دستاوردسازی به شیوه ترامپ / واشنگتن عقب‌نشینی کرد؛ اما عده‌ای در داخل به دستگاه دیپلماسی حمله می‌کنند / آمریکا به تفاهم‌نامه اسلام آباد باز خواهد گشت؟

همزمان با پیشرفت مذاکرات تهران و مسقط برای تعیین تکلیف مسیر موقت تردد در تنگه هرمز، رسانه‌های آمریکایی و دونالد ترامپ تبلیغات در مورد حمله‌ای وسیع به ایران را آغاز کردند. حمله‌ای که بامداد امروز ناگهان اعلام شد منتفی شده‌است. به نظر می‌رسد در آستانه اعلام تفاهم احتمالی ایران و عمان برای تعیین مسیر جدید کشتی‌رانی در تنگه هرمز، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا نیاز به یک پیروزی داشت: او حالا خواهد گفت که تهران از ترس حملات او کوتاه آمده‌است و تنگه هرمز را بازگشایی کرده‌است.

خبرآنلاین- زهره نوروزپور: پس از فروپاشی آتش‌بس و آغاز دور تازه‌ای از حملات که تهران آن را نتیجه نقض تفاهم‌های موجود از سوی آمریکا می‌داند، یک الگوی تکرارشونده در رفتار دولت دونالد ترامپ شکل گرفته است؛ واشنگتن ابتدا از حمله گسترده، قدرت نظامی بی‌سابقه و آماده‌باش نیروها سخن می‌گوید، اما در آستانه ورود به یک جنگ تمام‌عیار، مسیر تغییر می‌کند و توقف عملیات با استناد به نگرانی متحدان منطقه‌ای یا فرصت‌های دیپلماتیک توجیه می‌شود. سوالی که مطرح است این است که آیا کشورهای منطقه واقعاً مانع حمله ترامپ می‌شوند، یا رئیس‌جمهور آمریکا به دنبال راهی برای خروج از بحرانی است که نمی‌داند چه طور به آن پایان دهد حالا به مرحله‌ای رسیده‌ایم که او حتی نمی‌تواند آغاز کند!

شرط پایان جنگ از دیدگاه تهران روشن است، بازگشت کامل آمریکا به تعهداتش در تفاهم‌نامه اسلام‌آباد که پایان خردادماه امسال امضا شد. توقف درگیری‌ها و منتفی شدن حمله گسترده، در کنار مذاکرات ایران و عمان برای تعیین مسیر جدید تردد در تنگه هرمز، این فرصت را ایجاد کرده‌است که واشنگتن بار دیگر به تعهدات خود بازگردد و جنگ را به صورت قطعی پایان دهد. باید منتظر تحولات پیش رو ماند تا بتوان دید که آیا واشنگتن آمادگی دارد به تعهدات خود بازگردد و فرصت برای پایان جنگ و آغاز مذاکرات ایجاد کند یا نه.

تردیدی وجود ندارد که تهران در آمادگی کامل برای دفاع از کشور قرار دارد و تهدیدهای گاه و بیگاه ترامپ، یا عقب‌نشینی‌هایش هیچ تغییر در اراده ایران برای دفاع از کیان و حقوق کشور ایجاد نخواهد کرد. اما جمهوری اسلامی ایران نه آغازکننده جنگ بوده‌است و نه خواهان گسترش جنگ است، بلکه تاکید دارد بر اساس اصول توافق شده در تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، جنگ با صورت قاطع و کامل پایان پیدا کند.

ماجرای تهدیدهای ترامپ چه بود؟

دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا از همان هفته‌های نخست جنگ متوجه این موضوع شد که با فشار نظامی نمی‌تواند ایران را دچار فروپاشی و شکست کند. به گفته سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، نخستین درخواست‌ها برای آتش‌بس از همان هفته‌های دوم و سوم جنگ از سوی آمریکا ارائه شده‌بود.

از زمان اعلام رسمی آتش‌بس در ۱۹ فروردین و نهایتا امضای تفاهم‌نامه پایان جنگ در ۲۷ خرداد امسال، دونالد ترامپ به دنبال این است که دستاوردی تبلیغاتی از این جنگ مهیا کند تا بتواند با ادعای پیروزی از جنگ خارج شود.

هر چند به نظر می‌رسد تفاهم‌نامه اسلام‌آباد زمینه اعلام خروج آمریکا را فراهم کرده‌است، اما بلافاصله با فشار جریان‌هایی در داخل دولت آمریکا، رژیم اسرائیل و برخی رژیم‌های عربی جنوب خلیج فارس، ترامپ به این نتیجه رسید که تفاهم‌نامه شکست بزرگی برای او تلقی خواهد شد و ترجیح داد دوباره جنگ را از سر بگیرد.

با این حال سه هفته حملات مداوم به نوار جنوبی ایران هم نتوانست دستاوردی برای ترامپ در پی داشته‌باشد و با انسداد مجدد تنگه هرمز، بار دیگر رئیس جمهور آمریکا در آستانه شکستی بزرگ‌تر از شکست قبلی قرار گرفت.

در طول ۱۰ روز گذشته، ایران با حسن نیت برای بازگشت با تفاهم‌نامه پایان جنگ، در حال مذاکره با عمان است تا بدون از دست رفتن کنترل ایران بر تنگه هرمز، مسیری جدید برای تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز در صورت پایان قطعی جنگ و اجرای کامل تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، اعلام شود.

