به گزارش خبرآنلاین روزنامه اطلاعات نوشت: امارات متحده البته تنها پذیرای پیمان ابراهیم و پیشگام عادی سازی روابط با تلآویو نبوده است. در ایجاد تهدید برای ایران، همواره تیزروتر از همه و در خدمت دشمنان فرامنطقهای ایران عمل کرده است.
اکنون شاید مسائل دیگر باید در اولویت بحث درباره ایران و مشکلات دولت و ملت قرار گیرد اما اکنون این هشدار بسیار مهم باید گفته شود که دام و تله امارات را باید جدی گرفت و رهبر مسلط کنونی که حاکم ابوظبی است، شاید به رغم نارضایتی حاکمان برخی از شیخنشینهای هفتگانه و احتمالاً خانواده حاکم دبی و شارجه، میکوشد دوباره پای آمریکا و اسرائیل را به جنگ با ایران باز کند و با تضعیف ایران در تنگه هرمز و خلیجفارس، دوباره یکه تازی کند و ضمن تضعیف موقعیت تهران و ریاض، به مافیای کالا و نفت و پولشویی گذشته و پر منفعتش ادامه دهد.
داستان شکلگیری کشوری به اسم امارات متحده عربی بر اساس اجتماع ۷ شیخ نشین و اختلافات قدیمی را که اکنون دوباره سرباز کرده به بیکفایتی دولت پهلوی و جاهطلبی غیر دوستانه شیخ حاکم کنونی امارات مرتبط است.
پشت گرمی شیوخ حاکم بر امارات به ایالات متحده آمریکا و با عجله پیوستن به پیمان ابراهیم و حتی گشودن سفارت اسرائیل در حاشیه جنوبی خلیجفارس، سبب شد تا این کشور پایگاهها و امکانات زمینی و کل آسمان و بنادر خود را برای حمله به ایران در اختیار آمریکا و اسرائیل قرار دهد. احتمالاً انتظار تغییرات سریع و بزرگی را هم داشت تا آرزوی خام و محال در دست اندازی به خاک میهن گرامی و جزایر ایرانی تحقق یابد. خیالی که هرسال چندبار در تکه کاغذهای مضحکی به نام بیانیههای شورا یا اتحادیه و یا سازمان کذا و کذا مطرح میشد و چند شریک تجاری هم بعد از صرف شامی مفصل، آن را توشیح و تأیید میکردند.
اکنون در چند زمینه باید مراقبت کرد و به دقت فعالیتها و تحرکات این شیخ نشین کوچک حاشیه جنوبی خلیجفارس را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد.
اول، در مورد تحریک و حادثه سازی به نحوی که در ایران و نظام و نیروهای لشکری و کشوری و حتی افکار عمومی حساسیت ایجاد شود. از جمله بزرگ نمایی و نمایشهای تسلیحاتی و دفاعی و شعارهای جنگی و امثال آن که هیچ تناسبی با قد و قامت و همت امارات ندارد.
دوم، ایجاد مشکلات برای ایرانیان و شرکتهای بسیار و استخراج اطلاعات مالی و انتقال آنها به آمریکا و اسرائیل برای تقابل مالی و ضربه زدن به اقتصاد ایران.
سوم، حبس کالاهای بسیار زیاد ایران که قبل از شروع جنگ چهل روزه، قرار بود از طریق امارات به ایران صادر شود و اکنون در آنجا مانده است. امارات به عنوان هاب منطقهای ایران برای واردات کالا به ایران(با سرمایهگذاری ۳۰ساله) پس از جنگ از کار افتاد. اکنون نیز کالاهای انبار شده بنا به گفته رئیس هیئت مدیره انجمن واردکننده کالا و تجهیزات رایانهای، تنها با ۱۰ برابر قیمت از طریق چند کشور دیگر قابل انتقال خواهد بود.
البته در زمان صلح نیز نقش امارات و صرافیها و بنادر آن در نرخ گذاری ارز و تورم بازارهای ایران همیشه وجود داشت و بسیاری از اقتصاددانان و صاحب نظران در این زمینه هشدار میدادند؛ زیرا پولشویی و انتقال اموال کاسبان تحریم و اختلاس کنندگان به شرکتها و صرافیها و بانکها و املاک شیخ نشین مزبور، یک واقعیت آشکار بود.
اختلاف میان امارات با عربستان، و جاهطلبیهای فرا منطقهای حاکم امارات، سبب شده که التهاب خاورمیانه، قبل از اینکه یک درگیری نظامی باشد، به صورت یک جنگ پنهان سیاسی و اقتصادی و امنیتی و حتی مافیایی آغاز شود. این مسئله، جدای از دعوی بیربط حضرات نسبت به جزایر و حضور برخی اتباعشان در ابوموسی است که لزوماً باید تابعیت ایرانی بگیرند یا مرخص شوند! کشیده شدن دامنه این جاهطلبی به سودان و یمن و از سوی دیگر اختلافات با قطر و بحرین، امارات را به صیدی آسان برای تلآویو بدل کرد و بنیامین نتانیاهو و ترامپ دست و دل بازانه در کاخها و هتلهای شبیه به داستان هزار و یک شب استقبال شدند. اما جنگ واقعی درگرفت و ایران عیار امارات و دیگر کشورهای همسایه را که با دشمن ساخته و همکاری داشتند محک زد.
واقعه اخیر نیز در پشت صحنه، نقش امارات را پررنگ نشان میدهد. باید در هنگامه مذاکره، ترک مخاصمه و احتمالاً در زمان آتش بس، با دقت مراقب تحرک و تحریک این شیوخ متوهم و مرموز باشیم. آمریکا که بهره زیادی از منابع و زمین و آسمان امارات و دیگر کشورهای عربی برده است، هیچگاه مدافعه جدی از آنها نکرده، ولی حمله گستاخانه این شیخ نشین به منابع نفتی ایران و چندبار تهدید لفظی حاکم امارات نسبت به کشورمان نشان میدهد که هنوز از جانب رژیم صهیونیستی پشت گرمی و اطمینانی دارد و پوست شیر را برتن خرگوش(!) کشیده است.
17302




نظر شما