی خوبی بود و من خوشحالم که اهالی رسانه واقعا اینقدر فهیم شدن که فرق بازی خوب و بازی بازاری رو می فهمن ولی من اجازه می خوام که خانم کارگردان به این سوال پاسخ بدن چون من هر چی دارم از ایشون دارم.
خانم کارگردان: من اتفاقا با همین تفکری که داد زد کار دارم. من می خوام همین تفکر غلط رو از جامعه ریشه کن کنم...خودتون دیدین و شنیدین...واقعا من برای خودم متاسفم که این افراد مثلا روزنامه نگارن.
مجری: خیلی ممنون. من واقعا خوشحالم که دوستان به سوالات خیلی خوب و واضح و شفاف پاسخ می دن و هیچ ابهامی نمی مونه. سوال بعدی از آقای تهیه کننده اس. پرسیدن چقدر به اکران موفق این فیلم امیدوارین و فکر می کنین هزینه ای که برای فیلم شده بازگشت داره یا نه؟
آقای تهیه کننده: سلام. من خوشحالم که در این جلسه هستم ولی این سوال رو باید خانم کارگردان جواب بدن چون در تمام روزهایی که فیلم توقیف بود ایشون به همه دلداری می دادن که غصه نخورین همه چی درست می شه.
خانم کارگردان: خوشحالم که این سوال پرسیده شد؛ به هر حال فیلم من یک فیلم زیرپوستی است و من مطمئنم فروش خوبی خواهد داشت و از پول اکران این فیلم می شه چهار تا دیگه از همینا ساخت.
مجری: پرسیدن که چرا فیلم اینقدر ضایع است...ببخشید من باید واضح بپرسم.
خانم کارگردان: این سوال سیاسیه و من جواب نمی دم. من اصلا از سیاست خوشم نمی آد و جواب نمی دم.
مجری: پرسیدن خب که چی؟
خانم کارگردان: بله این سوال خوبیه و خوشحالم که این سوال های فنی هم در بین برخی سوال های موردداری که می دانم از کجا خط می گیرن، پرسیده می شود. ببینید من اتفاقا همین سوال را در فیلم مطرح کردم و بزرگترین سوال فیلم هم همین است که خب که چی؟ و خوشحال می شم که شما منتقدان پاسخ این سوال رو بدین.
مجری: پرسیدن شما خودتون خواهر و مادر ندارین؟...البته من منظور این سوال را نمی فهمم.
خانم کارگردان: می شه بگین این سوالو کی پرسیده؟ باشه من جواب این سوالو به پرسشگرش می دم ولی پایین دم در...کریم! (خانم کارگردان با سر اشاراتی به فردی قوی هیکل در میان جمع می کند.)
مجری: سوال پرسیدن که چقدر خوبی خانومی/ بازم بساز خانومی...
خانم کارگردان: مرسی! قربونتون برم. خوشحالم که این نگاه های هنری هم در سالن هست.(صدای کف شدید حضار و سوت ممتد.)
مجری: اشاره می کنن وقت ما تموم شده من از همه عوامل فیلم تشکر می کنم و امیداورم که خوش گذشته باشه.
خانم بازیگر: من یه نکته ای اگر می شه بگم و اون اینکه من در این کار خودم رو شناختم و فهمیدم سینما با خانم میلانی معنا می شه و خوشحالم که ایشون از بین این همه بازیگر منو انتخاب کردن و خوشحالم که اومدم اینجا هم شما رو دیدم و هم برج میلاد رو. فقط این رو هم بگم که خانم کارگردان بهترین کارگردان ایرونه که اگه بذارن می تونه جای «اسکورچیزی» رو در جهان بگیره تاکید می کنم اگر بذارن...ممنون و خوشحالم که...مرسی.

کد مطلب 40951

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 7 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 4
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • فیلم ساز IR ۱۴:۳۳ - ۱۳۸۸/۱۱/۱۱
    1 0
    ممنون شهرام
  • بدون نام IR ۰۸:۰۹ - ۱۳۸۸/۱۱/۱۲
    0 0
    مرسی ولی. چرا اسم نویسنده نداره این متن؟
  • مجيد IR ۰۸:۴۶ - ۱۳۸۸/۱۱/۱۲
    1 0
    اي ول ما كه هم لذت برديم و هم پشت اين خنده اي كه روي لبمان نشست غمي بزرگ به دلمان نشست از اين فرهنگي كه عده مثل ميلاني و رويين تن شدند بدنه آن
  • محمد...حیات IR ۲۲:۳۱ - ۱۳۸۸/۱۱/۱۳
    0 0
    بر و بجه های روزنامه نگار با خواندن این یادداشت باید متوجه شوند که نویسنده آن فقط محسن حدادی است. اما ای کاش کمی هم به کمبود پارافین بدن آقای رویین تن به اصطلاح خودشان در پاسخ های فرهنگی ایشان به سوالات اشاره می شد و یا مدرسه لمپن بازی هایی که آقا مسعود ده نمکی در بین فیلم سازان سینمای دفاع مقدس راه اندازی کرد تا جایی که کارگردان این ژانر سر کل کل بازی جوراب خود را هم در نشست در بیاورد تا نشانه اعتراض فرهنگی او تنها جورابش باشد.

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین