۰ نفر
۲۱ آبان ۱۳۸۹ - ۰۷:۳۷

سالهاست که سخن از مصادره شخصیت های بر جسته تاریخ و فرهنگ ایران اسلامی می رود و فریاد و فغان که دولت های دیگر یکی یکی مفاخر این مرزو و بوم را می ربایند...

این است داستان این سالها که گذشت... دولت ها یکی از پس دیگری آمدند و دریغ از اقدامی سترگ و ماندگار... اما در بین همه مفاخر ادبی ایران زمین عارف بزرگ و شهیر پارسی گوی یعنی جلال الدین محمد معروف به مولانا قصه ای دراز دارد .

مولانا که آوازه اش شرق و غرب عالم را درنوردیده و حتی ترجمه آثارش پرفروش ترین در آمریکا نیز شده ستمی دو چندان را بر خود شاهد است. زیر از یک سوی برخی می کوشند نه تنها ملیت بلکه پارسی گوی اش را نیز زیر سئوال برند و از سوی دیگرهر کسی از ظن خود او را یار شده و بازار برداشت های متفاوت و گاه متناقض از او بسیار پررونق شده است.

پس دو وظیفه تاریخی متوجه نظام اسلامی ایران است یکی مقابله با دست کاری درتاریخ زندگی این شاعر نامی و دیگر زدودن غبارهایی که بر اندیشه تابناک و اسلامی صاحب مثنوی معنوی نشسته است. امروز یک را طولانی آغاز شده است.
احیای مزار مهجور و فراموش شده شمس تبریزی در شهرستان فقاهت خیز و دارالمومنین خوی آغاز پر شکوه این راه طولانی است. این آرزوی طولانی ملت ایران باید روزی تحقق می یافت و سال مولانا بهترین بهانه برای جامه عمل پوشیدن به این رویای فراموش شده مردم ایران بود.

همان گونه که بزرگان ادب و عرفان اسلامی معتقدند مولانا بادیدار باشمس به این مقامات نائل آمد و آتش عشقی در درونش شعله ور شد که نه تنها او بلکه جهانی را سوزاند. اما نکته ای بسیار درخور توجه؛ این است که شمس عارفان بزرگی را از غربال امتحان سخت خود گذراند ولی همان گونه که خود می گوید، هیچ یک از آنها را در شریعت محوری و سرسپردگی به آیین پیامبر عظیم الشان اسلام به راست قامتی مولانا نیافت و در حقیقت شمس مولانا را برگزید تا او را پله پله تا ملاقات خدا پیش برد.

پس گزینه شمس ، درویشی سماع کنان و صوفی اهل حق و طریقت و شریعت گریز نیست. مولانای شمس تبریزی، فقیهی سرسپرده به احکام محمدی(ص) است که دلش مالامال از عشق به خدا و ولایت است. شمس محب اهل بیت به خوبی دریافته که راه رستگاری چیزی جز چنگ زدن به قرآن و عترت نیست و این را در جای جای مقالاتش می توان دریافت.

پس اگر ملاقات با شمس مولانا را مولانا کرد امروز هم می توان با رجوع دوباره به شمس مولانای قرآنی و ولایت پیشه را از بین مولاناهای دروغین بازشناخت واین رسالت تاریخی را به انجام رساند.

میراث فرهنگی با گمانه زنی های دقیق دریافت که منار شمس تبریزی که صفویه آن را بنا کرده اند بر گورستانی قدیمی بناشده و تراکم مرده های دفن شده دراین گورستان به خوبی نشان می دهد که در کنار منار شمس تبریزی همان گونه که اسناد نشان می دهد مراد مولانا آرمیده است.

استاد فرزانه دکتر موحد سالها پیش در اثری کم نظیر این حقیقت را به اثبات رسانده بود و قرن ها پیش سلاطین عثمانی نیز برای زیارت مقبره شمس به این دیار آمد و شد می کردند.
در زمانی کوتاه آزاد سازی بخش هایی از اطراف این گورستان انجام و گمانه زنی ها به پایان رسید و مزار شمس دوباره به صوریت زیبا و باور نکردنی باز سازی شد.

این رخداد مهم می بایست با شکوه به دنیا اعلام می شد. لازمه این کار برگزاری برنامه های بزرگ و ملی بود چرا که ابعاد این حادثه نه تنها مرزهای یک شهر و استان که حتی مرزهای ایران را نیز در می نوردد. با این رویکرد جشنواره شمس تبریزی همزمان با کنگره بین اللملی مولانا برگزار شد.

اولابه محض اتمام معجزه آسای بازسازی؛ این مزار مهجور هر روز پذیرای هزاران مشتاق شد که از نقاط مختلف استان آذریایجان غربی و حتی شرقی به سوی شهرستان خوی سرازیر می شدند و به ساحت شمس ادای احترام می کردند. دیگر این که حال و هوای شهرستان خوی از آغاز این بازگشایی و از روز آغازین جشنواره به کلی دگرگون شد. مردم این دیار که سابقه ای طولانی در علم و ادب و فقاهت دارند گویی رسالتی جدید یافته و میزبانی شمس همه زندگی آنها را تحت تاثیر خود قرار داده بود...

به محض ورود به شهر می دیدید که مردم خوی گویی به قول مولانا آب زدند راه را... این را می شد در تمام کوچه پس کوچه های شهر خوی حس کرد..
امروز بزرگان ادب و فرهنگ همه از شنیدن این خبر به وجد آمده اند و کمر همت بسته اند تا شمس را به جهن معرفی کنند. باید تاکید کرد که این آغاز یکی را طولانی است.

کد خبر 107658

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 16 =