همانگونه که وزیر امور خارجه و سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران گفته‌اند، مبنای ایران برای توقف جنگ اجرای کامل و بدون تغییر تمامی بندهای ۱۴گانه تفاهم‌نامه اسلام‌آباد است.

اکنون پس از چندین روز مذاکره، این احتمال وجود دارد که تهران و مسقط به تفاهمی برای اعلام مسیر جدید دست پیدا کنند، هر چند این تفاهم هنوز قطعی نیست. اجرای چنین تفاهمی نیازمند اجرای کامل تمامی تعهدات آمریکا در تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، من جمله پایان قطعی جنگ در تمام جبهه‌ها، آزادی‌سازی دارایی‌های مسدود شده، صدور مجوز رفع تحریم‌های صادرات نفت و فرآوردهای نفتی و پایان قطعی محاصره دریایی است.

دولت آمریکا از طریق عمان و دیگر میانجی‌های منطقه‌ای در جریان کامل مذاکرات ایران و عمان قرار داشت و دلیل اصلی تبلیغات اخیر مبنی بر برنامه‌ریزی برای یک حمله وسیع به زیرساخت‌های حیاتی ایران، احتمال موفقیت همین مذاکرات بود.

ترامپ با وادار کردن نظامیانش به تهیه طرح حمله جنایتکارانه به زیرساخت‌های غیرنظامی ایران و تبلیغات وسیع در مورد قریب‌الوقوع بودن حمله، دو هدف را دنبال می‌کرد:

  • مقام‌های ایران را تحت فشار قرار دهد که امتیازهای بیشتری در مذاکرات بدهند.
  • با اعلام منتفی شدن حمله، اینگونه وانمود کند پیروزی بزرگی به دست آورده‌است و توافق نتیجه تهدیدهای او بوده‌است.

واقعیت این است که مقام‌های ایرانی قبل از تهدیدهای ترامپ با دستور کار مشخص تصویب شده در تهران مذاکرات با عمان را آغاز کرده‌بودند و از همان ابتدا فشارهای آمریکا بود که باعث مقاومت عمان در مقابل پیشنهاد ایران شد، در نتیجه این ادعا که تهدیدهای ترامپ باعث شده‌است ایران امتیازهایی در مورد تنگه هرمز بدهد، کاملا بی‌پایه است. در واقع تهدیدهای ترامپ و نگرانی از جنگ منطقه‌ای باعث شد که عمان موضعی منعطف‌تر نشان بدهد و به همان پیشنهاد اولیه تهران که قبلا در مقابل آن مقاومت کرده‌بود، تن بدهد.

در مورد پیروزی بزرگ، همه چیز بستگی به افکار عمومی و رسانه‌ها دارد. دنباله‌های داخلی دشمن همواره به دنبال حمله به دستگاه دیپلماسی و نظام جمهوری اسلامی هستند، در نتیجه هیچ بعید نیست که برخی جریان‌های سیاسی در داخل کشور در همراهی با دشمن، ادعا کنند که تهدید ترامپ باعث کوتاه آمدن تهران شده‌است. اما این ادعا کاملا خلاف واقعیت است، چرا که کاظم غریب‌آبادی، معاون حقوقی و بین‌الملل وزارت امور خارجه، سه هفته پیش جزئیات مذاکرات ایران و عمان برای ایجاد مسیر میانی در تنگه هرمز را علنا در صدا و سیما توضیح داده‌بود، پیش از اینکه اساسا موضوع حملات گسترده آمریکا مطرح شده‌باشد.

ترامپ پاندولی

جنگ‌ها همیشه با اولین موشک آغاز نمی‌شوند؛ گاهی از لحظه‌ای آغاز می‌شوند که یک توافق شکننده فرو می‌ریزد. گاهی دستی برای تفاهم دراز می‌شود، اما در دست دیگر چماقی پنهان است. گاهی این چماق را کسی بالا می‌برد که از صلح سخن می‌گوید و گاهی آتش جنگ را کسی شعله‌ور می‌کند که خود را مدافع ثبات معرفی می‌کند. در بحران اخیر ایران و آمریکا نیز، روایت‌ها از همان نقطه‌ای از هم جدا شد که هر دو طرف، دیگری را به نقض تفاهم متهم کردند.

از نگاه تهران، نقطه آغاز دور تازه بحران، تفاهم اسلام‌آباد بود؛ توافقی که با میانجیگری پاکستان برای مهار تنش و جلوگیری از گسترش درگیری شکل گرفت. اما این تفاهم عمر چندانی نداشت. به روایت مقام‌های ایرانی، زمانی که یک نفتکش خارج از ترتیبات توافق‌شده قصد عبور از مسیرهای تعیین‌شده را داشت و ایران مانع تردد آن شد، آمریکا با انجام عملیات نظامی و تغییر ترتیبات مورد توافق، عملاً تفاهم اسلام‌آباد را نقض کرد و آتش‌بس را پایان داد. واشنگتن البته این روایت را نپذیرفت و اقدامات خود را پاسخی به تحولات میدانی و تهدیدهای ایران عنوان کرد.

در چنین فضایی، ۸ ژوئیه ۲۰۲۶ به نقطه عطف بحران تبدیل شد. دونالد ترامپ در حاشیه نشست سران ناتو، عملاً پایان تفاهم را اعلام کرد و در پاسخ به خبرنگاران گفت: «از نظر من، این [تفاهم] تمام شده است. دیگر نمی‌خواهم با آنها سروکار داشته باشم.» او دقایقی بعد نیز تأکید کرد: «تا آنجا که به من مربوط می‌شود، این موضوع تمام شده است.»

