انفجار مهیب در کلیسای شهر اسکندریه مصر در شب سال نو مسیحی که منجر به کشته شدن 21 نفر از شهروندان مصری شد،هر چند تعابیر و قرائتهای متفاوتی از جمله احتمال به راه افتادن جنگ قومی و مذهبی در این کشور را خبر داد، اما پذیرفتن مسئولیت این انفجار از سوی شبکه القاعده به همه شائبه‌های تجزیه‌طلبانه پایان داد.

عبدالامیر نبوی:
انفجار مهیب در کلیسای شهر اسکندریه مصر در شب سال نو مسیحی که منجر به کشته شدن 21 نفر از شهروندان مصری شد،هر چند تعابیر و قرائتهای متفاوتی از جمله احتمال به راه افتادن جنگ قومی و مذهبی در این کشور را خبر داد، اما پذیرفتن مسئولیت این انفجار از سوی شبکه القاعده به همه شائبه‌های تجزیه‌طلبانه پایان داد.

هر چند مصر این روزها تجزیه شدن همسایه جنوبی خود سودان را تجربه می‌کند اما تعمیم بی‌ارتباط به مجموعه تحولات منطقه‌ای نیز نمی‌تواند تحلیل واقع‌بینانه از اوضاع داخلی مصر به ما بدهد.تمدن کهن و باستانی این کشور و همچنین جایگاه مصردر جهان اسلام همواره راه را بر روی تحرکات واختلافات قومی-مذهبی بسته و فرهنگ و مردم این سرزمین بیش از هر عامل دیگری این امر را مغایر با تمامیت ارضی کشورشان می‌دانند. لذا حمله تروریستی اخیر را باید تنها به اسلامگرایان رادیکالی نسبت داد که این بار مسیحیان مصر را نشانه گرفته اند.

حملات انتحاری و بمب‌گذاری در مصر همانند سایر مناطق خاورمیانه تازگی ندارد.بعد از ورود اسلامگرایان رادیکال اهل سنت به فاز بین‌المللی مبارزه علیه آمریکا و متحدانش همواره شاهد حملات وسیع و برنامه‌ریزی شده علیه نظامیان و شهروندان غربی بوده و هستیم.البته شیعیان و گروههای میانه‌رو اهل سنت نیز بارها در معرض حملات اسلامگرایان رادیکال قرار گرفته‌اند و این نشان می‌دهد که این بینش افراطی به هیچ فرقه و مذهبی رحم نمی‌کند.  

پیش از این نیز شاهد بمب‌گذاریها و حملات انتحاری این گروهها در اقصی نقاط جهان بوده‌ایم؛ مادرید اسپانیا در مارس 2004، متروی لندن در 2005 ، سه بمب‌گذاری همزمان در اردن در نوامبر 2005 با 57 کشته، دو بمب‌گذاری همزمان در شرم‌الشیخ مصر در ژوئیه 2005 با 88 کشته و همچنین بمب‌گذاریهای اخیر در ترکیه و بنارس هند و همچنین حملات روزانه در عراق،پاکستان و افغانستان نمونه‌هایی از خشونت‌های اسلامگرایان رادیکال است. در کنار همه این موارد باید بمب‌گذاریهای خنثی شده را نیزبه این لیست اضافه کرد مثلا بمب خنثی شده در هواپیمای مسیر آمستردام-دیترویت در آغاز سال 2010 که یک جوان نیجریه‌ای عامل آن بود.

حمله اخیر به کلیسای اسکندریه را نیز باید به این لیست افزود که در نهایت شاخه عراقی القاعده مسئولیت آن را بر عهده گرفت. این اقدامات رادیکال‌های اسلامگرا که مهمترین نماد آنها القاعده است با هدف به راه انداختن جنگ فرسایشی علیه غرب و متحدانش صورت می‌گیرد.

بینش اسلامگرایان رادیکال اینست:" هر کسی با ما نیست، علیه ماست". براساس همین شعار است که همه گروهها و مذاهب اعم از گروههای میانه رو و شیعه قربانی حملات آنها می‌شوند.اگر با دقت به این بینش و شعار بنگریم ماهیت حملات آنها به سایر گروههای اسلامگرا را نیز بهتر درمی‌یابیم. حملات انتحاری ترکیه، پاکستان و عراق که طی آن تعداد زیادی مسلمان کشته شدند دقیقا تداعی‌کننده همین شعار افراط گرایان است.

در حال حاضر تلاش این گروهها بر اینست که با بمب‌گذاری و حملات انتحاری یا حتی اتفاقاتی که ممکن است خسارات چندانی نداشته باشد،به اقدامات خود برد وسیع رسانه‌ای بدهند. مثلا آنچه که امروز به میکروتروریسم مشهور شده همانند بسته‌های پستی ارسالی که سال گذشته به اقصی نقاط دنیا ارسال شد به رغم عدم خسارات جانی و مالی، آثار روانی فرسایشی وسیعی به همراه داشت.

گروههای رادیکال سعی دارند با در پیش گرفتن حملات انتحاری و یا حتی ارسال بسته‌های پستی هم حضور و جدیت و خستگی‌ناپذیری خود را در صحنه مبارزه با غرب نشان دهند و در عین حال رقبای خود را به جنگ فرسایشی وادار کنند.آنها می‌دانند که در کوتاه‌مدت و میان‌مدت توان برهم زدن موازنه و قاعده بازی را ندارند، لذا سعی می‌کنند با این اقدامات در بلندمدت نوعی موازنه قدرت به وجود آورند و قدرت اثرگذاری خود را بیشتر کنند.

لذا این احتمال وجود دارد که اینگونه اقدامات در ابعاد مختلف در کشورهای مختلف ادامه یابد. اما سوال اساسی اینجاست که این اقدامات تا چه میزان می‌تواند افکار عمومی کشورهای مسلمان و منطقه خاورمیانه را جلب کند.

واقعیت آنست اگر در ابتدای شکل‌گیری این گروهها آنها توانسته بودند با این شیوه به منافع غرب ضربه بزنند و توجه سایر گروههای مسلمان منطقه را جلب کنند،امروز آن قدرت کاهش یافته و حتی شاهد آنیم که گروههای رادیکال اهل سنتی که وارد فاز بین‌المللی مبارزه در کشورهای پاکستان، افغانستان و عراق شده‌اند،در جذب نیروهای جدید مالی و انسانی ناموفق‌اند و هیچگونه تسلطی بر افکار عمومی عربی ندارند و تنها به دادن شعار و یا اقداماتی که اثرگذاری چندانی ندارد، مشغولند. در واقع گروههای رادیکال اسلامگرا نمی توانند نمایندگان خوبی برای هویت اسلامی و حفظ میراث اسلامی در منطقه باشند.لذا به نظر می رسد رویکردهای دیگر با توان اثرگذاری بالا بهتر بتواند تأمین‌کننده منافع آنها باشد. مثلا تجربه ترکیه و همچنین حزب‌الله لبنان از جمله این موارد است که در مجموع موفق‌تر بوده و توانسته امیدواریهای بیشتری را ایجاد کند. 16346

کارشناس مسائل مصر

برای دسترسی سریع به تازه‌ترین اخبار و تحلیل‌ رویدادهای ایران و جهان اپلیکیشن خبرآنلاین را نصب کنید.
کد خبر 120666

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 8 =