به گزارش خبرآنلاین، این دیپلمات کهنه کار در گفت و گو با روزنامه ایران به بیان خاطرات خود از دوران حضور در عرصه دیپلماسی پرداخته است.
اهم اظهارات وی را در ادامه بخوانید:
-
در اول انقلاب وضعیت سختی داشتیم. وزارت خارجه جزو معدود جاهایی بود که کادر سیاسی آن به طور کامل عوض شده بود. این تغییر یا از سوی نظام بود یا خود آنها به دلیل اینکه سنخیتی احساس نمیکردند، رفتند. لذا یک عده جوان آمده بودند که سابقه دیپلماسی نداشتند و آن هم در یک عرصه سخت.
- ابتدای انقلاب با جنگ نابرابری همراه شد که دو ابرقدرت جهانی و غالب جهان عربها با صدام بودند. صدام با تبلیغات فراوان جنگ را عربی و عجمی کرده و طوری شده بود که صدام جنگ خود با ایران را به نمایندگی از اعراب جا انداخته بود.
- جز سوریه و لیبی سایر کشورها همراه صدام بودند. 2، 3 کشور عربی هم بیطرف بودند، در واقع جنگ ما با جهان کفر و استکبار بود و نه با عراق. انقلاب واقعیتی نوظهور بود که همین نوظهوری یک عامل مهم عدم پذیرش آن از سوی نظام جهانی شد.
- تازهکاری مسئولان سیاسی نیز از موارد دیگری بود که سختی کار را دو چندان میکرد. زمانی که برای مأموریت عازم آلمان شرقی بودم هیچکس در این زمینه تجربهای نداشت و حتی مدیریت وقت تشریفات نیز اطلاعی در این زمینه نداشت.
- وزارت خارجه به عنوان خط مقدم تماس نظام با بیرون در صف اول بود. البته حضور حضرت امام به عنوان رهبر و مقام معظم رهبری به عنوان رئیس جمهور از مزیتهای بزرگ اوایل انقلاب اسلامی بود که یک پشتیبان بزرگ برای ما به حساب میآمد. این موضوع به بچهها اعتماد به نفس میداد و آنها کارها را بهتر پیش میبردند.
- همیشه درخلال سمینار سفرا، مقام معظم رهبری همواره با سفرا یک ناهاری داشتند و حتی این موضوع تا دوره رهبری ایشان نیز ادامه پیدا کرد. این موضوع اهمیت نظام به سیاست خارجی و دستگاه دیپلماسی را نشان میدهد.
- خاطرم است که سفرا در یک جلسهای که با مقام معظم رهبری داشتند و با سفرا دیدار و گفتوگو میکردند من و آقای مصطفوی در کنار هم بودیم، مصطفوی سفیر ما در آلمان غربی بود ومن سفیر در آلمان شرقی. مصطفوی گفت: من سفیردر آلمان غربی هستم و من هم گفتم سفیر در نوع نامرغوب آن. آقا لبخندی زد وگفت ایدئولوژی آن را نیز معرفی کردید که منظور ایشان این بود که ایدئولوژی کمونیستی هم نامرغوب است.
- مقام معظم رهبری بارها گفته بودند که از نظر من وزارت خارجه معادل نیمی از وزارتخانهها است. توجه مسئولین باعث شد که امور وزارت بیشتر به پیش رفته و امروز که نظام مانند یک شجره طیبه دارای ریشههای عمیقی شده است کارها روانتر پیش برود.
- اول قرار بود به بلغارستان بروم، اما بعدها قرار شد که به آلمان شرقی بروم. زود نبود چرا که اول انقلاب بود و وزارت خارجه نیاز به نیروهای جدید داشت. ضرورتهای اول انقلاب بسیاری موارد را به ما تحمیل کرد. من دردانشگاه و صدا و سیما مشغول بودم و بنابر تصمیم مسئولین به آلمان شرقی رفتم.
- آلمان شرقی سیاست محافظهکارانهای داشت، آنچنان که در خصوص جنگ تحمیلی نیز همینطور عمل میکرد. یعنی روزی یک خبر از خبرگزاری ایران و یکی از خبرگزاری عراق با تعداد کلمات یکسان کار میکردند. روزی در دیدار با مدیر کل وزارت خارجه آلمان شرقی به نحوه اطلاعرسانی اعتراض کردم که وی جواب داد سیاست آلمان شرقی تا پایان جنگ شما همین است چرا که اگر تغییراتی در تعداد اخبار ارسالی از سوی هریک از طرفین داشته باشیم، عراق نیز شکایت میکند.
