۰ نفر
۱۶ اسفند ۱۳۹۵ - ۰۵:۴۵

دیروز گفتم کمی از دنیای سیاست بزنم بیرون و سری هم بزنم به علم روانشناسی.

کتابی واسه مطالعه انتخاب کردم با عنوان «Never Be Lied to Again» نوشته «دیوید لیبرمن» که در ایران به نام «تشخیص دروغ» ترجمه شده. کتاب، جالب و سرگرم کننده بود تا اینکه رسیدم به این مطلب:

«کسی که ادعا می کند مخالف سر سخت بی عفتی در جامعه است احساسات واقعی اش را که کاملا برعکس این ادعایش است پنهان می کند. او برای اینکه کسی متوجه اعتقادات واقعی او نشود نظر خود را خشمگینانه اظهار می کند.» (صفحه 54)

خدا وکیلی این چیزی که خوندید بیشتر بوی سیاسی می ده یا روانشناسی؟

آخه داره با زبون بی زبونی می گه: آی ایهاالناس واسه ورافتادن «بی عفتی» نمی خواد با حرص و جوش به جون «عفت و آفت» بیفتید، باید آروم و منطقی به ریشه زد نه عصبانی و نمایشی به شاخه! تعصب افراطی جلوی روانشناس ها یه جور معلق بازیه برای لو نرفتن شخصیت واقعی و....

راستش دلواپسی واسه نرفتن دیگران به بهشت و عذاب کشیدن از مستقیم نشدن مردم به صراطی که نشونشون می دیم خوبه اما من حیث المجموع زوره! اجاق زور هم همیشه کوره. باید به این درجه از عرفان رسید که «ممکنه اونی که داریم منفجر می کنیم ازمون خیلی بهتر باشه! » خلاصه تو این دنیای گرد و خاکی بیشتر قراره به خودمون جوالدوز بزنیم و پر پرش به دیگرون یه سر سوزن. اینطوری به جرم اینکه بقیه مثل ما فکر نمی کنند کمتر به جون هم می افتیم وکمتر هم، همدیگر رو به راه راست زورکی هدایت می کنیم و بیشتر به فکر قدم های خودمونیم که نلغزه.

ختم کلام روانشناسی هم اینه: «دنیای رنگارنگ خوبه اما آدم های رنگارنگ نه.» ایکاش مردم دانه های دلشان پیدا بود و یا حداقل با خالی بندی، دماغشان دراز بود. اینطوری دیگه «تظاهر» هم جاش ته چاه بود و مجازات مردم به جرم حمایت از یه فکر خاص بی مورد و خنده دار بود. اینهم از مطالعه روانشناسی تماما سیاسی ما!

کد خبر 643382

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 7 =