این یک مسئله غیرقابل انکار است که در حال حاضر، شبکه های فارسی زبان تاثیر زیادی را بر جامعه ما و مخصوصا جوانان ما گذاشته اند. اگر بخواهیم به صورت کارشناسی به این مسئله نگاه کنیم باید بگوییم سریال هایی که از این شبکه ها در حال پخش است در ابعاد مختلف و البته بیشتر در بعد فرهنگی و اجتماعی تاثیر زیادی را بر مخاطبانشان که هرروز تعدادشان در کشور در حال افزایش است، گذاشته و این موضوع بسیار نگران کننده است. باید گفت که این برنامهها مصداق همان جنگ نرمی است که مقام معظم رهبری فرمودند؛ جنگ نرمی که با تمام توان، بینش، نگرش، رفتار و کردار بین زن و شوهرها را مانند رفتارهای جنسی و ... در خانواده ها تحت تاثیر قرار می دهد و نوعی فروریختگی فرهنگی در این خانواده ها به وجود می آورد.
به باور نگارنده ما نمی توانیم جلوی ورود این برنامه ها را به کشور بگیریم بنابراین بهترین راه حل این است که برنامه ها و سریالهایی را هم در تلویزیون و هم در رادیو تولید کنیم که بتواند با این برنامه ها و محتواهای مبتذلشان مقابله کند و به نوعی توطئههای دشمنان را خنثی کند. این برنامه ها باید به صورتی باشند که زن و مرد و پسر و دختر به سمت این برنامه ها جذب شوند و دیگر میلی به تماشای برنامه های آنها و گذران اوقات فراغت پای تلویزیونهای بیگانه نداشته باشند. هرچند این یک خواستهی معقول است ولی به همان اندازه هم یک آرزوی دستنیافتنی است چرا که تا وقتی محتوای برنامه های ما از این همه کم و کاستی و محدودیت سرشار است نمیتوان توقع چندانی از تاثیرگذاری زیاد آنها بر نسل جوان داشت. اگر خوب به ساخته های صدا و سیما توجه کنیم متوجه میشویم که رادیو و تلویزیون به یک کویر لم یزرع تبدیل شده که چه از لحاظ موسیقی و چه از لحاظ فیلم و سریال و دیگر برنامه ها دچار کمبود و کاستی است و هیچگونه جذابیتی ندارد و به طبع این خیلی دور از ذهن نیست که سریالهای شبکه های فارسی زبان ماهواره ای جایشان را در میان جوانان و خانواده های ما باز کند.
این کاری که آنها دارند با پخش اینگونه سریالها انجام میدهند تنها و تنها با هدف مغزشویی و هجمه فرهنگی است که دارد صورت میگیرد. همانطور که ذکر شد و باید دوباره به این نکته اشاره شود، امید زیادی به ساخت برنامه هایی که توانایی مقابله با این سریالها را داشته باشد نداریم. چنانچه هم اکنون نیز شاهدیم تعداد برنامه های شاد در تلویزیون بسیار کم است و از سوی دیگر محدودیتهای مصداقی در این حد که یک مادر نمیتواند فرزندش را در سریال ببوسد و یا این که در سریالها نمیتوان روابط خانوادگی را همانطور که در واقعیت هست نشان داد که این از ضعفهای مهم برنامه ها به شمار می رود.
جوانان ما به دنبال جذابیت هستند و گوششان از خیلی از نصیحت ها و شعارهای تکراری پر شده است. نمیتوان به جوان گفت که هرچه ما میگوییم گوش کن و هرچه ما قبول داریم ببین بلکه باید طوری فضا را آماده کنیم که او خود تشخیص دهد چه چیزی به نفعش است و چه چیزی تنها دارد وقتش را تلف میکند و بهره دیگری برایش ندارد.
آنچه امروز مهم است این است که از خود بپرسیم که واقعا برای جوانها و جذب آنها به سمت ارزشهای فرهنگی و ایرانی چه کرده ایم که حالا توقع داریم راه درست را تشخیص دهند و به بیراهه نروند؛ جواب من این است که هیچ کار نکردهایم.
نکته مهم دیگر که باید به آن اشاره کرد این است که در حال حاضر حتی در روستاها و شهرهای کوچک کشور این برنامه ها دارای طرفداران زیاد و طبیعتا تاثیر بسیار زیاد بر روی این مخاطبان است. ما اکنون شاهدیم که این برنامه ها به سرعت دارد جایش را درمیان روستایی ها هم باز میکند و این موضوع را باید به عنوان یک زنگ خطر و هشدار بزرگ در نظر گرفت و برای رویارویی به موقع و صحیح با آن چارهاندیشی کرد؛ چرا که تنوع طلبی، مدگرایی و نو گرایی یکی از خواسته های بزرگ جوانان است و اگر این مساله را در میان جوانان روستایی در نظر بگیریم به این نتیجه میرسیم که خیلی از آنها به راحتی با پشت پا زدن به سنتها و ارزشها دوست دارند به سمت آزادیهای بیشتر رفته و بنابراین به فکر ترک خانواده و روستای خود میافتند.
رییس انجمن جامعهشناسان







نظر شما