۴ نفر
۱۷ تیر ۱۳۹۸ - ۱۰:۲۹
خاطراتی از پل بعثت، شط‌العرب و فاو

فردای پایان آموزش پزشک‌یاری شیمیایی در پادگان خاتم‌الانبیای تهران، برخلاف دیگر هم‌رزمانم از تهران با قطار به اهواز نرفتم.

با اتوبوس به خانه(شاهین شهر) رفتم تا دیدارها تازه شود. گمانم این بود، فرصتی دیگر نباشد. وقتی پس از دیدار دو روزه از خانه با اتوبوس شرکت مسافربری تی بی تی از شاهین شهر به اهواز و از چهار راه نادری اهواز با مینی بوس به  شهرک دارخویین محل استقرار لشگر ۱۴ امام حسین، جنوب اهواز در امتداد جاده آبادان بازگشتم، چند شب بعد ما را با کامیون به آبادان بردند.

هر چند نفر مان در خانه ای پناه گرفتیم. آن شب را  با ورق زدن آلبوم های عکس خانوادگی برجا مانده از وسایل جنگزدگان در خانه محل اقامت مان در محله ی، بریم آبادان گذراندم. شامگاه فردا، سوار بر وانت های تویوتا به سمت خسروآباد در ساحل شرقی شط العرب رفتیم. بامداد بیستم بهمن ماه گردان، گردان غواصان هم سن و سالم از لشگرهای سیدالشهدا، عاشورا،  امام حسین و پنج نصر از ساحل روستا های خسرو آباد تا اروند کنار، دریا دلانه، دل به نهرهای منتهی به شط العرب زدند و در کمتر از دو روز شبه جزیره فاو  را در برابر بهت و حیرت کارشناسان نظامی جهان فتح کردند.

ارتش کاملا مجهز به سلاح های روز عراق، اما برای بازپس گیری فاو با تمام توان بیش از هشتاد روز ضد حمله(پاتک) کرد به گونه ای که در یک روز ما شاهد هفتصد سورتی پرواز هواپیمابرای بمباران مواضع مان بودیم. حجم استفاده عراق از سلاح شیمیایی به ویژه خردل، در این عملیات چنان زیاد بود که من در اثر نزدیکی با  آسیب دیدگان در اورژانس درمان شیمیایی در کناره شط العرب، صورت و دست ها و نقاط پیگمان دار تنم تا ماه ها پس از آن دوره، قهوه ای تیر شده بود. (آثار آن حملات شیمیایی هنوزهم پس از گذشت سال ها باقیمانده و به محض  استشمام خوشبو کننده های افشانه، نفسم تنگ می شود) از  دیگر شاهکار های رزمندگان، اقدام به ساخت پل بعثت بر رودی خروشان بود.

پشتیبانی مهندسی جنگ جهاد از هفته نخست فتح فاو، مطالعه احداث پل مواصلاتی بر روی شط العرب را آغاز کرده بود. و با مداومت و سخت کوشی در کمتر از شش ماه پلی به عرض دوازده و به طول نهصدمتر، زیر آتش سهمگین توپخانه و نیروی هوایی عراق که روزانه به چند صد سورتی پرواز می رسید، ساخت. من هرگاه با قایق از این سوی ساحل شط العرب برای رسیدن به پست امدادمان مستقر در کارخانه نمک یا پایگاه موشکی  به آن سو می شدم به لایروبی شط العرب  با این حجم از تجهیزات نظامی غرق شده و برچیدن تاسیسات همین پل، می اندیشیدم.

مقر ما در دو پست امداد، یکی در ضلع شرقی پایگاه موشکی فاو عراق، مشرف بر دهانه خور عبدالله، شمال غرب خلیج فارس و دیگری جنوب کارخانه نمک بود. گرچه نخستین آشنای ام با بمب ناپالم، در جاده خندق، عملیات بدر اتفاق افتاده بود اما با بمب خوشه ای در عملیات والفجر هشت، فتح فاو آشنا شدم. ما هر روز چند نوبت پس از اذان صبح تا بعد از ظهر، از این خوشه های مرگ آور نیروی هوایی قدرتمند عراق، سهمیه داشتیم. مکان رویداد های فاو، کارخانه نمک، پایگاه موشکی خور عبدالله، جاده العماره- بصره و روستای خسرو آباد، برای رزمندگان عملیات والفجر هشت، انبانی از خاطرات است.

کد خبر 1277588

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 11 =