رئیس دانشگاه صنعتی شریف در گفتگو با خبر آنلاین آمار 90 درصدی مهاجرت دانش‌آموختگان شریف به خارج را رد می‌کند اما معتقد است ما برای جذب نخبگان سرمایه‌گذاری نکرده‌ایم

«کسانی که با شایعه پراکنی کذب مدعی خروج 90 درصد دانش آموختگان دانشگاه صنعتی شریف از کشور هستند قطعا دلسوز کشور نیستند.» دکتر سعید سهراب‌پور رئیس دانشگاه صنعتی شریف در گفتگو با خبرآنلاین بار دیگر بر جمله‌ای تاکید می‌کند که در یک ماه گذشته به طور مرتب مجبور به تکرار آن بوده است.

«متاسفانه شخصی که رییس یک صنعت خاص است، مقاله‌ای را که از دانشگاه صنعتی شریف در نیوزویک منتشر شده بود را به فارسی ترجمه کرده و آنرا به تمام کشور ارسال کرده بود که در آنجا عنوان شده بود، 90‌درصد فارغ‌التحصیلان دانشگاه صنعتی شریف به خارج از کشور مهاجرت می‌کنند.»

سهراب‌پور با بیان این مطلب، همچنین از تقاضای حضور در کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس و ارائه آمارهای درست به نمایندگان عضو این کمیسیون خبر می‌دهد: به خاطر جو شایعه سازی‌های اخیر در کمیسیون آموزش مجلس حاضر شدم و آمارهای دقیقی که از طریق معاونت دانشجویی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری درباره میزان خروج دانش آموختگان دانشگاه صنعتی شریف و دانش آموختگان دانشگاه های کل کشور از سال 83 تاکنون دریافت کرده‌ام را ارائه دادم که  اطلاعات دقیق موجود به هیچ وجه حکایت از این ندارند که 90 درصد از فارغ التحصیلان دانشگاه صنعتی شریف به خارج می روند.

هاروارد را فراموش کنید، شریف اینجاست
«در سال 2003 مدیران دپارتمان مهندسی الکترونیک دانشگاه استنفورد هنگامی با گروهی از دانشجویان خارجی مواجه شدند که با نمرات بی سابقه‌ای امتحانات دشوار ورودی دوره دکتری دانشکده را پشت سرگذاشته بودند، شگفت‌زده شدند. ‏اینکه این جوانان پر سر و صدا آمریکایی نبودند، جای تعجب نداشت چرا که دانشجویانی از آسیا و سایر نقاط توانسته ‏بودند مجوز ورود به این دوره را در آمریکا به دست آورند.  به گفته مسؤولان استنفورد، نکته شگفت‌آور این ‏بود که بیشتر برگزیدگان از یک کشور و یک دانشگاه آمده بودند: دانشگاه صنعتی شریف در ایران!»

این بخشی از گزارش جنجال‌برانگیز هفته‌نامه نیوزویک است که در قسمتی از آن ادعا شده تعداد دانشجویان ایرانی در کانادا از سال 1985 تا کنون 240 درصد افزایش یافته و تعداد دانشجویان ایرانی در استرالیا در خلال پنج سال گذشته پنج برابر شده و به حدود 1500 نفر رسیده است.

در این گزارش که با عباراتی چون «هاروارد را فراموش کنید، یکی از بهترین موسسات دانشگاهی جهان در ایران است!» به تمجید از این دانشگاه ایران پرداخته شده، آمده است: استنفورد به مقصد مورد علاقه فارغ التحصیلان دانشگاه شریف تبدیل شده است. به فاصله کوتاهی از انتشار ترجمه این گزارش در سایت‌های ایرانی، اعلام خروج 90 درصد شریفی‌ها از کشور به منظور کار یا ادامه تحصیل نقل محافل شد. ماجرایی که البته واکنش رسمی رییس این دانشگاه را به دنبال داشت: از حدود 1800 فارغ‌التحصیل شریف در سال جاری، 207 نفر مهاجرت کرده‌اند و یک محاسبه ساده نشان می‌دهد که این رقم معادل 90 درصد نیست.

سهراب‌پور در ارائه این ارقام به آمار موجود در معاونت دانشجویی وزارت علوم استناد می‌کند: این آمار از این جهت دقیق است که دانش آموختگانی که قصد خروج دارند یک سلسله اقدامات جهت وثیقه نظام وظیفه و تأئید مدارکشان توسط وزارت علوم باید انجام دهند. بنابراین وزارت علوم آمار دقیق دانش آموختگانی که خارج می شوند را در دست دارد.