هرچند گزارش‌های منتشرشده نشان می‌دهد نخستین موج حملات تازه آمریکا یک روز پیش از این اظهارات و در ۷ ژوئیه آغاز شده بود، اما سخنان ترامپ در نشست ناتو، از نگاه بسیاری از تحلیلگران، اعلام رسمی پایان مسیر دیپلماسی و چراغ سبز سیاسی برای ادامه عملیات نظامی بود.

از آن زمان تاکنون، رفتار کاخ سفید به الگویی تکرارشونده تبدیل شده است؛ الگویی که هر بار با تهدید به حمله‌ای گسترده، نمایش آمادگی نظامی و سخن گفتن از «قدرتی بی‌سابقه» آغاز می‌شود، اما درست در آستانه یک رویارویی فراگیر، با استناد به درخواست متحدان منطقه‌ای، نگرانی کشورهای عربی یا فراهم شدن فرصتی تازه برای مذاکره، متوقف می‌شود.

همین چرخه، پرسش اصلی این گزارش را شکل می‌دهد؛ اگر دونالد ترامپ در ۸ ژوئیه رسماً اعلام کرده بود که تفاهم اسلام‌آباد «تمام شده است» و مسیر دیپلماسی را پایان‌یافته می‌دانست، چرا از آن زمان تاکنون بارها در آستانه حمله، دوباره از میانجیگری، درخواست کشورهای منطقه و فرصت مذاکره سخن گفته و از اجرای عملیات صرف‌نظر کرده است؟ آیا این تغییر مسیر، نتیجه فشار واقعی متحدان واشنگتن است یا نشانه دشواری خروج آمریکا از بحرانی که آغاز آن  هم حتی برایش سخت شده است. وضعیتی که ظواهر امر نشان می‌دهد او مطلقا نمی‌داند چه می‌خواهد؟ آیا تصور بر این است که اگر نیروگاه‌های برق ویران شود تهران تسلیم می‌شود؟ یا در تاریکی خیابان‌ها نیروهای تجزیه طلب به ایران یورش می‌آورند؟ این وضعیت به چه معناست؟ 

مارکو روبیو در مصاحبه ای با فاکس نیوز گفته است که «نابودی قدرت‌ نظامی ایران باعث شده تا آنها برای دستیابی به یک توافق هسته‌ای ابراز تمایل کنند. باور ندارم حکومت ایران تا به حال با رئیس‌جمهوری مشابه دونالد ترامپ مواجه شده باشد.» بله او درست می‌گوید! نه فقط تهران بلکه جهان نیز با 250 سال سابقه این کشور با چنین رئیس جمهور سردرگمی مواجه نشده است. گویی رهبران، بازیگران و سرنوشت سازان جهان همگی معطل او مانده‌اند که بالاخره او قرار است بر سر امنیت انرژی و اقتصاد که حیات بشر به آن متصل است چه خواهد آمد و چه کسی پاسخگو است؟

حالا بازهم خاورمیانه تا بن دندان مسلح علیه ایران یک شب دیگر را با التهاب از حملات سحرگاه به صبح امروز رساند. چه کشورهای عربی چه ایران. همه در این لوپ ترس، التهاب، بحران فردا گرفتار شده‌اند. و فقط تنها سوال همه نوع طیف انسان در جهنم خاورمیانه ده‌هاست این است که چه خواهد شد؟ این جهنم که به بهشت حلول می‌کند؟ چه زمان صلح بر فراز این منطقه سایه خواهد انداخت؟ 

دستاوردسازی به شیوه ترامپ / ترامپ عقب‌نشینی کرد؛ اما عده‌ای در داخل به دستگاه دیپلماسی حمله می‌کنند / آمریکا به تفاهم‌نامه اسلام آباد باز خواهد گشت

لوپ ترامپ برای ایران

 دونالد ترامپ صبح امروز پس از انتشار پست‌های بی محتوا در شبکه تروث سوشال و پس از آنکه کشورش در آستانه یک حمله تمام عیار بود پیام خود را درباره جنگ اینگونه آغاز کرد: آمریکا برای حمله به ایران کاملاً آماده بوده است.

رئیس‌جمهور آمریکا در پیامی در شبکه اجتماعی خود گفت ارتش این کشور «آماده و مسلح» است و می‌تواند سطحی از قدرت نظامی را به نمایش بگذارد که از زمان جنگ جهانی دوم دیده نشده است.

این اظهارات در شرایطی مطرح شد که پیش‌تر گزارش‌هایی درباره آغاز حملات جدید آمریکا علیه ایران منتشر شده بود.منطقه کاملا در شرایط جنگی قرار گرفت، تخلیه سفارت‌خانه‌های آمریکا محدود شدن پروازها، آماده‌باش کامل نظامی و امنیتی در اسرائیل. تحرکات نظامی ایران به بالاترین سطح دفاعی و حمله قرار گرفت و مقامات کشورمان اعلام کردند که پاسخ ما زیرساخت در برابر زیرساخت است. 

