۰ نفر
۲۳ خرداد ۱۳۹۷ - ۰۴:۵۴

به هرحال هدف واقعی نشست سران آمریکا و کره‌شمالی در این مرحله بیشتر دستیابی به یک توافق حداقلی مبتنی بر اصول با هدف آگاهی از نیات صادقانه، اعتمادسازی متقابل و ارزیابی ظرفیت‌های یکدیگر بوده تا دستیابی به نتایج فوری و اهداف و انتظارات واقعی مبتنی بر نیازهای استراتژیک دو کشور است.

بعد از چندین روز هیجان رسانه ای در مورد نتایج احتمالی نشست رهبران آمریکا و کره شمالی دونالد ترامپ و کیم جون اون در 12 ژوئن 2018، اکنون مشخص شده که این توافق بیشتر متمرکز برنیاز متقابل رهبران این دو کشور در دستیابی به یک "توافق حداقلی" برای مدیریت روابط دوجانبه دو کشور در معادلات سیاست جهانی و فهم بیشتر از اهداف، نیات و ظرفیت های یکدیگر بوده تا دستیابی به نتایج استراتژیک مورد انتظار.

بی تردید برای ترامپ موفقیت شیوه جدید دیپلماسی اش بر مبنای معامله محوری و "توافق بزرگ" و برای کیم استفاده از فرصت این شیوه ترامپ برای خنثی کردن تهدیدات ترامپ و یک توافق احتمالی برای رفع تحریم های آمریکا بسیار حائز اهمیت بوده است. به عبارت دیگر، هر دو رهبر خواهان نوعی مصالحه در این مرحله و موفق نشان دادن این نشست بودند. در طرف آمریکا، درگیر نکردن جان بولتون که بیشتر خواهان تداوم سیاست های سخت تحریمی و تغییر رژیم است، خود نشان از تمایل شدید ترامپ به موفقیت این نشست داشته است. ترامپ برای اولین بار و با انرژی زیادی بیشتر از یک ساعت در پرسش و پاسخ مطبوعاتی صرفا از موفق بودن این نشست صحبت کرد.

اما در عمل انتظارات اصلی جهانی از این نشست، یعنی تعهد دادن کیم به غیراتمی کردن شبه جزیره کره از یک سو و تضمین ترامپ به رفع تحریم های دوجانبه و بین المللی علیه کره شمالی از سوی دیگر، با یک طرح عملیاتی مشخص همراه نبود و حتی با جزئیات کمتری بحث شد. البته رهبر کره شمالی در یک قالب کلی بر تعهد خود در محدود کردن آزمایشات هسته ای و بستن پایگاههای نظامی مربوطه تاکید کرد. در مقابل ترامپ هم اعلام کرد که مانورهای نظامی مشترک آمریکا با کره جنوبی را که سابقه طولانی دارد، به دلیل هزینه ساز بودن، آن متوقف خواهد کرد که این خود به معنای یک مصالحه جدی از سوی ترامپ به حساب می آید.

البته این نشست برای رهبر کره شمالی مهمتر بود، چون خواهان گرفتن امتیازات بیشتر سیاسی-اقتصادی از این گفتگو است. در مقابل، ترامپ به پیمودن چند قدم اولیه برای دستیابی به اهداف جامع آمریکا در مسیر توافق راضی می باشد. ترامپ در مصاحبه مطبوعاتی تاکید کرد که اتمی زدایی یک روند طولانی است و چندین مرحله دارد و تا زمانی که توان هسته ای کره شمالی پابرجا باشد تحریم ها رفع نخواهند شد. بر همین مبنا، گفتگو در این زمینه مشخص با جزئیات کمتر و کوتاه تر بحث شد.

همزمان اینکه رهبر کره شمالی از تمامی برنامه هسته ای صرفنظر کند جای تردید جدی است، اما اینکه حاضر به انجام مصالحه برای دستیابی به بعضی اهداف سیاسی و اقتصادی باشد در شرایط فعلی باشد کاملا قابل قبول است. در واقع، شیوه مدیریت سیاست جهانی و تهدید ترامپ، کیم را نگران کرده و لذا او خواهان خنثی کردن یا حداقل متعادل کردن تهدیدات رئیس جمهور آمریکا است. همزمان رهبر کره شمالی خواهان توسعه اقتصادی به دلیل نارضایتی های داخلی ناشی از فقر اقتصادی است که اکنون تحت تاثیر تحریم های جاری امکان‌پذیر نیست.

از سوی دیگر، رهبر کره شمالی در شرایطی که این کشور یک قدرت هسته ای شده، خواهان گفتگو با آمریکا شده است. وضعیت جدید پیونگ یانگ نوعی برابری استراتژیک از لحاظ دستیابی به "موشک بالستیک قاره پیما" است که می تواند آمریکا را هدف قرار دهد. اینگونه کیم می تواند افکار عمومی را قانع کند که از لحاظ کمی و کیفی به نوعی "تعادل استراتژیک" با آمریکا رسیده است. از این لحاظ، باید گفت که رهبر کره شمالی از ابزار هسته ای نه به عنوان ابزرای برای جنگ با آمریکا، بلکه با هدف ایجاد و جلب همکاری با این کشور استفاده می کند.

پیونگ یانگ با حل مسئله هسته ای خود به شکل فعلی، به دنبال سه هدف عمده است: نخست، بهبود روابط با چین، کره جنوبی و آمریکا. دوم، دستیابی به همکاری و کمک های اقتصادی که نیاز مبرم کشور است، به ویژه که تجربه فروپاشی اقتصادی دهه 1990 این کشور را دارد. و سوم، رفع تحریم های دوجانبه و چند جانبه موجود. همه این اهداف با رسیدن به یک توافق همه جانبه با آمریکا در روند گفتگوهای دوجانبه محقق می شود.

اکنون رهبر کره شمالی ترامپ را یک تهدید واقعی و همزمان یک راه حل برای خروج از بن بست اقتصادی خود می بیند. یعنی در معادلات خود یک نگاه استراتژیک به آمریکا دارد. از این لحاظ، شاید بتوان گفت که پیونگ یانگ گسترش روابط با آمریکا در شرایط فعلی را حتی مهمتر از روابط با چین، روسیه و کره جنوبی در نظر می گیرد. تجربه ویتنام را هم نشان می دهد که علی رغم سالها جنگ با آمریکا اکنون هانوی از طریق همکاری با واشنگتن به توسعه و رشد اقتصادی بیشتر رسیده است تا با گسترش روابط با چین و روسیه.

به هرحال هدف واقعی نشست سران آمریکا و کره شمالی در این مرحله بیشتر دستیابی به یک توافق حداقلی مبتنی بر اصول با هدف آگاهی از نیات صادقانه، اعتماد سازی متقابل و ارزیابی ظرفیت های یکدیگر بوده تا دستیابی به نتایج فوری و اهداف و انتظارات واقعی مبتنی بر نیازهای استراتژیک دو کشور که در بالا اشاره شد.

نهایتا اینکه ترامپ در گفتگوی مطبوعاتی بعد از این نشست سران دو کشور اعلام کرد که او تمایل زیادی هم به اجرای چنین مدل به اصطلاح موفقیت آمیزی در مورد ایران دارد. البته او ایران و کره شمالی را دو مدل متفاوت ارزیابی کرد و اینکه مسئله اصلی ایران نفود به منطقه مدیترانه است. فرصت ترامپ در گفتگو با کره شمالی این است که متحدان کره شمالی یعنی چین و روسیه هم خواهان غیراتمی شدن شبه جزیره کره هستند و از این لحاظ از نتایج مثبت این گفتگو خوشحالند. اما در مورد ایران متحدان منطقه ای آمریکا، یعنی سعودی ها و نتانیاهو، پشت پرده فشار سیاسی-اقتصادی آمریکا به ایران هستند. بنابراین پیگیری یک سیاست مستقل از سوی ترامپ بدون در نظر گرفتن خواسته های آنها کمتر متصور است.

فراتر از این چالش اصلی ترامپ در یک توافق بزرگ با ایران این است که او می‌خواهد دیدگاه حداکثرگرای خود را به ایران تحمیل کند. این ویژگی، با اصول یک توافق بزرگ، یعنی وجود "نیازهای متقابل استراتژیک" و "نیات و اهداف صادقانه" در تضاد است. اما هیچکدام از این دو ویژگی در شرایط فعلی بین ایران و آمریکا، به ویژه با خروج ترامپ از برجام و فشار به بقیه اعضای باقیمانده در برجام به ویژه تردیدهای اروپا، وجود ندارند.

منبع: سرمقاله روزنامه شرق/ ۲۳ خرداد ۱۳۹۷

کد خبر 783322

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 4 =