البته آمار سهراب‌پور می‌تواند کاملا دقیق باشد، مشروط بر آنکه دختران، کسانی که پیش از اقدام به مهاجرت خدمت سربازی را گذرانده‌اند و همچنان کسانی را که با یک فاصله زمانی از زمان فارغ‌التحصیلی اقدام به مهاجرت می‌کنند را جزو مغز‌های این مملکت به شمار نیاوریم. همچنانکه ملاباشی، معاون دانشجویی وزارت علوم نیز در ارائه آمار فارغ‌التحصیلان دانشگاهی که برای ادامه تحصیل در دانشگاههای خارج به وزارت علوم مراجعه می‌کنند، با همین استدلال می‌گوید: سالانه هزار و ۲۰۰ نفر برای دریافت ریز نمرات و انجام امور مربوط به ارائه و وثیقه سربازی به وزارت علوم مراجعه می‌کنند که این افراد به طور قطع از دانشگاه‌های خارج از کشور پذیرش گرفته‌اند و اینکه برای ادامه تحصیل به خارج از کشور می‌روند، مشخص است.

اما آمار مهاجران تحصیل‌کرده مملکت مسلما بیشتر از این تعداد است: ماهانه در حدود ۸۰۰ نفر از افرادی که خدمت سربازی را گذرانده و یا معاف شده اند و سایر متقاضیان تحصیل در دانشگاههای خارج از کشور به وزارت علوم مراجعه می‌کنند که البته مشخص نیست این افراد می‌توانند از دانشگاه‌های خارج از کشور پذیرش اخذ کنند یا خیر.

سهراب‌پور در پاسخ به این مساله به خبر می‌گوید: حالا فرض بگیریم که اصلا 100 نفر هم آمار دختران شریفی و آنهایی باشد که معافند یا پس از سربازی اقدام به مهاجرت می‌کنند، باز هم مجموع این آمار 90 درصد فارغ‌التحصیلان شریف نمی‌شود.

 رشد مهاجرت نگران‌کننده نیست؟
از تکذیب خبر مهاجرت 90 درصد فارغ‌التحصیلان شریف که بگذریم، افزایش آمار مهاجرت نخبه‌های ایرانی مساله‌ای است که حتی آمار رسمی وزارت علوم نیز بر آن صحه می‌گذارد. همچنان که دکتر سهراب‌پور با استناد به همین آمار از رشد 10‌درصدی آمار مهاجرت فارغ‌التحصیلان شریف خبر می‌دهد: در سال 83 با توجه به تعداد فارغ‌التحصیلان دانشگاه صنعتی شریف که در آن سال 1385 نفر بوده است، 104 نفر آنها برای ادامه تحصیل به خارج از کشور رفته‌اند و در سال جاری از 1797 فارغ‌التحصیل، 207 نفر مهاجرت کرده‌اند که طبق این ارقام با رشد 10‌درصدی روبه‌رو بوده‌ایم.

سهراب‌پور البته این رشد را «نگران کننده» نمی‌داند: مهاجرت دانش آموختگان مگر چه اشکالی دارد؟ آن هم هنگامی که ظرفیت دکترای داخل کشور زیاد نیست.

«مگر ما خودمان دوره دکتری را در دانشگاههای معتبر دنیا نگذراندیم؟» این استاد دانشگاه که مدرک دکترایش را از برکلی اخذ کرده، معتقد است باید بپذیریم که دانش‌آموخته نخبه دلش می‌خواهد در دانشگاه‌های مطرح و طراز اول دنیا ادامه تحصیل دهد: مهم این است که شرایط به‌گونه‌ای فراهم شود که به هرحال درصدی از این نخبه‌ها پس از اتمام تحصیلاتشان به کشور بازگردند که البته این کار به برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری نیاز دارد.

 اما در برابر این اظهارات رییس دانشگاه صنعتی شریف، دکتر ملک‌زاده رییس مرکز تحقیقات گوارش و کبد دانشگاه علوم پزشکی تهران نظر دیگری دارد: ماجرا به این سادگی نیست که بگوییم از 1800 فارغ‌التحصیل یک دانشگاه فقط 200 نفر کشور را ترک کرده‌اند. فراموش نکنیم که این 200 نفری که در یک سال کشور را ترک می‌کنند، نخبه‌ترین مغز‌های کشور هستند. بهترین‌هایی که هریک می‌توانند ارزشی بیشتر از چند چاه نفت برای کشور داشته باشند.