>>> بیشتر بخوانید: 
یک امضا تا جنگ بی‌پایان/ «واشنگتن وارد خطرناک‌ترین مرحله پیش از حمله شده است» / فاصله میان توافق و جنگ تمام‌عیار صرفا یک خطای محاسباتی است

با این سطح هشدار در منطقه و ارتش آمریکا، دونالد ترامپ بار دیگر با توجیه مکرر خود این تصمیم را «پیشرفت در مذاکرات» و درخواست ایران و دیگر کشورهای منطقه برای جلوگیری از حمله عنوان کرد.

او گفت چارچوب‌هایی برای یک توافق در حال شکل‌گیری است و این توافق باید شامل بازگشایی فوری تنگه هرمز و پایان دادن به آنچه او «تهدید هسته‌ای ایران» خواند باشد.

گزارش سی‌ان‌ان درباره این تصمیم نشان می‌دهد که تماس‌های دیپلماتیک میان واشنگتن و کشورهای منطقه در روزهای پیش از توقف حمله افزایش یافته بود. بر اساس این گزارش؛ محمد بن‌سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، در تماس با ترامپ بر ضرورت کاهش تنش تأکید کرده و نگرانی‌های ریاض درباره حملات احتمالی جدید علیه ایران را مطرح کرده بود. هرچند این خبر را آکسیوس نیوز بامداد شنبه اعلام کرد و امروز خبرگزاری رسمی عربستان (واس) میانجیگری ولیعد سعودی برای ممانعت از حمله را تائید کرد.

>>> بیشتر بخوانید:
آکسیوس از پشت پرده تصمیم ترامپ درباره توقف حمله خبر داد؛ بن سلمان مانع حمله شد/ تلاش دیپلماتیک ایران در ساعات پایانی/ توافق بر سر تنگه هرمز؟
خبرگزاری رسمی عربستان میانجیگری بن سلمان را برای ممانعت از جنگ علیه ایران را تائید کرد/ گفتگوی ولیعهد سعودی با ترامپ

گزارش رسانه‌های غربی از تلاش کشورهای عربی این سوال را مطرح می کند که اگر نگرانی متحدان منطقه‌ای تا این اندازه جدی بود، چرا آمریکا ابتدا به سمت تشدید نظامی حرکت کرد؟

دستاوردسازی به شیوه ترامپ / ترامپ عقب‌نشینی کرد؛ اما عده‌ای در داخل به دستگاه دیپلماسی حمله می‌کنند / آمریکا به تفاهم‌نامه اسلام آباد باز خواهد گشت

عربستان؛ متحد آمریکا که از جنگ با ایران می‌ترسد

برای پاسخ به این پرسش باید به یکی از مهم‌ترین نگرانی‌های کشورهای عربی خلیج فارس نگاه کرد: هزینه‌های یک جنگ گسترده تا کجاست؟ برخلاف تصور برخی ناظران، همه متحدان آمریکا در منطقه خواهان افزایش درگیری نیستند. عربستان سعودی که سال‌ها یکی از اصلی‌ترین شرکای واشنگتن در خاورمیانه بوده، همزمان با رقابت راهبردی و ایدئولوژیکی با ایران، نگران پیامدهای مستقیم جنگ است. نه آنکه دلش برای تهران بسوزد سرمایه‌گذاری‌های عربستان در آمریکا و متقابلا سرمایه‌های شرکت‌های خصوصی ایالات متحده چه نفتی و غیر نفتی و حتی خانواده ترامپ در این کشور بسیار فراتر از تصور است اینکه شدت جنگ در خاورمیانه بالا بگیرد و ایران زیرساخت‌های این کشورها را هدف قرار دهد سقوط اقتصادی این کشورها حتمی خواهد بود. 

بحث اصلی دیگر  تنگه هرمز است؛ مسیری حیاتی برای صادرات انرژی که هرگونه ناامنی طولانی‌مدت در آن می‌تواند اقتصاد منطقه و بازار جهانی نفت را تحت فشار قرار دهد ضمن اینکه باب المندب نیز به آن اضافه شده است.

سدریک لیتون، تحلیلگر نظامی سی‌ان‌ان و سرهنگ بازنشسته نیروی هوایی آمریکا، در تحلیل خود درباره نقش عربستان گفت ریاض تحت فشار است تا تنگه هرمز دوباره باز شود.

او تأکید کرد: «آنها از نظر اقتصادی در معرض خطر هستند.» لیتون معتقد است عربستان به دلیل جایگاه خود در منطقه و روابط نزدیک با واشنگتن، توان اثرگذاری بر تصمیم‌های دولت آمریکا را دارد.

او به سی‌ان‌ان گفت: «این حوزه‌ای است که ایالات متحده تا حد زیادی به دیپلماسی عربستان وابسته است و فکر می‌کنم همین موضوع تأثیر بزرگی بر تصمیم ترامپ برای صرف‌نظر کردن از حمله به ایران، دست‌کم در آینده نزدیک، داشته است.»

همزمان، سی‌ان‌ان گزارش داد کشورهایی مانند قطر و پاکستان نیز تلاش‌هایی برای جلوگیری از تشدید بحران انجام داده‌اند. یکی از اهداف این تلاش‌ها، ایجاد ترتیبی میان ایران و عمان برای بازگشت جریان تجارت از تنگه هرمز عنوان شده است.

اما نکته مهم این است که فشار کشورهای منطقه تنها زمانی می‌تواند تصمیم واشنگتن را تغییر دهد که خود آمریکا نیز با محدودیت‌ها و هزینه‌هایی روبه‌رو باشد. که در همین باره تحلیل‌گر نظامی سی‌ان‌ان می‌گوید که یکی از نکات مهم این است که فشار نظامی علیه ایران، به معنای پایان توان پاسخ‌گویی تهران نیست.

