حمید پارسانیا و اکبرثبوت در نشست حکومت اسلامی و آخوند خراسانی چه گفتند؟

نشست «حکومت اسلامی، آخوند خراسانی، موافقت یا مخالفت؟» با محوریت نقد و بررسی کتاب «دیدگاه‌های آخوند خراسانی و شاگردانش» نوشته اکبر ثبوت، به همن گروه اندیشه انجمن اندیشه و قلم با همکاری پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، عصر دیروز دوشنبه هشتم شهریور با حضور و سخنرانی حجت‌الاسلام دکتر حمید پارسانیا و اکبر ثبوت در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطاتِ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد.

به گزارش خبرآنلاین، حمید پارسانیا در این نشست گفت: در کتاب «دیدگاه‌های آخوند خراسانی و شاگردانش» استاد اکبر ثبوت با استناد به صحبت‌های آخوند خراسانی در یک جلسه خصوصی با حضور دو شاگردش میرزای نایینی و آقا بزرگ تهرانی، به این نتیجه رسیده که مرحوم آخوند به حکومت فقیهان بر جامعه اعتقادی نداشته است. گویا در آن جلسه آخوند خراسانی نسبت به عواقب حضور روحانیت در مصدر حکومت هشدار داده است.

وی افزود: صرف نظر از اینکه آیا این جلسه خصوصی واقعیت داشته و خبر آن چگونه به استاد ثبوت رسیده است، باید اشاره کرد که مرحوم آخوند خراسانی پیشتر در دو کتاب مهم خود یعنی «حاشیه بر مکاسب شیخ مرتضی انصاری» و «کتاب القضا» ضمن ارائه فتاوایی بر لزوم حاکمیت فقیهان تاکید کرده است.
پارسانیا ادامه داد: به نظر من در این کتاب بین دو مساله خلط شده است؛ نخست آن‌چیزی است که در مقام فتوا در ظرفیت ولایت فقیه است و دوم ظرفیت اجرایی ولایت فقیه. در اینجا باید به شرایط اجتماعی روزگار مرحوم آخوند نیز توجه کنیم. ایشان یکی از مراجع بزرگی است که در صدر مشروطیت با فتاوای خود باعث پیشبرد این امر مهم شد.

مساله ولایت فقیه در مشروطیت
این عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در بخش دیگری از سخنان خود به مباحث تئوریک در پیرامون نوع حکومت در دوران مشروطیت اشاره کرد و گفت: سوال مهمی که در اینجا مطرح می‌شود این است که در صدر مشروطه محل نزاع چیست؟ ولایت فقیه یا مشروطه مشروعه؟ باید اشاره کنم که در آن دوران هیچ اندیشمندی دغدغه ولایت فقیه را نداشت و پس از آن دوران نیز مرحوم سیدحسن مدرس و بعدها آیت‌الله کاشانی نیز دغدغه ولایت فقیه را نداشتند.

نویسنده کتاب «حقیقت و دموکراسی» همچنین به عدم پیش کشیدن بحث ولایت فقیه از سوی امام خمینی در ابتدای حرکت انقلابی خود اشاره کرد و گفت: حتی حضرت امام خمینی (ره) نیز در ابتدای اعتراضات خود به حکومت وقت دغدغه حاکمیت ولایت فقیه را نداشتند. تنها گروهی که در آن دوران بحث حکومت اسلامی را پیش می‌کشیدند فداییان اسلام بودند که البته ایده‌های آنها در این حوزه بسیار مبهم بود.

پارسانیا اضافه کرد: بنابراین آنچه در بحبوحه مشروطیت محل نزاع بین شیخ فضل الله نوری و آیت‌الله نائینی هست، بحث ولایت فقیه نیست. البته فقها قائل به ولایت فقیه بودند، اما صرفا بحث نظری آن را مطرح کرده و شرایط را برای مقوله امامت که کاری اجرایی است مناسب نمی‌دانستند. در فقه سیاسی شیعه حکومت حق امام معصوم است، اما شرایط به گونه‌ای نبود که ائمه در همه زمان‌ها در پی حکومت باشند. حتی حکومت امام علی (ع) نیز بر مبنای امامت قرار نداشت.

نویسنده کتاب «علم و فلسفه» حکومت ائمه معصومین بر مردم را منوط به احراز شرایطی دانست و ادامه داد: هم‌اکنون نیز قرار نیست امام زمان با معجزه به‌ناگاه بیاید و حکومت را تشکیل دهد بلکه ابتدا باید شرایط و مقدماتش فراهم شود. همین مساله در میان فقها نیز در موضوع ولایت فقیه مطرح است. در کل تاریخ شیعه نیز این مساله به نحوی وجود داشته، اما شرایط اجتماعی اجازه نمی‌داد که بحث ولایت فقیه به صورت باب فقهی جداگانه مطرح شود. با این اوصاف در همه باب‌های علم فقه در هر بخشی که لازم بوده بحث ولایت فقیه به صورت مستور وجود داشته و به این نکته اشاره شده است که فقیه تنها فتوا نمی‌دهد بلکه باید آن را اجرا کند. «صاحب کتاب جواهر» نیز می‌گوید که هرکس قائل به ولایت فقیه نباشد بوی فقه را نفهمیده است.

