خبرآنلاین - رسول سلیمی: تنگه هرمز، به عنوان یکی از حیاتیترین آبراههای انرژی جهان، همواره نقشی تعیینکننده در ثبات بازار جهانی نفت داشته است. این تنگه که حدود ۲۰ درصد از نفت خام جهان و بخش قابل توجهی از گاز طبیعی مایع (LNG) از آن عبور میکند، در پی درگیری مستقیم ایالات متحده و اسرائیل با ایران، به صحنهای برای محاصره متقابل و اختلال شدید تبدیل شد. محاصره دریایی آمریکا از ۱۳ آوریل و حمله به تأسیسات نفتی فجیره در امارات، شوک جدیدی به بازار وارد کرد و قیمتها را به سطوح بیسابقهای رساند.
وضعیت موجود نشاندهنده ترکیبی از اختلال عرضه، افزایش ریسک ژئوپلیتیکی و واکنشهای زنجیرهای در بازارها است. محاصره هرمز صادرات نفت ایران را به شدت کاهش داد و حمله به فجیره، یکی از کلیدیترین بنادر صادراتی امارات، نگرانی از گسترش درگیری به سایر تأسیسات انرژی منطقه را برانگیخت. گزارشها از جهش قیمت برنت به بیش از ۱۱۴-۱۲۰ دلار در بشکه و نوسانات شدید در بازارهای آتی حکایت دارند.
امارات متحده عربی بعد از آغاز جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران و اختلال در عبور و مرور در این تنگه بر اثر ناامنیهای ناشی از جنگ، به استفاده از بندر فجیره برای صادرات نفت خام روی آورد. بندر فجیره با قرار گرفتن در شرق امارات متحده عربی، میتواند این کشور را از تنگه هرمز بینیاز کند. خط لولهای با ظرفیت چهار میلیون بشکه نفت خام در روز، میادین نفتی امارات را به فجیره متصل میکند. با این حال تشدید درگیریها در پی اقدام آمریکا برای بازگشایی یکجانبه تنگه هرمز با استفاده از زور، باعث شد تا این بندر هم هدف حمله قرار گیرد.
اهمیت این موضوع برای اقتصاد ایران و سیاست خارجی آن نیز دوچندان است. کاهش صادرات نفتی تهران فشار مالی سنگینی وارد کرده و همزمان، افزایش قیمت جهانی میتواند فضایی برای فروش محدود با تخفیف ایجاد کند. با این حال، ادامه اختلال، زنجیره تأمین انرژی آسیا به ویژه چین، هند و کشورهای جنوب شرقی را مختل کرده و الگوهای بلندمدت تجارت انرژی را تغییر میدهد.
تاثیرات حمله به فجیره بر بازارهای نفت جهان
از یک منظر، محاصره هرمز و حمله به فجیره یک شوک عرضه بیسابقه ایجاد کرده که مستقیماً بر قیمتها، زنجیره تأمین و رشد جهانی تأثیر گذاشته است. نخست، اختلال در تنگه هرمز که روزانه حدود ۲۱ میلیون بشکه نفت از آن عبور میکند، بزرگترین شوک عرضه تاریخ مدرن را رقم زده است. طبق گزارش آژانس بینالمللی انرژی (IEA) در آوریل ۲۰۲۶، عرضه جهانی نفت در مارس به شدت کاهش یافت و موجودیهای انبارها به سرعت تخلیه شدند. محاصره آمریکا و محدودیتهای ایران باعث شد جریان نفت به آسیا که مقصد اصلی این صادرات است، به حداقل برسد و قیمت برنت در برخی روزهای آوریل به بیش از ۱۲۶ دلار رسید. این جهش، بالاترین سطح از سال ۲۰۲۲ به بعد بوده و ریسک پریمیوم ژئوپلیتیکی را به طور قابل توجهی افزایش داده است.
دوم، حمله به فجیره این شوک را تشدید کرد. فجیره به عنوان پایانه کلیدی صادرات امارات و نقطه پایانی خط لوله حبشان-فجیره، نقش مهمی در دور زدن تنگه هرمز داشت. آتشسوزی در منطقه صنعتی نفتی فجیره و اختلال در عملیات بارگیری، بازار را به وحشت انداخت. بر اساس گزارش رویترز، قیمت برنت بلافاصله بیش از ۵ دلار جهش کرد و به محدوده ۱۱۴-۱۲۰ دلار رسید. این حمله نشان داد که تنشها محدود به آبراه اصلی نیستند و میتوانند به تأسیسات ساحلی نیز گسترش یابند، که این امر ریسک بیمه کشتیها و هزینههای حملونقل را به شدت بالا برد. تحلیلگران گولدمن ساکس تخمین زدهاند که اختلال کامل چهار هفتهای در هرمز میتواند قیمتها را ۱۰-۱۵ دلار افزایش دهد، اما حمله فجیره این میزان را به سطوح بالاتری رساند.
سوم، روند متغیرهای اثرگذار بر این بحران پیچیده است. محاصره اولیه آمریکا (۱۳ آوریل) صادرات ایران را از حدود ۲ میلیون بشکه به کمتر از ۶۰۰ هزار بشکه در روز کاهش داد و باعث انباشت نفت در مخازن شناور شد. حمله به فجیره این اختلال را به زنجیره تأمین امارات گسترش داد و نگرانی از حمله به سایر بنادر (مانند رأس تنوره در عربستان) را برانگیخت. در نتیجه، شرکتهای کشتیرانی مسیرهای جایگزین طولانیتری را انتخاب کردند که هزینه سوخت و زمان حمل را افزایش داد. گزارش UNCTAD نشان میدهد که ترافیک کشتیها در هرمز از میانگین ۱۲۹ عبور روزانه به کمتر از ۱۰ مورد کاهش یافته و این امر بر قیمت کود و LNG نیز تأثیر گذاشته است. کشورهای آسیایی مانند هند (که نیمی از واردات نفتش از خلیج فارس است) و پاکستان با بحران سوخت مواجه شدهاند و قیمت بنزین در برخی نقاط دو برابر شده است.
به همین دلیل، تأثیر این رویدادها بر اقتصاد جهانی قابل توجه است. گلدمن ساکس مدلسازی کرده که اختلال یکماهه کامل میتواند رشد جهانی را ۰.۵-۰.۸ درصد کاهش دهد. در سطح مصرفکننده نیز، افزایش قیمت انرژی تورم را در اروپا و آسیا تشدید کرده و هزینههای حملونقل و تولید را بالا برده است. بسیاری از کارشناسان انرژی، جهش قیمت را «شوک تاریخی» توصیف کرده و هشدار دادهاند که ادامه محاصره میتواند به رکود جهانی منجر شود. برخی هم به انباشت سود شرکتهای آمریکایی همچون شل، اشاره کردهاند که با قیمتهای بالا، تولید خود را افزایش دادهاند.
از منظر عرضه و تقاضا نیز، افزایش قیمتها مصرف را در کشورهای توسعهیافته کاهش داده و به سمت انرژیهای جایگزین سوق داده است. چین به عنوان بزرگترین واردکننده، با خرید نفت تخفیفی از روسیه و تلاش برای تنوعبخشی، واکنش نشان داده، اما همچنان آسیب دیده است.
شوک عرضه و تأثیر بر بازار گاز طبیعی
محاصره هرمز و اختلالهای مرتبط با آن، یکی از شدیدترین شوکهای عرضه در تاریخ مدرن بازار انرژی را ایجاد کرده است. تنگه هرمز نه تنها حدود ۲۰ درصد نفت خام جهان را منتقل میکند، بلکه مسیر کلیدی برای صادرات ال ان جی قطر که بزرگترین صادرکننده جهان نیز هست. اختلال در این آبراه، عرضه جهانی ال ان جی را به شدت تحت فشار قرار داده و قیمتها را به سطوحی مشابه بحران ۲۰۲۲ (پس از حمله روسیه به اوکراین) رسانده است.
طبق گزارش آژانس بینالمللی انرژی (IEA) اختلال هرمز حدود ۱.۵ میلیون تن در هفته (معادل ۲.۲ میلیارد متر مکعب) از عرضه جهانی ال ان جی را حذف کرده که حدود ۱۹ درصد صادرات جهانی را شامل میشود. قطر به تنهایی بیش از ۷۰ درصد ال ان جی خود را از طریق این مسیر صادر میکند و با مسدود شدن تنگه، اروپا، چین، ژاپن، کره جنوبی و جنوب آسیا با کمبود جدی مواجه شدهاند.
این شوک عرضه، اثرات زنجیرهای گستردهای داشته است. در اروپا، که هنوز در حال بازیابی از بحران ۲۰۲۲ است، ذخیرهسازیها به سختی پر میشوند و کشورها به سمت زغالسنگ و انرژی هستهای اضطراری روی آوردهاند. در آسیا هم که مقصد اصلی ال ان جی خاورمیانه است، تقاضا برای آن به شدت رقابتبرانگیز شده و خریداران هندی، پاکستانی و فیلیپینی با بحران واقعی انرژی مواجه هستند. این امر تولید برق را مختل کرده، قیمت برق صنعتی را افزایش داده و تورم را در اقتصادهای وابسته به واردات انرژی تشدید کرده است.
شوک عرضه گاز طبیعی همچنین بر بازارهای مرتبط تأثیر گذاشته است. افزایش قیمت ال ان جی، تقاضا برای زغالسنگ را در کشورهای آسیایی بالا برده و نگرانیهای زیستمحیطی را تشدید کرده است. در پاکستان و بنگلادش، قطعی برق گسترده گزارش شده و صنایع سیمان و کودسازی که به گاز وابستهاند، تعطیل یا محدود شدهاند. این زنجیره، خطر بحران غذایی جهانی را افزایش داده زیرا کود گرانتر، هزینه تولید محصولات کشاورزی را بالا میبرد.
به همین دلیل، در بلندمدت، این بحران میتواند تسریعکننده گذار به انرژیهای تجدیدپذیر باشد. تقاضای جهانی برای پنلهای خورشیدی و باتریهای ذخیرهسازی جهش کرده و چین به عنوان تولیدکننده غالب، از این فرصت بهره برده است. با این حال، در کوتاهمدت، اقتصادهای آسیبپذیر جنوب جهانی بیشترین ضربه را خوردهاند. شوک هرمز نشان میدهد که وابستگی به یک آبراه باریک، ریسک سیستمیک عظیمی برای بازار گاز ایجاد کرده است.
پیامدهای حمله به بندر فجیره چیست؟
حمله به فجیره که ایران آن را تکذیب کرده و امارات آن را کار ایران دانسته، ابعاد متفاوتی به بحران انرژی اضافه کرد. فجیره نه تنها یک پایانه صادراتی مهم است، بلکه «راه فرار» کلیدی امارات از تنگه هرمز محسوب میشود. خط لوله حبشان-فجیره (ADCOP) امکان صادرات حدود ۱.۵-۱.۷ میلیون بشکه در روز نفت امارات را بدون عبور از تنگه فراهم میکند. اختلال در این بندر، یکی از معدود مسیرهای جایگزین را مسدود کرد و پیامدهای اقتصادی آن فراتر از کاهش ساده عرضه است.
