اگر از در و دیوار جامعه‌ای خشم و خشونت می‌بارد، در دینی بودن آن تردید کنید/ اسلام دین رحمت است

نویسنده کتاب «اسلام دین رحمت نه خشونت» می گوید: «یکی از مشخصه‌های دینی بودن جامعه، وفور صلح، صفا، مهر و گذشت است.»

به گزارش خبرآنلاین، نشست نقد و بررسی کتاب «اسلام دین رحمت نه خشونت» با حضور علیرضا صدرالدینی نویسنده کتاب و عبدالله نصری، استاد رشته‌ی فلسفه در شهر کتاب برگزار شد. 

خلاصه سخنان مطرح شده در این نشست را به نقل از سایت موسسه شهر کتاب در جدول زیر می خوانید.

 

نام سخنران

خلاصه اظهارات

علیرضا صدرالدینی، نویسنده کتاب

* یکی از مشخصه‌های دینی بودن جامعه، وفور صلح، صفا، مهر و گذشت است. اگر دیدید از در و دیوار جامعه‌ای خشم، خشونت، انتقام و کینه‌توزی می‌بارد، در دینی دانستن آن جامعه تردید کنید. چنان جامعه‌ای با اسلام فاصله دارد. اسلام دین رأفت و عفو است.

* در مطالعاتم پیش رفتم و دیدم خداوند مظهر رحمت است و اسلام، آیینی است مبتنی بر رحمت. حتی برخی احکامی را که امروز خشن معرفی می‌شود بررسی کردم و متوجه شدم در دل این احکام هم چیزی جز رحمت نهفته نیست.

* خداوند از میان اسماء حسنی‌اش بیش از هر چیز، بر رحمت، یعنی بر رحمان بودن و رحیم بودنش تأکید می‌کند و این معنی را در وجوه و ابعاد متفاوت متذکر می‌شود. در همه‌ی جنبه‌های اسلام رحمانیت خداوند موج می‌زند. پیروان اسلام هم سرشار از مهر و رحمت‌اند. در روایت‌ها داریم که «مؤمن سرشار از رحمت است.» اهل رحمت بودنِ مسلمانان را در قالب داستان‌هایی که از زندگی پیامبر، اولیا، صحابه و عرفا به دست ما رسیده نشان داده‌ام.

* در نظام اعتقادی ما خداوند مسأله‌ای فقط ذهنی یا تئوریک نیست. خدا همه چیز ماست. این‌که چگونه خدا را دریابیم و بینگاریم، این دریافت، در اعمال، زندگی و رفتار ما اثر خواهد گذاشت. اگر خدایی که شناخته‌ایم خدایی سختگیر و بی‌گذشت باشد، خدایی باشد که همواره در پی مجازات و توبیخ و تنبیه است، همین خصایص در ما ظهور و بروز خواهد یافت.

* خداوندی که ما می‌شناسیم در طلیعه‌ی همه‌ی سوره‌های قرآن خود را با صفت رحمانیت معرفی می‌کند. یعنی می‌خواهد اولین چیزی که از او در ذهن مسلمانان نقش می‌بندد، صفت رحمت باشد. در هفده رکعت نمازهای روزانه، هفتاد بار بر رحمت خدا تأکید می‌شود. خداوند در آیه‌های ۱۱۸ و ۱۱۹سوره‌ی هود می‌فرماید که آفرینش، ایجاب و اقتضای رحمت الهی است.

* اما قیامت برای چیست؟ قرآن به صراحت می‌گوید آخرت برای رحمت است. متأسفانه کسانی در جامعه‌ی ما تا بحث قیامت و آخرت مطرح می‌شود، شروع به ترساندن و مضطرب کردن مردم می‌کنند. هنر این افراد ایجاد خوف و وحشت بین مردم است. اما آیه‌هایی که از دهشتناکی آخرت سخن می‌گویند کسانی را هدف قرار می‌دهند که به حقوق مردم تجاوز کرده‌اند و حریم و ناموس مردم را نادیده گرفته‌اند. مردم عادی در چارچوب زندگی طبیعی که گاه با لغزش‌هایی همراه است، مخاطب آن آیه‌ها نیستند.

* در روایتی معتبر از پیامبر اسلام آمده است که رحمت خداوند صد مرتبه دارد و تنها یک مرتبه‌اش در این دنیا نازل شده است و ۹۹ مرتبه‌ی دیگر رحمت خداوندی در قیامت عرضه خواهد شد. در روایت معتبر دیگری داریم که وقتی در قیامت خداوند بسط بساط رحمت کند، این رحمت به قدری گسترده است که ابلیس نیز به کسب رحمت خداوندی طمع خواهد ورزید.

* تعداد آیه‌های امیدبخش یا آیه‌های نویدبخش قرآن کم نیست. مثلاً خداوند در سوره‌ی نسا می‌فرماید که خدا شرک را نمی‌آمرزد، اما غیر شرک را می‌آمرزد. مفسرانی مثل علامه طباطبایی گفته‌اند در این آیه بحث توبه مطرح نیست؛ زیرا خداوند با توبه شرک را نیز می‌آمرزد. اگر مشرکان توبه کنند، آمرزیده می‌شوند. ممکن است کسانی از دنیا بروند که مشرک نیستند، اما گناهکارند و توفیق توبه نیز نیافته‌اند؛ آمرزش خداوند شامل حال ایشان خواهد شد.