برد لندون، تحلیلگر ارشد امور نظامی سی‌ان‌ان، نوشت که اگرچه بیش از پنج ماه جنگ توان نظامی ایران را فرسوده کرده و فشارهای اقتصادی شدیدی ایجاد کرده است، اما ایران همچنان توان وارد کردن ضربه را حفظ کرده است.به گفته او، حملات مرگبار علیه نیروهای آمریکایی در منطقه طی ماه گذشته نشان داد که تهران همچنان ابزارهایی برای پاسخ در اختیار دارد.

در همین حال تریتا پارسی، معاون اجرایی مؤسسه Quincy Institute for Responsible Statecraft نیز در گفت‌وگو با سی‌ان‌ان بر همین نکته تأکید کرد.

او به سی‌ان‌ان گفت ایران تاکنون هر بار که فشار نظامی آمریکا افزایش یافته، توانسته مقاومت کند و احتمالاً بار دیگر نیز قادر به انجام چنین کاری خواهد بود. پارسی در ادامه بیان کرد: «ترامپ یک مسیر مبتنی بر تشدید تنش برای خروج از این درگیری ندارد.» 

این جمله، یکی از کلیدی‌ترین بخش‌های تحلیل درباره رفتار کاخ سفید است؛ زیرا نشان می‌دهد مشکل اصلی واشنگتن تنها آغاز یک عملیات نیست، بلکه یافتن راهی برای پایان دادن به آن است.

ارتش آمریکا؛ قدرتی عظیم که با محدودیت‌های واقعی روبه‌رو است

در نگاه نخست، رویارویی نظامی میان ایران و آمریکا یک نابرابری آشکار در توان نظامی ایجاد می‌کند. ایالات متحده یکی از پیشرفته‌ترین ارتش‌های جهان را در اختیار دارد؛ شبکه‌ای گسترده از پایگاه‌های نظامی، ناوهای هواپیمابر، جنگنده‌های نسل جدید و سامانه‌های دفاع موشکی که در بسیاری از حوزه‌ها برتری فناوری واشنگتن را تضمین می‌کند.

اما تحلیلگران نظامی معتقدند مسئله اصلی در یک جنگ بزرگ تنها توانایی آغاز حمله نیست؛ بلکه توانایی ادامه دادن، دفاع کردن و کنترل پیامدهای آن است.

همین موضوع یکی از عواملی است که در محاسبات اخیر واشنگتن اهمیت پیدا کرده است.

برد لندون، تحلیلگر ارشد امور نظامی سی‌ان‌ان و سرهنگ بازنشسته نیروی هوایی آمریکا، در تحلیل خود درباره عقب‌نشینی ترامپ نوشت که ارتش آمریکا با وجود قدرت گسترده، تحت فشار فزاینده قرار گرفته است؛ به‌ویژه در حوزه ذخایر دفاع موشکی.

بر اساس گزارشی که مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی آمریکا (CSIS) منتشر کرده، ذخایر موشک‌های رهگیر پاتریوت، یکی از مهم‌ترین ابزارهای دفاع هوایی آمریکا، در جریان جنگ کاهش قابل توجهی داشته است.

طبق این گزارش، تعداد رهگیرهای پاتریوت آمریکا از حدود ۲۳۳۰ فروند پیش از جنگ به حدود ۷۵۹ تا ۸۲۷ فروند در پایان ژوئیه کاهش یافته است؛ یعنی ذخایر این سامانه به حدود یک‌سوم سطح پیش از جنگ رسیده است.

وضعیت سامانه تاد (THAAD) نیز مشابه بوده است. این سامانه که برای مقابله با موشک‌های بالستیک در ارتفاع بالا طراحی شده، از ۴۵۲ رهگیر پیش از جنگ به ۲۷۸ فروند یا کمتر کاهش یافته است.

این اعداد یک پیام مهم برای تصمیم‌گیرندگان آمریکایی دارد: حتی یک ارتش بسیار قدرتمند نیز منابع نامحدود ندارد. 

گزارش سی‌ان‌ان از آنجایی اهمیت پیدا می‌کند که فرماندهی مرکزی اروپا به واشنگتن پست گفت که ارتش توانایی دفاع از اسرائیل را ندارد. 

واشنگتن پست روز شنبه به نقل از مقامات گزارش داد که فرمانده ارشد ارتش آمریکا در اروپا به پنتاگون هشدار داده است که منابع دریایی فعلی برای ادامه دفاع از اسرائیل در برابر حملات موشک‌های بالستیک ایران کافی نیست.

طبق گزارش‌ها، ژنرال الکسوس گرینکویچ، رئیس فرماندهی اروپایی ارتش آمریکا،به مقامات ارشد دفاعی گفته است که بدون ناوشکن‌های اضافی نیروی دریایی ممکن است مجبور شود حفاظت از سرزمین آمریکا را به اسرائیل اولویت دهد و این امر فشار فزاینده‌ای را بر منابع نظامی آمریکا در حالی که درگیری با ایران ادامه دارد، نشان می‌دهد.

به نوشته واشنگتن پست، ناوشکن‌های مجهز به سامانه‌های دفاع موشکی از اصلی‌ترین ابزارهای آمریکا برای رهگیری موشک‌های بالستیک ایران به شمار می‌روند و کمبود آن‌ها فشار مضاعفی بر منابع نظامی واشنگتن در شرایط تشدید تنش‌ها در منطقه وارد کرده است.

