روزی به یکی از دوستان به نام آقای شعبانی که در کارگاه بود گفتم، خوب است که سری به استاد لطفی بزنیم و یکی دو تا از سازها را نزد ایشان ببریم تا نظر استاد را در مورد صدای ساز ها بشنویم.

هنگام غروب با کسب اجازه از استاد به کلاس ایشان ( که فکر می کنم در خیابان حقوقی موسسه چاوش بود ) وارد شدیم. پس از احوالپرسی، استاد یکی از دو ساز را زیر بغل گرفت. ایشان دستی به گوشی گذاشت و بعد از لحظه ای ساز کوک شد و صدای سحر انگیز ساز لطفی گوش هایمان را نوازش داد.

نه من را یارای سخن گفتن بود و نه دوستان را ، شاید قریب به نیم ساعت استاد مشغول به نواختن قطعاتی در ابوعطا بودند. بعد از این مدت استاد مضراب آخر را به ساز زدند و ساز را روی میز قرار دادند و با دستمالی عرق پیشانی را پاک کردند.

من ندانسته پرسیدم : " استاد صدای ساز چگونه بود ؟ "

استاد با آن نگاه نافذ، نگاه پرمعنایی در من کردند و گفتند : " این چه سوالی بود که کردی ؟ اگر صدایش بد بود همان دقیقه اول ساز را می دادم دستتان ! "

در آن لحظه من از پرسش خود بسیار شرمنده شدم و هرگز دیگر از آن لحظه به بعد از بزرگی نپرسیدم استاد صدای این ساز من چگونه است.

کد مطلب 57538

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 7 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • روزبه / اهواز IR ۰۳:۰۴ - ۱۳۸۹/۰۲/۰۶
    0 0
    خیلی مخلصیم