۳ نفر
۲۲ مرداد ۱۳۹۸ - ۰۸:۱۱
 امتناع آشتی با عربستان در ایران

روابط جمهوری اسلامی ایران و عربستان در طول چهار دهه گذشته، جز در مقاطع محدودی، هیچگاه کیفیتی عادی و دوستانه نداشته است.

۱.     این روابط پرتنش در طول چند سال اخیر اوج تیرگی را تجربه کرده و به جنگی تمام عیار میان دو کشور نزدیک شده است. برداشتن یک گام تنش زای دیگر از سوی هر یک از طرفین می توانست (و می تواند) منطقه را برای سالیانی طولانی درگیر جنگ بزرگ، خسارت بار و فراگیر دیگری میان ایران و اعراب نماید.

۲.    چند هفته ای است خطر چنین جنگی با انتشار اخباری از تمایل طرفین، به ویژه طرف عربستانی، برای حل و فصل صلح آمیز اختلافات فیمابین در حال کاهش است. آزاد شدن کشتی ایرانی در عربستان، اظهارات آشتی جویانه سفیر عربستان در واشنگتن، توافقات اولیه برای ازسرگیری حج عمره و همچنین برخورد دوستانه طرف عربستانی با حجاج ایرانی نشانه های تمایل عربستان برای آشتی با ایران قلمداد شده است. این تحولات، و همچنین تحولات مثبت روابط ایران و امارات در هفته های اخیر، بحث آشتی با عربستان را یکبار دیگر به بحث روز تبدیل نموده است. طرفداران این آشتی از ابعاد مثبت چنین تحولی می نویسند و مخالفان آن همچنان بر طبل دشمنی با عربستان می کوبند.

۳.    خسارتهای کلان رویارویی با عربستان و فواید هنگفت صلح با آن آنچنان واضح و روشن است که تلاش زیادی برای انکار آن صورت نمی گیرد. در مقابل مخالفتهای موجود عمدتا بر محورهای موجه تر و قابل دفاع تری متمرکز می باشد: برخی زمان حاضر را برای آشتی با عربستان مناسب نمی دانند و از این رو این امر را به زمانی (نامعلوم) در آینده موکول می کنند. برخی دیگر نیز معامله های پیشنهادشده برای آشتی ایران و عربستان را منصفانه و منفعت آمیز نمی بینند و توصیه می کنند ایران برای رسیدن به معامله ای بصرفه تر اصرار نماید.

۴.    این انتقادها از آشتی ایران و عربستان بطور کلی مردود نیست: این احتمال (هرچند ضعیف) وجود دارد که زمان بهتری برای این آشتی در راه باشد. و این احتمال وجود دارد که پیشنهاد و طرح بهتری برای یک معامله دیپلماتیک وجود داشته باشد. اما آیا تمام داستان این انتقادها همین است؟ آیا واقعا ریشه همه مخالفتهای موجود با تجدید رابطه ایران-عربستان حساب سود و زیان و مسئله زمان است؟ اگر فرض کنیم بهترین زمان ممکن برای آشتی میان دو کشور فرارسیده است و بهترین معامله ممکن با عربستان فراهم شده است باز عوامل و مشکلاتی در ایران وجود دارد که مانع از برقراری چنین رابطه ای خواهد شد. در موارد زیر این عوامل و موانع مورد ارزیابی قرار می گیرند:

۵.    نوعی ملی گرایی افراطی در کشور وجود دارد که بشدت عرب ستیز (و بالطبع عربستان ستیز) است. براساس جهان بینی این ملی گرایی، دو نژاد ایرانی و عرب ماهیتا موجوداتی متفاوت می باشند: از نظر آنان عرب موجود و نژادی فرودست  و ایرانی نژاد برتر است. فرودستی اعراب و برتری نژاد ایرانی مسئله ای ذاتی و نژادی است که از آنها جدا نمی شود. این جهان بینی نژادپرستانه به سهولت و باقدرت تکلیف تمامی مسائل و مشکلات موجود در روابط این دو مجموعه را - از طریق ارائه تصویری سیاه و سفید - روشن می سازد. از این چشم انداز ایرانیها نیمه سفید، روشن و خیراندیش خاورمیانه و اعراب نیمه سیاه آن بحساب می آیند. تمام بدبختیها و مشکلات منطقه به حساب اعراب نوشته می شود و تمام خوبیهای آن به ایران منتسب می گردد. روایت این گروه از روابط دو قوم و تاریخ مربوطه بسیار یکسویه و حق به جانب است. تاریخ دو طرف، از این دیدگاه، تاریخ تقابل خیر و شر است. در همه درگیریها و اختلافات میان این دو حق با طرف ایرانی بوده و طرف عربی همواره بدی نموده، خیانت ورزیده یا خباثت و لجاجت به خرج داده است. این نگاه همه روایتهای موجود از روابط طرفین، از حمله اعراب (مسلمانان) به ایران تا عصر حاضر، را شکل داده و مرتب نموده است.