وی البته بخشی از این مهاجرت را طبیعی می‌داند: مهاجرت نخبگان در همه جای دنیا هست و به دلایل مختلف مثلا افرادی از آمریکا به کانادا، از کانادا به انگلستان و ... مهاجرت می‌کنند، اما در کشور‌های توسعه‌یافته زیر‌ساخت‌ها به گونه‌ای مهیاست که هر کشور قادر است دست‌کم 80 درصد نیرو‌های نخبه خود را جذب کند.

80 درصد نخبه‌های ما جذب مراکز تحقیقاتی خارج می‌شوند
توانایی نداشتن در نگهداری 20 درصد از مستعد‌ترین نیرو‌های کشور، مساله‌ای است که استاد ممتاز دانشگاه علوم پزشکی تهران نسبت به آن اعتراض دارد: بیش از 80 درصد از نخبه‌ترین نیرو‌های ما جذب مراکز تحقیقاتی اروپا و آمریکا می‌شوند چون ما زیر‌ساخت پژوهش نداریم، سرمایه‌گذاری کافی نمی‌کنیم و کل بودجه پژوهشی ما به زحمت برای یک پروژه درست و درمان بین‌المللی کفایت می‌کند.

«چگونه است که جوانان ما در هر‌کجای دنیا که می‌روند از بهترین‌ها هستند اما ما توانایی حفظ استعداد‌های ناب این آب و خاک را نداریم؟» پاسخ سوالی را که دکتر ملک‌زاده مطرح می‌کند، شاید باید در سخنان رییس دانشگاه صنعتی شریف بجوییم: با تمام احترامی که برای وزارتخانه‌ها وصنایع داخل قائلم باید بگویم که نیروی  نخبه در هیچ‌کجای دنیا حاضر نیست حتی با درآمد ماهی 5 میلیون تومان در فلان وزارتخانه یا کارخانه کار کند و اگر ما خواهان جذب نیرو‌های مستعد هستیم باید زمینه کار پژوهشی را فراهم کنیم.

سهراب‌پور با بیان اینکه در 3 سال گذشته 32 نفر از برجسته‌ترین اساتید ایرانی مقیم خارج را در شریف استخدام کرده است، می‌گوید: من بودجه کافی در اختیار ندارم، اگر بودجه باشد می‌توانیم مراکز تحقیقاتی وابسته به دانشگاه ایجاد کنیم و در آن صورت من قول می‌دهم 1000 نفر از نخبه‌ترین فارغ‌التحصیلان ایرانی را جذب این مراکز کنم.

شناخت مقتضیات توسعه علمی کشور حلقه مفقوده این ماجراست. حلقه‌ای که اگر پیدا شود دیگر شاهد اظهار‌نظر‌هایی چون این سخن دکتر ملک‌زاده نخواهیم بود: خسته شدم از بس هر‌کس که روزی شاگردم بوده، آمده تا برایش نامه و توصیه‌نامه‌ای بنویسم تا برای کار یا ادامه تحصیل ترک وطن کند؛ بچه‌هایی که فقط با یک ذره سرمایه‌گذاری می‌توانستیم اینجا نگهشان داریم.

کد خبر 1038

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 12 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بدون نام EG ۲۲:۰۷ - ۱۳۸۸/۰۹/۲۷
    8 4
    با نظر دکتر ملکزاده موافقم ولی خود ایشان هم می دانند که مشکل کجاست. تنها بودجه مطرح نیست. این قشر ارامش و امید به آینده و...می خواهد. از حرفهای دوپهلوی دکتر سهراب پور هم نتیجه گیری آسان است.
  • تاجیک A1 ۱۰:۲۴ - ۱۳۹۲/۰۶/۱۷
    3 5
    برای استاد عزیزم در دانشگاه شیراز جناب دکترسهراب پور سلامت و طول عمرآرزو مندم. نکته مفقوده ای که در بخش فارغ التحصیلان رشته های فنی چون مکانیک و برق باید ذکر نمود نبود صنعت پویا و رقابتی همترازباصنایع تراز اول جهانی میباشد که در آنصورت دستمزد نخبگان نه از بودجه دولتی و عمومی بلکه از درآمد آن شرکتها پرداخت میشد ونخبگان نیز به طور طبیعی جذب مملکت میشدند.