۰ نفر
۱۸ اسفند ۱۳۹۴ - ۲۰:۲۱
بهلول دوم مشهد ؟

هنوز دو ماهی از انتشار کتاب اسناد پرونده مرحوم حاج شیخ عباس واعظ طبسی نگذشته بود که ایشان در تاریخ 14 اسفند سال جاری به رحمت خدا رفت. آنچه ذیلا آمده مروری بر برخی از نکات تازه این کتاب در باره ایشان است.

آقای واعظ طبسی از روحانیون مبارز مشهد و در رأس چند نفری است که جریان انقلاب را در این شهر به پیش بردند. در این اسناد محور آیت الله قمی است (تا وقتی به کرج تبعید نشده بود) و نام اشخاصی مانند واعظ طبسی، محامی، و آیت الله خامنه ای غالبا تکرار می شود. البته اسامی شمار دیگری از علما و مبارزان هم در این اسناد آمده است. آقای واعظ طبسی طی سالهای 41 ـ 43 فعال و منبری انقلابی بسیار تندی بود و ساواک گزارش سخنرانی های وی را در پرونده اش نگاه می داشت. با آرام شدن اوضاع به نفع حکومت، برای سالها ممنوع المنبر شد و تنها جلسه درسی در مسجد ملاهاشم یا برخی از نقاط دیگر داشت و گاه در لابلای درس مطالبی می گفت. ساواک در گزارشی که در 29/8/1341 نوشته آورده است که او مواضع تندی دارد و مطالب را به طور عریان بیان می کند. در این گزارش آمده است که «بین مردم شایع شده است که او بهلول دوم می باشد»‌ (ص 23). طبسی بار دیگر در سال 1354 به زندان افتاد و سال بعد آزاد شد. (ص 413). او بار دیگر در اردیبهشت 57 به زندان رفت و در خرداد آزاد شد. (ص 472 ـ 480). در ماههای پایانی رژیم شاه بسیار فعال بود.
ذیلا چند قسمت از سخنان وی را (عمدتا بین سالهای1343 ـ 1345) به عنوان یک منبری انقلابی نقل می کنم، با این هدف که نمونه ای از آنچه را که در ذهنیت این روحانیون به عنوان انتقاد از نظام پهلوی، و تصویری که از یک جامعه بد درمقابل جامعه خوبی که باید وجود داشته باشد، نشان دهم. اینها مطالبی بود که نوعا روحانیون انقلابی ـ منبری بیان می کردند. محتوای آنها انتقاد ازاوضاع سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی جامعه بود. تاکید روی فحشا و شرابخواری، وابستگی به امریکا، روابط با اسرائیل، لزوم اجرای احکام اسلام، ظلم و ستم پهلوی و نکاتی دیگر که چنان که گذشت می تواند گفتمان حاکم بر افکار این گروه را که رژیم آنها را روحانیون ناراحت می نامید، نشان دهد. جملات زیر از کتاب یاران امام به روایت اسناد ساواک: آیت الله حاج شیخ عباس واعظ طبسی که پاییز 1394 در تهران منتشر شده، آمده و شماره صفحات ارجاع به آن کتاب است:


رسول جعفریان

نامبرده [واعظ طبسی] گفت: آقایان تجار برای خدا و امام زمان قدم بردارید، از چه می ترسید، همچنین طلاب و نوکران فدایی امام زمان تا آخرین قطره خون خود کوتاهی نکنید. چرا آقای نخست وزیر می خواهد زنان را در مجلس (شورا) شرکت دهد؟ (ص 36 (تاریخ 9/11/1341). آیا در کشوری که به نام اسلام است، زنان ما در مجلس شورا و سنا شرکت کنند؟ (ص 51).
آقایان! بانو مهوش اجازه دارد کتاب چاپ کند ولی مقام روحانی حق ندارد وظیفه خود را به وسیله اعلامیه چاپ کند. (ص 56)
در گزارشی از 24 تیر 42 آمده است: آقای عباس واعظ طبسی در منبر بیان نموده، فروش پپسی کولا که مسلمانان صرف می نمایند ضررش بر پیکر اسلام وارد می گردد. اشخاصی که جوانها را به استعمال مشروبات الکلی وادار و از آن جوانها تولید نسل می گردد، نوزاد آنان ناقص الخلقه می شوند. (ص 78، 73).
[آقای طبسی] چند فرد شعر از ابوعلی سینا در باره دستگاه های دیکتاتور و زورگو و ستمگر خواند و اظهار داشت در مملکتی که بساط شرابخواری و قمار بازی باشد، آن مملکت زود از بین می رود و سرانش نیز از هم پاشیده می شود. (ص 80).
[آقای طبسی] در باره آزادی زنان سخن گفت و منظورش این بود که دخترانی که به دبستان و دبیرستان می روند با پسران روابط نامشروع می گیرند و بچه هایشان عاقبت دشمن علما و دین خواهند شد. .. امام زمان ان شاءالله به زودی خواهند آمد و روزی شود که از خواب بیدار شوید ببینید که دشمنان دین و علما وسیله امام عصر به دار آویخته شده اند. بعد اظهار داشت: این مملکت صاحب دارد. من از هیچ کس ترس و واهمه ندارم. ملکه ایران حضرت زهرا و شاهنشاه ایران اعلیحضرت ولی عصر امام زمان است. (ص 82).
آقای طبسی ابتدا در باره علم در جهان اسلام سخن گفت... سپس گفت: حمله به دانشگاه، محلی که جوانان ما در آنجا درس می خوانند گناه بزرگی است. کسی حق ندارد به آنجا دست اندازی کند. ولی ای جوانان، درس بخوانید و نماز هم بخوانید و روزه هم بگیرید (ص 85).
می خواهند طبقه روحانیون که راهنمای شما هستند را از بین ببرند که به ریاست خود ادامه دهند. خطاب به زنان کرده که ای آزاد زنان، بازهم توصیه م یکنیم گول نخورید و با چادر و حجاب باشید، غلط می کنند که ماها را ارتجاعی می گویند. (ص 88).
واعظ مزبور [طبسی] ضمن سخنانش گفت: در پشت مجله فردوسی، عکس یک زن روسی را هنگامی که با موشک به آسمان می رفته، کشیده اند و در یک گوشه اش عکس چند زن ایرانی چادر به سر را چاپ نموده و زیرش نوشته: ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا. بعد شیخ مزبور ناسزایی چند به مدیر مجله گفت و اضافه نمود: چندین سال است که در کشور ما چادر برداشته شده و حالا فقط عده معدود زن چادر به سر هست، شما چرا از آن زن های لخت و بی چادر استفاده نکردید، چرا آنها را به فضا نفرستادید؟ (ص 90).
اگر روحانیت بخواهند انقلاب راه اندازد کاری ندارد. چون جمعی از مردم از آیت الله خمینی پیروی می کنند، عده ای از آیت الله قمی، گروهی از آیت الله شریعمتداری، توده ای از مردم از آیت الله [بهاءالدین] محلاتی، و دسته ای هم از آیت الله میلانی تقلید می کنند و فرامین و دستورات آنها را حتما بایستی اجراء کنند، ولی چون روحانیت طالب مقام و جاه و جلال نیست بدین کار اقدام نخواهد کرد (ص 98. تاریخ 8/7/42)
در حال حاضر در شهر مذهبی مشهد 12 جلسه و یا انجمن بهایی مرتبا تبلیغ می کنند ولی احدی از آنها جلوگیری نمی کند، آخر چرا دین بهایی که دینی ساختگی است باید آزادانه تبلیغ کنند ولی ما که دینی را که هزار سال و اندی دارد، چگونه آزاد نباشد.. (ص 98). [آقای طبسی همراه آقای محامی در 28/1/1343 با امام دیدار کرده اند و طبق گزارش ساواک امام از جمله گفتند: در سازمان امنیت به طوری که شنیده می شود دین وجود ندارد، اکثر بهایی هستند که مسلمانان را به این درد گرفتار می کنند. سرهنگ ها هم در سازمان امنیت هستند، بهایی می باشند، دین ندارد از این جهت آنها را انتخاب می کنند که مخالف دین باشند، شیعه اگر باشند، این کارها را نمی کنند ص 143). (آقای طبسی پس از این سخنرانی در قم دستگیر و چهار ماه بعد در مرداد 43 آزاد می شود، ص 174).
روحانیت به دشمنان دین فهمانیدند که تا چه (اندازه) رهبران عالی مقام دین اسلام در جامعه از جهت معنوی و غیره چه ارزش و قدرت دارند و عملا به دستگاه نشان دادند و می دهند و من به شما ملت مسلمان مژده می دهم که به زودی مقام روحانیت و شخصیت و نیروی این مردمان با حقیقت در این مملکت آشکار می شود و به هدف های عالی و نورانی خود رسیده و خواهند رسید. مجاهدات و مبارزات عالی روحانیت برای برقراری عدالت و آزادی و محو کردن احکام و قوانین غیر اسلامی است. افکار عالی روحانیت و راه پسندیده و اقدامات عالی از برای آسایش ملت مسلمان پیش گرفته که به حول و قوه الهی دست اجانب و بیگانگان و ستمکاران از میان برداشته و ریشه کن خواهند شد. (ص 118. تاریخ 20/1/1343).
در گزارشی از 15/1/43 که اوج سخنرانی های تند است آمده: واعظ طبسی هم که حالش معلوم دار می باشد که هر وقت منبر برود، مخالفت خود را نسبت به پیشگاه با عظمت شاهنشاه محبوب ایران اعلان خواهد کرد (ص 126).
ساعت 9 صبح روز 22/6/1346 شیخ عباس واعظ طبسی در مدرسه نواب در سر جلسه درس در حضور عده ای از طلاب ضمن انتقاد از وضع کشور و دولت اظهار تأسف نموده اظهار می نماید: ما نمی دانیم چه باید بکنیم. رفراندم هایی که تشکیل می شود درست نیست، چون افرادی که در این مملکت وجودشان مفید و موثر است در این گونه رفراندم ها شرکت ندارند و چنین رفراندم هایی را که علیه مبانی دین و قرآن است صحه نمی گذارند. باز هم می گویم که در این کشور علم و دانش و عالم و دانشمند، مبلغ و روحانی و واعظ و وینده مذهبی در نظر بعضی مردم کثیف و نالایق بوده و افراد حیله گر و عوام فریب و آنان که وجودشان برای مردم و کشور خطرناک و خراب کننده است و... اشخاص خدمتگزار و کاردان و اصلاح کن محسوب می شوند (ص 221).
در تاریخ 3/8/1357 در سخنرانی در منزل آیت الله قمی: رهبر ما بزرگ مرد تاریخ و رهبر آزادی امت است. او همواره در میان کشورها آواره می باشد. این مرد برای ما افتخار است. امام خمینی از این فرودگاه به فرودگاه دیگر می رود و این پادشاه ظالم و همراهانش مانند فرعون و یزید خون مردم شریف ایران را می مکند. کارتر را رئیس خود قرار داده، نفت و منافع کشاورزی به جیب امریکا می رود. (ص 521).

نکات مهم دیگر و یادی از سید حسن ابطحی و حبیب الله آشوری
در اسنادی که به تازگی در باره مرحوم حاج شیخ عباس واعظ طبسی انتشار یافته، نکات فراوانی در باره خراسان و جریانهای آن دیده می شود. یکی از آنها خبر حمایت استاندار وقت خراسان مرحوم سید جلال طهرانی از علما و روحانیون برابر ساواک و تلاش برای عزل رئیس ساواک است. (ص 47).
نکته دیگر خبر دیدار واعظ طبسی با تیمور بختیار در لبنان و بحث در باره عبدالحسین واحدی (ص 237) است که امیدواریم توضیحاتی در این باره در خاطرات شخصی آقای طبسی آمده باشد.
مورد دیگر گفتگوی جالب سید حسن ابطحی با آقای میلانی در باره طبسی و مخالفتش با مواضع هاشمی نژاد و موضعگیریش علیه جلال آل احمد : واعظ طبسی مرا تهدید کرده که اگر مبارزه نکنی علیه تو کار می کنیم و مردم پشت سر تو نماز نخواهند خواند. او گفت من به طبسی گفتم: من از اول هم کاری به این کارها نداشته ام و مانند شماها حرارتی به خرج نداده و حالا هم کاری ندارم. حتی با کارهای برادر زنم سید عبدالکریم هاشمی نژاد موافق نیستم. سخنرانی که هاشمی نژاد در مسجد ملاهاشم در باره جلال آل احمد نموده بود و نظرش از بیان این سخنان رضایت عده ای از مخالفین دولت بود و در نتیجه نارضایتی و ناراحتی دستگاه را برای خوش آمد چند نفر معلوم الحال فراهم نموده من جدا مخالفم چون جلال آل احمد اول یک نفر توده ای بوده و بعدا هم یک صوفی، وی فضائلی نداشته است به چه مناسبت او یک مرد آزاده است و باید برای او داد سخن داده شود و او را آزادی خواه معرفی کنند و به خاطر وی به دستگاه حمله کنند. من وظیفه شرعی خودم همین است که نماز بخوانم، منبر بروم و جلسه بحث و انتقاد دینی داشته باشم، چند نفر جوان را هدایت کنم.(ص 257)
نکته دیگر جرأت و جسارت طبسی در اعلام تقلیدش از امام خمینی در سال 1349 در سخنرانی در منزل آیت الله قمی (ص 268) است که شجاعت وی را در بیان نشان می دهد.
اما نمونه دیگر اطلاعات تازه ای در باره حبیب الله آشوری است، نویسنده روحانی کتاب توحید که سال 60 اعدام شد. گزارشی از سال 1349 خبر از دستگیری آشوری در جریان هایی دارد که در حوزه مشهد به مناسبت شهادت مرحوم سعیدی پیش آمد و این که در بازجویی گفته است: خمینی اعلم من فی الارض است (ص 281). در این گزارش آمده است: گفتنی است که بنا به آنچه در یکی از اسناد ساواک آمده، وی در جریان رویدادهایی که در مشهد در پی شهادت مرحوم سعیدی پیش آمد، دستگیر شد. در بازجویی «خود را علاقمند به خمینی معرفی و اظهار می نماید: خمینی اعلم فی الارض است.... ضمنا وسیله مامورین شهربانی از منزل وی بازرسی در نتیجه یک جلد کتاب وضع بین المللی اتحاد جماهیر شوروی، یک برگ گفتار خمینی، یک قطعه گراور خمینی و یک جلد کتاب تاریخچه جبهه ملی به دست آمده است (یاران امام به روایت اسناد ساواک، عباس واعظ طبسی، ص 281). در یک گزارش دیگر ساواک از حضور واعظ طبسی و محامی و آشوری در منزل سید علی خامنه ای یاد شده و البته قید شده که آشوری از آمدن افراد مذکور به منزل خامنه ای اطلاع نداشت (ص 331). گزارش دیگری هم در باره وی که روی قیام مسلحانه زید بن علی و این که امام وقت آن را تأیید کرده، تأکید داشته، در این کتاب آمده است (ص 347).
نکات موجود در این کتاب بسیار فراوان است و این یادداشت به مناسبت درگذشت مرحوم آقای طبسی و انتشار این اسناد درست یکی دو ماهی پیش از این اتفاق است.


کد خبر 517757

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 12 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 8
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • سیدمهدی IR ۰۶:۱۷ - ۱۳۹۴/۱۲/۱۹
    35 2
    پپسی کولا عیب نداره ولی کوکاکولا که امتیازش بعد انقلاب دست استان قدس بود مشکلی نداره؟
    • بی نام A1 ۰۷:۲۴ - ۱۳۹۴/۱۲/۱۹
      2 0
      پپسی هم هست
  • وحید A1 ۰۷:۰۱ - ۱۳۹۴/۱۲/۱۹
    0 0
    اگر امکان دار ادرس وبلاگ جعفریان را ذکر کنید ممنون
  • علی A1 ۰۷:۵۲ - ۱۳۹۴/۱۲/۱۹
    4 1
    ینام خدا جناب آقای سید مهدی با سلام جدای از موضوع اینکه کوکاکولا متعلق به آستان قدس هست یا نه، اصل مخالفت با پیسی کولا به این علت بود که شایع شده بود سود آن به جیب صهیونیست ها و بهایی ها می رود. عده ای هم تلاش کردند از آیت الله بروجردی حکم تحریم آن را بگیرند اما چون موضوع برای ایشان محرز نبود فقط به این جمله بسنده کردند که «من نمی خورم» عده ای از همین جمله تحریم را برداشت کردند. ضمن آنکه داستانی طنز گونه هم در این زمینه وجود دارد که خلاصه آن این است که دو رفیق با هم دعوا کردند و یکی با شیشه پپیسی سر دوست خود را شکست. افسر نگهبان کلانتری پرسید چرا دوست خود را مجروح کردی؟ گفت: چون این دوست من عرق را با پپسی خورده حال آنکه آیت الله بروجردی آن را حرام کرده است.
    • بی نام IR ۱۱:۰۰ - ۱۳۹۴/۱۲/۱۹
      3 0
      مسئله این است که در همان زمان هم به قول شما این مسئله یعنی منفعت پپسی یا کوکا برای صهیونیست ها امری مستند نبود ولی برخی روحانیون از جمله آقای طبسی بدون علم و اطلاع کافی در شیپور این شایعه میدمیدند و به طغیان احساسات و عواطف مردم بی جهت دامن میزدند . . . در حالیکه مسائل خیلی اساسی تر وجود داشت و هنوز هم وجود دارد.
  • بی نام CA ۰۸:۰۵ - ۱۳۹۴/۱۲/۱۹
    24 14
    خود بهلول مگه ایمانوئل کانت بوده؟ چی کرده بوده مگه؟ فلسفه علم‌گرایی درست کرده بوده؟ الکتریسیته اختراع کرده بوده یا ماشین دیالیز؟ برین مشکلات بشر را حل کنید به جای این حرفها.
  • سید محمد حسن رضوی A1 ۱۳:۴۵ - ۱۳۹۴/۱۲/۲۱
    0 0
    جناب جعفریان لطف بفرمایید در مورد مرحوم محمد علی خلیلی نویسنده ومترجم هم بنویسید چه اینکه اطلاعات در موردش کم است.ممنون
  • ناشناس A1 ۱۷:۴۳ - ۱۳۹۴/۱۲/۲۳
    0 0
    قطعا دین داری برای مردم جامعه اسلامی مفید است اما عالمان ساده زیست می توانند اسلام ناب محمدی را تقویت کنند نه عالم بی عمل و فرصت طلب