چند ماه قبل از انتخابات ریاست جمهوری، تقریباً همان اوایلی که مهندس سیدمیرحسین موسوی اعلام آمادگی برای نامزدی در انتخابات را کرد، مهمترین سؤال درمیان عموم جامعه این بود: «درصورت پیروزی مهندس موسوی در انتخابات و در دست گرفتن قوه مجریه و دولت دهم، نوع تعامل و ارتباط دولت ایشان با رهبری نظام چگونه خواهد بود؟!»
منشأ و دلیل چنین ذهنیتی را تقریباً همه آنانی که دستی برآتش سیاست دارند یا دوران هشت ساله ریاست جمهوری آیتالله خامنهای و نخستوزیری مهندس موسوی را به یاد دارند، میدانند.
صحبتهای زیادی پیرامون وجود اختلاف میان رئیسجمهور و رئیس دولت مطرح بود که خواسته یا ناخواسته میتوانست زمینه ایجاد تصورات و نگرانیهای قابل اعتنایی را فراهم سازد.
این نگرانی در میان آن بخش از نخبگان جامعه که به نظرمی رسد از یک سو التزامی جدی به اصول مترقی قانون اساسی ازجمله جمهوریت، اسلامیت و ولایت فقیه داشته و از سوی دیگر نیاز تغییر در قوه مجریه با هدف پیشبرد بهتر و روانتر اهداف عالیه نظام را متصور بودند، رنگ و لعاب بیشتری داشت.
خاطرات نیک دوران 8 ساله مدیریت کشوری درحال جنگ در کنار حفظ ارزشهای اخلاقی و نگاه فراجناحی و نیز تأییدات امام (ره)، میرحسین موسوی را تبدیل به چهرهای قابل اعتماد و لایق برای سکانداری دولت دهم نزد طیف عظیمی از دوستداران نظام کرده بود و بنابراین رسیدن به پاسخی منطقی برای سؤال فوق برای آنکه بتواند برهانی متقن برای حمایت همه جانبه از او باشد، بسیار الزامی بود.
نیل به آرامشی قلبی و پاسخی دلنشین زمان زیادی نبرد و شخص سیدمیرحسین، در اولین اظهاراتش به صراحت خود را ملزم به قانون، قانون اساسی و اصل ولایت فقیه معرفی کرد و علت وجود پارهای اختلاف نظرات با رئیسجمهور در دوران مدیریت دولتیاش را نیز تنها وجود ابهامات در قوانین جاری کشور عنوان نموده و شرایط حال حاضر و جایگاه رهبری نظام را کاملاً شفاف و قانونی دانست. . .
این اظهارات و به دنبال آن حضور صمیمی، باوقار و اخلاقمدارانه مهندس موسوی زمینهساز موجی ارزشمند با توسل به ائمه اطهار و بهرهگیری از نمادی سبز گردید و کار تا به آنجا بالا گرفت که آنهایی که تا به حال حتی برای یکبار هم به پای صندوقهای رأی نرفته بودند در داخل و خارج کشور با طیب خاطر خود را ملزم به شرکت در انتخابات دانسته و رأی دادند. . . انتخابات به پایان رسیدو نتایج اعلام شده تا به آن اندازه غیرمنتظره و عجیب بود که زمینهای شد برای اعتراضات متنوع و پرحجم از سوی سه کاندیدا از چهار کاندیدای حاضر در میدان انتخابات.
مردم به خیابانها آمدند و ...
رهبرمعظم انقلاب درخطبههای نمازجمعه هفته بعد از انتخابات ضمن حمایت قاطع از هر چهار کاندیدای انتخابات و متعلق به نظام خواندن آنان، همه را به پرهیز از ایجاد فضای ناسالم دعوت نموده و تأکید کردند همه به قانون احترام گذارند و در چارچوب آن حرکت کنند ...
هیچ کس توقع نداشت که میرحسین موسوی از مواضع اصلی و پیگیری حقوق متصور خود و حامیانش کوتاه بیاید اما آنانی که کلام امام (ره) که برای حفظ نظام اسلامی ترک نماز را نیز جایز میدانست، برگوش جانشان نقش بسته بود، منتظر بودند تا نخستوزیر دوران دفاع مقدس و امام (ره)، ضمن تأیید و همراهی با بیانات ولی فقیهی که در همان قانون اساسی مورد تأکید خودش وجود دارد، (متفاوت با آنانی که با نام نظام هرگاه قانونی مغایر با نظراتشان بوده به راحتی از آن عبور کردهاند) در ابتدا حمایت وتمکین خود از سخنان رهبری را ابراز نموده وسپس پرتوان ومصمم پیگیر مطالبات خود از مجاری قانونی بوده . به بیان دیدگاهها و انتظارات خود و مردمی که نسبت به نتایج معترض بودند همت گمارد و اگر درنهایت نتوانست ازاین طریق به نتیجهای منطقی برسد آنگاه دعوی خود را بار دیگر نزد رهبری نظام ببرد و ...
به یاد دارم یک روز قبل از روز رأی گیری، دریک تماس تلفنی یک ساعته با اصرار بسیار سعی در توجیه یکی از همکاران مجلسی قدیمی که دراین دوره هم درمجلس حضور دارد، داشتم تا به او که در دوران مجلس هفتم یکی از منصفترین منتقدان دولت ولی در این مقطع در حال حمایت ازرئیس همان دولت بود بقبولانم که مهندس فردی ملتزم به قانون اساسی و ولایت فقیه است ومطالبش در مباحثات تلویزیونی و غیره در نقد عملکرد دولت است نه مقابله با کلیت نظام ورهبری . .
اگر راستش را بخواهید هنوز هم معتقدم میرحسینی که من شناختم و با اعتقاد از او حمایت کردم اکنون نیز ملتزم به همان اصول است و این نکته را نه ازآن جهت بیان میکنم که رابطهای خاص با او داشتهام، خیر؛ دراین مدت که از او طرفداری کردم حتی یکبار هم او را ندیدهام اما با عزیزی از نزدیکان او که البته وصله تن یکی از شهدای راه نظام نیز هست، بارها و بارها تلفنی همکلام شدم و بارها و بارها از او شنیدم که موسوی گوش به حرف آنانی که علیرغم ستیزههای بیپایانشان با نظام سعی در القای همسویی و نزدیکی تفکر با او را دارند، نداده و مرامش، مرامی برآمده از راه امام و قانون مصوب نظام بوده و خواهد بود.
پس هنوز هم دیر نشده. معتقدم موسوی میتواند با تأکیدی مجدد بر اصالت خود که همانا قانون گرایی است بار دیگر ضمن تقبیح سوء استفادهکنندگان و دشمنان ایران و مردمش، با تأکید بر التزام به قانون و ولایت، با قوت هرچه تمام تردرنیل به توقعات منطقی و اصولی خود تلاش کند و به یاد داشته باشد همه آنانی که تا به امروز نه به خاطر او که به خاطر ایران و انقلاب مردم ایران و به خاطر بر جا ماندن توامان جمهوریت و اسلامیت نظام از او حمایت آشکار و پنهان کردند مطمئنتر و محکمتر از گذشته همراهیاش نموده و در چنین شرایطی حتی اگر به نتیجهای قابل فهم و مستند نیز نرسد، اسطورهای استوار که با رفتار منطقی و صادقانهاش تثبیتکننده نظام «جمهوری» و «اسلامی» ایران بوده، خواهد رسید...
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست / هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته بجاست / خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد






نظر شما