* خداوند می‌گوید از سوی من سخن نگویید و دیگران را به جنهم و بهشت حواله ندهید که این امر فقط در اختیار خداست. در مقوله‌ی جنگ و جهاد هم حسب آیه‌ها، سیره‌ی نبوی و سیره‌ی ائمه، می‌بینیم که جنگ در اسلام مذموم است. جنگ تنها برای موقعی است که بر اسلام و مسلمین تحمیل شده باشد. وقتی پای دفاع به میان بیاید، طبعاً گریزی از دفاع نیست. اما جنگ، در اسلام طبق آیه‌های متعدد تقبیح شده است.

* در مورد حکم قصاص و اینکه برخی آن را خشونت‌بار می‌دانند، باید به تاریخچه‌ی حکم دقت کرد. در گذشته ـ و حتی امروز هم در جاهایی ـ اگر کسی، دیگری را می‌کشت یا به او تعددی می‌کرد، قبیله یا خانواده‌ی قربانی به طرفداری از وی با قبیله‌ یا خانواده‌ی فرد مقابل وارد جنگ می‌شد.

* قصاص می‌گوید شمشیرها را غلاف کنید، لشکرکشی نکنید، وقتی کسی، کسی را کشت، با قبایل و طوایف هم کاری نداشته باشید و فقط فرد کشنده را بکشید. در واقع حکم قصاص دعوت جامعه به آرامش است، متوقف کردن انتقام‌کشی‌های سلسله‌وار است. قرآن می‌گوید اگر به آن کسی که قرار است قصاص شود و مثل برادر شماست، اگر جایی برای عفو او هست، عفوت را شاملش کن که این، تبعیت از معروف است. حکم قصاص می‌گوید وقتی مقصر را شناختید، سراغ خانواده و قبیله‌ی او نروید، فقط با مقصر برخورد کنید.

* در اسلام سراغ هر حکمی و قاعده‌ای که رفتم، در دل آن گوهر رحمت را دیدم. از همین رو می‌گویم اسلام دین رحمت و رأفت است. پس پیروان اسلام نیز باید سرشار از رحمت و رأفت باشند.

عبدالله نصری، استاد رشته‌ی فلسفه در دانشگاه علامه‌طباطبایی

  

* رحمت و خشونت و مصادیق آن در بسترهای فرهنگی و اجتماعی خاص، بروزهای متفاوتی می‌یابند. از طرف دیگر ما امروز شاهد فعالیت برخی جریان‌ها هستیم که در باطن غیراسلامی‌اند، اما ادعای اسلام دارند. رفتارهای این دسته‌ها، هر تعریفی که از خشونت داده شود، باز هم خشن است. برخی جریان‌های سیاسی و اسلام‌ستیز غرب هم، اگرچه خود مرتکب انواع و اقسام خشونت‌اند و ردپایشان را در حرکت‌های خشن جهان اسلام نیز می‌توان یافت، از فرصت بهره برده و با هدف محکوم کردن اسلام، از هیچ تبلیغ سوئی فروگذار نمی‌کنند.

* ممکن است در غرب این باور وجود داشته باشد که برخی مجازات‌ها خشن است. اما ملاک خشن نامیده شدن یک مجازات چیست؟ اینها مواردی است که فلسفه‌ی حقوق باید روی آنها بحث کند.

* مورد دیگر تفاوت سطح روابط اجتماعی میان انسان‌ها با سطح مناسبات جاری در نظام اجتماعی است. وقتی بحث نظام اجتماعی پیش کشیده می‌شود، بحث قانون، قانونمداری و مجازات مطرح می‌شود. نباید فراموش کرد که اجرای قانون نباید طوری انجام شود یا معرفی شود که معنای خشونت از آن برداشت شود. مجازات عدول از قانون را هم نباید خشونت دانست. مجریان قانون باید قانون را اجرا کنند و ما نباید مجازات ناقضان قانون را خشونت بدانیم و از طرف دیگر، مجری قانون نباید مرتکب خشونت شود.

* در همه‌ی کشورها قانون و مجازات وجود دارد، حتی در آزادترین جوامع. در برخی کشورهای اروپایی اختیاراتی به پلیس داده شده است، که اختیارات پلیس ایران قابل مقایسه با آن نیست. همه جا هم نمی‌شود اختیارات را نادرست در نظر گرفت. واقعیت این است که اگر مجازات‌های سختی نداشته باشیم، آیا می‌توانیم با مقوله‌ای مثل زورگیری مقابله کنیم؟ همچنان که انسان هم باید جاذبه و هم باید دافعه داشته باشد، نظام اجتماعی هم باید دافعه و جاذبه را یکجا داشته باشد. هنر این است که بتوانیم این دو را در کنار یکدیگر جمع کنیم و صاحب هر دو خصلت باشیم.

/6262

کد خبر 438149

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 2 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بی نام A1 ۰۹:۳۸ - ۱۳۹۴/۰۴/۳۰
    4 4
    اگر از در و دیوار جامعه‌ای خشم و خشونت می‌بارد، در دینی بودن آن تردید کنید....چه زیبا ...صددرصد موافقم چون هر روز بد خلقی و خشم و نفرت را در اطرافیان و کوچه و خیابان میبینم...کافی است کمی چشممان را باز کنیم تا آنچه که مصداق جمله بالاست را ببینیم
  • حمید RO ۲۲:۲۲ - ۱۳۹۴/۰۶/۱۳
    1 0
    بی دینی در ایران در حال گسترش است، که این دستاورد عظیم حاصل دست رنج کسانی است که ادعایشان گوش فلک را کر کرده است.یکی هاله نور دارد ،یکی ادعای پیغمبری می کند،یکی سخنانش را برابر ایات قران می دانند.با این تفاسیر ان جامعه بی دین نشود باید تعجب کرد.