رشته روابط بین الملل در طول حیات صد ساله‌اش به لحاظ آکادمیک دارای پرچالش‌ترین مباحث نظری و دوره‌های پارادایمی متنوع است.بر این اساس تحول مفاهیم موضوعی پر رونق و توجه به الگوها و شاخصهای حکمرانی همواره مورد تاکید دانش پژوهان بوده است.

شیوه‌های حکمرانی یکی از مسائل مهم اندیشه‌ورزی است که مهم‌ترین دستاورد آن رسیدن به شاخص‌‌های حکمرانی مطلوب در میان کشورها است.این نوشتار به بررسی تحول مفهومی حکمرانی مطلوب به واژه‌ای محقق ساخته به‌نام حکمرانی متهورانه می‌پردازد که در ارتباط با عربستان سعودی و وضعیت سیاست‌ورزی در این کشور مصداقی نظری و عینی دارد.

الف-چیستی و چرایی حکمرانی مطلوب
حکمرانی مطلوب قبل از آنکه مفهومی فلسفی و یا حاصل تفکری پژوهشی و اندیشمندانه باشد بیشتر دارای تعریفی عملیاتی است که حاصل برآورد و تحلیل ساختارها و نهادهای بین‌المللی اقتصادی است.مفهوم حکمرانی خوب یا حکمرانی مطلوب در منشور ملل متحد و حقوق بین‌الملل ایجاد شده و در سایه حمایت‌های سازمان ملل متحد پرورش یافته است.

عربستان سعودی؛از حکمرانی مطلوب تا متهورانه

بر طبق جدیدترین تعریف بانک جهانی حکمرانی مطلوب در اتخاذ سیاست‌های پیش‌بینی شده، آشکار و صریح دولت، بوروکراسی شفاف،پاسخگویی دستگاه‌های اجرایی در قبال فعالیت‌های خود، مشارکت فعال مردم در امور اجتماعی و سیاسی و نیز برابری همه افراد در برابر قانون تبلور می‌یابد.

بطور کلی می‌توان گفت که حکمرانی مطلوب تمرین مدیریت (سیاسی، اقتصادی، اجرایی و...) منابع یک کشور، برای رسیدن به اهداف تعیین شده است. این تمرین دربرگیرنده راهکارها و نهادهایی است که افراد و گروه‌های اجتماعی از طریق آن، توانایی دنبال کردن علایق و حقوق قانونی خود را با توجه به محدودیت‌ها داشته باشند.

گر چه در برخی از متون، حکمرانی مطلوب به معنی دولت مطلوب است اما نمی‌توان این دو مفهوم را مترادف دانست، زیرا همه نهادهای جامعه در قوه مجریه خلاصه نشده و سایر نهادها نیز در روند اداره یک کشور به اندازه خود سهیم می‌باشند.
اصول حکمرانی مطلوب مهمترین شاخص‌های ارزیابی است که نشان دهنده تمایزها و مشترکات بین کشوری است.این اصول شامل:مشارکت،حاکمیت قانون،شفافیت،پاسخگویی،وفاق عمومی،عدالت،کارایی و مسئولیت پذیری هستند که برمبنای آن ساختارهای وابسته به سازمان ملل سعی در مشاهده‌ پذیرنمودن کشورها برای رسیدن به حکمرانی مطلوب دارند.

ب-حکمرانی متهورانه ؛تحول مفاهیم در روابط بین‌الملل
واژه ترکیبی حکمرانی متهورانه در مقابل واژه حکمرانی مطلوب قرار می‌گیرد. به این معنا که هر میزان در نوع دوم اتکا به حقوق و قوانین بین‌المللی مورد قبول و وفاق جامعه جهانی است در حکمرانی متهورانه با انواعی از جسارت،بی‌پروایی،عدم پذیرش روندهای دیپلماتیک،بستن راه گفتگو و مذاکره مشروع،تلاش برای بازی با حاصل جمع صفر و رسیدن به حداکثر منافع فردی و گروهی(و نه حتی ملی یا منطقه‌ای) بدون توجه به منافع دیگر کشورها روبرو هستیم.