مشکلات استقرار رهبری فقیه در دوران مشروطه

پارسانیا در بخش دیگری از سخنان خود به فراهم شدن زمینه اجتماعی حکومت فقیهان بر مردم در زمان میرزای شیرازی اشاره کرد و گفت: در زمان میرزای شیرازی و جنبش تنباکو از رفیت فرهنگی ولی فقیه استفاده می‌شود، اما هنوز درخواستی برای استقرارش وجود ندارد، بنابراین مرحوم میرزا نیز فرمانی به استقرار ولایت فقیه نداد.

وی افزود: رهبری فقیه در دوران مشروطه دو مشکل بزرگ دارد؛ نخست اینکه در بطن جریان مشروطه خواهی نیست، چرا که محل استقرارش در شهر نجف است. دوم اینکه با مساله مهم جهان مدرن برای نخستین بار مواجه می‌شود. در جهان مدرن همه قانون می‌خواهند و آن هم قانونی که از الف تا ی آن به دست بشر نوشته شده باشد. بنابراین در آن دوران هنوز دستگاه‌های اجرایی مورد نیاز برای حاکمیت فقیه فراهم نشده بود. بر این اساس نزاع مشروطه بر این است که شاه با مجلس در چهارچوب قانون حکومت کند. سوالات اساسی در آن دوران «چگونه باید حکومت کرد؟» و «چه کسی باید حکومت کند؟» بود.

نویسنده کتاب «جامعه‌شناسی معرفت و علم» در ادامه به اعتقاد میرزای نائینی در زمینه حکومتداری نیز اشاره کرد و گفت: میرزای نائینی با اینکه در زمینه ولایت فقیه تئوری پردازی می‌کند، اما اعتقاد داشت که باید حاکم را مقید کرد که مطابق با شریعت حکومت کند. این همان اعتقاد شیخ فضل الله نوری است. در نهایت آخوند خراسانی به عنوان بزرگ علما نیز در عرصه عمل اعتقاد به کنترل کردن حاکم دارد و شرایط را برای استقرار ولایت فقیه مناسب نمی‌بیند.

وجود حکومت روحانیان در دوران مشروطه و پیش از آن
اکبر ثبوت نیز در این نشست در پاسخ به سخنان پارسانیا گفت: در پژوهش‌های تاریخی خود به این اشکال برخورد نکردم که در صدر مشروطیت بحثی از حکومت اسلامی روحانیت نبوده که آخوند خراسانی بخواهد آن را رد کند. من نمی‌دانم چرا دوستان روحانی از تاریخ روحانیت بی‌خبر هستند؟ نه تنها در دوران مشروطه که از دهه‌ها پیش از آن عده‌ای از روحانیان بدون توجه به حکومت مرکزی در نقاطی از ایران برای خود یک حکومت شرعی ترتیب داده بودند.

وی افزود: به عنوان مثال در چند سال پیش از مشروطیت ملا قربانعلی زنجانی در منطقه زنجان با سرپیچی از جکومت ناصرالدین شاه یک حکومت شرعی برقرار کرد. ملا قربانعلی مشروطیت را نیز رد می‌کرد و تنها خود را به عنوان حاکم قبول داشت و ملزم به اجرای حدود شرعی می‌دانست. مثال دیگر فعالیت‌های سیدعبدالحسین لاری است که از شاگردان میرزای شیرازی بود و وارد کارهایی اجرایی سیاست شد. وی در زمان جنبش مشروطیت با این هدف که حکومتی شرعی تحت سلطه خود ایجاد کند، به مشروطیه‌چیان پیوست. عبدالحسین خان در لار برای خود حکومت تشکیل داده و دست به چاپ تمبر و تشکیل نیروی نظامی زد. در همین هنگام بود که میرزای شیرازی به مخالفت با شاگرد خود پرداخت.

میرزا ملکم خان و اعتقاد به حکومت ولایت فقیه
اکبر ثبوت در بخش دیگری از سخنان خود به ارائه نظریه ولایت فقیه از سوی میرزا ملکم خان، روزنامه‌نگار، سیاستمدار و دیپلومات دوران قاجاریه و بنیانگذار فراموشخانه در ایران اشاره کرد: میرزا ملکم خان از طریق روزنامه قانون خود برای نخستین بار طرحی عملی را برای ولایت فقیه ارائه می‌کند. وی همچنین نامه‌هایی به میرزای شیرازی نوشته و به او علنا بیان کرده که باید حاکم ظالم یعنی ناصرالدین شاه را سرنگون کند.