- به مدت 7 سال در آلمان شرقی سفیر بودم و با فروپاشی دیوار برلین به کشور بازگشتم. ما تلاش داشتیم همکاریهای اقتصادی با بلوک شرق را فعال کنیم که در این راستا حجم روابط اقتصادیمان بالا رفت.
- مدتها بعد از آن سفیر ایران در فرانسه شدم. ما دنبال رادار رازیت میگشتیم که اصلاً مصرف نظامی نداشته و برای کنترل قاچاقچیان در مرزهای شرقی به آن نیازمند بودیم که به ما نمیدادند تا اینکه ما خودمان آن را تولید کردیم. پیش از پایان مأموریتم در فرانسه اعلام کردند که اگر بخواهید ما میتوانیم به شما بفروشیم که من پاسخ دادم شما قیمت خرید خود را بگویید تا ما به شما بفروشیم.
- پذیرش قطعنامه و رحلت حضرت امام (ره) تلخ ترین خاطرات دوران کاری ام بود.
مهمترین اتفاقات دوران شما
- موضوع سلمان رشدی و فتوای امام را داشتیم که منجر به فراخوانی سفرا شد. یکی از دوران درخشان جمهوری اسلامی آن دوره است. تایم یک مقالهای در آن دوران نوشت که «موضوع سلمان رشدی تقابل اسلام ناب با غرب است» و ما در این تقابل پیروز شدیم، زیرا لغو فتوا که خواسته غرب بود محقق نشد و آنها سفرای خود را بازگرداندند.
- بدنه وزارت خارجه تابع رهبر بوده و هستند. مقام معظم رهبری هم رهبر است و هم کارشناس سیاسی که این از ویژگیهای بارز ایشان است.
خاطره از دوران مدیرکلی اروپای وزارت خارجه
- در سفری به لندن من در دیدار با وزیر خارجه انگلیس از وی خواستم که زمینه بازشدن سرکنسولگری ما در هنگکنگ که آن زمان تحت قیمومیت انگلیس بود را فراهم کند، ابتدا موافقت کرد اما در یادداشتی که درجلسه به وی داده شد اعلام شده بود که بازگشایی سفارت منوط به لغو حکم ارتداد سلمان رشدی است. ما قبول نکردیم و صبر کردیم تا هنگکنگ از قیمومیت انگلیس خارج شود و پس از آن در سال 99 سرکنسولگری خود را دایر کردیم.
حذف افراد تندرو از بدنه وزارت خارجه در دوران هاشمی رفسنجانی
- با خروج ایران از جنگ باید ادبیات خود را تغییر میدادیم، اما تغییر ادبیات به معنای تغییر آرمان نبود. زمانی که میتران به مناسبت پیروزی رجایی در انتخابات ریاست جمهوری به وی پیام تبریک فرستاد، مرحوم رجایی پاسخ تندی به او داد. اما امام به ایشان تذکر جدی داد که چرا اینگونه پاسخ داده است. پس از پایان جنگ کشور نیاز به بازسازی داشت که ادبیات متفاوتی را میطلبید. اما اشتباه برخی دوستان این بود که تصور میکردند که ادبیات متفاوت به معنی فاصله گرفتن از آرمانها است. البته تعداد این افراد بسیار کم بود.
مهمترین خواسته غرب برای تعامل با ما
- ازابتدای انقلاب اسلامی، ما چهار معضل با غرب داشتهایم. صلح خاورمیانه، حقوق بشر، تروریسم و سلاحهای کشتار جمعی که این خواستهها قبل از دوران کلینتون بوده است. نکته جالب این است که در رژیم گذشته بیشترین موضوعاتی که با ایران مطرح میشد، نقض حقوق بشربود، اما در دوران رژیم گذشته ایران یکبار هم به کمیسیون و سازمانهای حقوق بشر نرفته و حکمی علیه رژیم شاه صادر نشد، که این نشانگر سیاستهای منافقانه غرب نسبت به موضوعات است.
- هنر دیپلماسی تغییر این وضعیت است، چرا که در سیاست خارجی سیاه و سفید نداریم. ضرورت ندارد که ما از مواضع خود عدول کنیم اما میتوانیم آنها را نرمتر کنیم. فراموش نکنیم که غرب در موضع سلمان رشدی قصد کوتاه آمدن نداشت اما این کار را کرد، هنر دیپلماسی جمع کردن هنرمندانه مسائل است.
