مبلغ – سرویس سبک زندگی: در دنیای به شدت رسانهای امروز، مرز میان فضای عمومی و حوزه خصوصی بیش از هر زمان دیگری مخدوش شده است. امواج متلاطم اخبار، صفبندیهای جناحی شبکههای اجتماعی و التهابهای بیپایان جهان سیاست، بی سر و صدا از درگاه خانه عبور میکنند و درست در نقطه ثقل زیست مشترک یعنی میز شام یا گفتگوی شبانه جا خوش میکنند. پدیدهای که روانشناسان و جامعهشناسان خانواده از آن با عنوان استقطاب سیاسی در حریم خصوصی یا سرریز اضطرابهای مدنی به روابط عاطفی یاد میکنند، امروزه بسیاری از زوجها را خواسته یا ناخواسته درگیر تنشهای فرساینده کرده است.
جامعه مدرن با بمباران بیوقفه روایتهای متناقض، انسانها را به اتخاذ مواضع صفر و صدی سوق میدهد. وقتی دو انسان با خاستگاههای ذهنی، فرهنگی یا تحلیلی متفاوت زیر یک سقف گرد هم میآیند، طبیعی است که در رویدادهای کلان روز دیدگاههای یکسانی نداشته باشند. چالش بنیادین از آنجا آغاز میشود که افراد هویت فردی و ارزش پیوند زناشویی را با وفاداری به یک جناح، شخص یا گفتمان سیاسی گره میزنند. در چنین وضعیتی، مخالفت همسر با یک تحلیل سیاسی، دیگر به عنوان یک تفاوت نگرش طبیعی تلقی نمیشود، بلکه نوعی خیانت فکری، بیشعوری سیاسی یا تهدیدی علیه ارزشهای بنیادین طرف مقابل ترجمه میگردد. اریک فروم، روانکاو برجسته، در تحلیلهای خود پیرامون هنر عشق ورزیدن به روشنی هشدار میدهد که عشق بالغانه نوعی یگانگی در عین حفظ یکپارچگی و استقلال فردی است؛ حال آنکه تلاش برای یکسانسازی عقیدتی در حریم امن خانواده، رابطه را از مدار مهر به ورطه سلطهگری سوق میدهد.
تجربه کلینیکی مشاوران خانواده نشان میدهد در سالهای اخیر مشاجرههای کلامی بر سر مسائل روز، به شکل محسوسی جایگزین چالشهای سنتی همسران شده است. فردی که خشم ناشی از ناتوانی در تغییر معادلات کلان اجتماعی را در درون خود تلمبار کرده، ناخودآگاه نزدیکترین شریک زندگی خود را به سیبل تخلیه این ناکامی تبدیل میکند. در این بستر، تحقیر، برچسبزنی سیاسی و مسخره کردن تحلیلهای دیگری، به تدریج دیوار اعتماد عاطفی را تخریب میکند. پیوند زناشویی بر پایههای بنیادین تفاهم، مدارا، پذیرش تفاوتها و همدلی بنا شده است، در حالی که ذات منازعات جناحی بر مبنای حذف، تخریب حریف و دوگانهسازی ما و آنها شکل میگیرد. ورود این منطق خشن به بستر خانه، کارکرد آرامشبخشی و سکونت خانواده را کاملاً خنثی میسازد.
خانواده موفق پناهگاهی امن در برابر فرسایشهای جهان پرآشوب بیرون است، نه شعبهای از میتینگهای حزبی یا تریبون تسویهحسابهای رسانهای. زوجهای هوشمند درمییابند که بقای آشیانه مشترک و حفظ حریم امن فرزندان، ارزشی به مراتب فراتر از اثبات درستی یک پیشبینی سیاسی زودگذر دارد. آنها به جای تحمیل افکار یا بریدن رشته گفتگو، با تکیه بر گوش دادن فعال و تابآوری روانی، مهارت مرزبندی هوشمندانه را تمرین میکنند؛ مهارتی که اجازه نمیدهد موجهای ناپایدار بیرونی، لنگرگاه سکون و آرامش خانوادگی را در هم بشکند.
در معارف اسلامی نیز خانواده کانون آرامش، مودت و کانون رشد انسانی معرفی شده است. متون اصیل دینی با نگاهی واقعبینانه به تنوع افکار، همواره بر نرمخویی، مدارا و چشمپوشی از تفاوتهای سلیقهای برای بقای حریم مشترک تأکید کردهاند؛ نکتهای که در ادبیات اخلاقی و روایی ما نیز جلوهای عمیق دارد و جایگاه آن در منابع معتبر قابل ردیابی است:
۱. قرآن کریم غایت آفرینش همسران را دستیابی به آرامش متقابل دانسته و اساس این پیوند را بر پایه محبت قلبی و مهربانی قرار داده است (سوره روم، آیه ۲۱):
«وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً»
و از نشانههای او این است که از خود شما همسرانی برای شما آفرید تا در کنارشان آرامش یابید و میانتان دوستی و مهربانی نهاد.
۲. پیامبر اکرم (ص) مدارا با انسانها را نه یک گزینه فرعی، بلکه همتراز با تکالیف اصلی الهی برمیشمارند که در محیط خانواده اهمیتی دوچندان مییابد (الکافی، جلد ۲، صفحه ۱۱۷، باب المداراة، حدیث ۲):
«أَمَرَنِی رَبِّی بِمُدَارَاةِ النَّاسِ کَمَا أَمَرَنِی بِأَدَاءِ الْفَرَائِضِ»
پروردگارم مرا به مدارا کردن با مردم فرمان داد، همانگونه که به ادای واجبات فرمان داد.





نظر شما