از منظر اقتصادی متفاوت، حمله به فجیره «شوک اعتماد» ایجاد کرد. بازارها نه تنها به کاهش عرضه واکنش نشان دادند، بلکه به سیگنال «آسیبپذیری همه تأسیسات» نیز پاسخ دادند. قیمت برنت بلافاصله بیش از ۵ دلار جهش کرد و به محدوده ۱۱۴-۱۲۰ دلار رسید. معاملهگران حالا باید احتمال حمله به رأس تنوره (عربستان)، بنادر قطر یا حتی تأسیسات سعودی را نیز قیمتگذاری کنند. این ریسک های مداوم، ارزش داراییهای انرژی منطقه را به طور ساختاری کاهش داد.
فجیره یکی از بزرگترین هابهای سوخترسانی به کشتیها جهان است و اختلال در آن، هزینههای حملونقل جهانی را افزایش داد. گزارش رویترز نشان میدهد صادرات روزانه فجیره پیش از حمله حدود ۱.۷ میلیون بشکه نفت و فرآورده بوده که معادل ۱.۷ درصد تقاضای جهانی است. حتی اختلال موقت، زنجیره تأمین آسیا را مختل کرد و شرکتهای کشتیرانی هزینههای بیمه را دو برابر کردند.
از زاویه متفاوتتر، این حمله «اثر جایگزینی» پیچیدهای ایجاد کرد. با مسدود شدن مسیرهای خلیج فارس، تقاضا برای نفت شِیل آمریکا، کانادا و برزیل جهش کرد. شرکتهای آمریکایی تولید خود را افزایش دادند و حاشیه سود آنها به سطوح بیسابقه رسید. با این حال، این جایگزینی کامل نیست: نفت شل سبکتر است و پالایشگاههای آسیایی که برای نفت سنگین خلیج فارس طراحی شدهاند، هزینههای بیشتری برای ترکیب آنها پرداخت میکنند.
حمله به فجیره همچنین بر بازارهای مالی انرژی تأثیر گذاشت. از منظر اقتصاد کلان، پیامد حمله فجیره نابرابری جهانی را عمیقتر کرد. کشورهای ثروتمند با ذخایر استراتژیک و توانایی پرداخت قیمت بالاتر، ضربه کمتری دیدند، اما کشورهای جنوب آسیا و آفریقا با بحران سوخت و تورم مواجه شدند. هند که بخش عمده وارداتش از خلیج فارس است مجبور به خرید نفت با قیمتهای نجومی شد و بودجه یارانه سوختش تحت فشار قرار گرفت. پاکستان نیز با قطعی برق گسترده روبرو شد که تولید صنعتی را فلج کرد.
در سطح اقتصاد خرد، شرکتهای کشتیرانی، بیمهگران و پالایشگاهها بیشترین آسیب را دیدند. برخی کشتیها مسیرهای دیگری را انتخاب کردند که هزینه سوخت و زمان را ۳۰-۴۰ درصد افزایش داد. این امر تورم را در اقتصادهای واردکننده تشدید کرد و زنجیره تأمین جهانی کالاها را مختل نمود.
حمله به فجیره همچنین درس مهمی درباره «ریسک تمرکز» داد. وابستگی بیش از حد به چند پایانه کلیدی (هرمز + فجیره + رأس تنوره) سیستم انرژی جهانی را شکننده کرده است. سرمایهگذاری در زیرساختهای جایگزین (مانند خطوط لوله جدید) حالا اولویت یافته، اما این سرمایهگذاریها زمانبر و پرهزینه هستند.
در نهایت، ترکیب محاصره هرمز و حمله به فجیره نشاندهنده گذار از «شوک عرضه موقت» به «شوک ساختاری» است. تا زمانی که راهحل سیاسی پایدار برای امنیت آبراههای کلیدی پیدا نشود، اقتصاد جهانی با نوسانات شدید انرژی و هزینههای بالاتر زندگی روبرو خواهد بود. این بحران نه تنها قیمتها را بالا برده، بلکه معماری کلی امنیت انرژی جهانی را به چالش کشیده است.
۲۱۳




نظر شما