ایمان گودرزی؛ شاید در گذشته هر زمان نامی از جامجهانی میآمد همه فقط به یاد بزرگترین رویداد فوتبالی میافتادند، با مرور تاریخ جام جهانی بهوضوح میتوان دید که فیفا از حدود سه دهه قبل بهدنبال ایجاد یک ارتباط جدی میان فوتبال و هنر بوده است؛ ارتباطی که بیش از هر چیز در قالب موسیقی نمود پیدا کرده. از ساخت قطعات رسمی برای هر دوره گرفته تا حضور ستارههای بزرگ موسیقی در مراسم افتتاحیه و اختتامیه، همه نشان میدهد که فوتبال دیگر فقط یک ورزش نیست، بلکه یک پدیده فرهنگی جهانی است.
اولین تلاشها برای ساخت موسیقی رسمی جام جهانی به رقابتهای ۱۹۹۰ ایتالیا برمیگردد، اما نقطه اوج این مسیر برای بسیاری از فوتبالدوستان، جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه بود. جایی که ریکی مارتین با ترانه «جام زندگی» استاندارد جدیدی تعریف کرد؛ قطعهای پرانرژی، ریتمیک و کاملاً منطبق با حالوهوای فوتبال که هنوز هم برای بسیاری بهترین موزیک تاریخ جام جهانی محسوب میشود.
در ادامه، چهرههای مطرحی مثل آناستازیا، ونجلیس، تونی براکستون و بعدها شکیرا این مسیر را ادامه دادند و باعث شدند موسیقی جام جهانی به بخشی جدانشدنی از این تورنمنت تبدیل شود. این در حالی است که در ایران، هرچند تلاشهایی برای تولید موسیقی تیم ملی صورت گرفته، اما خروجیها اغلب نتوانستهاند به استانداردهای جهانی نزدیک شوند.
شروعی بدون برنامه؛ ۱۹۹۸ فرانسه
در سالی که تیم ملی پس از ۲۰ سال به جام جهانی رسید، فضای فوتبال ایران سرشار از شور و هیجان بود، اما ساختار مشخصی برای تولید یک موسیقی رسمی وجود نداشت. تنها اثر شاخص آن دوره «سواران دشت» با صدای شهرام ناظری بود؛ قطعهای با کیفیت بالا، اما با فضایی کاملاً حماسی و ملی که ارتباط چندانی با فوتبال برقرار نمیکرد. طولانی بودن این اثر (بیش از ۶ دقیقه) نیز باعث شد کارایی لازم برای یک رویداد ورزشی را نداشته باشد.

رقابت گسترده و انتخابی کلاسیک؛ ۲۰۰۶ آلمان
در آستانه جام جهانی ۲۰۰۶، موجی از علاقه برای تولید موسیقی تیم ملی شکل گرفت. از فوتبالیستها گرفته تا خوانندگان پاپ، همه وارد این عرصه شدند. در نهایت «ای ایران» با صدای علیرضا عصار به عنوان اثر رسمی انتخاب شد. این قطعه از نظر موسیقایی قابل قبول بود، اما همچنان در فضای ملی و میهنی باقی ماند و نتوانست حس و هیجان فوتبال را منتقل کند.

تلاش برای فوتبالیتر شدن؛ ۲۰۱۴ برزیل
در این دوره، فدراسیون فوتبال به سراغ احسان خواجهامیری رفت و قطعه «دروازههای دنیا» تولید شد. این اثر از نظر زمان و ساختار به استانداردهای جهانی نزدیکتر بود و با استفاده از ریتمهایی مانند «اوئه اوئه» سعی داشت حالوهوای فوتبالی ایجاد کند. با این حال، متن ترانه همچنان بیشتر در فضای ملی حرکت میکرد و موزیکویدئوی آن نیز چندان خلاقانه نبود.

کیفیت بالا، اما همان مسیر قبلی؛ ۲۰۱۸ روسیه
«یازده ستاره» با صدای یکی از باکیفیتترین آثار تولیدشده برای تیم ملی بود. ملودی قوی و اجرای خوب باعث شد این قطعه مورد توجه قرار بگیرد، اما باز هم غلبه فضای حماسی و ملی بر عنصر فوتبالی، نقطه ضعف اصلی آن محسوب میشد. حتی در موزیکویدئو نیز همان الگوی همیشگی ترکیب تصاویر تاریخی و فوتبالی تکرار شد.

بدون موسیقی؛ ۲۰۲۲ قطر
در جام جهانی قطر، تیم ملی ایران عملاً موسیقی رسمی نداشت. پروژهای که قرار بود با صدای محمد معتمدی تولید شود، به سرانجام نرسید و در نهایت همان «یازده ستاره» در ورزشگاهها پخش میشد. این موضوع نشاندهنده نبود برنامهریزی منسجم در این حوزه بود.
بازگشت به الگوی سنتی؛ ۲۰۲۶
برای جام جهانی پیشرو، فدراسیون فوتبال بار دیگر به سراغ موسیقی سنتی رفت و قطعه «آواز باشکوه» با صدای پرواز همای تولید شد. بخشهای منتشرشده از این اثر نشان میدهد که همچنان همان رویکرد حماسی و ملی در اولویت قرار دارد. نکته قابل توجه، زمان بسیار کوتاه تولید این اثر است؛ حدود ۲۴ روز، که طبیعتاً فرصت کافی برای خلق یک اثر ماندگار را محدود میکند.

فاصله با استاندارد جهانی
در حالی که موسیقیهای رسمی جام جهانی در سطح جهانی بر پایه هیجان، ریتم، شادی و همبستگی شکل میگیرند، آثار تولیدشده در ایران اغلب در چارچوب موسیقی ملی و حماسی باقی ماندهاند. این تفاوت رویکرد باعث شده پیوند میان فوتبال و موسیقی در ایران هیچگاه به شکل کامل و تاثیرگذار ایجاد نشود.
شاید زمان آن رسیده که نگاه به این موضوع تغییر کند؛ نگاهی که فوتبال را نه فقط یک میدان رقابت، بلکه یک جشن جهانی بداند—جشنی که موسیقی در آن باید همانقدر پرانرژی، زنده و فراگیر باشد.
۲۵۷ ۲۵۱




نظر شما