ترور بختیار و نتیجه آن در روابط دو کشور
- در آن زمان من مدیر کل اروپای وزارت خارجه بودم و وارث این ترور و پس از آن مأمور مربوط به آن در فرانسه شدم. گروههای ایرانی خارج نشین در اوایل انقلاب با یکدیگر درگیریها وتسویه حسابهای خونینی داشتند. این ترور اصلاً ارتباطی به جمهوری اسلامی ایران نداشت. تلاش میکردند تسویه حسابهای خود را به جمهوری اسلامی نسبت دهند تا با یک تیر دو نشان بزنند و از آنجا که فرانسه یک کشور آزاد بود بیشتر ترورها در آنجا رخ داد. این ترور رابطه را تحت تأثیر قرار داد، چرا که ضد انقلابهای خارجنشین قصد داشتند آن را برعهده جمهوری اسلامی بیندازند. دادگاه سنگینی بود که حدود 40 روز به طول انجامید. اولین کار من تغییر وکیل فرانسوی بود چرا که تصور میکردم توانایی این کار را ندارد. در نتیجه این دادگاه سنگین 4 نفر از 7 نفر قاضی حکم بر برائت ایران دادند و کسی که متهم بود تبرئه شد و این جشنی شد برای دوستداران نظام وعزایی برای ضد انقلابیون.
چرا وکیلی راد که ترور بختیار را به او نسبت دادند وحکم خود را در زندانهای فرانسه گذراند در بازگشت مورد استقبال مقامات سیاسی قرار گرفت؟
- شاید به عنوان یک زجر کشیده مورد استقبال قرار گرفت اما اگر من بودم این کار را نمیکردم.
- ما در پیگیری افراد فارغ از اینکه به چه جرمی در زندانهای کشورهای مختلف هستند تلاش می کنیم و جمهوری اسلامی چتر حمایتی خود را گسترده است و تا جایی که میتواند از آنها حمایت میکند. موضوع 4دیپلمات ربوده شده در لبنان و امامموسی صدر از ابتدا پیگیری شده، اکنون نیز پیگیری میشود اما طرف مقابل رژیم صهیونیستی است که ناصالح و جنایتکار بوده و نمیتوان با او به توافق رسید.
- شیرینترین خاطره از فرانسه،تبرئه ما در دادگاه ترور بختیار بود، چرا که روی آن زحمت زیادی کشیدیم. دورزدن تحریم نفتی امریکا وجایگزینی توتال به جای شرکتامریکایی کونکو و برد از امریکا درجام جهانی نیز از خاطرات دیگر من است.
- تصمیم به تعلیق غنیسازی که خط قرمز نظام بود بر اساس مقتضیات تصمیم گرفته شد کما اینکه در اواخر دولت خاتمی قفلها شکسته شد و تعلیق کنار گذاشته شد.
حادثه 11 سپتامبر
- درآن زمان با خرازی از نیویورک بازمیگشتیم که در هواپیما اطلاع یافتیم که برجهای دوقلو را زدند. وزیر خارجه همانجا در یک موضعگیری این حمله را محکوم کرد.
- در موضوع حادثه 11 سپتامبر تردیدها و ابهاماتی وجود دارد، اما در نتیجهگیری تمام دستاوردهای آن در جهت منافع بلندمدت امریکا بود. اقدام جمهوری اسلامی ایران در این سطح کفایت میکرد. این عملیات یک کار دشوار بود و اگر کسی به نیویورک رفته باشد و آن ساختمانها را دیده باشد، متوجه میشود که کار سختی است و هر کسی نمیتواند از پس این کار برآید.
موضع وزارت خارجه در خصوص دریافت جایزه صلح نوبل از سوی شیرینعبادی
- من آن جایزه را حق وی نمیدانستم. اصلاً عبادی را در این سطح نمیدانستم، چرا که این موضوع را سیاسی میدانستم، بههمین دلیل وقتی این جایزه به وی اعطا شد علیرغم اصرار برخی دوستان واکنش سردی داشتیم. برخی این موضوع را توفیقی برای یک زن مسلمان میدانستند که من این طور نمیدیدم.
- من از بانیان همایش سرمایهگذاریهای ایرانیان خارج از کشور بودم. معتقدم که نباید زمینههای خارج شدن سرمایه از کشور را فراهم کرد، باید بسترهای لازم برای جذب سرمایهگذاری را به وجود آورد. دولت در این زمینه کارهای خوبی را آغاز کرده وحضور رئیسجمهور در جمع ایرانیان خارج از کشور قابل توجه وارزنده است، اما دستگاههای اجرایی باید برنامهریزی کرده و انگیزههایی را به وجود آورند که سرمایهگذاری در کشور صورت بگیرد. یکی از دلایل رونق و اعتبار امارات حضور و سرمایههای ایرانیان است.






نظر شما