از این چشم انداز، انحطاط ایران با دخالت اعراب (در امور ایران) شروع شده و تداوم آن – تا زمان حاضر - به دلیل ادامه حضور بقایای فرهنگ و عناصر عربی در صحنه حیات کشور است. روایتهای ایرانی از اختلافات اخیر دو کشور، حادثه حج خونین و حادثه منا برای مثال، نیز از چنین افکاری بی نصیب نمانده است. روایت ایرانی این حوادث نه تنها با روایت عربستانی بلکه با تمامی روایتهای ملتهای مسلمان حاضر در صحنه واقعه تفاوت دارد. تعرض (زشت و محکوم) به دو نوجوان ایرانی در فرودگاه عربستان جنایتی هولناک با ابعادی تاریخی ارزیابی می شود. برای درک دخالت - یا عدم دخالت - عرب ستیزی ایرانی در فهم و ارزیابی این حادثه کافی است تصور کنیم اگر این حادثه در هر فرودگاه دیگری در هر جای دیگر جهان رخ می داد واکنش به آن چگونه می بود. آیا در طول سالهای گذشته هیچ تعرضی به شهروندان ایرانی در فرودگاهها و مناطق مرزی سایر کشورها رخ نداده است؟ کدام مورد از این تعرضهای متعدد و مکرر چنین طنینی از نفرت و بیزاری ایجاد کرده است؟ آیا جامعه ایرانی به تعرض چند بلژیکی و آلمانی (برای مثال) به نوامیس ایرانی واکنش مشابهی نشان می دهد؟ نفرت حاصل از جهان بینی عرب ستیزانه موجود موجب دیدن تجربیات (روابط با اعراب و عربستان) به گونه ای کاملا متفاوت می شود. از این حیث جامعه ایرانی با جوامع غربی و بویژه یهودی قابل مقایسه است. جوامع غربی نیز - همچنانکه پروفسور ادوارد سعید در کتاب پرآوازه و تاثیرگذار خود (استشراق یا اورینتالیسم) تبیین نمود - به اعراب به چشم بیگانه، دیگری و بخش بد جهان و تاریخ نگاه می کنند. یکی از دلایل دل بستن اسرائیل به همراهی جریانهای ملی گرای ایرانی با اسرائیل (در مسئله فلسطین) تاثیر نوعی اورینتالیسم ایرانی بر بخشهایی از جامعه ایرانی و اشتراک این دو در عرب ستیزی است.

۶.    تعصبات و عقاید ملی تنها عامل بدبینی نسبت به عربها و عربستان نیست. تعصبات و عقاید مذهبی نیز در ایران نقش مشابهی بازی می کنند: ایران و عربستان خود را مرکز و رهبر دو مذهب عمده جهان اسلام، تشیع و تسنن، می دانند. اختلاف این دو مذهب مهمترین منبع تقابل، بدبینی و خصومت مذهبی در درون جهان اسلام است. از نگاهی ایرانی، عربستان علاوه بر پرچمداری اردوگاه اهل تسنن سردمدار نوعی از تسنن است که - بواسطه تاثیرپذیری از افکار محمد عبدالوهاب - نگاه بدبینانه ای به تشیع و ارزشهای شیعی دارد. این ارزشهای متضاد و متعارض به دلیل حضور کاروانهای ایرانی حج (تمتع وعمره) در عربستان پیوسته در معرض تصادم و تعارض قرار دارند و بر تجربیات تلخ طرفین از یکدیگر می افزایند.

از چشم اندازی شیعی مقدسات شیعه در عربستان و مزار معصومین (و بویژه بقیع) به شیعیان تعلق دارد و آنان حق دارند براساس ارزشها و عقاید خود به این مقدسات دسترسی داشته باشند. از نگاه عربستان بقیع، چونان سایر مناطق عربستان، بخشی از خاک عربستان و تابع قوانین آن است. عربستان حق خود می داند این اماکن و مراسم حج را براساس ارزشهای اکثریت سنی برگزار نموده و از برگزاری شعائری که در تعارض با ارزشهای اهل تسنن است، جلوگیری نماید. به عنوان نمونه از نظر شیعیان مذهبی بی توجهی به قبور ائمه بقیع توهین به مقام والای آنان بشمار می آید. علمای عربستان این شیوه را – که در مورد همه قبور از جمله قبور پادشاهان و امرای عربستان اجرا می گردد – منطبق با ارزشهای اسلام سنی می دانند. به دلیل پیگیری این سیاست مذهبی سختگیرانه حکومت (و ملت) عربستان مورد نفرت اصول گرایان مذهبی در ایران قرار می گیرد.

آنها اخلاف حقیقی ابوسفیان، معاویه، یزید و خلفای ظالم اموی قلمداد می شوند اما نسبتهای خونی آنها با شخص پیامبر و امامان شیعه مورد انکار قرار می گیرد. این مشکل به شکلی دیگر در رابطه با اتباع شیعه عربستان (و شهروندان شیعی سایر کشورهای شبه جزیره عربستان) وجود دارد. اکثریت شیعه در ایران شیعیان اتباع این کشورها را بخشی از ملت شیعه بشمار می آورد و با حاکمیت و حکومت اکثریت سنی بر آنان مشکل دارد. تعامل (نامهربان) این حکومتها با اقلیتهای شیعی اغلب به موضعگیری منفی شیعیان ایرانی و حکومت منجر شده و موجبات تشدید تنش و درگیری میان دو طرف می شود.

۷.    ایدئولوژی حاکم بر هر دو کشور – ایران و عربستان - نوعی اسلام گرایی به حساب می آید که ادعاهای فرامرزی دارد. هر دو حکومت خود را ادامه حکومت نبوی و پرچمدار ارزشهای اصیل اسلامی در عصر حاضر می دانند. هر دو تلاش می کنند احکام و مقررات اسلامی را براساس سنتهای صدر اسلام اجرا نمایند. از اینرو از حیث اجرای احکام اسلامی بویژه در حوزه جرم وجزا اوضاع مشابهی دارند. اما در عین حال هر دو تنها خود را حکومت اسلامی واقعی دانسته و دیگری را، به دلایل مختلف، نمونه ای تقلبی (یا دروغین) از این حکومت می دانند. هر دو خود را مرکز اسلام یا ام القرای جهان اسلام و شایسته رهبری آن می دانند. این ادعاهای میراث داری انحصاری از حکومت نبوی و همچنین ادعاهای متعارض حکومت و رهبری بر ملکی واحد این دو ایدئولوژی اسلام گرایانه را در مقابل هم قرار می دهد.

۸.    انقلاب اسلامی ایران رژیم پادشاهی، غرب زده و محافظه کار حاکم بر کشور را سرنگون نمود و نظامی جمهوری، غرب ستیز و انقلابی را جایگزین آن کرد. این تحول ظفرنمون و غرورانگیز ایدئولوژی انقلابی، جمهوری خواهانه و غرب ستیزانه حاکم را به راهنمای سیاست خارجی جمهوری اسلامی بویژه در حوزه خاورمیانه و جهان اسلام مبدل ساخت. براین اساس یک رسالت مهم جمهوری اسلامی انتشار ارزشهای این ایدئولوژی در سطح منطقه و مقابله با دشمنان آن بود. عربستان با نظامی سیاسی که ماهیتی سلطنتی، غرب گرا و محافظه کار دارد از این چشم انداز مهمترین مانع بر سر راه منطقه ای انقلابی و جمهوری بحساب می آید. البته در منطقه پادشاهی های دیگری – چون کویت، اردن و امارات - نیز وجود دارند اما عربستان از حیث نفوذ، قدرت، ثروت و وسعت پدر همه آنها بشمار می آید.

این تمایل برای توسعه جمهوری خواهی و انقلابی گری ایران را با سلطنت طلبی و محافظه کاری عربستان درگیر نمود. تحول مشابهی پیشتر در زمان جمهوری انقلابی و غرب ستیز جمال عبدالناصر تجربه شده بود. عبدالناصر نیز پادشاهی عربستان را مانع اصلی انقلاب ملتهای عربی می دید
و وارد جنگی تبلیغاتی و نیابتی علیه آن شد. جالب است در آن تحول نیز مهمترین اتهام عربستان غرب گرایی و سازش در برابر اسرائیل بود. در آن نمونه نیروهای مصری به کمک انقلابیون یمنی شتافته و جنگی نیابتی میان مصر و عربستان در یمن درگرفت. در آن جنگ اما عربستان حامی اصلی شیعیان زیدی یمن بود. اسرائیل از این فرصت کمال استفاده را نموده - و در حالی که سربازان مصری در یمن درگیر بودند - به مصر حمله ور شد و پس از وارد آوردن شکستی سخت بر مصر صحرای سینا و تمامی فلسطین (از جمله بیت المقدس) را تصرف نمود. مصر ورشکسته با کمک پادشاه وقت عربستان، ملک فیصل، از جای خود برخاست و مسیر طولانی و سخت شکست ۱۹۶۷ تا پیروزی ۱۹۷۳ را طی نمود. طی این مسیر بدون کمکها و حمایتهای عربستان، بویژه تحریم نفتی این کشور علیه آمریکا و دیگر حامیان اسرائیل، میسر نبود. واقعیت مهمی که در ایران اطلاع چندانی از آن وجود ندارد.

۹.     هدف از معرفی چهار عامل فوق بیان این حقیقت است که در ایران نیروها و عواملی وجود دارد که مانع شکل گیری نگاهی واقع بینانه، عاقلانه و غیرمتعصبانه به روابط با عربستان است. برخی از این عوامل در سطح غیررسمی (جامعه) و برخی در سطح رسمی عمل می کنند. ملی گرایی افراطی عربهای عربستان را بزرگترین دشمن نژاد آریایی ایرانی بشمار می آورد. مذهب گرایی شیعی عربستان را بدترین دشمن شیعه می داند. این دو عامل در سطح اجتماع صاحب نفود و تاثیر می باشند. دو عامل دیگر، ایدئولوژی حکومت و سیاست صدور انقلاب، بیشتر در سطح حکومت عمل می کنند اما ریشه های اجتماعی نیز دارند. استدلال اصلی این مقاله آن است که که حضور نیروها و عوامل فوق الذکر موجب شده است ایران - اعم ا ز دولت و ملت - به بدبینانه ترین شکل ممکن به عربستان و واقعیتهای آن بنگرد. نگاه ایرانی به عربستان، در مقایسه با نگاه ایرانی به سایر ملتها و کشورهای جهان، رکوردی از بدبینی به موجودیت و ملیتی خارجی است. این بدبینی ریشه دار موجب شده است واقعیتهای عربستان و تعاملات آن با ایران نه از طریق چشم و عقل و محاسبه سود و زیان و مصلحت که از طریق احساس، و هیجان و نفرت فهم شود. روشن است تا نیروهای مزبور بر روابط ایران-عربستان تاثیری تعیین کننده داشته باشند، نمی توان به برقراری آشتی حقیقی میان ایران و عربستان امیدوار بود. این نیروها مستمرا روایتهایی سیاه و بدبینانه ای از عربستان تولید می کنند که مانع قوت گرفتن هرگونه موضع مثبتی نسبت به روابط با عربستان در کشور می شود. این عوامل همچنین توضیح می دهد عدم شکل گیری مناسباتی دوستانه میان دو کشور محصول نظرات یک نفر یا یک گروه محدود نیست بلکه در افکار و نظراتی ریشه دارد که بخشهای وسیعی از جامعه ایرانی را تحت تاثیر قرار می دهد.

۱۰.    تاکید بر عوامل و موانع داخلی (آشتی دو کشور) به معنای آن نیست که عوامل خارجی بر این فرآیند تاثیر نمی گذارند. اتفاقا دشمنی ایران و عربستان مورد توجه ویژه قدرتهای خارجی است و از این حیث موهبت و فرصتی فوق العاده برای پیشبرد سیاستها و منافع آنها بشمار می آید: این دشمنی عربستان - و سایر کشورهای ثروتمند عضو شورای همکاری خلیج فارس – و ثروتهای هنگفت آنها را بسوی غرب و بازارهای تسلیحاتی غرب سرازیر می کند. برای غرب، بویژه آمریکا، دسترسی به دارائیهای فراوان کشورهای عربی خلیج فارس اولویتی اساسی است و دشمنی میان این کشورها و ایران زمینه خوبی برای این مهم فراهم می نماید. اسرائیل – در داستان اختلاف ایران و عربستان – نقشی نادیدنی تر اما بسیار پیچیده تر دارد. اسرائیل می داند بزرگترین خطر موجودیت اسرائیل در منطقه اتفاق و موضع یکپارچه کشورهای اسلامی است.

از این رو از تمام امکانات آشکار و پنهان خود استفاده می کند تا مانع برقراری چنین ترتیباتی در خاورمیانه شود. برای تحقق این ایده یکی از موثرترین راهها تقویت دشمنی و اختلاف میان کشورهای منطقه بویژه ایران و عربستان است. دسترسی پیشرفته و کارآمد اسرائیل به ابزارهای جاسوسی، رسانه های گروهی و شبکه های ارتباطی و اجتماعی این رژیم را قادر می سازد این اهداف را با قدرت و دقت دنبال نماید. برای این کار استفاده از عوامل داخلی (چهار عامل یادشده) یکی از سهل ترین و موثرترین کارهاست. برای این منظور کافی است گزارشی از برخورد بد یک پلیس عربستان با یک حاجی ایرانی (برای مثال) منتشر شود. اسرائیل می داند ملی گرایی ایرانی و مذهب گرایی شیعی به عربستان حساسیت ویژه ای دارد و هرگونه خبر منتشره پیرامون عملکرد بد عربستانی ها را  - بدون توجه به صحت و سقم آن – می پذیرد و منتشر می کند. در این چارچوب برای دور نگاه داشتن ایران از عربستان کافی است به محض نزدیکی این دو خبری از تجاوز عربستان به حقوق ایرانیها یا ارزشهای آنها (و یا خبری از تجاوز ایران به حقوق و ارزشهای عربستانی) منتشر شود. چنین خبرهایی می تواند نیروهای متاثر از احساسات ملی یا مذهبی را در کشور تحریک نموده و موجب حمله ور شدن آنها به روابط دو کشور و نابودی هرگونه طرحی برای آشتی احتمالی شود.

۳۱۰ ۳۱۰

کد خبر 1289034

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 2 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • IR ۰۳:۲۴ - ۱۳۹۸/۰۵/۲۴
    1 0
    خبر جان ! اولاً مقاله اى كه به قلم جناب مهاجرى در باره صدا و سيماى بى رئيس و عشق بى كرانه مديران آن به يك گروه بدنام و عصبانى بسيار عالى بود دست مريزاد ميگم هم به ايشون و هم به شما . اما در مورد اين مقاله با اينكه از نظر محتوا آن را تاييد ميكنم - چون ما ملت افراط و تفريطيم - اما انصاف كمتر در آن ديده ميشد ، بيشتر بر عوامل منفى ايرانى ها تاكيد شده تا ديگر عوامل، نويسنده ميتوانست دو سه عامل منفى مربوط به عربستان را هم در نوشته خود قيد كند تا اثرپذيرى آن بيشتر شود. در هر صورت موفق باشيد- با احترام سپهر
  • سید هادی برهانی IR ۱۲:۳۳ - ۱۳۹۸/۰۵/۲۶
    0 0
    با تشکر از توجه شما: حوزه تحقیق و تمرکز این مقاله عوامل ایرانی مخل روابط دوستانه با عربستان است. این به معنای آن نیست که در طرف دیگر، عامل منفی وجود ندارد و حتی به این معنی نیست که عوامل ایرانی از عوامل عربستانی مخل رابطه مهم تر و منفی تر می باشند. بررسی عوامل منفی موجود در عربستان به تحقیق جداگانه و مستقلی نیاز دارد. نویسنده مقاله