۰ نفر
۱ مهر ۱۳۹۴ - ۱۰:۵۵

اقتصادنیوز نوشت: یکی از سوالات مهمی که همواره درباره مراکز پژوهشی یا آمارگیری ایران پرسیده می‌شود این است که روش‌های آمارگیری یا به عبارت بهتر نظام آمارگیری در ایران تا چه اندازه به استانداردهای روز دنیا نزدیک است؟ ما تا چه اندازه به کشورهای پیشرفته نزدیکیم و می‌توانیم خوراک مناسبی برای تحلیلگران خود تولید کنیم؟

در این رابطه می‌توان گفت روش‌های آمارگیری و مرحله بعدی آن یعنی پردازش آمار در همه‌جای دنیا مانند یکدیگر است.

این روش‌ها استاندارد بوده و همه هم آنها را می‌دانند و چیز جدیدی هم در آنها وجود ندارد. در ایران هم فارغ‌التحصیلان رشته‌های آمار مانند همه‌جای دنیا آمارهای مورد نیاز را تهیه و پردازش می‌کنند. بنابراین تفاوتی در این رابطه دیده نمی‌شود اما جای سوال است که چرا آمارها روزآمد و کاربردی تهیه نمی‌شود؟ آیا به این خاطر است که تقاضایی در بازار برای آن وجود ندارد؟ بنده معتقدم که اصلاً نمی‌توان گفت چون متقاضی برای آمار کم است، پس آمار تهیه نمی‌شود.

اگر آمار صحیح و دقیق وجود داشت متقاضی هم پیدا می‌شد. هر کسی در داخل کشور یا خارجی‌ها که بخواهند هر نوع تصمیم اقتصادی بگیرند به آمار احتیاج دارند. پس متقاضی بالقوه زیاد است ولی چون آمار دقیق و جدید وجود ندارد از آنها استفاده نمی‌کنند. به علاوه، حتی اگر متقاضی هم کم باشد باز هم باید آمار را تهیه کرد. کار جمع‌آوری و پردازش آمار الزاماً نباید یک کار سود ده باشد بلکه نتایج آن باید در اختیار دولت و بخش خصوصی قرار گیرد. در نتیجه استفاده از آمار است که سود نصیب کشور می‌شود نه در نتیجه فروش آمار به بخش خصوصی.

یکی از مواردی که همواره مورد تامل است اینکه اثر سیاستگذاری‌ها بر شاخص‌های مختلف تا چه اندازه قابل‌اندازه‌گیری ‌است و آیا مراکز آمار باید روی آن کار کنند یا خیر. به عنوان مثال اثر اجرای قانون هدفمندی بر کاهش مصرف انرژی و افزایش سطح رفاه خانوار تا چه حد بوده است؟ این پرسش و پرسش‌های مشابه یکی از مهم‌ترین اصول مدیریت است که اثر سیاست‌ها پس از اجرای آنها اندازه‌گیری شود که این نه‌تنها کار آسانی نیست بلکه زمان‌بر است و متغیر. اثر سیاست‌های اقتصادی متغیرند چون خود سیاست‌ها متغیر هستند. بنابراین محاسبه آنها سخت است و غالباً یکی دو سال طول می‌کشد.

با این مقدمه باید گفت برای داشتن نظام آمارگیری متناسب با مقتضیات کشور چه باید کرد؟ پاسخ را فقط در مدیریت مراکزی که مسوول هستند باید جست‌وجو کرد. روش‌ها موجودند، نیروی انسانی لازم و امکانات کامپیوتری همه وجود دارند. فقط مشکل مدیریتی باید باشد که آمارهای ما کارآمد نیستند. مهم‌ترین مساله مدیریتی این است که مراکز آماری به نحوی به دولت‌ها وابسته‌اند و بنابراین دائماً در حال تغییر. یک مرکز آمارگیری فقط وقتی می‌تواند موثر باشد که ثبات رویه داشته باشد. اگر 10 سال در آن تغییری حاصل نشود، تازه شروع می‌کند به دادن آمار صحیح، دقیق و مربوط چون همیشه آمار هر زمان به‌وسیله آمار سال‌های گذشته تنظیم می‌شود یعنی هرگونه تغییر در آمار با مشابه آن در سال گذشته مقایسه شده، بی‌دقتی‌ها یا اشتباه‌های احتمالی اصلاح می‌شوند.

اگر تعداد دوره‌هایی که آمارگیری شده کم باشد یا روش‌ها و رویه‌ها دائماً در حال تغییر باشند، این آمار از دقت کافی برخوردار نخواهد بود. نظام آمارگیری در همه‌جا بر مبنای علوم آمار طراحی شده ولی مراکزی که مجری هستند به‌طور کامل از دولت‌ها مستقل بوده و ثبات مدیریت و رویه دارند. مثلاً به جای اینکه این مراکز رئیس داشته باشند باید هیات‌رئیسه داشته باشند. وقتی تعداد کسانی که مشترکاً مسوول راهبری یک کار می‌شوند و مسوولیت جمعی هم دارند زیاد باشد خود به خود ثبات رویه به وجود می‌آید. در آن کشورهایی که شما نام بردید، معمولاً این مراکز توسط یک هیات‌رئیسه مثلاً 10نفری که به‌صورت افتخاری انجام وظیفه می‌کنند راهبری می‌شوند.

اکثر افراد تشکیل‌دهنده چنین هیاتی افراد با‌سابقه بوده که انگیزه‌ای به‌جز خدمت ندارند و مایل‌اند علم و تجربه خود را در اختیار سازمانی که به نفع کشور کار می‌کند بگذارند. چنین سازمانی در کشورهایی که مد نظر شماست هرگز رئیس یا مدیر ندارند. اگر مسوولیت آمارگیری به دانشگاه‌ها سپرده شود به جرات می‌توان گفت نظام آماری‌مان حداقل از اینکه داریم بهتر می‌شود.

آماری که توسط دانشگاه‌ها جمع‌آوری، پردازش و تفسیر شود هم دقیق‌تر، مربوط‌تر و هم ارزان‌تر خواهد بود. این سیاست در بسیاری کشورها مرسوم است و کارهای آماری توسط دانشگاه‌ها یا حتی دبیرستان‌ها انجام می‌شود. چون ثبات در دانشگاه‌ها بیشتر است و انگیزه‌های آنها هم به مراتب بیشتر و علمی‌تر از مراکز آماری فعلی که مستقیماً زیر نظر دولت کار می‌کنند.
22539

کد خبر 460473

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 4 =