دستاوردسازی به شیوه ترامپ / ترامپ عقب‌نشینی کرد؛ اما عده‌ای در داخل به دستگاه دیپلماسی حمله می‌کنند / آمریکا به تفاهم‌نامه اسلام آباد باز خواهد گشت

هزینه‌های پنهان جنگ؛ چیزی فراتر از شلیک موشک

اما مشکل واشنگتن فقط تعداد موشک‌های رهگیر است؟ به نوشته سی‌ان‌ان مصرف گسترده مهمات در کنار سایر خسارت‌های تجهیزاتی، فشار بیشتری بر ارتش آمریکا وارد کرده است؛ از جمله کاهش توان عملیاتی برخی جنگنده‌ها، هواپیماهای هشدار زودهنگام، هواپیماهای شناسایی، بالگردها و پهپادها.

در دریا نیز استقرار طولانی‌مدت ناوگان آمریکا در منطقه، فشار مضاعفی بر نیروی دریایی وارد کرده است؛ زیرا مأموریت‌های طولانی می‌توانند برنامه‌های تعمیر و نگهداری ناوها را به تأخیر بیندازند.

آریان طباطبایی، پژوهشگر ارشد شورای امور جهانی شیکاگو، پیش‌تر درباره همین موضوع هشدار داده بود.

او در تحلیلی در ماه ژوئن نوشت: برای یک نیروی نظامی بزرگ و پیشرفته مانند نیروهای مسلح آمریکا، آسیب به آمادگی رزمی به شکل انباشته ایجاد می‌شود، در حالی که هزینه انتخاب‌های جایگزین فوری است.

معنای این هشدار روشن است: آمریکا ممکن است بتواند یک حمله قدرتمند انجام دهد، اما هر روز ادامه جنگ، محاسبات جدیدی ایجاد می‌کند.

آیا «کشورها مانع شدند» همه واقعیت است؟

روایت رسمی واشنگتن این است که متحدان منطقه‌ای، به‌ویژه کشورهای عربی، نگران گسترش جنگ بودند و از ترامپ خواستند حمله را متوقف کند. این روایت بخشی از واقعیت را توضیح می‌دهد.

کشورهای منطقه واقعاً از پیامدهای جنگ نگران هستند؛ زیرا هرگونه حمله گسترده علیه ایران می‌تواند امنیت انرژی، اقتصاد و ثبات سیاسی آنها را تحت تأثیر قرار دهد.

اما منتقدان ترامپ معتقدند این تنها دلیل نیست. از نگاه آنها، دولت آمریکا نیز با محدودیت‌هایی روبه‌رو است که اجازه نمی‌دهد هر تهدیدی را به یک جنگ تمام‌عیار تبدیل کند.

اندیشکده Responsible Statecraft، وابسته به مؤسسه کوئینسی برای حکمرانی مسئولانه، از جمله نهادهایی است که رویکردی انتقادی نسبت به مداخلات نظامی آمریکا دارد. تحلیلگران این مؤسسه معتقدند مشکل سیاست فشار حداکثری علیه ایران این است که ممکن است توانایی‌های نظامی مشخصی را هدف قرار دهد، اما بدون یک مسیر سیاسی روشن، الزاماً به نتیجه‌ای پایدار منجر نمی‌شود.

از نگاه این جریان، آمریکا بار دیگر با همان مشکلی روبه‌رو شده که در بسیاری از بحران‌های خاورمیانه تجربه کرده است: توانایی پیروزی در یک عملیات نظامی، اما دشواری تبدیل آن به یک نتیجه سیاسی.

ترامپ و استفاده از «تهدید جنگ» به عنوان ابزار مذاکره

یکی از تفسیرهای مطرح درباره رفتار ترامپ این است که تهدید نظامی برای او نه همیشه مقدمه جنگ، بلکه بخشی از ابزار فشار است. بر اساس این نگاه، ترامپ تلاش می‌کند با بالا بردن سطح تهدید، طرف مقابل را به امتیازدهی وادار کند؛ اما وقتی هزینه‌های واقعی این مسیر آشکار می‌شود، به دنبال توافقی می‌گردد که بتواند آن را به عنوان پیروزی معرفی کند.

شورای روابط خارجی آمریکا (Council on Foreign Relations - CFR) نیز در تحلیل‌های خود درباره بحران‌های منطقه‌ای بارها بر این نکته تأکید کرده که قدرت نظامی به تنهایی نمی‌تواند جایگزین یک راهبرد سیاسی شود.

از این منظر، مشکل اصلی دولت آمریکا در برابر ایران این نیست که آیا می‌تواند ضربه وارد کند؛ بلکه این است که آیا می‌تواند نتیجه‌ای را که پس از ضربه انتظار دارد، تضمین کند.

دستاوردسازی به شیوه ترامپ / ترامپ عقب‌نشینی کرد؛ اما عده‌ای در داخل به دستگاه دیپلماسی حمله می‌کنند / آمریکا به تفاهم‌نامه اسلام آباد باز خواهد گشت

روایت کاخ سفید؛ عقب‌نشینی؟یا یک تصمیم دیپلماتیک؟ یا ترس از فردا؟ یا تعویق حمله؟....