نویسنده کتاب «دیدگاه‌های آخوند خراسانی و شاگردانش» اضافه کرد: به باور میرزا ملکم خان میرزای شیرازی در آن دوران امام شرعی بود و باید حکومت را اداره می‌کرد. وقتی از او پرسیدند که پس از وفات میرزا حاکم چه کسی است، در جواب گفت که گروهی از عقلای قوم جمع شده و اصلح‌ترین فرد را انتخاب کنند. در اصل این نظریه همان مجلس خبرگان فعلی است.
ثبوت گفت: بنابراین در دوره قاجار و صدر مشروطیت ما حکومت‌های شرعی محدود داریم که مرحوم آخوند خراسانی با آن آشنا بود که به مخالفت پرداخت. پس سخن آقای پارسانیا که می‌گفتند در آن دوران حکومت روحانیان مطرح نبود، محلی از اعراب ندارد.

ولایت فقیه از زمان غیبت امام زمان تئوریزه شد
حمید پارسانیا از پاسخ به کلام اکبر ثبوت گفت: مساله ولایت فقیه از زمان شروع غیبت امام زمان (عج) تئوریزه شد، اما در طول تاریخ شیعه عمدتا در اقلیت بود و قدرتی برای اجرای حاکمیت فقیه نداشت. البته فقها در طول تاریخ تا جایی که می‌توانستند قوانین اسلامی را اجرا می‌کردند.

وی افزود: در دوران قاجاریه این باور شیعی ظرفیت تاریخی، فرهنگی و اجتماعی را پیدا می‌کند، اما در مرحله نخست صرفا ظرفیت‌ مطرح می‌شود و نهادها آماده نیستند. از همین ظرفیت است که میرزای شیرازی حکم به تحریم تنباکو می‌دهد. در این دوران شیعه به تازگی اخباری‌گری را به کناری گذاشته و به اجتهاد روی می‌آورد و این تازه ابتدای کار است. میرزای شیرازی می‌دانست که پس از صدور حکم تحریم اگر می‌خواست به تهران بیاید و حکومت کند، ابزار و دولتمردان مناسب در اختیار ندارد. این مساله عدم توجه به شرایط اجتماعی یکی از اشکالات کتاب «دیدگاه‌های آخوند خراسانی و شاگردانش» است. بنابراین در مشروطه بحث صرفا بر سر مقید کردن حاکم به قوانین اسلام بود.

نمی‌گذارند نظریات آخوند خراسانی مطرح شود
در بخش دیگری از این نشست اکبر ثبوت در پاسخ به اشکال پارسانیا سخنان خود را این‌گونه مطرح کرد: یک تفسیر از نظریه آخوند خراسانی این است که ایشان معتقد به حکومت روحانیان بود. تفسیر دیگری نیز از جانب برخی روحانیون از جمله میرزا احمد کفایی، فرزند مرحوم آخوند و از مبرزترین شاگردانش، نیز مظرح شده که ناظر بر ولایت فقیه نیست.

وی ادامه داد: در دوران معاصر نیز کسانی چون محمدرضا حکیمی و علامه طباطبایی با وجودیکه به انقلاب اسلامی پایبند هستند، اعتقادی به حکومت اسلامی ندارند. آیت‌الله کفایی خراسانی نیز که از بازماندگان در قید حیات مرحوم آخوند خراسانی هستند پس از مطالعه کتاب به من نامه نوشته و در آن اشاره کردند که در این پژوهش تمام ابعاد اجتماعی و سیاسی مرحوم آخوند به خوبی بحث و تفسیر شده است. ایشان برای کنگره آخوند خراسانی که در جمهوری اسلامی برگزار شد نیز رساله‌ای نوشتند، اما کنگره رساله را با سانسور فصل دیدگاه‌های سیاسی آخوند منتشر کرد. به هر حال نمی‌دانم چرا نمی‌گذارند تفاسیر مخالف با تفسیر رسمی حکومت از منظومه فکری آخوند خراسانی منتشر شود.

پارسانیا پاسخ داد: بحث و نقد من بر سر زمانه اجرای تئوری ولایت فقیه است که در دوران آخوند خراسانی فراهم نبود. آیا منطقی است که بگوییم آخوند در کتاب‌های «حاشیه بر مکاسب» و «قضا» بحث ولایت مطلقه فقیه را پیش می‌کشد و در ادامه در یک جلسه خصوصی تمام دیدگاه‌های خود در این زمینه را نفی می‌کند؟ باید نظر ایشان را بر مبنای زمانه اجرا و شرایط محیطی بررسی کرد. امروزه که گفتمان جهان اسلام به نسبت گذشته تفاوت کرده اس ما نیاز داریم که عقاید مرحوم آخوند را تحلیل اجتماعی بکنیم و اگر این تحلیل را صورت ندهیم به تهافت در نظریات مرحوم آخوند می‌رسیم.

در پایان این نشست پارسانیا و ثبوت از نهادهای فرهنگی دولت به دلیل عدم صدور مجوز برای تجدید چاپ کتاب «دیدگاه‌های آخوند خراسانی و شاگردانش» انتقاد کردند.

/6262

کد خبر 565258

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 13 =