حکمرانی متهورانه واژه‌ای ساخته شده برای فهم رفتار حاکمان برخی کشورهای منطقه خاورمیانه و در اینجا بطور مشخص عربستان سعودی بکار می‌رود.در واقع با مجموعه‌ای از اندیشه‌ها،گزاره‌ها و اقدامات متهورانه دولتمردان عربستان مواجه هستیم که در حال تبدیل شدن به شاخصهایی قابل اندازه‌گیری برای فهم این موضوع است که چه کشور یا کشورهایی در حال گذار از حکمرانی مطلوب به حکمرانی متهورانه هستند؟حکمرانی متهورانه مسیری معیوب،غیرقابل پیش بینی،با حداکثری از خواسته‌های غیر قابل دستیابی است که فقط منجر به رویارویی بیشینه ساز با افراد،گروهها،نهادها یا دولتهایی می‌شود که در این مسیر مانع تلقی می‌شوند.

این حکمرانی ناقض حکومت قانون و هر گونه توجه به قواعد مشروعیت ساز داخلی و جهانی است و از طرف دیگر نقض کننده تمامی قاعده‌های جهانی مورد پذیرش کشورهاست.حداقل گستره این الگوی حکمرانی افزایش تنش با کشورها و حداکثر آن جنگ و رویارویی مستقیم است که در این برهه زمانی با هر دو پدیده در حکمرانی متهورانه روبرو هستیم.

ج-نشانه‌های حکمرانی متهورانه عربستان سعودی

1-چشم انداز2030
چشم‌انداز ۲۰۳۰ عربستان سعودی برنامه‌ای برای کاهش وابستگی عربستان سعودی به نفت، تنوع بخشیدن به اقتصاد آن و توسعه بخشهای خدماتی مانند بهداشت، آموزش، زیرساخت و گردشگری است.عمده محورهای این سند تشکیل صندوق مستقل،رها شدن از درآمدهای نفت،کم کردن نقش آرامکو،طراحی کارت سبز برای جذب مسافر به عربستان،افزایش زائرین حج به سی میلیون نفر،اشتغال و بخش خصوصی،توسعه صنعت نظامی و انبوه سازی حوزه مسکن است.همانطور که به وضوح می‌توان مشاهده کرد بسیاری از حوزه‌های سند چشم انداز2030 با ظرفیتها و تواناییهای این کشور در تضاد بوده و برخی دیگر بدون صرفه و صلاح اقتصادی عنوان شده است.به عنوان مثال در بخش توسعه صنعت نظامی عربستان سعودی به شدت به محصولات نظامی غرب وابسته بوده و هر گونه خودکفایی در این زمینه با بازه زمانی12ساله عملا رویایی وارونه خواهد بود.در زمینه کاهش وابستگی به نفت و شرکت آرامکو نیز افزایش تولید و صادرات این کشور در سالهای گذشته و آتی در تضاد با سند پیش گفته است.حادثه کشته شدن حاجیان در مراسم حج تمتع سال2015و کمبود امکانات و تامین امنیت برای حجاج فعلی نشان دهنده آن است که افزایش تقریبا چهار برابری چنین حجمی بیشتر یک ادعا است.

مباحثی چون توسعه اشتغال و مسکن با توجه به جمعیت این کشور و رقابت در بازار آزاد و تجارت جهانی چندان اغراق آمیز نبوده اما مسئله صندوق مستقل صرفا باعث تحکیم خاندان بن سلمان بر مجراهای مالی خواهد شد.

سند2030 یکی از مهم ترین حوزه‌های اندیشه و تفکر حکمرانی متهورانه است که تعمق در آن به روشنی زوایا و ابعاد این الگو را منعکس می‌کند.الگویی که بخش زیادی از اهداف آن در یک بازه 12 ساله تحقق ناپذیر و صرفا جاذبه‌ای تبلیغاتی برای مشروعیت سازی حاکمان کنونی خواهد بود.

2-جنگ و تنش
درمارس سال 2015 اعلان جنگ رسمی عربستان سعودی به حوثی‌های یمن و تلاش برای بازگشت عبدربه منصور هادی به قدرت بود.این جنگ در قالب عملیات طوفان قاطع شکل گرفت و تاکنون هزاران کشته و زخمی به جا گذاشته است.عملیاتی که باعث افزایش خصومت دو کشور همسایه یمن و عربستان بر سر نزاعی است که می‌تواند با مذاکره سیاسی به حل و فصل برسد اما گفته های ولیعهد عربستان مبنی بر کوتاه بودن زمان جنگ و سقوط قطعی حوثی ها حالا به یک نزاع بزرگ تبدیل شده تا حکمرانی متهورانه که بزرگ نمایی و غیر قابل پیش‌بینی بودن خصیصه آن است به سمت بیشینه تنش یعنی جنگی تمام عیار برود که پایانی بر آن متصور نیست.

جنگ در سوریه و حمایت از گروههای نیابتی در هفت سال اخیر هم نمونه دیگری از تهور بدون توجه به پیامدها برای خود و دیگری است. اگر تنش آفرینی و تمایل به وضعیت تنش زا را کمترین حالت رویارویی کشورها بدانیم این وضعیت برای عربستان سعودی طی سالهای اخیر همواره رخ داده است.مثالهایی چون قطع یا کاهش روابط با قطر،ایران و ترکیه نمونه‌های روشنی از تمایل به افزایش تنش برای دولت ریاض است و البته تلاش برای بالاتر رفتن از وضعیت یک حکمرانی متهورانه به حکمرانی جنگ طلب و ویرانگر.بازی با حاصل جمع صفر و توجه نکردن به منافع دیگران در این رویکرد به سهولت قابل مشاهده است.

3-حمایت از تروریسم
در پیوند با تمایل بیش از پیش و غیر معقول به جنگ و تنش؛حمایت از تروریسم در سالهای اخیر تشدید یافته و ابعاد آن حتی از اشکال قدیمی تر نظیر القاعده به ساختارهای منسجم‌تر تغییر پیدا کرده است.آنچه که طی سالهای اخیر در عراق و سوریه رخ داده حاصل چنین حمایتهایی از طرف حکمرانی متهورانه عربستان سعودی و تلاش برای آینده‌ای نامعلوم و خسارت آفرین هم برای رهبران این کشور و کل خاورمیانه است.وجود اسناد غیر قابل انکار طی سالهای اخیر مبین چنین دیدگاهی است.

4-تناقض اصلاحات اجتماعی و جامعه محافظه‌کار
اصلاحات اجتماعی محمد بن سلمان چه در قالب سند چشم انداز2030 و چه بصورت ابتکارات فردی وی بدون توجه به بافت اجتماعی و فرهنگی عربستان یکی از مهم‌ترین نشانه‌های حکمرانی متهورانه بدون سنجش عواقب چنین تصمیماتی است.

بی‌پروایی در اصلاحات آن هم برای جامعه محافظه‌کاری که آموزه‌های مذهبی از خطوط قرمز آن محسوب می‌شود نه تنها در درازمدت تاثیر قابل توجهی نخواهد داشت بلکه تقابل،دشمنی و قطبی شدن گروههای اجتماعی را موجب خواهد شد. توجه به خواست متحدین غربی به ویژه ایالات متحده در اصلاحات اجتماعی غربی صرفا به تنازع در جامعه عربستان تبدیل می‌شود که با این مبنا ابعاد امنیتی پیچیده یافته و تبدیل به غافلگیری راهبردی برای این کشور خواهد شد که با راه حلهای ساده قابل درمان نیست.

د-از حکمرانی مطلوب تا حکمرانی متهورانه
اصول و شاخصهای حکمرانی مطلوب تبدیل به پارادایم در نوع کنش و رفتار کشورها شده تا حدی که سنجش و ارزیابی نهادهای جهانی از وضعیت آنها تابع این شاخصها است.

به هر میزان که چنین مفاهیمی در بطن دولت-ملتها تنیده شده و به رهیافت یا آموزه فکری جوامع تبدیل شود؛می‌توان امیدوار بود که حکمرانی متهورانه به حاشیه رانده شده و صلح و امنیت جهانی مورد تصدیق و تایید جوامع قرار گیرد.اما در شرایط فعلی درک و پندار آنچه که باعث ساخت و تولید حکمرانی متهورانه شده کمک شایان توجهی به اندیشه‌وران روابط بین‌المل در تحول مفاهیم و شناخت پدیده‌های جدید خواهد کرد.

منبع: خبرگزاری صدا و سیما

52311

کد خبر 806007

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 7 =