هر بار که دونالد ترامپ از حمله به ایران عقب می‌نشیند، توضیح رسمی کاخ سفید تقریباً یک الگوی مشابه دارد: فرصتی برای مذاکره ایجاد شده، متحدان منطقه‌ای نگران شده‌اند یا طرف مقابل نشانه‌هایی از آمادگی برای توافق نشان داده است.

در آخرین مورد نیز ترامپ اعلام کرد آمریکا آماده حمله بوده، اما پس از درخواست ایران و دیگر کشورهای منطقه تصمیم گرفته است عملیات را متوقف کند.

این روایت، از یک منظر، با واقعیت‌های منطقه همخوانی دارد. کشورهای عربی خلیج فارس واقعاً نگران گسترش جنگ هستند. آنها در صورت تبدیل شدن درگیری ایران و آمریکا به یک جنگ منطقه‌ای، با خطر حمله به زیرساخت‌های انرژی، اختلال در صادرات نفت و ناامنی مسیرهای دریایی مواجه خواهند شد. اما منتقدان ترامپ معتقدند این تمام داستان نیست.

از نگاه آنها، «درخواست متحدان» تنها بخشی از علت است؛ بخش دیگر به محدودیت‌های خود آمریکا بازمی‌گردد: محدودیت نظامی، هزینه سیاسی و نبود یک مسیر روشن برای پایان جنگ.

در همین باره تریتا پارسی، معاون اجرایی مؤسسه «کوئینسی برای حکمرانی مسئولانه»، در گفت‌وگو با سی‌ان‌ان گفت: «به نظر من، سعودی‌ها اطمینانی ندارند که آمریکا از یک راهبرد نظامی پیروزمندانه برخوردار باشد.» او افزود: «چنین اقدامی تنها به رنج و خسارت بیشتر برای کشورهای منطقه منجر می‌شود، بدون آنکه واقعیت‌های میدانی یا مسیر این درگیری را تغییر دهد.»

پارسی تأکید کرد: «این سناریو سراسر زیان است و هیچ دستاوردی ندارد. کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به‌خوبی می‌دانند که هرگونه تشدید تنش، تنها به تشدید متقابل از سوی ایران منجر خواهد شد و در چنین وضعیتی، اعضای شورای همکاری خلیج فارس بزرگ‌ترین قربانیان خواهند بود.»

شورای اروپایی روابط خارجی (European Council on Foreign Relations - ECFR) در تحلیل‌های خود درباره سیاست ترامپ در قبال ایران، بر یک تناقض اساسی تأکید کرده است. به باور این اندیشکده، ترامپ همواره تمایل دارد خود را به عنوان رئیس‌جمهوری نشان دهد که در برابر دشمنان آمریکا عقب‌نشینی نمی‌کند، اما همزمان از ورود به جنگ‌هایی که پایان مشخصی ندارند نیز پرهیز دارد.

این همان تناقضی است که در پرونده ایران خود را نشان داده است. 

ترامپ می‌خواهد تهدید نظامی را به عنوان ابزار فشار حفظ کند، اما نمی‌خواهد مسئولیت یک جنگ طولانی و پرهزینه را بر عهده بگیرد.

ECFR در تحلیل خود از مفهوم «راه خروج» یا Off-ramp استفاده می‌کند؛ به این معنا که دولت‌ها در بحران‌های نظامی، به دنبال مسیری هستند که بتوانند بدون پذیرش شکست، از تشدید درگیری فاصله بگیرند. بر اساس این نگاه، توقف حمله برای ترامپ لزوماً به معنای کنار گذاشتن گزینه نظامی نیست؛ بلکه می‌تواند بخشی از تلاش برای یافتن یک توافق یا پایان‌بندی سیاسی باشد که بتواند آن را به عنوان موفقیت معرفی کند.

اما صابر گل‌عنبری کارشناس خاورمیانه دراینباره معتقد است که این فقط تعویق حمله است نه لغو حمله. اودر تحلیل خود می نویسد: با بررسی دقیق‌تر می‌توان گفت آنچه رخ داده بیشتر به معنای تعویق حمله است تا لغو کامل آن. اگر قرار بوده عملیات از شب گذشته آغاز شود، می‌توان گفت اجرای آن در این مقطع زمانی متوقف شده است؛ اما نمی‌توان این تصمیم را به معنای کنار گذاشتن دائمی گزینه نظامی تفسیر کرد.

درباره دلایل این تغییر مسیر نیز، اگرچه تهران تاکنون واکنش رسمی و روشنی به ادعای ترامپ نشان نداده، اما چند نکته قابل توجه است. نخست اینکه بعید به نظر می‌رسد در چنین بازه زمانی کوتاهی، توافقی واقعی بر سر چارچوب‌های یک توافق جامع شکل گرفته باشد؛ با این حال، ممکن است پیشنهادها یا ایده‌های جدیدی مطرح شده باشد که برای ترامپ قابل بررسی بوده است.

دوم اینکه درخواست کشورهای منطقه، به‌ویژه عربستان سعودی، می‌تواند در تصمیم ترامپ نقش داشته باشد. نگرانی کشورهای عربی از پیامدهای جنگ، به‌خصوص تهدید علیه زیرساخت‌های انرژی و امنیت منطقه، عاملی است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. با این حال، بعید است این درخواست‌ها به تنهایی عامل تعیین‌کننده در تغییر تصمیم واشنگتن بوده باشند.

