• اُملت و رؤیای شهر دموکراتیک

    اُملت و رؤیای شهر دموکراتیک

    علیخواه، فردین وقتی دانشجو بودم، خوابگاه تابستانی ما کمی بالاتر از تقاطع خیابان بهشتی و ولیعصر بود. آن سال‌ها هنوز تهران برای من شهری بود که باید با جیب دانشجویی در آن زندگی می‌کردم؛ و جیب دانشجویی، به‌خصوص اگر قرار بود آخر ماه هم چیزی در آن باقی بماند، انتخاب‌های چندانی پیش رویم نمی‌گذاشت.

  • من سلیقه دارم، ولی پول ندارم

    من سلیقه دارم، ولی پول ندارم

    علیخواه، فردین خیلی‌ها می‌گویند این روزها دیگر کسی حوصله خواندن متن‌های طولانی را ندارد. پس چند سطر ابتدایی این جستار را بخوانید. اگر چیزی در آن برایتان جالب نبود، رهایش کنید. اگر دوستش داشتید، تا آخر بخوانید. اگر امروز حوصله خواندنش را ندارید، ذخیره‌اش کنید برای روزی که فرصت و حوصله بیشتری دارید. من این جستار را با دقت و وسواس نوشته‌ام؛ تک‌تک جمله‌هایش را چند بار خوانده‌ام و اصلاح کرده ام و طبیعی است که دوست دارم خوانده شود. اما خواندن، وقتی ارزشمند است که با رغبت و حوصله اتفاق بیفتد.

  • آیا استادان دانشگاه والدین خوبی‌اند؟

    آیا استادان دانشگاه والدین خوبی‌اند؟

    علیخواه، فردین جومپا لاهیری، نویسنده آمریکایی-هندی، در داستان «جهنم-بهشت» نکته‌ی جالبی درباره‌ی پدرش می‌گوید؛ پدری که استاد دانشگاه است و بخش مهمی از زندگی‌اش را در کار و تحقیقاتش می‌گذراند. او درباره‌ی پدرش می‌نویسد که «با کارش، با تحقیقاتش ازدواج کرده بود» و در «حبابی» غرق شده بود که همسر و فرزندش نمی‌توانستند به آن نفوذ کنند.

  • چرا نویسندگان زن در کتاب هایشان به ندرت از همسرانشان تقدیر می کنند؟

    چرا نویسندگان زن در کتاب هایشان به ندرت از همسرانشان تقدیر می کنند؟

    علیخواه، فردین مسئله فقط این نیست که زن‌ها کمتر بخواهند در را ببندند. در بسیاری از موارد، آن‌ها به همان اندازه‌ی مردان، یا حتی بیشتر، به خلوت نیاز دارند. مسئله این است که خواستنشان به همان آسانی به رسمیت شناخته نمی‌شود. وقتی مردی می‌گوید سرش شلوغ است، اطرافیانش این را دلیلی کافی می‌دانند. وقتی زنی همین را می‌گوید، اغلب باید توضیح بدهد، جبران کند، یا احساس گناه کند.

  • در حسرت زندگی نزیسته

    در حسرت زندگی نزیسته

    علیخواه، فردین مدتی زیادی است که در اینستاگرام صفحاتی را دنبال می‌کنم که در آن‌ها انواع مختلف مدل‌های ضبط‌صوت‌های دوکاست، استریو، و رادیوضبط‌های معمولی تبلیغ و فروخته می‌شوند. گاهی اوقات بی‌آنکه متوجه گذشت زمان باشم به خودم می‌آیم و می‌بینم که با اشتیاق حدود دو یا سه ساعت به مدل‌های مختلف ضبط‌صوت‌های دوکاست چشم دوخته‌ام.

  • کتاب‌فروشی و حساب بانکی؛ مسأله این است

    کتاب‌فروشی و حساب بانکی؛ مسأله این است

    علیخواه، فردین ایده این نوشته را در گفت‌وگو با یکی از دانشجویانم پیدا کردم. داشت درباره خانواده و مسیر رشد خودش حرف می‌زد که جمله‌ای گفت و توجهم را جلب کرد: «من سرمایه فرهنگی را از مادرم گرفته‌ام و سرمایه اقتصادی را از پدرم.» جمله کوتاهی بود، ولی به نظرم حرف‌های زیادی در خودش داشت.

  • کدام دانشجویان من استعداد دارند؟

    کدام دانشجویان من استعداد دارند؟

    علیخواه، فردین آنچه مسلم است این است که آموزش عالی در حال تجربه تحولی جدی است که فقط به فناوری محدود نیست، بلکه معنای مفاهیمی مانند «استعداد»، «شایستگی» و «سنجش عادلانه» را هم زیر سؤال می‌برد. اگر این واقعیت را نادیده بگیریم، فقط بحران را عقب انداخته ایم.