از نیمه دوم دهه هفتاد و با جدیتر شدن تولیدات فیلم کوتاه و مستند در انجمن سینمای جوان آن دوران تا به امروز، یکی از مباحثی که همواره در کنار مشکلات تولید مطرح بوده و درباره آن صحبت شده، ماجرای اکران این فیلمها در سینماهای کشور است و شاید به جز یک دوره اکران جدی در سینما فلسطین، اتفاق مهم دیگری در این خصوص نیفتاده است.
این در حالی است که سالنهای سینما در اکثر کشورهای دنیا هم، نمایشدهنده فیلمهای بلند داستانی هستند و به جز سالنهای مخصوص نمایشهای هنری با مخاطبان خاص، تنها فیلمهای مستند جنجال برانگیز موفق به اکرانهای جدی وگسترده شدهاند و حتی در مواردی به فروشهای چشمگیری هم دست یافتهاند والاّ بازار واقعی اینگونه فیلمها در جای دیگری است که بد نیست به آن اشاره کرد.
شبکههای مختلف تلویزیونی در گوشه وکنار دنیا از خریداران مهم فیلمهای مستند و کوتاه هستند ومتأسفانه این بازار قدرتمند و سرمایهدار در کشور ما وجود ندارد. از یک طرف روحیه سرکش جوانان در فیلمهای کوتاه با سیاستهای محافظهکار تلویزیون هماهنگ نیست واز طرف دیگر فیلمهای مستند با بار سنگین انتقادیشان قابلیت نمایش در این رسانه را پیدا نمیکنند. این را نیز باید اضافه کرد که کانالهای خصوصی در کشور وجود ندارد وفروش فیلم به شبکههای خارجی هم با نوعی بد اخمی همراه میشود که در این شرایط فیلمساز ترجیح میدهد از خیر بازاری به این بزرگی بگذرد و به فکر راه چاره دوم باشد.
اما راه چاره دوم در کشورهای تولیدکننده فیلمهای کوتاه و مستند، ویدئوکلوپها و درآمدزایی از طریق پرداخت حق کپیرایت است که نانوشته پیداست در ایران این بازار هم عملاً وجود خارجی ندارد. نه شبکههای ویدئویی حاضر به خرید فیلمها هستند (چون جدیترین بازار فروششان بقالیها ،اتوبوسها وفروشگاههای عمومی است) و نه تهیهکنندگان دولتی رقبت به فروشهای اینچنینی دارند چون این بازار را نمیشناسند و مفهوم پرداخت رایت هم برایشان چندان جدی نیست و راه سوم فروشهای اینترنتی است که امروزه به سرعت در دنیا جا باز کرده وتبدیل به رقیب جدی بازارهای قبلی شده که این هم با وجود امکانات اینترنتی محدود کشور ما و نبود حسابهای بینالمللی و فیلترینگ سایتهای پخش فیلم، عملاً غیرممکن است و اینطور میشود که چشم همه فیلمسازان به جشنوارههاست تا فیلمشان جایی دیده شود و یا وقتی بحث مخاطب پیش میآید همه تنها به اکران در سینماها فکر میکنند که راه سخت و دشواری است و با تعداد سالنها و فیلمهای داستانی پشت اکران امری محال.
در چنین شرایطی اگر فیلمی مثل «تهران انار ندارد» اکران میشود همه ما باید از نمایشش حمایت کنیم تااین تنها راه باقی مانده را از دست ندهیم، هرچند شاید ترس این وجود داشته باشد که با ارزشگذاری یک فیلم کوتاه یا مستند در صورت اکران شدن، سینمای کوتاه و مستند ما هم به سمت نگاه بستهتر و نزدیکی به شرایط گرفتن پروانه نمایش، آنچنان پیش رود که جسارت و برندگی خود را از دست بدهد.






نظر شما