>>> بیشتر بخوانید:
حمله لغو شد یا فقط به تعویق افتاد؟

مؤسسه Responsible Statecraft می نویسد: مشکل اساسی سیاست فشار نظامی علیه ایران این است که ممکن است آمریکا بتواند اهداف مشخصی را هدف قرار دهد، اما مشخص نیست چگونه می‌تواند پس از آن به یک نتیجه سیاسی پایدار برسد. این همان پرسشی است که در بسیاری از جنگ‌های خاورمیانه درباره آمریکا مطرح شده است:

آیا نابود کردن بخشی از توانایی‌های نظامی یک کشور، الزاماً به تغییر رفتار سیاسی آن کشور منجر می‌شود؟

منتقدان پاسخ می‌دهند: نه همیشه.

از نگاه آنها، جنگ ممکن است یک پیروزی تاکتیکی ایجاد کند، اما بدون یک راهبرد سیاسی، می‌تواند به بحرانی طولانی‌تر تبدیل شود.

دستاوردسازی به شیوه ترامپ / ترامپ عقب‌نشینی کرد؛ اما عده‌ای در داخل به دستگاه دیپلماسی حمله می‌کنند / آمریکا به تفاهم‌نامه اسلام آباد باز خواهد گشت

چه خواهد شد؟

چیزی که عیان است این است که این چرخه تکرار می‌شود؛ ابتدا تهدید، سپس نمایش قدرت، بعد نگرانی متحدان، فشارهای اقتصادی و نظامی، و در نهایت تلاش برای پیدا کردن راهی برای توقف. و سوال مهم تر از سوی کدام طرف توقف؟ آیا مذاکره‌ای که ما از آن اطلاع نداریم به این جنگ پایان می‌دهد یا تئوری مرد دیوانه پاسخ می‌دهد؟ 

برای ایران، این چرخه نشان می‌دهد که هدف اصلی واشنگتن تنها عملیات نظامی نیست؛ بلکه ایجاد فشار سیاسی و وادار کردن تهران به پذیرش شرایط مورد نظر آمریکاست. اما در مقابل، همین چرخه نشان می‌دهد که آمریکا نیز با محدودیت‌هایی روبه‌رو است و نمی‌تواند پیامدهای هر تصمیم نظامی را به سادگی کنترل کند که قسمت تاریک این بحران دقیقا همین نکته است؛ در واشنگتن قحط‌الرجال شده است.... تا وقتی وضعیت کاخ سفید اینگونه باشد آینده ما همچنان نامعلوم است تا بلکه در انتخابات فرجی حاصل شود.

بااینحال ترامپ مدعی است که با تهران به توافقی دست یافته است او در تروث سوشال نوشت: چارچوب توافق، شامل بازگشایی فوری، کامل و بدون محدودیت تنگه هرمز و همچنین پایان دادن به آنچه او «تهدید هسته‌ای ایران» خواند، خواهد بود.

این در حالی است که مقامات ایران درباره این خبر و حتی لغو حمله تا لحظه نگارش این گزارش هیچ واکنشی نداشته‌اند و مشخص نیست که ادعای ترامپ از طرف ایرانی مورد تائید یا نه اما شاید امیدی به دوستداران صلح و دیپلماسی بدهد که همچنام امیدوار بر گفتگوها باشند تا از کیان کشور دفاع کنند.

با همه این احوال حالا ترامپ واقعاً به دنبال جنگی است که بتواند در آن پیروز شود، یا از سایه جنگ برای رسیدن به توافقی استفاده می‌کند که بدون شلیک گلوله، همان اهداف سیاسی را دنبال کند؟ اهدافی از توافق ابراهیم تا هژمون اسرائیل در منطقه که بتواند ایالات متحده را برای چند صباحی از منطقه بازنشسته کند! البته شاید بگوئید این تئوری توطئه است اما اگر این نیست پس چیست؟ 

315

کد مطلب 2255068

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 7 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 1
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • IR ۱۶:۱۱ - ۱۴۰۵/۰۵/۱۱
    0 1
    تشدید درگیری به زیان همه کشورها و تنها خواست افرادی نا آگاه از روی کینه شخصی یا وابستگی به دولت اسرائیل است .
  • IR ۱۶:۱۲ - ۱۴۰۵/۰۵/۱۱
    1 0
    مهم نیست کی چقدر شعر میخونه و چی میگه ! اصل اینه دولتی ضعیف در ایران بر سرکار آمد که فشار را بر مردم بیشتر کرد و پیشامدی به اسم دی ماه اتفاق افتاد و باعث وسوسه و محاسبه غلط دشمنی شد که رویای نابودی و تجزیه ایران را دارد ! هرچند مسئولینی هم هستند که میگن بسه دیگه حکومت عوض شه و یا تجزیه طلب هستند و پانتورک و ... هستند ! دشمن که تعریفش روشنه و اگر بتوانه میخواد ایران کوچک بشه و مشکل اسرائیل برا همیشه حل شه این هیچ ، ولی دولت ها و مجموعه هایی هم هستند که حقوق و درآمد های مسئولین رو دلاری و کلان میکنن و تورم را افزایش میدن تا با فشار بر مردم اهدافشون رو حالا هرچه هست پیش ببرن ! چه میخواد تجزیه و نابودی باشه یا نه برخی هدفشون نابودی ایران نیست ولی با فشار بر مردم میخوان رابطه با آمریکا را برقرار کنن اونم نه برا مردم برای کار خودشون و خانواده هاشون که اونجا هستند و ....

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین